چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ -
- 19 Feb 2020
23 جمادى الثانية 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
انگيزه گروه‌هاي افراطي، سياسي است
 هدف پنهان در شعارهاي افراطي اين جريانات رسيدن به قدرت است اما وجود تفاسيري افراطي از اسلام است كه زمينه را براي افراطي‌گري فراهم مي‌كند


افراطيون را مي‌توان بر اساس مبناي حركت‌شان به دو گروه تقسيم كرد؛ مبناي فقهي و فكري ديني و مبناي سياسي و اقتصادي. گروه اول افراطيوني هستند كه مبناي فقهي و ديني‌شان حركت‌هاي خشونت‌آميز را ايجاب مي‌كند و در واقع اعتقاد قلبي به برداشت افراطي از اسلام آنها را به سمت عمل خشونت‌آميز سوق مي‌دهد، هرچند كه ما اصولا چنين برداشتي از دين را نمي‌پذيريم. گروه دوم افراطيوني هستند كه اعتقاد و التزامي به دين اسلام ندارند و از اساس در راستاي قدرت و منافع سياسي برداشت‌هاي افراطي از اسلام را عرضه مي‌كنند. بيشتر سركردگان و رهبران پيشرو جريان‌هايي مثل داعش در گروه دوم قرار مي‌گيرند و در اقدامات خود تنها به دنبال قدرتند. با اين وجود ممكن است در ميان راه، اعضايي با تفكري متفاوت و دور از قدرت طلبي به اين جريان‌ها اضافه شوند. اين افراد با اعتقاد قلبي به اسلام افراطي در اثر سرخوردگي از اجتماع يا تلاش براي ترويج برداشت خود به اين گروه‌ها وارد مي‌شوند. اين اعتقاد قلبي به اسلام خشونت آميز و تلاش براي حذف مخالفان همان جرياني است كه با عنوان سلفي‌گري شناخته مي‌شود. هرچند بخشي از اعضاي گروه‌هاي افراطي با اعتقاد به برداشت خشونت‌آميز از اسلام به عضويت چنين گروهاي در مي‌آيند اما از ياد نبريم اين اهداف سركردگان است كه گروه‌ها را هدايت مي‌كند و به همين خاطر نمي‌توان انگيزه جريان‌هايي مثل داعش را ايدئولوژيك تعريف كرد. گروه‌هاي افراطي در ظاهر براي گسترش اسلام اصيل دست به قيام مي‌زنند اما در واقع اسلام با تفسير خشونت‌آميز از آن، تنها بهانه‌يي براي شروع جنگ است. داعش نخستين جريان افراطي منطقه نيست و در سال‌هاي نه چندان دور مانور ديگر گروه‌هاي افراطي خاورميانه را ناآرام كرده بود. در آن زمان هم اين گروه‌ها انگيزه و شعار اصلي خود را احياي اسلام اعلام مي‌كردند. اما اهداف اين گروه‌ها درحالي ترويج اسلامي سلفي عنوان مي‌شد كه جرياناتي مثل جبهه القاعده و گروه طالبان با اهدافي كاملا سياسي از طرف برخي قدرت‌هاي سياسي حمايت مي‌شدند.


گروه طالبان در افغانستان توسط امريكا حمايت شد تا شوروي را متوقف كند. امريكا با استفاده از اين گروه توانست شوروي را حذف كند و به هدف خود برسد. شورش اين جريانات پس از پيروزي، عليه امريكا گواهي بر اين ادعاست كه گروه‌هاي افراطي با اهدافي سياسي و با سوءاستفاده از دين اسلام دست به جنگ در منطقه مي‌زنند. امريكا بهترين راه براي پيشبرد اهداف خود در خاورميانه را تقويت گروه‌هاي افراطي ديده و با وجود گفته‌هاي مقامات رسمي امريكايي، مي‌توان حدس زد اين‌بار نيز منافع امريكا و نه احياي اسلام اصيل و خلافت، پشت پرده اين ماجراست. درخصوص داعش هم وضعيت مشابه است، برخي كشورهاي عربي در منطقه براي پيشبرد منافع سياسي و اقتصادي‌شان وارد مبارزه با اسلام شيعي شدند و گروه‌هاي افراطي را تقويت كردند اما حالا به جمع ائتلاف نابودي داعش پيوسته‌اند. پس اصل براي گروه‌هاي افراطي و همچنين كشورهاي حامي اين جريان‌ها جنگ منافع و قدرت سياسي است.


هدف پنهان در شعارهاي افراطي اين جريانات رسيدن به قدرت است اما وجود تفاسيري افراطي از اسلام است كه زمينه را براي افراطي‌گري فراهم مي‌كند. جهان اسلام بايد در اين زمينه هوشيار باشد و از گسترش برداشت‌هاي خشونت‌آميز از اسلام جلوگيري كند. تا زماني كه تفسير افراطي از اسلام وجود دارد زمينه براي سوءاستفاده قدرت‌طلبان مهيا خواهد بود. تاريخ نشان داده برداشت‌هاي افراطي از اسلام محدود به سرزمين خاصي نيست.

منبع: اعتماد 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :