دوشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۶ -
- 23 Oct 2017
01 صفر 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
آیت الله منتظری در دفاع از حقوق مردم وسواس داشت
جرس: مصطفی ایزدی در سال ۱۳۵۹ به نگارش و چاپ کتاب زندگینامه آیت‌الله منتظری اقدام کرد. این کتاب در دو جلد و با عنوان «فقیه عالیقدر» (عنوانی که آیت خمینی برای آیت‌الله منتظری به کار برده بود) مهم‌ترین و کامل‌ترین مرجع در خصوص زندگی سیاسی و علمی آیت‌الله منتظری به شمار می‌رود.  

وی سال‌های صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه «آوا» بود که به دلایل سیاسی و در توقیف فله‌ای مطبوعات به بهانه ترویج سیاسی آیت‌الله منتظری در بهار ۷۹ به محاق توقیف رفت و پس از آن به دستور قاضی مرتضوی به طور دایم لغو پروانه شد.
گفتگوی جرس با مصطفی ایزدی از یاران نزدیک آیت الله منتظری در پی می‌آید:

آقای ایزدی لطفا در ابتدا از نحوه آشنایی خود با مرحوم آیت الله منتظری بگویید؟

من از حدود ۵۰ سال پیش، یعنی از وقتی که نوجوان بودم و قضایائی که در ارتباط با ۱۵ خرداد ۴۲ پیش آمده بود، به آیت الله منتظری علاقه‌مند شدم. از‌‌ همان وقت‌ها، هر وقت از قم به نجف آباد می‌آمدند و در مسجد جامع که به آن «مسجد میدان» می‌گفتیم نماز می‌خواندند، در جماعت ایشان شرکت می‌کردم. البته مسجد میدان٬ مسجد محله خودمان بود که طبیعتاً در زمان‌هایی که ایشان در نجف آباد نبودند، به همین مسجد می‌رفتم. حدود ۴۴ یا ۴۵ سال پیش که آیت الله منتظری در نجف آباد نماز جمعه را برگزار می‌کردند، بنده هم که سالهای آخر دبیرستان را می‌گذراندم٬به ایشان خیلی نزدیک شدم. با ایشان برای بعضی از کار‌هایم مشورت می‌کردم. یک جلسه هفتگی مذهبی سیاسی داشتیم به نام کانون آموزشی دین و دانش که مخصوص جوانان دبیرستانی و احیاناً دانشگاهی بود. گاهی اوقات از ایشان و آیت الله صالحی نجف آبادی و سایر روحانیون انقلابی دعوت می‌کردیم، به این جلسه می‌آمدند، هم برایمان صحبت می‌کردند و هم تشویقمان می‌کردند. بعد که ایشان را دستگیر کردند و به شهرهای مختلف مثل طبس و خلخال و سقز تبعید کردند، توفیق داشتیم به دیدار ایشان برویم. خصوصاً زمانی که من در دانشگاه تبریز درس می‌خواندم، چند وقت یکبار با دانشجویان مذهبی و انقلابی دانشگاه به دیدار ایشان در خلخال و سقز می‌رفتیم. ایشان هم به بنده لطف داشتند، به بعضی از افرادی که از نجف آباد برای دیدن ایشان به خلخال یا سقز می‌رفتند، می‌فرمودند که تا اینجا آمده‌اید یک سری به ایزدی که در تبریز است بزنید.


در سال ۵۴ آیت الله را از سقز به زندان بردند دیگر ایشان را ندیدم. تا اینکه مبارزات مردم اوج گرفت و از زندان آزاد شدند. از آن وقت تا زمان وفاتشان، بر حسب اینکه با چه فاصله‌ای به قم مرفتم، حتماً به دفترشان می‌رفتم. گاهی توفیق می‌یافتم نزد ایشان بروم. تا اوائل سال ۶۸، یکی دو مرتبه بیشتر نتوانستم به تنهائی خدمتشان برسم. اما در حدود بیست سالی که از حاکمیت برکنار بودند، به دفعات پیش ایشان می‌رفتم. دو سه دفعه هم به روستای خاوه که تابستان‌ها به آنجا می‌رفتند، خدمتشان رسیدم. خلاصه اینکه ارتباط بنده با آن مرحوم، در دیدارهای جمعی یا فردی خلاصه می‌شد و هرچه سوال شرعی یا سیاسی داشتم در این ملاقات‌ها می‌پرسیدم. ایشان هم خیلی حرف‌ها برای من می‌زدند. در دوران حصر هم تلفنی با ایشان احوالپرسی می‌کردم یا مساله می‌پرسیدم. آخرین باری که توفیق دیدار با آن حضرت را داشتم حدود ۲۰ روز قبل از رحلتشان بود که به اتفاق یکی از دوستانم خدمت ایشان رسیدم.


شما در سال ۱۳۶۲ کتابی در خصوص زندگی نامه آیت الله منتظری نوشتید. از چه زمانی و چرا به فکر تالیف کتاب افتادید؟


سال ۶۲ نبود و چاپ اول فقیه عالیقدر با نام «گذری بر زندگی و اندیشه‌های فقیه عالیقدر حضرت آیت الله منتظری» در سال ۵۹ تالیف و چاپ شد.. این کتاب به مدت یک سال بیش از ده نوبت و هر نوبت در تیراِژ ۲۰ هزار نسخه منتشر شد. در سال ۶۱ با یک سری تغییرات و اضافات، توسط انتشارات سروش با عنوان «فقیه عالیقدر» چاپ شد. یک سال بعد چاپ دوم آن منتشر شد. جلد دوم آن نیز در سال ۶۶ توسط همین ناشر منتشر شد. یک سال و نیم پس از آن، همه چیز متوقف شد.
اما در رابطه با شروع تالیف کتاب فقیه عالیقدر باید عرض کنم که پیش از پیروزی انقلاب، امام خمینی در پیامی از مردم خواسته بودند که وقایع و حوادث انقلاب را در شهرستان‌ها بنویسند تا هم از تحریف جلوگیری شود و هم به دست فراموشی سپرده نشود. من با دیدن این پیام تصمیم گرفتم که رخدادهای انقلاب را در زادگاهم، یعنی نجف آباد بنویسم. اول شروع کردم به سند و مدرک جمع کردن. در سال ۵۸ تالیف آن را شروع کردم. در جریان تالیف کتاب درباره فعالیت‌های انقلابی مردم نجف آباد، لازم بود شخصیت‌های اثرگذار به خصوص روحانیون بلندپایه شهرمان را که نقشی مهم در آگاه کردن و تحریک مردم داشتند، در این کتاب معرفی کنم. در راس این علماء و روحانیون، حضرت آیت الله منتظری قرار داشتند. وقتی اسناد و مدارک و نوشته‌های مربوط به ایشان را جمع آوری کردم، دیدم خودش یک کتاب مستقل می‌شود. آنچه در مورد نجف آباد نوشته بودم به اضافه اسناد و مدارکش را، کنار گذاشتم و تالیف کتاب «گذری بر زندگی و اندیشه‌های فقیه عالقدر حضرت آیت الله منتظری» را به پایان رساندم.


علت تغییر عنوان کتاب چه بود؟


بعد از ویرایش، کتاب با عنوان «فقیه عالیقدر» منتشر شد. در حقیقت این عنوان را از عبارت امام خمینی که در تجلیل مقام آیت الله العظمی منتظری گفته بودند «من شما را مجاهدی بزرگوار و فقیهی عالیقدر می‌دانم» گرفته‌ام.


در این کتاب تنها به زندگی سیاسی و علمی آیت الله منتظری پرداخته شده یا منش و روش سیاسی و اجتماعی ایشان هم در آن گنجانده شده است؟


جلد اول کتاب فقیه عالیقدر، به طور کلی در دو موضوع است. یکی بیوگرافی و شرح فعالیت‌های سیاسی اجتماعی مرحوم آیت الله منتظری و دیگری دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی ایشان، که با چاپ خلاصه‌ای از سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و پیام‌های آن حضرت، شکل گرفته است. از این سخنان، مصاحبه‌ها و پیام‌ها، روش و منش سیاسی و اجتماعی ایشان به دست می‌آید. البته در جلد دوم کتاب، علاوه بر نوشتن ابعاد دیگری از زندگی و فعالیت‌های آیت الله، روش و منش سیاسی و اجتماعی ایشان، از زبان حدود ۴۰ نفر از بلندپایگان مذهبی که با آن مرحوم نزدیک بوده‌اند، بازگو شده است.


آیا از تاثیرات این کتاب بر خوانندگان بازخوردی داشته‌اید؟ این کتاب در حال حاضر به راحتی در دسترس علاقمندان و جوانان هست؟


با توجه به اطلاعاتی که دارم، کتاب فقیه عالیقدر، از اولین کتابهایی است در ایران که در زمان حیات یک شخصیت، پیرامون زندگی و افکار آن شخصیت نوشته شده است. البته این کار در کشورهای دیگر سابقه دارد و ترجمه‌هایی از این گونه کتاب‌ها، در ایران منتشر شده است. اما در ایران رسم بر این است که هر کس از دنیا رفت، درباره زندگی و اندیشه‌هایش کتاب می‌نویسند. یادم هست یک روزی شهید مطهری گفتند که عادت نداریم چهره‌های علمی و مهم را زمان حیات خودشان بشناسیم. هر وقت فوت کرد درباره‌اش تعریف و تمجید می‌کنیم! خوشبختانه بنده توفیق داشتم درباره آیت الله منتظری، نزدیک به سی سال قبل از فوتشان، کتابی درباره ایشان بنویسم. به همین دلیل این کتاب مورد استقبال بسیار زیاد قرار گرفت و از شناخته شده‌ترین کتاب‌هایی است که در سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب، درباره یکی از رهبران انقلاب اسلامی نوشته شده است. کتاب فقیه عالیقدر، یکی از منابع اصلی بررسی زندگی و افکار آیت الله منتظری بوده است، پس از آنکه خاطرات آن مرحوم در دسترس عموم قرار گرفت، این خاطرات بیش از کتاب فقیه عالیقدر مورد توجه قرار گرفت. البته دو جلد کتاب فقیه عالیقدر ۲۵ سال است که نایاب است و نسل جوان با آن آشنائی ندارد.
در‌‌ همان سال‌های اول انتشار این کتاب، جلد اول آن به زبان اردو توسط یک طلبه شیعه هندی، در هندوستان و پاکستان منتشر شد و خلاصه‌ای از جلد اول نیز به زبان‌های عربی و انگلیسی نیز چاپ شده است.


شما صاحب امتیاز و مدیر مسوول هفته نامه «آوا» هم بودید. گویا این هفته نامه به خاطر ترویج سیاسی آیت الله منتظری توقیف شد. لطفاً در این زمینه کمی توضیح دهید.؟

