دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ -
- 21 Oct 2019
21 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
قاعده ی عقل اجتماعی در معیار عقل
یکی می خواهد حقوق شهروندی را در مسلخ عقل اجتماعی قربانی کند ودیگری ودیگران در محاجه با او دچار خلل هستند


نامه نگاری های حائری-مطهری با کلید واژه ی عقل اجتماعی درواقع مقوله ای بسیار تعیین کننده را به چالش کشیده است. تقریبا اگر تفاوت های عرضی کاتبان نامه هارا کنار بگذاریم انها از نظر ماهوی باهم تفاوت چندانی ندارند .ولی خود مناقشه امری مبارک است اما استدلالهای دو طرف وحتی طرف سوم که وارد ماجرا شده است در بیان حقیقت موضوع ضعیف است. در واقع یکی می خواهد حقوق شهروندی را در مسلخ عقل اجتماعی قربانی کند ودیگری ودیگران در محاجه با او دچار خلل هستند.البته حائری درطرح عقل اجتماعی بزعم خود استدلالی اقامه کرده است که براحتی ابطال نخواهد شد وبر این یقین کاذبی که برساخته اصرار دارد و در نامه ی دوم وقتی استدلال طرف مقابل را ناتوان می بیند کمی لحن او طنز الود می شود این پیر کهنه کار بر جوانتر از خود قهقه ی مستانه میزند که استدلال شما متقن نیست.

اما نگارنده این سطور بزعم خویش از مجرایی حرکت اغاز می کند که استدلال حائری را ابطال می کند. به این صورت که درتاریخ ادیان بدوی می خوانیم که انها به اموری مانند اوراد وجادو -فتیش -مانا-نیروانا رقص سماع معتقد بودند. طالبان کافی است تاریخ ادیان جان ناس را مطالعه کنند تا بی نیاز از هر منبع دیگری شوند. با شروع ارسال رسل وبه صحنه امدن ادیان ابراهیمی -عیسوی وموسوی هیچ یک از این اداب محو نشد ودر مسلخ ادیان الهی قربانی نشدند اوراد به ادعیه تبدیل شد وقربانی از انسان به چهارپایان تغییر یافت مناسک دینی جای مراسم ادیان بدوی را گرفت وتقریبا هیچ موضوعی منتفی نشد بلکه با دقت جایگزین گردید.

براین اساس باید گفت که جناب حائری درشرعیت بخشیدن به عدم مجوز به اعتراضات مدنی از کلیشه ی بی ارزش پاک کردن اصل مسئله استفاده می کند .فحوای کلام او این است که چون اعتراض مدنی درجوف خود توطئه می پروراند پس باید اصولا منتفی شود تا ان عواقب پیش نیاید. بر فرض صحت این مطلب باید گفت که ایا نمی توان از روشهای جایگزین مدد جست وباید ازادی بیان ونص قانون اساسی را در مسلخ بیم خسارت قربانی کرد . ایا باید اصل مطلب را پاس داشت و برای دفع انچه حائری از ان بیمناک است قاعده را صیقل داد و ان را قاعده مند کرد یا باید کلا موضوع به این مهمی را ملغی کرد. درسایه ی بها دادن به احزاب انها خود اعتراض مدنی خود را ساماندهی کنند وتبعات ان را بپذیرند واین امور نهادینه می شودواتفاقا دولت ها خود باید از چنین راهپیمایی هایی دفاع کنند وامنیت ان را بعهده بگیرند.

درضمن جناب حائری با این پاردوکس چگونه کنار می اید که ما درپاره ای اوقات مردم خود را جر با بصیرت ترین مرم دنیا می دانیم ولی اکنون می گوییم جامعه به ان مرحله از بلوغ نرسیده است که بتواند اعتراضی بدون خسارت بکند راه حل مسئله پاک کردن صورت مسئله نیست بلکه واجب باید ادا شود فقط باید شیوه ی حل مسئله تغییر کند.

مشکل سوم در استدلال حائری مواجه با این موضوع است که با طرح عقل اجتماعی ما برای دفع خسارت احتمالی باید اصل مسئله را پاک کنیم ولی از خسارت عظیم تری که اسلام را بخطر می اندازد غافل می شویم اقای حائری برای متهم شدن اسلام به عدم ازادی -متهم شدن جمهوری اسلامی به عدم اجازه برای بیان چه استدلالی دارد ایا خسارت این موضوعات وتحقیر اسلام در نزد جهانیان خسارتی عظیم تر بدنبال ندارد درمقابل شکستن شیشه ی مغازه ای وامثال ان. ایا بهتر نیست برای حل مشکل به شیوه های انسانی تری توسل جست وبا استدلال عقل اجتماعی به تخطئه ی موضوع نپردازیم.

درخاتمه باید گفت بعضی از علمای ما نمی خواهند این واقعیت را قبول کنند که مجموعه ی مقابل انها نوعی قرائت از اسلام را دنبال می کند واین مجموعه افرادی خوشگذاران وبی بند بارنیستند که دغدغه ی حفظ قانون واسلام را ندارند. درخاتمه نگارنده توطئه را توهم نمی داند ولی جامعه قادر است با حفظ استقلال سیاسی خود و در سایه ی امنیت بومی خویش به گفتمان برجسته تری برسد و اسلام را درچهره ای شکوهمند به جهانیان معرفی کند.

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.