دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ -
- 18 Nov 2019
19 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
به کردها در مهار داعش کمک کنید
جرس: عواقب ناشی از فروپاشی تدریجی صلح آمریکایی به مرور در حال روشن شدن است 

برای هفت دهه، ایالات متحده چارچوب جهانی را به هر ترتیبی حفظ کرده است، صرف نظر از این که این ابرقدرت چه اشتباهاتی داشته است، توانسته به طور کلی حداقلی از ثبات را تضمین کند. حداقل صلح آمریکایی از اجزا امنیتی مهم غرب بود اما ایالات متحده برای مدت زمان طولانی نمی تواند نقش پلیس جهانی را ایفا کند. تجمع متناوب بحران‌ها و درگیری‌هایی که امروز جهان با آنها روبه رو است (در اوکراین، عراق، سوریه، غزه و لیبی) مربوط به جایگاه جدید ایالات متحده است. باید علاوه بر این مسائل، به منطقه‌ی بحران خیز آسیای شرقی هم اشاره کرد، جایی که جهان با یک فاجعه جهانی ناشی از همزمانی بحران‌های منطقه‌ای متعدد روبه رو می شود و به وضوح روشن است که هیچ کس نمی تواند این بحران را کنترل کند.


جهان دو قطبی جنگ سرد به تاریخ پیوسته است و جورج دبلیو بوش دوران کوتاه تنها ابرقدرت بودن آمریکا را از دست داد. جهانی شدن اقتصاد تاکنون نتوانسته چارچوبی برای حکمرانی جهانی به وجود بیاورد. شاید ما در میانه ی فرآیندی پر هرج و مرج هستیم که قرار است به یک نظم جدید بین المللی منجر شود، یا به احتمال زیاد فقط در ابتدای این فرآیند هستیم. بحث درباره آینده نظم جهانی در مراحل اولیه ی خود در غرب، به ویژه در آمریکای شمالی و اروپا می باشد. با وجود این که قدرت های نو ظهور در حال تلاش برای انطباق مواضع استراتژیک خود با آرمان ها و منافع ملی شان هستند، نمی خواهند یا نمی توانند که به بیان ایده ها و قوانین الزام آور خود برای ایجاد نظم بین المللی جدید، دست بزنند.


به طور مثال فرمولی که چینی‌ها یا هندی‌ها برای نظم جهانی ترسیم می کنند، چگونه خواهد بود؟ (مثلا آنها می خواهند درباره بحران اوکراین و موضوع روسیه چه واکنشی از خودشان نشان دهند) به نظر می رسد که رویکرد قدیمی فرا آتلانتیک، تنها راه برای حفظ ثبات جهانی است. با این حال فرکانسی از بحران در کشورهای غربی هم به وجود آمده است، تعارضی هنجاری میان آرمان گرایی یا واقع گرایی و یا سیاست مبتنی بر ارزش‌ها و یا مبتنی بر منافع ملی؟ هرچند مدت زیادی است که مشخص شده سیاست غرب بر هردو روش متکی است، اما با این حال مجدداً در این باره بحثی به وجود آمده است.


بحران عراق، خشونت های وحشتناک داعش در عراق و سوریه، بیشتر نتیجه‌ی عدم مداخله ایالات متحده در جنگ داخلی سوریه است. رئالیست های سیاست خارجی با رویکرد پیشنهادی آرمان گرایان مبنی بر مداخله‌ی بشردوستانه، مخالف هستند. نتیجه کاملا مشخص است : یک بحران انسانی و چالشی بی سابقه در نیم قرن اخیر برای عرب‌های خاورمیانه. جنجال به وجود آمده در اروپا بر سر مسلح کردن کردها در پرتوی اوضاع عراق، عجیب و غریب به نظر می رسد. داعش در حال تهدید به کشتن یا به بردگی گرفتن تمام اقلیت‌های مذهبی است که به اسلام نگرویده اند یا در حال فرار کردن هستند. در حالی که غرب در حال نظاره کردن جنایت‌های داعش است، مبارزه با آنها یک اقدام اخلاقی است. به همین دلیل در دوران پس از اتمام جنگ، سلاح های در دست کردها، در درجه دوم اهمیت قرار دارد.


از لحاظ سیاست واقع گرایانه، درحالی که ارتش قادر به شکست دادن داعش نیست، این تنها کردها هستند که توانایی شکست آنها را دارند ولی در صورتی که سلاح‌های مدرن، در اختیار داشته باشند. پیروزی داعش در شمال عراق و یا حتی فتح اربیل، پایتخت اقلیم کردستان، نه تنها منجر به فاجعه انسانی می‌شود بلکه تهدید سیاسی بسیار بزرگی برای خاورمیانه و صلح جهانی خواهد بود. بنابراین رابطه بین ارزش ها و منافع کاملا مشخص است، این موضوع به ویژه درباره اتحادیه اروپا صدق می کند. درحالی که خاورمیانه با بی‌رحمانه ترین دولت تروریستی روبه رو است که در همسایگی اروپا قرار دارد و تهدیدی برای امنیت آنها محسوب می شود، پس چرا نباید به افرادی که در عراق مایل و قادر به مواجه شدن با این خطر هستند، کمک کنیم؟ 

منبع: دیپلماسی ایرانی

منبع اصلی: پروجکت سندیکیت

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.