دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ -
- 16 Sep 2019
16 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
نمی‌توانم نفس بکشم!
نکته مهم این است که در این حادثه همه اتفاقات مقابل چشم مردم می گذرد. هیات منصفه که برگزیده دولت نیست، حکم می دهد ، جامعه مدنی اعتراض می کند، همه نظر می دهند و رسانه‌ها همه اخبار را پوشش می دهند ، رییس جمهور از پلیس متخلف حمایت نمی کند. وزیر دادگستری وعده تحقیق می دهد. حقوقدانها اظهار نظر می کنند. حتی اداره پلیس یک شهر هم سرنوشت خود را به خطای یک یا چند مامور گره نمی زند. جامعه بر سر تخلف یک پلیس قطبی نمی شود. 


داستان به خرداد ماه امسال حدود ۶ ماه پیش بر می گردد . پلیس در صدد بازداشت آقای اریک گارنر یک شهروند سیاهپوست آمریکایی برآمد. گارنر مسلح نبود. اما در برابر بازداشت خود مقاومت و شروع به بحث با ماموران پلیس کرد. چند مامور پليس تلاش کردند، با زمين انداختن آقای گارنر به او دستبند بزنند. يک افسر پلیس، بازوی خود را برای چند ثانيه دور گلوی او گره زد. در ویدئویی که از این حادثه منتشر شده و تلویزیونهایی آمریکا در دوروز گذشته بارها نشان داده اند ، صدای اريک گارنر شنيده می‌شود که به زحمت فرياد می‌زند: «نمی‌توانم نفس بکشم».آمبولانس خبرکردند . اما دیرشده بود و اين مرد سياه‌پوست که به آسم مبتلا بود، دقايقی بعد پس از انتقال به بيمارستان درگذشت.


پزشکی قانونی مرگ آقای گارنر را ناشی از «فشار بر سينه و قرار گرفتن در وضعيتی خطرناک» عنوان کرده، این یعنی پلیس عامل مرگ گارنر بوده، اما هيئت منصفه دادگاهی که به این موضوع رسیدگی می کرد ؛ دو روز پیش تصميم گرفت که عليه افسر پليس اعلام جرم نکند. عمل پلیس هنگام دستگیری متهم ، غیرقانونی بوده . گره زدن بازو دور گلو و گردن متهم هنگام بازداشت ( chokehold ) ، از سال ۱۹۹۳ در اداره پليس نيويورک غير قانونی اعلام شده است. با وجود نظر هيئت منصفه، اريک هولدر، وزير دادگستری آمريکا از تحقيقات جداگانه فدرال در رابطه با مرگ اريک گارنر خبر داده است.


واکنش جامعه مدنی تحسین برانگیزبود. هزاران نفر در شهرهای نيويورک، فيلادلفيا، واشنگتن و اوکلند در اعتراض به تصميم هيئت منصفه راهپیمایی و اعتراض کردند. واکنش مقامات هم خوب بود . باراک اوباما و شهردار نيويورک نيز از حکم هيئت منصفه، ابراز ياس کرده‌اند. «نمی‌توانم نفس بکشم»! که آخرين سخنان اريک گارنر پيش از مرگ بود حالا به شعار معترضان در شهرهای مختلف آمريکا تبديل شده است.در قوانین آمریکا تبعیض نژادی وجود ندارد. اما آمریکا از بردگی سیاهان تا تبعیض نژادی علیه سیاهان را در تاریخ خود دارد. مبارزات مدنی سیاهان در دهه ۶۰ قرن بیستم یعنی حدود ۵۰ سال پیش ، منجربه لغو کامل قوانین نژادی علیه سیاهان شد. اما آثار آن به صورت عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی و آموزشی سیاه پوستان هنوز وجود دارد.


رفتار برخی از افراد پلیس در برابر آمریکائیان آفریقائی تبار ممکن است رگه هایی از تبعیض نژادی داشته باشد. اما بیشتر مشکلات سیاه پوستان ناشی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی آنهاست. آفریقایی تباران ۱۲ درصد جمعیت آمریکا را تشکیل می دهند. گارنر از دهه ۱۹۸۰ تا زمان مرگ ۳۰ بار توسط پلیس بازداشت شده بود . در پرونده او اتهاماتی مانندحمله و تجاوز ، فروش سیگار قاچاق ، مقاومت در برابر دستگیری ، سرقت بزرگ ، رانندگی بدون گواهینامه ، داشتن اوراق شناسایی تقلبی ، حمل ماری جوانا وجود دارد و قبل از این حادثه به قید وثیقه آزاد بوده است. گارنر از بیماری هایی مانند آسم، بیماری قلبی، فشار خون بالا و دیابت رنج می برد . زندگی اریک گارنر ۴۴ ساله،تصویری از بخش بزرگی از جامعه سیاهپوست آمریکا است.این وضعیت باعث درگیرشدن پلیس با افریقایی تباران می شود.


سیاهان فقیرتر از دیگر بخشهای جمعیتی آمریکا هستند و در نتیجه نظام آموزشی ضعیف تری دارند . نرخ بیکاری در جامعه سیاهان بالاتر است. نسبت به سایر گروه‌های نژادی جوانان سیاه پوست کمتری وارد دانشگاه می شوند . میزان جرم و جنایت در محلات سیاهپوست نشین بالاتر است. میزان طلاق در این جامعه نژادی بیشتر است و بسیاری از بچه‌های سیاه ، تک والدینی هستند. مشکلات از نسلی به نسل بعد منتقل می شود. البته دولت از خانواده‌های فقیر و کم درآمد حمایت می کند و سیاهپوستان بیشتر از سایر نژادها از این حمایت‌ها برخوردارند ، عده‌ای همین حمایتها را عامل کم تحرکی جامعه سیاه پوست می دانند.


با این حال عمل پلیس در این مورد مجرمانه بوده و بیان زمینه‌های اجتماعی نمی تواند توجیهی برای تبرئه یک مامور پلیس از قتل یک شهروند باشد. جامعه و دولت در حال جست و جوی راه حل برای این مشکل هستند ، آموزش بیشتر ماموران پلیس ، نصب دوربین بر روی لباس پلیس از جمله پیشنهادها است. برخی هم معتقدند که برخی از سیاه پوستان ، از حساسیت جامعه و دولت و رسانه‌ها به تبعیض نژادی سوء استفاده می کنند .


گارنر قبل از حادثه به افسر پلیس چه می گوید. او در اعتراض به پلیس که از او خواسته از آنجا برود می گوید : " چرا باید از اینجا برم ؟ هربار مزاحم من میشی ، من خسته شدم ، این کار همین امروز باید متوقف بشه . همه اینایی که اینجان می دونند که من هیچی نمی فروشم . شما می خوای منو آزار و اذیت کنی . می خوای جلو سیگارفروختن منو بگیری من مراقب کسب و کار خودم هستم . لطفا منو تنها بگذار . برای آخرین بار میگم : منو تنها بگذار ! گارنر در حالی که دستهای خود را به تندی تکان می دهد ، می گوید : لطفا به من دست نزنید !" در اینجا پلیس باید طبق پروتکل با متهم و مظنون رفتار کند. روش پلیس غیر قانونی بوده و منجر به مرگ یک شهروند شده است.


مامور پلیسی که در این حادثه عمل غیر قانونی فشار به ناحیه تنفسی و گردن انجام داده بود ، یک ماه بعد از حادثه منتظر خدمت شد و سلاح و درجه از او گرفته شد. همان زمان مامور دیگر پلیس هم تنبیه اداری شد. چهار امدادگری هم که در صحنه حاضر شدند به دلیل اهمال، از پست خود بدون دریافت حقوق تعلیق شدند. نکته مهم این است که در این حادثه همه اتفاقات مقابل چشم مردم می گذرد. هیات منصفه که برگزیده دولت نیست، حکم می دهد ، جامعه مدنی اعتراض می کند، همه نظر می دهند و رسانه‌ها همه اخبار را پوشش می دهند ، رییس جمهور از پلیس متخلف حمایت نمی کند. وزیر دادگستری وعده تحقیق می دهد. حقوقدانها اظهار نظر می کنند. حتی اداره پلیس یک شهر هم سرنوشت خود را به خطای یک یا چند مامور گره نمی زند. جامعه بر سر تخلف یک پلیس قطبی نمی شود.

 
منبع: فیس بووک نویسنده 
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :