شنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۶ -
- 25 Mar 2017
26 جمادى الثانية 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
قمار اوباما روی پرونده ایران
قمار اوباما روی پرونده ایران
جرس: باراک اوباما، هفت سال پیش زمانی که نامزد انتخابات ریاست جمهوری امریکا بود با بیان اینکه برای شکل دادن مجدد رابطه ایالات متحده با دشمنان قدیمی مانند سوریه، کوبا و کره شمالی به "دیپلماسی مستقیم" علاقه دارد، دنیای سیاست خارجی را تکان داد. 

منتقدان وی از جمله هیلاری کلینتون، اوباما را ساده لوح خواندند و گذر زمان رای به حقانیت آن‌ها داده است. با این حال در شرایطی که اوباما به پایان دوران ریاست جمهوری خود نزدیک می‌شود قمار خود درباره اینکه استراتژی‌اش در پرونده ایران نتیجه ملموسی خواهد داشت را دو برابر کرده است.


هفته گذشته در حالی که مذاکره کنندگان امریکایی در تب و تاب تکمیل توافق با ایران بر سر برنامه هسته‌ای این کشور تا ضرب الاجل ۲۴ نوامبر هستند خبری درباره ارسال نامه دیگری از سوی اوباما به آیت الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب ایران منتشر شد. هدف فعلی دولت اوباما توافقی است که توانایی تهران برای تولید سلاح هسته‌ای را برای یک دهه یا بیشتر محدود کند، اما این توانایی را از بین نمی‌برد. با این وجود مقامات ارشد دولت اوباما از دیپلماسی هسته‌ای در زمینه یک تلاش بزرگ‌تر برای بازگشت ثبات به خاورمیانه پرآشوب با همکاری ایران سخن می‌گویند.


نیروهای ایرانی و امریکایی در حال حاضر در عراق به طور خاموش با یکدیگر علیه داعش متحد شده‌اند؛ این نکته‌ای است که اوباما هم در نامه خود به رهبر ایران به آن اشاره کرده است. دستیاران اوباما با نگاهی فرا‌تر از توافق هسته‌ای به ایران پیشنهاد می‌دهند که تهران می‌تواند حامی تلاش‌های تازه‌ای برای دستیابی به یک ثبات سیاسی در سوریه باشد؛ ثباتی که در آن حداقل بخشی از نظام فعلی سوریه که مورد حمایت ایران است بر سر کار باقی بماند.

منبع: دیپلماسی ایرانی


اکنون خوب است نگاهی به گذشته بیاندازیم تا دریابیم که اوباما تا چه حد از سیاست ایالات متحده در خاورمیانه فاصله گرفته است. روسای جمهور امریکا از زمان جیمی کار‌تر به دنبال تشکیل ائتلافی عربی برای مهار نظام اسلامی و هدفشان تبدیل کردن این ائتلاف به یک هژمون منطقه‌ای بود. تلاش طولانی مدت و قاطعانه ایران برای دستیابی به فناوری هسته‌ای در مرکز بلندپروازی‌های این کشور جای داشته است. تلاش نهایی اوباما اگر کارگر بیافتد به ایران اجازه می‌دهد که بخش عمده‌ای از تاسیاست هسته‌ای خود را حفظ کند و در عین حال به ایران نقشی برای بازسازی و آشتی سیاسی در سرزمین‌های منطقه از بغداد گرفته تا بیروت می‌دهد.


البته ممکن است که این اتفاق مانند بسیاری از تلاش‌های تاکتیکی دولت ریگان برای تنش زدایی به سرانجام نرسد.‌‌ همان طور که اوباما هفته گذشته تاکید کرد، «اینکه آن‌ها [ایرانی‌ها] بتوانند به آنچه که به وضوح برای ایران بهتر است پاسخ مثبت بدهند سوالی است که پاسخ‌های زیادی برای آن وجود دارد.» احتمال بسیاری وجود دارد که مذاکرات به توافقی برای تمدید توافق موقت فعلی منتهی شود که این کار دو دولت تهران و واشنگتن را برای همکاری بر سر عراق و سوریه مشکل‌تر می‌کند.


این اتفاق این سوال را بر جای می‌گذارد که آیا رویکرد اوباما برای ایالات متحده و متحدان سنتی آن در خاورمیانه عاقلانه است یا نه. قطعا نه دولت نتانیاهو و نه اکثر رهبران کشورهای عربی خلیج فارس این گونه فکر نمی‌کنند. ایران هنوز از نظر آن‌ها یک تهدید بالفعل است که بهترین راه برخورد با آن تحریم‌های اقتصادی فلج کننده، جنگ نیابتی علیه متحدان آن در سوریه و لبنان و در صورت لزوم اقدام نظامی مستقیم علیه تاسیات هسته‌ای آن است. بخش عمده‌ای از هر دو حزب عضو کنگره امریکا در این زمینه با آن‌ها موافق هستند.


