شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ -
- 21 Sep 2019
21 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
ما وحقوق بشر
محصور كردن رهبران جنبش سبز ميرحسين موسوي ، مهدي كروبي و زهرا رهنورد، بدون هيچ اتهام مشخص و حكم قضايي  نقض حقوق بشر نیست ؟ پس چیست ؟  


شصت و ششمين سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر را به همه ملتها و بويژه به ملت بزرگ ایران صميمانه تهنيت می گویم .

دهم دسامبر ۱۹۴۸ مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلاميه جهانی حقوق بشررا با ۴۸ رای موافق ، ۸ رای ممتنع وبدون حتي يك رای مخالف به تصویب رساند این واقعیت بیانگر این حقیقت است که روح ومحتوای این اعلامیه آنچنان فراگیر ود ربردارنده ارزشها،موازین انسانی ، اخلاقی وعرفی مورد قبول همه فرهنگها، تمدنها ،ادیان ،مذاهب و مكاتب مختلف جهان است که هیچ نماینده‌ای از کشور‌های جهان به آن رای منفی نداده است بنابر این با توجه به اجماع فیلسوفان ، حقوقدانان، خردمندان وملل مختلف جهان مفاد این منشورجهاني می تواند بعنوان پایه وملاک روابط بین ملتها ، حاکمیتها با مردمشان ومردم با یکدیگر تلقی شود وتضمین کننده آزادی وعدالت در سطح داخلی وصلح در سطح جهانی باشد .این مساله مهم در مقدمه اعلامیه ۳۰ ماده‌ای اعلامیه جهانی حقوق بشر چنین بیان شده است:"شناسایی حیثیت وکرامت ذاتی تمام اعضای خانواده بشری وحقوق برابر وسلب ناپذیر آنان اساس آزادی ، عدالت وصلح در جهان است ".

با اینکه ایران از کشورهای رای دهنده به این اعلامیه بوده وپیش از انقلاب رهبران ومسئولان فعلی نظام جمهوری اسلامی برای محکومیت شاه ودفاع از حقوق خود ومردم به آن مکررا استناد می کرده اند ولی باکمال تاسف پس از انقلاب وبه قدرت رسیدن آقایان برخورد متفاوتی از خود نشان داده اندو از آنجا که نظام جمهوری اسلامی ایران ، نظامی ولایی وعمدتاروحانی است واکثریت نهادهای غیر انتخابی آنرا از قوه قضائیه گرفته تا شورای نگهبان ومجمع تشخیص مصلحت چهره‌های روحانی سنتی تشکیل می دهند، در مواجهه با منشور حقوق بشر از منظر مذهبی وسیاسی آنرا در طول ۳۶ سال پس از انقلاب به زیر سوال برده و مي برند .در واقع می توان گفت به دلیل یکی شدن نهاد روحانیت با نهاد سیاست ویا بعبارتی یگانگی نهاد قدرت ودیانت منجر به این شده است که مواجهه فکری حاکمان ایران با اعلامیه نیز شائبه سیاسی داشته باشد. استدلال روحانیت ومذهبیهای سنتی در عدم پذیرش اعلامیه اینست که خاستگاه آن"اومانیستی" ، "سکولاریستی" و"لائیستی" ومبتنی برعقل وتجربه بشری است بنابراین با آموزه‌های وحیانی حتما درتضاد وتخاصم می باشد ونمی تواند مورد قبول جامعه وانسانهای مومن ومتدین به مذاهب وادیان ابراهیمی باشد. رد این شبهه وانتقاد شبه مذهبی وسنتی توضیح واضحات است وکافی است آقایان به احکام تاسیسی وامضایی دین رجوع کنند وببینند بسیاری از احکامی که در قرآن وسنت آمده است احکام تاسیسی دین نیست، بلکه عرف عقلای جامعه بوده که دین هم مهر تایید بر آن نهاده وامضا نموده است. علاوه بر آنکه روح تعایم دین تاکید بر حقوق ذاتی انسانها ، کرامت ، عزت، شرافت، آزادی ، عدالت وبرابری همه انسانها از زن ومرد در برابر خداوند است،مستقل ا زاینکه چه مرام ورنگ ونژادی داشته باشند .