نشریه آوا ابتداء با روش فرهنگی و اجتماعی منتشر می‌شد. پس از حماسه خرداد ۷۶ که فضای سیاسی کشور باز‌تر شد و آیت الله العظمی منتظری نیز محصور شدند، «آوا» روش سیاسی را نیز همراه روش فرهنگی و اجتماعی خود کرد و به پاسخگویی کسانی برآمد که علیه آیت الله منتظری به ناروا پراکنی می‌پرداختند. هفته نامه آوا به مرور تبدیل شد به نشریه‌ای که افکار آیت الله منتظری را منتشر می‌کند. همچنین این نشریه توانست به مدت بیش از یک سال، مقالات، یادداشت‌ها و درد دل‌های دوستداران و مقلدان فقیه عالیقدر را منتشر کند. اگرچه آوا یک هفته نامه محلی بود و اخبار سیاسی نجف آباد و اصفهان را که بسیاری از آن‌ها در موضوع آیت الله منتظری بود، منعکس می‌کرد، اما توزیع آن سراسری بود. لذا در بسیاری از شهرهای مهم کشور خواننده داشت و از استان‌های گوناگون برای آن نامه می‌نوشتند و از آیت الله منتظری دفاع می‌کردند. در مدتی که این نشریه منتشر می‌شد، عده‌ای از مخالفان فقیه عالیقدر از آن به دلیل ترویج این مرجع تقلید شکایت می‌کردند. چند دفعه به دادگاه ویژه روحانیت احضار شدم در صورتی که من نه تنها روحانی نیستم بلکه یک روزهم در حوزه درس طلبگی نخوانده‌ام. بعد از چند بار تفهیم اتهام و بازجوئی، از خود رد صلاحیت کردند و پرونده‌ام را به دادگاه مطبوعات ارجاع دادند. فردای روزی که ۱۵ نشریه اصلاح طلب یکجا تعطیل شدند، سعید مرتضوی مرا احضار کرد و گفت دیگر حق نداری آوا را منتشر کنی. گفتم کتباً بنویسید. گفت می‌نویسم ولی از امروز تعطیلش کن. چند روز بعد اخطاریه‌ای کتبی به دستم رسید که بروم در دادگاه مطبوعات برای تفهیم اتهام. پس از آن دو، سه جلسه دادگاه مطبوعات برای هفته نامه آوا با حضور هیات منصفه تشکیل شد. حکم دادگاه، لغو امتیاز آوا بود و یک سال زندان برای من و محرومیت دوساله از مسئوولیت‌های مطبوعاتی. البته حکم زندان اجرا نشد و به جای آن، مبلغ یک میلیون و چهارصد هزار تومان پول گرفتند. در طول محاکمه در جلسات دادگاه، حرفی از ترویج آیت الله منتظری نمی‌زدند، اما شکایاتی که علیه بنده طرح شده بود، به این خاطر بود که نشریه آوا را تعطیل کنند، شاکی‌ها صرفاً به دلیل ترویج فقیه عالیقدر، بهانه‌هایی از نوشته‌های نشریه گرفته بودند، تا پرونده من را در دادگاه مطبوعات قطور‌تر کنند. در سال‌های بعد هم هرگز اجازه راه اندازی نشریه به بنده ندادند.


با توجه به برخوردهای متعددی که از آیت الله منتظری دیده‌اید، مهم‌ترین ویژگی ایشان را چه می‌دانید؟


جواب این سوال فرصت و مقاله‌ای طولانی می‌طلبد، لذا می‌توان در نوشته‌ای مستقل به آن پرداخت، اما برای پرهیز از طولانی شدن این گفتگو به سه ویژگی ممتاز آن مرحوم اشاره می‌کنم:
ـ آیت الله منتظری بسیار ساده زیست، مردم دوست و با صداقت بودند.


ـ ایشان در هر شرائطی اخلاق حسنه را رعایت می‌کردند. هرگز نشنیده‌ام که به کسی بد بگویند و حتی اگر یکی هوادارانشان کوچک‌ترین حرف ناپسندی به منتقدان می‌زد، او را بازخواست می‌کردند.

 
ـ تمام تلاش ایشان این بود که زندگی خود را بر زندگانی ائمه هدی (ع) منطبق کنند. یعنی در شجاعت، در حفظ بیت المالی که در اختیارشان قرار می‌گرفت، در پرهیز دادن اطرافیان خود از استفاده از موقعیت ایشان، در دفاع از حقوق مردم حتی مخالفان خود و منتقدان حکومت و در رعایت ادب و اخلاق نیک و.... سعی فراوان وحتی وسواس گونه داشتند که چهار چوب اسلام و سنت معصومین (ع) خارج نشوند.


البته بنده بضاعت این را ندارم که از ویژگی‌های علمی مرحوم آیت الله منتظری حرفی بزنم.


مرگ آیت الله منتظری برای شما چگونه بود؟


چه عرض کنم؟ غمی که هرگز فراموش نمی‌شود. رحلت آن مرحوم در عالم مرجعیت، ضایعه‌ای بود که هرگز جبران نمی‌شود و در عالم آزاداندیشی و سلحشوری، ضربه دردناکی بود که صدایش برای همیشه خواهد ماند.
خداوند درجات عالی ایشان را متعالی کند و با انبیاء و اولیاء محشورشان فرمایید.
 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.