دوشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۶ -
- 26 Jun 2017
01 شوال 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
سلطانی وکیل، خروس بی‌محل
خروس بی‌محل برای قوه قضائیه ایران، مرغ حق کانون وکلای ایران هم است 


به راستی داستان سلطانی وکیل در چند سال اخیر مصداق همان خروس بی‌محل بودن برای قوه قضائیه است که تا حد توان و البته پرتوان صدای خود را بلند کرده و فریاد انصاف و عدالت سر داده است و برای این خواسته تاوان سنگین هم پرداخته است .


او مرغ حق وکلای ایران است؛ شجاع و نترس و دارای انگیزه مناسب برای عدالت خواهی .


وکیلی که به متهم انگیزه می دهد که باید حقوق خود را بخواهد و به حق خود آشنا باشد.


سلطانی وکیل در زمره وکلایی است که در چند سال اخیر بسیار زیر مهمیز رفتاری دستگاه قضا در ایران قرار گرفته است . انتقام و باز انتقام از وی در بخش امنیتی قوه قضائیه ایران امری معمول شده است، اما سلطانی کار خود را انجام داده است و به مدد حق در اجرای و طلب حقوق بشر کوشیده است.


این متولد خیمه گاه در کربلا، حال خود آزادگی را تمرین می کند تا آزاده تر گردد. اولین بار رفتارش را در دادگاه عمومی ملی‌مذهبی درسال۱۳۸۰ه.ش دیدم که زمانی قاضی حداد در آغاز جلسه سوره قل یا‌ای اهل کافرون را خواند وی به اعتراض به قاضی گفت که شما بی‌طرفی خود را نقض کردید. خطاب به متهمان سوره‌ای را خواندید که اعلام برائت و محکوم کردن آنان به کفر بود.


البته قاضی حداد که نشان داد که دادن احکام به ملی‌مذهبی بی‌طرف نیست، با عقب نشینی گفت: که قصد او خواندن آیه قران بوده تا جلسه را رسمی کند.


اما وی نتیجه این مرغ حق بودن را با ۵ ماه زندان پرداخت کرد.که بهانه‌ای پیدا شد که قاضی از وکیل شکایت کند و مرتضوی هم قضاوت کند تا سلطانی وکیل هم مانند متهمان پرونده به زندان برود. بعد از این ماجرا در سال۱۳۸۵ه.ش پای سلطانی به زندان و انفرادی باز شد که بعد از آن به هر بهانه‌ای وی را دستگیر کردند. هر بار تا آخرین دستگیری برائت هم می گرفت و تبرئه می شد؛ منتها بعداز کشیدن انفرادی طولانی و چند ماه بازداشت.


بهانه‌ها فراوان بود اگر به کانون مدافعان حقوق بشر قرار بود فشاری وارد شود، سلطانی در زمره نفر اول بود.اگر می خواستند اعضای شورای ملی صلح را گوشمالی دهند باز او مورد هجوم قرار می گرفت.


کمیته دفاع از انتخابات آزاد و سالم و منصفانه را قصد گوشمالی داشتند باز سلطانی در خط مقدم بود.


اگر قصد هشدار به کمیته پیگیری بازداشت‌های خود سرانه که هر از گاه از نقض قانون بوسیله نیروی امنیتی و قضایی پرده بر می داشت را داشتند، باز سلطانی را هجوم قرار می دادند.


این‌ها حاصل روحیه کار جمعی وکیلی است که به دنبال ریاست نیست، بلکه قصدش خدمت است و اجرای عدالت در کنار این حضور جمعی در میان تشکلات‌های مدنی. وی با انرژی پرونده‌های پر درسر اما نه نان و آب دار را پذیرفته است در عین حال رازدار این پرونده ‌ها بوده است که برخی ابعاد ملی داشته اند.
مقامات قضایی می دانند که رازداری وی تا آن حد است که اگر صحبت ابرو یا منافع ملی باشد سلطانی با وجود جور ستم حاکمان، اولویت منافع ملی را فراموش نمی کند.


زمانی که وکالت سفارت خانه‌ای به وی پیشنهاد شد، او نپذیرفت چرا که می گفت اگر میان منافع این سفارت خانه با منافع ایران تضادی حاصل شود من باید از چه دفاع کنم؟


اما این وکیل که محرومیت کم نکشیده است، پرونده همه شهروندان و به عنوان نمونه بهائیان را می پذیرفت؛ با وجودی که می دانست به دردسر خواهد افتاد که افتاده است.


۳ سال تمام است که وکیل سلطانی، که به جامعه وکالت ایران وجه داده است و به متهمان آموخته که حق وحقوقی دارند، برای این آموختن همراه با موکلان خود در زندان به انفرادی می رود و کتک می خورد اما بر سر پیمان خود ایستاده است. این ایستادگی قابل ستایش است.


پس می توان گفت که خروس بی‌محل برای قوه قضائیه ایران، مرغ حق کانون وکلای ایران هم است. آری سلطانی وکیل را می گوییم. 
 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.