پنج‌شنبه ۰۵ اسفند ۱۳۹۵ -
- 23 Feb 2017
26 جمادى الأولى 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مجازات ناسزاگویی اعدام نیست
پاسخ هر ستم، حداکثر رفتاری همانند آن است و بیش از آن خلاف تقوا است


ناسزاگویی و توهین کردن به هرکس و هرچیز که باشد ناپسند است، به ویژه نسبت به باورها و ارزشهای دینی ملت‌ها و اقوام گوناگون. قرآن با استدلالی ساده و منطقی به تازه مسلمانان پر شور و پرهیجان سفارش می کند که به بت‌های مشرکان ناسزا نگویند زیرا در این صورت آنان نیز به خدای مسلمانان ناسزا خواهند گفت. آری ناسزاگوئی حتی به بت‌ها نیز ناپسند است تا چه رسد به پیامبر اسلام که پیامبر رحمت است.

سهیل اعرابی جوانی است که به جرم سب نبی یعنی ناسزاگویی به پیامبر اسلام به اعدام محکوم شده است اما آیا واقعا مجازات ناسزاگویی اعدام است؟

قبل از پرداختن به پاسخ سوال مذکورباید به این موضوع مهم توجه نمود که متاسفانه در طول سال‌های اخیر توهین به باورهای اسلامی افزایش یافته و به گمان نگارنده مهم‌ترین علت آن ارتکاب جنایت و فساد توسط کسانی است که لباس دین بر تن کرده و اعمال ناپسند را با قرآن وسنت پیامبر توجیه می کنند. آنان گمان می کنند که با این توجیهات، زشتی جنایات و مفاسد را می توانند بپوشانند، حال آنکه اثر مهم و منطقی مترتب بر عمل کرد آنان، رویگردانی مردم از دین و مسلکی است که آنان مروج آن اند.

یکی از قوانین ناعادلانه ایکه مروجان اسلام افراطی و خشن، مدافع آن اند همانا اعدام در ازای توهین به پیامبر است. چگونه ممکن است بهای یک سخن ناسزا و ناپسند،جان آدمی باشد؟ به روشنی می توان دریافت که دراین قانون، جرم و مجازات تناسبی با هم ندارند و نمی توانند در دو کفه یک ترازو قرار گیرند و از همین رو این قانون ظالمانه است و هیچ مویدی از قرآن وسنت پیامبر ندارد.

اجرای چنین قوانینی است که در دل‌ها بذر نفرت نسبت به اسلام می کارد و چاره آن بستن دهان‌ها با ارعاب و اعدام نیست. آن کسی مدافع اسلام است که بتواند در جهان ارتباطات امروز چهره‌ای معقول ، دوست داشتنی و انسانی از اسلام معرفی کند و در دل‌ها نسبت به آن بذر محبت بکارد. آن اسلام که در دنیای امروز نتواند سخنی حد اقل برابر با ارزش هایی که امروزه در سراسر جهان مشتاقان بسیار دارد مانند دموکراسی، حقوق بشر، آزادی و... مطرح سازد، محکوم به شکست است. با ارعاب و اعدام و شلاق و قطع دست و پا و ابزارهای ناپسندی از این دست نمی توان در برابر دموکراسی و حقوق بشر قد علم کرد و مردمان را مجاب ساخت که چنین اسلامی برتر از حقوق بشر و دموکراسی است . دررقابت میان دو ایدئولوژی که یکی مبلغ برابری ، آزادی ،پسندیده بودن شیوه مجازات و مانند آنست و دیگری مبلغ تبعیض و سنگسار و اعدام و بردگی و مانند آن ، معلوم است که اکثر انسان‌ها گرایش به اولی دارند و این نه به جهت گمراهی آنان، بلکه اقتضای عقل آنان است. ایدئولوژی دوم پیداست که در چه جایگاه پائینی قرار دارد جایگاهی که ساخته و پرداخته مدارس سنتی منسوب به اسلام است مدارسی که قرن هاست خانه تکانی نکرده اند و اگر بدین منوال پیش روند به آثار باستانی برای کاوشگران بدل خواهند شد. حتی مخالفان منصف و اهل تحقیق نیز معتقدند که حق اسلام چنین جایگاهی نیست.

واما در پاسخ به این سوال که آیا اساسا مجازات ناسزاگویی به پیامبر اسلام شرعاٌ اعدام است به سیره خود پیامبر اشاره می کنم، که جاهلی بر سر وی خاکسترمی ریخت اما آن حضرت هنگامی که آن جاهل بیمار بود به عیادتش رفت که اگر چنین نبود و رفتار آن حضرت بهتر از دیگران نبود، هرگز عده‌ای گرد او جمع نمی شدند در حالی که او نه پست و مقام دنیوی داشت و نه ثروت که به طرفدارانش بدهد. چنین پیامبری هرگز نمی تواند موید این قانون باشد که اگر کسی به او توهین کرد مستحق مرگ است. روشن تر از سیره پیامبر آیات متعدد قرآن است که بدون ابهام بارها از تناسب مجازات با جرم سخن می گوید و تخطی از آن را ظلم می خواند. به نمونه‌های زیر توجه فرمائید:

"جزاء سیئه سیئه مثلها فمن عفی و اصلح فاجره علی الله انه لایحب الظالمین" شوری/ ۴۰

وجزای هر بدی بدی همانند آنست اما اگر کسی ببخشد و صلح کند پس پاداش او بر خداوند است که خداوند ستمگران را دوست ندارد.

"وان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیرللصابرین" نمل/۱۲۶
اگر مجازات می کنید پس همانند ستمی که بر شما رفته مجازات کنید اما اگر صبر کنید پس آن برای شکیبایان بهتر است.

آیات مذکور فقط دو آیه از آیات متعددی است که بر تناسب مجازات با جرم تاکید می کند و نه تنها تعدی از آن را ظلم می داند بلکه مردمان را به عفو و گذشت فرا می خواند، چرا که همواره جوامع بشری بیش از مجازات به عفو و گذشت نیازمند است؛ زیرا در جامعه‌ای که عفو و گذشت در آن رایج باشد، هم زمینه وقوع جرم در آن کمتر است و هم شناخت عدالت و اجرای آن آسان تر.

پیامبری که از جانب خدا برتناسب و همانندی مجازات با جرم تاکید می کند هرگز اعدام را مجازات متناسب برای ناسزاگوئی نمی داند. در همان روزگار نیز کسانی بودند که گمان میک ردند بعضی موضوعات وجرائم از قاعده فوق الذکر مستثنی هستند مثل توهین به مقدسات. آنان گمان می بردند مجازات توهین به مقدسات فراتر از مقابله به مثل است و یا شاید به دلیل غلبه افراطی گری بر فکر آنان و کم رنگ بودن ارزش اخلاقی گذشت در میان آنان معیار عدالت را گم کرده و تصور می کردند مجازات مناسب برای هتک حرمت مقدسات قتل و قتال است. آیه ۱۹۴ بقره به همین مطلب اشاره دارد. هنگامی که مشرکین قریش مانع ورود پیامبر به بیت الحرام برای انجام مناسک عمره شدند آن حضرت برخلاف رویه معمول آن مردم که در چنین مواقعی به جنگ و خونریزی می پرداختند، بدون جنگ و خونریزی به مدینه باز گشت و سال بعد یعنی سال هفتم هجرت همراه جمعی از مسلمانان به مکه رفت و عمره را بجا آورد. آ یه مربوطه چنین است:

"الشهرالحرام بالشهرالحرام والحرمات قصاص فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مالعتدی علیکم والتقوالله واعلموان الله مع المتقین" بقره/۱۹۴
این ماه حرام باآن ماه حرام برابرودیگر حرمت‌ها نیزبا یکدیگر برابرند پس اگرکسی به شما تعدی کرد شما می توانید با رفتاری همانند آن با وی مقابله کنید(و نه بیشتر!) و تقوی پیشه سازید و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است.

ورود پیامبر و مسلمانان به خانه خدا در همان ماه حرامی که سال قبل از آن منع شده بودند مقابله به مثل عملکرد قریش خوانده شده است. پیامبر با این آیه مسلمانان را که از رفتار قریش برآشفته شده بودند و احساس می کردند که به مناسک عبادی وحرمت‌های آنان توهین شده و بیم آن می رفت که جنگ درگیرد، آرام می سازد. این آیه تاکید می کند که پاسخ منع قریش از انجام عمره این است که شما وارد خانه خدا می شوید در همین ماه حرامی که قصد انجام مناسک عمره داشتید. و می افزاید که پاسخ هر ستم حداکثر رفتاری همانند آن است و بیش از آن خلاف تقوی است. به عبارت دیگر آیه در بردارنده این معناست که پاسخ حرمت شکنی قتل و کشتار نیست.

در روزگاری که مردمان اهل افراط بودند و از اینکه پاسخ هر ستمی را با قتل وشمشیر بدهند ابایی نداشتند، پیامبر با آیات قرآن به آنان می آموزد که جزای هر عمل بد، حد اکثر همانند آن عمل است و مردم را به فضیلت عفو وگذشت دعوت می کند. براساس منطق قرآن و پیامبر اسلام مجازات اعدام برای ناسزاگویی ولو به پیامبریک ، جنایت است. آسیبی که اجرای چنین قوانینی به وجهه اسلام می رساند امروز بر بسیاری از دوستداران اسلام روشن است و یکی از آسیب‌ها همانا بدبینی و نفرتی است که در برخی دل‌ها ایجاد شده و در نتیجه به اسلام توهین می کنند.

از دلایل مهمی که بسیاری از فقهای بنام شیعه با اجرای قوانین جزائی موجود در فقه اسلامی توسط غیر معصوم مخالف بودند احتیاط فراوان آنان نسبت به جان مردمان وحفظ وجهه اسلام بود. تجربه اجرای این قوانین در جمهوری اسلامی نشان می دهد که احتیاط آن دسته از فقها بسیار بجا و عاقلانه بوده است. اعدام هایی که در جمهوری اسلامی بطور پیاپی وتحت عنوان مجازات اسلامی انجام می شود خدشه‌های جبران ناپذیری است که پیاپی بر وجهه اسلام و ایران و بر جان‌های محترم وارد می شود. امید است با بازنگری در رویه موجود شاهد اعدام سهیل اعرابی ودیگرافراد در ایران نباشیم.

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 
ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.