سه‌شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ -
- 12 Nov 2019
14 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
سیاستمدار قرانی


ما دونوع نگاه می توانیم به قران داشته باشیم :
۱-نگاه جزنگر۲-نگاه کل نگر

در نگاه اول تک تک ایات قران را مورد مداقه قرار دهیم و درمورد انها بحث کنیم که اینکار مفسرین است ودرنگاه دوم اصولا ببینیم این کتاب درصد بیان چه مفهوم کلی است وغرض او چیست. دراین نگاه ناچاریم که توجه کنیم که قران بر چه چیزی تاکید می کند وچه امری را بزرگ جلوه می دهد وچه امری را کم اهمیت می داند. ایات قران کجا سوزناکانه ازمفاهیم حرف می زد وکجا مسامحه گرانه فقط به اشاره بسنده می کند.

وسیاستمدار قرانی کسی است که انطباق تام وتمام برقران پیدا می کند. اولین موضوعی که قران سخت در گیر آن است قدرت ولوازم ان است و افراد منتسب به آن.

نقد حکومت نقد ظلم در دستگاه حکومت است وبراین اساس بارها قصه ی موسی به عنوان سمبلی از مبارزه وایستادن درمقابل فرد مستکبر تکرار می شود وایات زیادی به جریان موسی وفرعون اختصاص می یابد. قصه ی سلیمان قصه ی یک حاکم است و یوسف داستانی دارد که سرانجام به حاکمیت او ختم می شود وابراهیم انگاه که تبر می گیرد تا بت ها را بشکند در کسوت سیاستمدار رخت بر تن می کند. بنابراین حجم وسیعی از ایات قران به این امور می پردازد اما ناگهان این قران درمقابل چیزهای دیگر به مسامحه تن در می دهد او به انسان که نظر می کند او را موجودی خطا کار می بیند و از توبه حرف می زند. درقالب دعا از انسان می خواهد که بگوید خدایا ما را بخاطر فراموشکاری وخطا مواخذه نکن، ما را ببخش واز گناه ما در گذر. به حجاب و پوشش که می رسد ان را در جایگاه گسترده‌ای مانند قصه ی موسی وانبیاء نمی گذارد. آن را درحد درگیری دائمی نمی داند وبا بیان آیاتی گذرا از ان می گذرد.

از نظر قران سخن اعتراض آمیز در حدی قرار نمی گیرد که قران را درگیر خود کند. درقران می بینیم که فرشتگان حق دارند در مقابل ساحت مقدس موجود مطلق زبان به گلایه بگشایند که آیا چیزی می افرینی که خون می ریزد و فساد می کند وان قادر مطلق که با زلزله‌های بزرگ عالمی را ویران می کند، عطوفانه می گوید که من چیزی می دانم که شما نمی دانید. وباز ان مقام شامخ با همین فرشتگان که مخلوق اویند کلام به کلام می شود که دیدید به شما گفتم که این انسان اسماء را می داند. اگر کسی دو طرف این سوال و جواب را نشناسد اصلا تصور نمی کند که یک طرف این دیالوگ قادر مطلق است. راستی قادر مطلق فرشته را درهم نمی کوبد که چرا اعتراض می کنی! حتی مهربانانه تا اخر محاجه با او ادامه می دهد واو را با منطق خویش و با برهان عملی قانع می کند. اصلا بحث بگیر وببند نیست. اصلا دادگاه و کلانتری درکار نیست. پس از نظر قران این محاجات در جایگاهی نیستند که ذهن حاکم را درگیر کند که چه کسی چه گفت و چرا گفت.

بنابر این تفاصیل ، انسان قرانی دقیقا چنین حالتی به خود می گیرد.  بعضی اشیا برای او جزیی وکم اهمیت می شوند. سیاستمدار قرانی دغدغه‌های بسیار عظیم تری دارد. او تنزل نمی کند به مقام کسی که امور جزیی وکم اهمیت را در جایگاه امور مهم قرار دهد ومدام در گیر بند مو یا زلف فلان یا رصد اینکه کی وکجا چه گفت وبه که گفت وبه کجا ربط دارد. انسان قرانی واذا مروا باللغو مروا کراما است وقتی با منکر روبرو می شود کریمانه می گذرد .انسان قرانی ولا یواخذکم الله باللغو فی ایمانکم ولکن یواخذکم بما کسبت قلوبکم است او با لغزشها کار ندارد بلکه با انچه که اگاهانه است وقلب را محاصره کرده است کار دارد. از منظر قران لایکلف الله نفسا الا وسعها شعار مهمی است که خدا بیش از طاقت بر کسی تکلیف نکرده است، اما دغدغه ی حاکم از نظر فران عدالت است. لیقوم الناس بالقسط، دغدغه ی قران ظلم فرعون واذناب اوست. قران ده ها و صدها ایه نمی اورد که بگوید زندگی خصوصی مردم چیست، چه کسی حرف زد، نباید انتقاد کرد. قران از درون خانه ی کسی خبر نمیدهد.

ودر یک کلام سیاستمدار قرانی اولویت‌هایش چیزهای مهمتری است او دغدغه حق الناس دارد .در بررسی زندگی افراد برجسته ان ها که در جامعه ی بشری تحرک وتحول ایجاد کردند نه مدعیان دروغین ما مشاهده می کنیم از ورود به قضایای بی‌ا رزش وکم اهمیت خودداری می کنند. عکس العملهای  حقیر خشن وبی اهمیت در تقابل با مفاهیم ندارند. انها معتقد بودند باید نور را،  اگاهی را، علم را گسترش داد. چیزهای خرد خودبخود حل می شود. علامه طبا طبایی امام خمینی شهید مطهری علامه جعفری با ان همه ظرفیتی که داشتند دغدغه‌های اساسی تری داشتند. انها به تاسی از قران مفاهیم قرانی را درک می کردند وهر مفهومی را در اندازه ی خودش در نظر می گرفتند. مثلا دغدغه ی امام خمینی تاختن بر موسیقی نبودف تاختن برشاه بود. درمنطق امام خمینی شطرنج وقتی بازی فکری شد مجاز است اما تحجر علما مجاز نیست. درمنطق امام موسیقی صدا وسیما خوب است، اما شاه باید برود. جالب است هرچه انسان ها برجسته تر میشوند از درگیری با مسائل خرد دور می شوند.

وانسان قرانی باید تطابق با قران داشته باشد. با حدیث داشته باشد. در منطق حدیث بارها یه این مفاهیم میرسیم که فلان عمل برابری می کند با دهها وصدها نماز وهرگز نمی گوید یک رکعت نماز برابری می کند با هزار شب نگهبانی در راه خدا. پس باید به این نتیجه ی قطعی برسیم که سیاستمدار قرانی باید شبیه قران باشد نه یک قدم عقب نه یک قدم جلو.این قران ما است ایاتش در مقابل ما است وما را فرا می خواند به زندگی حکیمانه. باید ابتدا نور را پراکند تا ظلمتهای خرد وکلان در پرتو انها ازبین برود.
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.