یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸ -
- 08 Dec 2019
10 ربيع الثاني 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
جنبش کارگری و مسئله سه جانبه گرائی
نمی توان آزادی بیان را سرکوب کرد و از گسترش نهادهای مردم نهاد جلوگیری نمود و سخن از سه جانبه گرائی گفت! 

 


به گفته برخی از نویسندگان و متفکرین ایران جامعه ما، «جامعه جنبشی ست». به همین علت است که جنبش سال ۸۸ معروف به جنبش سبز در کادر جامعه جنبشی ایران بهتر قابل فهم و درک است.


جامعه جنبشی بدین معناست که تاریخ سیاسی و اجتماعی و حتی روند تحولات فکری و فرهنگی در ایران طی صدسال گذشته ناشی از جنبش‌های خرد و کلان است. بنابر این نظر هم اکنون سخن از جنبش کارگری در ایران نه طبق تعاریف کلاسیک، بلکه منظور نظر ما روند حرکتی است که در جامعه ایران در دوره تاریخ جدیدش از بدو پیدایش جنبش مشروطه و سپس جنبش نهضت ملی و انقلاب ناکام ۵۷ آغاز و ادامه یافته است. در این روندی که طبقات فرودست و نیروی کار در تحولات نقش ویژه خود را ایفا کرده اند و در اصل تبار جنبش کارگری در ایران به نقش طبقات فرودست در این جنبش‌ها بازمی گردد. بعلاوه تمامی خرده جنبش‌ها در ایران در کادر این جنبش‌های کلان قابل درک و فهم است و شاید بتوان مورد تاکید قرار داد که شناخت ما از جامعه جنبشی ایران زمانی ممکن است که بتوان بطور علمی و صحیح به آسیب شناسی جنبش‌های خرد و کلان پرداخت.


آسیب شناسی خرده جنبش‌ها و فراز و فرود ؛ جنبش زنان، جنبش دانشجوئی و جنبش کارگری تا حدودی می تواند مسیر آینده جامعه ایران را نشان داده و چشم انداز هایی را ترسیم کند. به همین دلیل جنبش کارگری ایران نه تنها در جنبش‌های کلان دارای تبار و نشانه و به قدر توان خود موثر بوده است بلکه هم اینک در ایران تا حدی نشان از تغییر بافت اجتماعی و جدال طبقاتی می دهد که در مطالبات‌اش متجلی و صف بندی فرادستان با فرودستان را بطور علنی آشکار می کند و هر روز بیش از گذشته مسائل مربوط به نیروی کار مورد بحث و بررسی بیشتری قرار می گیرد.


طبق این نظر؛ جنبش کارگری را وقتی درست خواهیم شناخت که در کادر جامعه جنبشی آن را تحلیل و درک کنیم در آن صورت فهم از جنبش کارگری ایران امروز در کادر شکاف‌ها و تضادهای زیر بهتر قابل فهرست بندی است:


شکاف دولت- ملت، کشاکش طبقه فرادست با طبقات فرودست، دولت نفتی ، جدال سنت و مدرنیته و کشاکش نیروی‌های اصلی و عمده این دو موضوع، عدم توزیع عادلانه ثروت جامعه و مهم تر و کلیدی تر از همه وجود نظام استبدادی بطور عام و حاکمیت استبداد دینی در ایران بطور خاص.


با توجه به دو موضوع درک و فهم روند جنبش کارگری در کادر جنبش اجتماعی با درنظرگیری تبار آن در تاریخ سیاسی اجتماعی جدید ایران بعلاوه تحلیل جنبش کارگری ایران در حال حاضر در کادر عمده‌ترین شکاف‌ها و تضادها؛ زمینه‌های درست آسیب شناسی واقعی جنبش کارگری فراهم می شود.

 


به نظر می رسد که در آسیب شناسی جنبش کارگری فهرست بندی زیر موثر است:


عدم تشکل مستقل سراسری و زیان‌های ناشی از آن.

ایجاد شکاف بین رهبران عملی و واقعی نیروی کار با کارگران کارخانه‌ها و معادن با ترفند اخراج، بازخرید و بازنشستگی زودرس و یا دستگیری آنان.

عدم وجود تشکلات مستقل منطقه‌ای و استانی.

وجود تشکلات رسمی کارگری با رویکرد و عملکرد دوگانه.