با عنایت به این روح کلی مفاد اعلامیه حقوق بشر تاکید ویژه‌ای برهمین حقایق وآموزه‌های اساسی ادیان است بنابراین نه تنها هیچ مغایرتی بین اعلامیه جهانی حقوق بشر ودین وجود ندارد بلکه دقیقا در یک راستا می باشند .در میان نواندیشان دینی این مساله از مسلمات وواضحات است که با مبانی دینی کاملا می توان موافق آزادی ، دموکراسی وحقوق بشر بود واز آن با اطمینا ن کامل و بعنوان وظیفه‌ای ایمانی دفاع کرد، چرا که نهال ایمان در پرتو آزادی ودر جوامع دموکراتیک است که می روید ورشد می نمایدو میوه میدهد وتنها در این جوامع است که حقوق بشر رعایت می گردد نه در جوامع توتالیتر و حاکمیتهای مطلقه فردی استبدادی تحت هر نام و عنوان و با هر توجيه تئوريكي. اما از آنجا که روحانیت سنتی ما به جریان روشنفکری دینی نامهربان است وخاستگاه فکری واندیشه‌های آنها را غرب ، لیبرالیسم ،اومانیسم وسکولاریسم می داند برای اطمینان خاطر آنها در مورد موافقت اعلامیه حقوق بشر با اسلام عین جمله استاد شهید مطهری را می آورم شاید موجب تامل وتنبه آنها شود (البته اگر مصلحت سیاسی به آنها امان دهد ). استاد مطهری می فرمایند:" روح واساس اعلامیه حقوق بشر اینست که انسان از یک نوع حیثیت وشخصیت ذاتی قابل احترام برخوردار است وگفتیم این روح واساس مورد تایید اسلام وفلسفه‌های شرقی است"(۱).ایشان نویسندگان اعلامیه حقوق بشررا سزاوار احترام می داند ومی نویسد:"نویسندگان وتنظیم کنندگان این اعلامیه وهمچنین فیلسوفانی که در حقیقت الهام دهنده نویسندگان این اعلامیه هستند مورد ستایش وتعظیم ما می باشند ". (۲)


اما اقتدارگرایان ایران که سابقه طولانی در نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی دارند و " مردم ابزارند " تا " مردم سالار " و حق حاکمیت ملت بر سرنوشتشان و تاثیر گذاری آرائشان را به رسمیت نمی شناسند و نمی پذیرند به دلیل کارنامه مردودیشان در پیشگاه ملت و جهان با این اعلامیه مخالفت می کنند و آنرا ابزاری در دست قدرتمندان جهانی می دانند . ما هم می پذیریم که قدرتهای جهانی با حقوق بشر برخوردی دوگانه می نمایند ولی این برخورد دلیلی برای عدم پذیرش این اعلامیه نیست همچنانکه سوء استفاده کردن از دین و ابزار قدرت سیاسی کردن آن در ایران مجوز این نخواهد بود که دین را به کناری بنهیم بلکه باید از ابزاری کردن حقوق بشر و دین جلوگیری به عمل آید .

متاسفانه بدلیل موارد متعدد نقض حقوق بشر از سوی اقتدارگرایان از اوايل انقلاب تاکنون بویژه از سال ۸۸ به بعد ، بارها مجامع جهانی ایران را محکوم به نقض حقوق بشر نموده اند و آخرین بار محکومیت ایران در کمیته حقوق بشرسازمان ملل متحد روز ۱۹نوامبر ۲۰۱۴ برابر با بيست و هشتم آبان ماه ۹۳بود كه با۷۸ رای مثبت ، ۶۵ رای منفي و ۶۹ رای ممتنع ایران را صورت پذيرفت .قرار است این قطعنامه در ماه دسامبر در مجمع عمومي سازمان ملل به راي گذاشته شود.. آیا زندانی کردن اندیشمندان،حقوقدانان،روزنامه نگاران ،فعالان سياسي و مدني،دگر انديشاني كه جرمي جز عقيده و تحليل متفاوت فكري و سياسي با حاكميت ندارند و محصور كردن رهبران جنبش سبز جناب آقايان مير حسين موسوي و مهدي كروبي و سركار خانم دكتر زهرا رهنورد بدون هيچ اتهام مشخص و حكم قضايي توسط دادگاه صالحه و ایجاد فضای رعب و وحشت و برخوردهای قضایی دوگانه با روزنامه نگاران و دانشجویان ، نقض حقوق بشر نیست ؟ پس چیست ؟ اميدواريم باتغيير دولت و در سايه تلاشهاي كنشگران سياسي-مدني و بويژه مدافعان حقوق بشر و پشتيباني دولت تدبير و اميد از فعالان مدني و نهادهاي غير دولتي بستر مناسب براي اجراي كامل قانون اساسي و بويژه فصل مربوط به حقوق ملت و اجراي اعلاميه حقوق بشر در مناسبات ميان مردم و حاكميت ايجاد شود و از اين پس شاهد محكوميت كشورمان در مجامع حقوق بشري نباشيم.

 

 

(۱) حقوق زن در اسلام ، استاد مطهری صفحه۱۴۱

(۲) همان ، صفحه۱۴۲

 


 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.