چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ -
- 01 Apr 2020
06 شعبان 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
اعتماد و خشونت
 حق ملت به رسمت شناخته شود و محدودیتهای غیرمنطقی و غیرقانونی و غیرشرعی را از میان برداریم و ...  


وقتی بین دو فرد یا دو گروه اعتماد حاکم نباشد، تفاهم جایش را به بدبینی و خشونت می دهد؛ در چنین فضایی، یک طرف یا هر کدام از دو طرف، خود را محق و برتر می بیند و طرف مقابل را در توهمات خود دارای مشکل خواهد دید.


بی اعتمادی ناشی از دو چیز است؛ یا برخاسته از توهم و خودبرتر بینی انسان است، که همه را معیوب و تنها خود را کامل و بی‌نقص می داند و یا این که واقعاً طرف مقابل مشکل دارد و زمینه تفاهم را از بین می برد.


اگر بی‌اعتمادی ناشی از توهم و خودبرتر بینی باشد، معیارهای عمومی و منطقی و دینی هم دردی را دوا نمی کند و در مواجهه با هر کسی فکر می کند کاسه‌ای زیر نیم کاسه است و هرگز اعتمادش جلب نمی شود؛ اصل برائت و حمل به صحت و ... برای او پشیزی ارزش ندارد؛ از نظر او همه مسئله دار هستند، مگر این که خلافش ثابت شود و تازه این ثبوت هم برایش جای حرف فراوان دارد! حتی موثق‌ترین افراد با یک برخورد زاویه دار با نگاه طرف، به سرعت در جبهه مقابل قرار می گیرد و بی‌رحمانه بر ان می تازد و حذفش می کند.


اگر بی‌اعتمادی ناشی از عملکرد ناصحیحطرف باشد، دغدغه‌ای بجا و عقلانی است؛ در چنین وضعیتی بارها طرف مقابل واقعاً بد عمل کرده است و اصل برائت و حمل به صحت و ... هم کارگر نشده است و عالمانه و عامدانه خطایش را تکرار کرده است؛ در چنین موقعیتی، بی‌اعتمائی کاری عقلانی است.


اگر فضای جامعه با بی‌اعتمادی و خودبرتربینی آلوده شود، آرامش روانی رخت بر می بندد، شاخص‌های تعالی مادی و معنوی فروکش می کند، جامعه دوقطبی می شود، تقدم و تأخر اراذل و افاضل اتفاق می افتد، دشمن بیرونی مشترکدندان طمع تیز می کند، نخبگان جامعه پاپس می کشند و خانه نشین می شوند،شارلاتانهای سیاسی و اجتماعی صحنه دار خواهند شد، فرهنگ و معنویت به محاق خواهد رفت، آرمانها به فراموشی سپرده خواهد شد، دین گریزی اتفاق خواهد افتاد و ...


بی اعتمادی، هر چه دامنگیر مسئولان بلندپایه تر شود، خطرش بیشتر است و تأثیر گسترده تری خواهد داشت.


طرفی که دچار بی‌اعتمادی شده است، سعی می کند که این بی‌اعتمادی را از راههای مختلف بر طرف سازد؛ از آنجایی که راههای صحیح جلب اعتماد را به واسطه مشکلی(توهم و خودبرتربینی) که دارد ناکارآمد می بیند، به ناچار به راههای غیر صحیح برای جبران بی‌اعتمادی متوسل می شود مانند ایجاد محدودیت و فشار و خشونت و ... به عبارت دیگر، سعی می کند طرف مقابل را بجای سنجش با معیارهای معقول و منطی و مورد قبول شرع، با معیار خود همطراز کند؛ همان داستان معروف میزبانی که مهمانان خود را با شیوه بُرش یا کِشش با تخت خواب همطراز می کرد!


طرف اگر حرفی برای گفتن نداشته باشد و یا قادر به رساندن حرفش نباشد، به خشونت و زور متوسل می شود و پر واضح است که چنین حرفی، طرف مقابل را گریزان می کند و در مقابلش جبهه می گیرد؛ در چنین فضایی یک طرف عِرض خود می برد و طرف مقابل را زحمت می دهد و هیچکدام از وضعیت به وجود آمده خشنود نخواهند شد.


و اما در این گیر و دار، بازار شارلاتانهای چاله میدانی سکه خواهد شد؛ کسانی که محلی از اِعراب ندارند، وارد گود می شوند و به نام ایجاد اعتماد، به کام خود می رسند! چنین افرادی اهل اعتماد و دین و منطق و اندیشه و ... نیستند؛ تنها هنرشان این است که هواشناس خوبی هستند! پای سفره آماده می نشینند و ...


بیچاره طرفی که در این میان دغدغه و حرفی برای گفتن دارد و خواهان اعتماد بر اساس اصول منطقی و دینی است، راه پر پیچ و خمی در پیش دارد؛ از یک طرف با بی‌اعتمادی غیر اصولی مواجه است و از طرف دیگر دغدغه مردم و آرمانها را دارد؛ او در دو جبهه باید نقش ایفا کند؛ در جبهه‌ای باید به درد دل مردم برسد تا دچار سرخوردگی و یأس نشوند و در جبهه‌ای دیگر و خطرناکتر، باید اعتماد کسانی را جلب کند که حضرت معصوم ع هم در مقابلشان کم می آورد!


طرفی که بی‌اعتمادی‌اش ناشی از توهم و خودبرتربینی است اگر بخواهد اعتماد واقعی طرف مقابل را جلب کند، با دو مشکل روبه روست؛ از یک طرف دنباله روان شارلاتان که نان فضای مبهم را می خورند، راحتش نمی گذارند و از جانب دیگر، از شماتت رقیب دل نگران است؛ اینجاست که شجاعتی تام لازم است که بر این فضای سنگین بتوان غلبه کرد و خود و دیگران را از مخمصه و بحران نجات داد.


و اما راه چاره کدام است؟

راه درمان از طرح درد معلوم است؛ بخواهیم یا نخواهیم باید فضای بی‌اعتمادی ناشی از توهم و خودبرتربینی از بین برود و جایش را به فضای اعتماد واقعی بدهد؛ نقش و جایگاه همه افراد و گروهها باید به رسمیت شناخته شود، کسی و گروهی حق برتری طلبی و امتیازخواهی نداشته باشد، قدرتمندان جامعه خود را صاحب اختیار مردم ندانند، بلکه خدمتگزار و پشیبان بی‌منت!


حق ملت به رسمت شناخته شود و محدودیتهای غیرمنطقی و غیرقانونی و غیرشرعی را از میان برداریم و ...


نگاههای اعتمادسوز را تأیید و تقویت نکنیم و فضای تعارف و رعب آفرین را در هم شکنیم.

معامله گران نان به نرخ روزخور را منزوی کنیم و اجازه ظهور و بروز به آنان ندهیم.

تشکل و انسجام خود را هرچه بیشتر تقویت کنیم و نگذاریم یأس و سرخوردگی بر فضای جامعه حاکم شود.

بی تردید فضای بی‌اعتمادی ناشی از مقولات غیرمنطقی و غیردینی، به سرعت از فضای جامعه رخت بر می بندد و جامعه در صراط مستقیم قرار می گیرد.

 

 

 

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.