فقر تئوریک جنبش کارگری.

سرکوب شدید تجمعات کوچک و محفل‌های کارگری توسط جمهوری اسلامی.

عدم وجود رسانه‌های کارگری در ایران.

غالبیت اقتصاد تجاری بر اقتصاد تولیدی و مشکل مزمن بیکاری ، عدم امنیت شغلی و ...


موارد فوق شاید عمده‌ترین موانع جنبش کارگری محسوب می شود. اما در این یادداشت ما می خواهیم به یکی از مسائلی اشاره کنیم که طی ماهها و هفته‌های گذشته بیش از پیش خود را آشکار کرده است:


امکان تحقق یا عدم تحقق سه جانبه گرائی؟

در این عرصه می بایست در وهله نخست چند پرسش را مطرح کنیم:

چرا به صورت‌های متعدد و گوناگون تبلیغی و ترویجی و از منابع مختلف رسانه‌ای مطرح می شود که اصلی‌ترین روش اعاده حقوق نیروی کار ایران استقرار و حاکمیت سه جانبه گرائی ست؟

آیا سه جانبه گرائی بین کارگران و کارفرمایان و حکومت در ایران ممکن است؟

اگر پاسخ مثبت باشد فورا با این پرسش روبرو می شویم چرا تاکنون سه جانبه گرائی عملی نشده است؟

آیا شما می توانید طی سالهای اخیر تنها نمونه‌ای را ارائه دهید که سه جانبه گرائی بوقوع پیوسته باشد؛ مثلا در تعیین دستمزد، در طرح اصلاح قانون کار، تعیین سن بازنشستگی ، طبقه بندی مشاغل، بیمه کارگران و ... ؟

پرسش این است که منافع کدام جربان و کدامین اراده ست که با سه جانبه گرائی مخالف است؟

آیا سخن از سه جانبه گرائی توسط وزارت تعاون و کار و امور اجتماعی بیشتر یک امر تبلیغی است و از طرح آن چه منفعتی عاید حکومت می شود؟ آیا تنها برای استحکام روابط حکومت با سازمان جهانی کار است که مسئله سه جانبه گرائی را مطرح می کند؟

چرا تشکلات رسمی کارگری بیش از همه در ایران به اصل سه جانبه گرائی تاکید و اصرار دارند؟ حال آنکه اکثر اعضای شوراهای اسلامی کار در کارخانه‌ها و معادن ایران بوضوح دیده و تجربه کرده اند این اصل امکان عملی و واقعی در کادر سیاست‌های جمهوری اسلامی ندارد.

آیا دولت بعنوان کارفرمای بزرگ تامین منافع کارگران را علیه منافع خود ارزیابی میکند؟

چرا جمهوری اسلامی قادر نیست اصل سه جانبه گرائی را اعمال کند و بدان پای بند باشد؟

آیا در تحقق عملی و واقعی این اصل پیشاپیش باید نمایندگان واقعی کارگران را به رسمیت شناحت؟ آیا اصل اعمال سه جانبه گرائی تعارضی با سرکوب رهبران عملی و واقعی نیروی کار ایران دارد یا خیر؟


برای فهم بهتر موضوع عدم تحقق سه جانبه گرائی در ایران موارد گوناگونی را می توان مطرح کرد که ما تنها به بیانیه اخیر یکی از تشکلات رسمی کارگری اشاره می کنیم:

« همانگونه که بینندگان محترم بویژه جامعه شریف کارگری و فعالان روابط کار در روز جمعه مورخ ۱۶/۸/۹۳ برنامه مناظره با موضوع اصلاح قانون کار از شبکه یک رسانه ملی مشاهده نمودند و با ترکیب افراد حاضر در این برنامه آشنا شدند قطعا با معرفی افراد متوجه عدم رعایت سه جانبه گرایی در گفتگوهای اجتماعی، عدم انصاف و عدالت اجتماعی از سوی شبکه یک سیما گردیدند چرا که دو نفر از افراد حاضر در مناظره نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی (بعنوان موافق اصلاح) دو نفر دیگر از افراد بعنوان نمایندگان کارفرمایان و تنها یکنفر به عنوان نماینده کارگران در این مناظره دعوت بعمل آورده و موضوع اساسی و دارای اهمیت اصلاح قانون کار که بیش از ۳۲ میلیون نفر از افراد جامعه را به صورت اصلی و تبعی تحت پوشش این قانون می باشند را مورد حمله و هجمه قرار دادند و بر اصلاح این قانون تاکید و اصرار ورزیدند و کارگران تحت پوشش این قانون که پرچمداران اقتصاد مقاومتی می باشند را مکدر و با دغدغه‌های فراوانی مواجه نمودند و از خود نپرسیدند در مناطق آزاد و کارگاه‌های زیر۱۰نفر کارگرانی که از شمول قانون کار خارج کردند چه نتیجه و رونقی در اشتغال کشور بوجود آوردند.
در پایان به نمایندگی از کارگران ایران اسلامی مخالفت صریح خود را نسبت به هرگونه تغییر و یا تضعیف قانون کار تحت عنوان زیبای اصلاح (قانون کار) اعلام داشته و به مسئولین محترم رسانه ملی نیز یاد آور می شویم از رفتارهای تبعیض گونه در دعوت از کارشناسان برنامه‌های مربوط به اصلاح قانون کار و تنظیم روابط کار بین شرکای اجتماعی(دولت،کارگر،کارفرما)دست برداشته و رعایت انصاف و عدالت و بی‌طرفی را سرلوحه کار خود قرار داده و اعتماد عمومی نسبت به رسانه ملی را بیشتر از این سلب ننمایند.»

 

 


در جمهوری اسلامی سه جانبه گرائی ممکن نیست زیرا دولت بعنوان کارفرمای بزرگ و بخش خصوصی و صاحبان ثروت و سرمایه تمامی مقدرات جامعه را تعیین می کنند و نیروی کار باید از آن تبعیت کند. اهرم‌های دولت کاملا روشن و آشکار و صاحبان سرمایه هم در پرتو قوانین حاکم بر ایران به نقدینگی غیرقابل تصور دست یافتند و ثروت‌های افسانه‌ای شکل گرفته است. سه جانبه گرایی تنها زمانی ممکن است که توزان قوا بین این دو نیرو بوجود آید که جامعه جنبشی ، دگر بار حرکتی و جنبشی فراگیربپاکند تا حاکمیت و فرادستان را به عقب براند.

 


محتوا و ماهیت سه جانبه گرائی به معنی پذیرش و قبول حداقلی از روابط دمکراتیک و مهم تر از آن قبول حقوق نیروی کار هم از نظر قانونی هم از نظر ما به ازای اجتماعی است. سه جانبه گرائی به معنای پذیرش تشکلات مستقل کارگری بعلاوه به رسمیت شناختن حق اعتراض و اعتصاب به قوانین ضدکارگری ست. بنابر این سه جانبه گرائی را یک دولت و حکومت مستبد نمی تواند اجرا کرده و به قواعد آن گردن نهد. زیرا در سه جانبه گرائی اشتراک منافع کارگران با کارفرمایان و دولت در نظر گرفته می شود حال آنکه یک نظام غیردمکراتیک به هیچ جریان اجتماعی اجازه حضور مستقل را نمی دهد.


از طرف دیگر امکان وجود سه جانبه گرائی به مسئله نهادهای مدنی و آزادی مطبوعات پیوند دارد. نمی توان به شدت آزادی بیان را سرکوب کرد و از گسترش نهادهای مردم نهاد جلوگیری نمود آنگاه سخن از سه جانبه گرائی گفت!


در اصل سه جانبه گرائی فرایندی از روابط دمکراتیکی است که نه تنها با شکل گیری و استمرار تشکلات واقعی کارگران پیوند دارد بلکه نشان از پذیرش نیروی کار بعنوان یک وزنه اجتماعی ست. حال آنکه جمهوری اسلامی نه تنها هیچ گونه تشکل مستقل کارگری را برنمی تابد بلکه سرکوب فعالین جنبش کارگری را در سرلوحه اقدامات خود قرار داده است. هم اکنون برخی از فعالین کارگری در زندانهای جمهوری اسلامی هستند. بنابر این در حال حاضر جنبش کارگری نمی تواند هیچ گونه نسبت و پیوندی با سه جانبه گرائی که جمهوری اسلامی  از آن سخن می گوید، برقرار کند. حال آنکه در یک شرایط دمکراتیک جنبش کارگری ایران می تواند با شرکای خود یعنی دولت و کارفرمایان راه مذاکره و چانه زنی را باز بگذارد.

 

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.