اوباما به طور فزاینده‌ای از این رویکرد خشنود است. وی نسبت به نتانیاهوی جنگ طلب بی‌اعتناست. وی اغلب درباره گذر از دسته بندی شیعه - سنی خاورمیانه و «عدم مداخله امریکا در جنگ داخلی دیگران» سخن می‌گوید. به زبانی دیگر، ایالات متحده نباید اسیر گرداب احساسات ضد ایرانی کشورهای سنی مانند عربستان سعودی و ترکیه شود.


یکی از دلایلی که اوباما هنوز از گسترش حملات نظامی علیه نظام بشار اسد در سوریه خودداری می‌کند تنش زدایی با ایران است حتی امریکا شورشیان میانه رویی را که برای مبارزه علیه داعش روی آن‌ها حساب کرده بود، مورد حمله قرار داد. این استدلال وجود دارد که حمله به اسد باعث می‌شود که ایران از نظامیان شیعی وفادار به خود در عراق برای پاسخ به این حملات علیه نیروهای نظامی امریکا در آنجا استفاده کند. بنابراین بهتر است که ایران را وارد تلاشی کرد که منجر به ثباتی سیاسی شود که در ‌‌نهایت به حذف بشار منجر می‌شود. چنین مصالحه‌ای احتمالا این اجازه را به علویان که متحد ایران هستند خواهد داد که در قدرت باقی بمانند.


در واقع، آمریکا با گزینه تلاش برای دفاع از منافع خود در خاورمیانه و احیای ثبات آن با ایران یا علیه ایران روبرو است. سیاست به حاشیه راندن ایران –مانند آنچه در ۳ دهه گذشته رخ داده است- به معنای تلاش برای شکست ارتش اسد، تحت فشار قرار دادن دولت عراق برای محدود کردن نظامیان وفادار به ایران و افزایش تحریم‌ها تا زمانی است که ایران تاسیسات هسته‌ای خود را نه محدود بلکه نابود کند.


قمار اوباما این است که رویکرد «دیپلماسی مستقیم» به احتمال بیشتر نتیجه قابل قبولی خواهد داشت. فرض اوباما این است که یک فرمول برای برنامه هسته‌ای ایران، دولت‌های سوریه و عراق وجود دارد که ایران و متحدان امریکا می‌توانند با آن کنار بیایند. به احتمال زیاد اوباما اشتباه می‌کند. اما جسارت سیاست وی نشان دهند رئیس جمهوری است که به دنبال اثبات حقانیت خود و بر جای گذاشتن یک میراث ا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


منتقدان وی از جمله هیلاری کلینتون، اوباما را ساده لوح خواندند و گذر زمان رای به حقانیت آن‌ها داده است. با این حال در شرایطی که اوباما به پایان دوران ریاست جمهوری خود نزدیک می‌شود قمار خود درباره اینکه استراتژی‌اش در پرونده ایران نتیجه ملموسی خواهد داشت را دو برابر کرده است.


هفته گذشته در حالی که مذاکره کنندگان امریکایی در تب و تاب تکمیل توافق با ایران بر سر برنامه هسته‌ای این کشور تا ضرب الاجل ۲۴ نوامبر هستند خبری درباره ارسال نامه دیگری از سوی اوباما به آیت الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب ایران منتشر شد. هدف فعلی دولت اوباما توافقی است که توانایی تهران برای تولید سلاح هسته‌ای را برای یک دهه یا بیشتر محدود کند، اما این توانایی را از بین نمی‌برد. با این وجود مقامات ارشد دولت اوباما از دیپلماسی هسته‌ای در زمینه یک تلاش بزرگ‌تر برای بازگشت ثبات به خاورمیانه پرآشوب با همکاری ایران سخن می‌گویند.


نیروهای ایرانی و امریکایی در حال حاضر در عراق به طور خاموش با یکدیگر علیه داعش متحد شده‌اند؛ این نکته‌ای است که اوباما هم در نامه خود به رهبر ایران به آن اشاره کرده است. دستیاران اوباما با نگاهی فرا‌تر از توافق هسته‌ای به ایران پیشنهاد می‌دهند که تهران می‌تواند حامی تلاش‌های تازه‌ای برای دستیابی به یک ثبات سیاسی در سوریه باشد؛ ثباتی که در آن حداقل بخشی از نظام فعلی سوریه که مورد حمایت ایران است بر سر کار باقی بماند.

