دوشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۶ -
- 26 Jun 2017
01 شوال 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
برنده نهایی
خیال میکنم، لبخند آن مرد پس از سوت پایان بازی، شبیه کلماتِ نگران امروز میرحسین باشد 


مناظره میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد را بخوانید. دوباره بخوانید.

کلاس دوم - سوم ابتدایی که بودیم، از تفریحاتمان رفتن به استادیوم وسط شهر بود. استادیومی که همسایه دیوار به دیوار بیمارستان بود. پول خریدن بلیت نداشتیم، اگر هم داشتیم، برای فوتبال دیدن نمیدادیم. از دیوارهای پشتی استادیوم می آمدیم بالا و سربازی که آن بالا ایستاده بود تا راه را بر مردان بی بلیت ببندد، کمکمان میکرد که بیاییم بالا. توی عمرم یک بار باتوم خوردم و آن هم از یکی از این سربازها بود. -اما مانع از دیوار بالا رفتنمان نشد- گاهی کمی فرهیخته تر میشدیم، و جلوی بلیت فروشی با مردی بزرگسال همراه میشدیم و به عنوان طفیلی خردسال به استادیوم میرفتیم.

بازی زاگرس یاسوج و استقلال دهدشت بود. من و عباس طرفدار زاگرس بودیم. روی سکوهای غربی نشسته بودیم. جوانی قبل از اینکه بازی شروع شود، با بغل دستی اش شرط می بست. بلند داد زد، اگر زاگرس هفت تا نزند، اسمم را عوض میکنم. عین همین کلمات را گفت. عباس شاهد است. هنوز چهار پنج دقیقه نشده بود، که تیم دهدشت گل اول را زد. آدمهای آن دور و بر نگاه به جوان کردند. جوان تا آخر بازی ساکت بود.
زاگرس یاسوج آن بازی را هفت بر یک پیروز شد. عباس شاهد است.

خیال میکنم، لبخند آن مرد پس از سوت پایان بازی، شبیه کلماتِ نگران امروز میرحسین باشد. دوباره مناظره میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد را بخوانید. آن یک گل تیم استقلال دهدشت را هم یادتان باشد. 

منبع: فیس بووک نویسنده 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :