چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ -
- 18 Oct 2017
27 محرم 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
روبل و ریال در دام دلار
 حاصل اوپک در وین آن شد که نفت سقوط آزاد داشت و در همان روز هفت درصد سقوط کرد و به لحاظ تحلیل تکنیکال، کف هفتاد دلاری هر بشکه را شکست


سقراط به عادت روزانه با کوله باری از حکمت (دیالکتیک) در کوچه و برزن آتن به راه می افتاد و جوانان را می آموخت که برخی به غلط پنداشته اند بسیار می دانند ولی او با صدای بلند می گوید که لااقل سقراط چندان نمی داند و به این نادانی خویش آگاه است. به همین جرم، نظام الیگارشی یونان دستور دستگیری و محاکمه سقراط داد و وی سرانجام شوکران سر کشید. شایسته بود این سنت ساده عقلانیت و حکمت یونانی را وزیر نفت ایران ملکه ذهن می ساخت و به بهانه‌ای به وین نمی آمد تا ریال را بیش از این به خطر نیاندازد. حاصل اوپک در وین آن شد که نفت سقوط آزاد داشت و در همان روز هفت درصد سقوط کرد و به لحاظ تحلیل تکنیکال، کف هفتاد دلاری هر بشکه را شکست. اکنون منحنی بهای نفت گرچه وارد فاز "تثبیت" قیمت در زیر هفتاد شده است ولی چندان دور از ذهن نیست که با خطایی غیر سقراطی دوباره سقوط آزاد در پی داشته باشد. روشن است که بیژن زنگنه به وین نیامد که نفت سقوط کند بلکه او به وین آمد که نفت و ریال صعود کنند. حال اگر ما بپذیریم که جلسه اوپک نه دیالوگ داشت و نه مذاکره که نتیجه‌ای مثبت در پی داشته باشد، آیا آقای وزیر هم می پذیرند که اوپک بر ضد اوپک تبدیل شده است و دیگر آن کارتل برزگ با شمشیر داموکلس بر سر غرب نیست؟ در این میان، کشور ونزوئلا با میراث هوگو چاوز (تورم ۶۰% و کاهش نو درصدی پول ملی) چه باید کند؟ حال که عربستان تیغ از رو بسته است و علیه اوپک رجزخوانی می کند آیا بهتر نیست که زنگنه بخاطر حفظ منافع ملی ایران از این پس بجای آمدن به وین، در همان نزدیکی‌ها با عربستان وارد گفتگو شود؟


بی گمان کاهش قیمت نفت بر روی حجم درآمد ارزی ایران تأثیر معکوس دارد و بهای دلار را در صرافی‌ها افزایش خواهد داد. به همین سیاق، واحد پولی روسیه هم به سوی سقف خطرناک پنجاه روبل به ازای یک دلار نزدیک می شود که در آن صورت، از زمان آغاز کریمه تا کنون ارزش پول روسیه نسبت به دلار نصف شده است. چنانچه این سقف تکنیکال نیز پاره شود آنگاه کرملین حتی اگر نیم تریلیون دلار ذخیره ارزی در بانک مرکزی روسیه را نیز به بازار سرمایه تزریق کند، بازهم در درازمدت نخواهد توانست مانع از شکست هشتاد درصدی روبل در برابر دلار شود. ماراتون تحریم های غرب علیه روسیه هنوز در مرحله بسیار ابتدایی باقی مانده و صرفاً نام چند تن از الیگارش های اطراف کرملین را شامل شده است.

آلمان و امریکا برای سال ۲۰۱۵ آماده می شوند که چنانچه پس از بی‌ثباتی اوکراین نوبت به کشور کوچک مولداوی (بین روسیه و رومانی) رسید یا آنکه پوتین به همان بهانه کلیشه‌ای اقلیت روسی زبان در کشورهای همسایه، قصد دستاندازی و بی‌ثبات کردن سه کشور بالتیک (لیتوانی، استونی، لتونی) را داشت آنگاه شیر تحریم‌ها را بیشتر علیه روسیه بپیچانند. آیا پوتین و رانتخواران و تئوری پردازان افراطی جنبش "اروسیا" در روسیه به همان میراث پرنس ولادیمیر مقدس که هزار سال پیش، کیش ارتدوکسی را از یونان به روسیه آورد وفادار خواهند ماند و ارزش پول این ملت مسیحی را بیش از این کاهش نخواهند داد؟ به باورم در تاریخ نمی توان کشوری را یافت که به اندازه ملت روس رنج کشیده باشد. اینک پوتین سوار بر این موج "قناعت پیشگی" روس‌ها شده است و رجزهای فراوان علیه اوباما می خواند که روس‌ها با سنّت فقر و رنج آشنایند و در برابر تحریم‌ها مقاومت خواهند کرد. باید از کرملین پرسید آیا امروز در دنیای مدرن کدام روس را می شناسند که با مفهوم "سوبورنوست" دوره تزاری که نشانه همبستگی در تقسیم فقر و رنج است آشنا باشد و یا اینکه به آن عمل کند؟ بیهوده نیست که آنگلا مرکل صدراعظم آهنین برلین با کنایه به پوتین به مسکو پیام می فرستد که کرملین در یک دوره تاریخی دیگر زندگی می کند. افزون بر این، آیا همه روس‌ها به کیش ارتدوکسی هستند و در این میان میلیون‌ها مسلمان قفقازی، تاتاری، تاجیکی، قرقیزی و قزّاقی نیز باید تاوان "ترهات" اروسیایی را بپردازند؟ این مسلمانان نجیب و زحمتکش که در مسکو و غازان (کازان!) رنج روزانه می برند تا لقمه نانی به کف آرند و به خانه بفرستند، اینان که اینک از کاهش ارزش روبل به شدت آسیب دیده اند حال چگونه می توانند این فشار تورمی برآمده از آن تحریم را نیز تحمل کنند؟


دراین لحظه که قلم از ریزش نفت می نویسد، شاخص بورس مسکو هم بیش از سه درصد کاهش داشته و کف عدد ده هزار را شکافته است و به لحاظ روانی و تکنیکال همچنان به سیر سقوطی ادامه می دهد. به لحاظ تکنیکال جایگاه روبل در برابر ارزهای خارجی به گونه‌ای است که خبری از مقاومت دراز مدت ندارد؛ به بیان دیگر، برای نخستین بار پارامتر "فاینانس" وارد معادلات سیاسی بین روسیه و غرب شده است و سرنوشت نهادهای سرمایه (بورس سهام، بانک مرکزی، بیمه) مستقیماً بر نرخ بهره و در نتیجه بر میزان افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی اثرگذار گشته است. این پارامتر را اتاق فکر کرملین یا نمی دانسته و یا عمداً آن را در تحلیل‌های تئوریک از اوضاع روسیه پنهان ساخته است. من بر این باورم پس از فروپاشی شوروی و تقسیم دارایی دولت در بین عمدتاً نهادهای نظامی و امنیتی سابق منجر به ظهور یک طبقه الیگارشی جدید در روسیه شد. از سوی دیگر، این طبقه نوظهور هنوز با مکانیسم لیبرالیسم برپایه دموکراسی از شمار آزادی، رعایت حقوق انسانی، جامعه مدنی آشنا نشده و تجربه نکرده است بنابراین حیثیت و ارزش پول ملی را ناخواسته در دام دلار گرفتار ساخت. رانتخواران و الیگارش‌ها نتوانستند بیش از صد میلیارد دلار (به ازای هر یک دلار ۲۸ روبل) از پس انداز خویش را از بانک‌های روسیه خارج کنند.


در پایان سخنی با دولت روحانی که ریزش روبل به آن معناست که این روزها قدرت "چانه زنی" ریال نسبت به این پول روسی افزایش یافته است. بجاست برای حفظ منافع ملی ایران حالا که با روس‌ها مهربان شده ایم پس دولت وی همه تفاهمنامه‌های ریز و درشتی که از کریمه به بعد را با کرملین امضا کرده است (بویژه در زمینه تأسیس نیروگاه تولید انرژی) دوباره و برپایه نرخ جدید دلار به روبل بازبینی کند. به عبارت دیگر، ما با روس ها همان کنیم که آنان در سال‌های تحریم با ما کردند یاهمان حفظ منافع ملی. بیژن زنگنه این کهنه وزیر هم در آینده به همان عربستان سعودی و قطر بسنده کند و با ملاحظه میزان حقوق بازنشستگی کهنه سربازان فعلاً خواهان تشکیل جلسه "اضطراری" اوپک نشود تا بیش از این ریال و نفت ارزان نشوند. ضرب المثل داریم مرگ خوب است ولی برای همسایه؛ بااین حال نجابت ایرانی این قلم مینویسد: تحریم بد است حتی برای روسیه.

 

 


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.