منبع: دیپلماسی ایرانی


اکنون خوب است نگاهی به گذشته بیاندازیم تا دریابیم که اوباما تا چه حد از سیاست ایالات متحده در خاورمیانه فاصله گرفته است. روسای جمهور امریکا از زمان جیمی کار‌تر به دنبال تشکیل ائتلافی عربی برای مهار نظام اسلامی و هدفشان تبدیل کردن این ائتلاف به یک هژمون منطقه‌ای بود. تلاش طولانی مدت و قاطعانه ایران برای دستیابی به فناوری هسته‌ای در مرکز بلندپروازی‌های این کشور جای داشته است. تلاش نهایی اوباما اگر کارگر بیافتد به ایران اجازه می‌دهد که بخش عمده‌ای از تاسیاست هسته‌ای خود را حفظ کند و در عین حال به ایران نقشی برای بازسازی و آشتی سیاسی در سرزمین‌های منطقه از بغداد گرفته تا بیروت می‌دهد.


البته ممکن است که این اتفاق مانند بسیاری از تلاش‌های تاکتیکی دولت ریگان برای تنش زدایی به سرانجام نرسد.‌‌ همان طور که اوباما هفته گذشته تاکید کرد، «اینکه آن‌ها [ایرانی‌ها] بتوانند به آنچه که به وضوح برای ایران بهتر است پاسخ مثبت بدهند سوالی است که پاسخ‌های زیادی برای آن وجود دارد.» احتمال بسیاری وجود دارد که مذاکرات به توافقی برای تمدید توافق موقت فعلی منتهی شود که این کار دو دولت تهران و واشنگتن را برای همکاری بر سر عراق و سوریه مشکل‌تر می‌کند.


این اتفاق این سوال را بر جای می‌گذارد که آیا رویکرد اوباما برای ایالات متحده و متحدان سنتی آن در خاورمیانه عاقلانه است یا نه. قطعا نه دولت نتانیاهو و نه اکثر رهبران کشورهای عربی خلیج فارس این گونه فکر نمی‌کنند. ایران هنوز از نظر آن‌ها یک تهدید بالفعل است که بهترین راه برخورد با آن تحریم‌های اقتصادی فلج کننده، جنگ نیابتی علیه متحدان آن در سوریه و لبنان و در صورت لزوم اقدام نظامی مستقیم علیه تاسیات هسته‌ای آن است. بخش عمده‌ای از هر دو حزب عضو کنگره امریکا در این زمینه با آن‌ها موافق هستند.


اوباما به طور فزاینده‌ای از این رویکرد خشنود است. وی نسبت به نتانیاهوی جنگ طلب بی‌اعتناست. وی اغلب درباره گذر از دسته بندی شیعه - سنی خاورمیانه و «عدم مداخله امریکا در جنگ داخلی دیگران» سخن می‌گوید. به زبانی دیگر، ایالات متحده نباید اسیر گرداب احساسات ضد ایرانی کشورهای سنی مانند عربستان سعودی و ترکیه شود.


یکی از دلایلی که اوباما هنوز از گسترش حملات نظامی علیه نظام بشار اسد در سوریه خودداری می‌کند تنش زدایی با ایران است حتی امریکا شورشیان میانه رویی را که برای مبارزه علیه داعش روی آن‌ها حساب کرده بود، مورد حمله قرار داد. این استدلال وجود دارد که حمله به اسد باعث می‌شود که ایران از نظامیان شیعی وفادار به خود در عراق برای پاسخ به این حملات علیه نیروهای نظامی امریکا در آنجا استفاده کند. بنابراین بهتر است که ایران را وارد تلاشی کرد که منجر به ثباتی سیاسی شود که در ‌‌نهایت به حذف بشار منجر می‌شود. چنین مصالحه‌ای احتمالا این اجازه را به علویان که متحد ایران هستند خواهد داد که در قدرت باقی بمانند.


در واقع، آمریکا با گزینه تلاش برای دفاع از منافع خود در خاورمیانه و احیای ثبات آن با ایران یا علیه ایران روبرو است. سیاست به حاشیه راندن ایران –مانند آنچه در ۳ دهه گذشته رخ داده است- به معنای تلاش برای شکست ارتش اسد، تحت فشار قرار دادن دولت عراق برای محدود کردن نظامیان وفادار به ایران و افزایش تحریم‌ها تا زمانی است که ایران تاسیسات هسته‌ای خود را نه محدود بلکه نابود کند.


قمار اوباما این است که رویکرد «دیپلماسی مستقیم» به احتمال بیشتر نتیجه قابل قبولی خواهد داشت. فرض اوباما این است که یک فرمول برای برنامه هسته‌ای ایران، دولت‌های سوریه و عراق وجود دارد که ایران و متحدان امریکا می‌توانند با آن کنار بیایند. به احتمال زیاد اوباما اشتباه می‌کند. اما جسارت سیاست وی نشان دهند رئیس جمهوری است که به دنبال اثبات حقانیت خود و بر جای گذاشتن یک میراث است.

منبع: دیپلماسی ایرانی 

منبع اصلی: واشنگتن پست 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.