سه‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ -
- 17 Sep 2019
17 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
پاسخ تاجزاده به روزنامه رسالت: تفسیر استبدادی از اسلام، بهترین خدمت به آمریکا و اسرائیل است
جرس: سید مصطفی تاجزاده در پاسخ به سرمقاله ای که یک ماه قبل روزنامه رسالت علیه وی منتشر کرد، جوابیه ای را برای این روزنامه ارسال کرد که این روزنامه ی مدعی اصولگرایی برخلاف قانون از انتشار آن خودداری کرد.

 

به گزارش کلمه، تاجزاده در پاسخ خود تصریح می کند که به اسلام و نظام باور دارد اما با قرائتی غیر از تفسیر استبدادی جناح حاکم. او در متنی که در پاسخ به رسالت نوشته، تصریح می کند که به چگونه نظامی باور دارد، و نشان می دهد که چگونه تئوریسین های استبداد دینی در عمل به دشمنان جمهوری اسلامی خدمت می کنند.

 

متن کامل این پاسخ که روزنامه رسالت از انتشار آن خودداری کرده، در ادامه می آید:

به نام خدا

مدیر مسئول محترم روزنامه رسالت

با سلام

در سرمقاله ۱۲ آذرماه آن روزنامه محترم این جانب را «منحرف سیاسی» خوانده و متهم کرده اید که از «اسلام و نظام و امام» فاصله گرفته ام و به همان میزان به «انگلیس و آمریکا و رژیم صهیونیستی» نزدیک شده ام. خواهشمند است براساس قانون مطبوعات پاسخ زیر را به اتهامات فوق منتشر فرمایید:

الف) من به اسلام رحمانی ایمان دارم که برای همه انسان ها صرف نظر از عقیده، نژاد، جنسیت و طبقه، کرامت ذاتی و در نتیجه حقوق سلب ناشدنی قائل است و حکومت کردن براساس ترس را نه حکم شارع که شیوه ستمگران می داند. اسلام ناب محمدی که به باور من همان قرائت علوی است، توجیه گر استفاده از استانداردهای دوگانه به ویژه در عصر ارتباطات و جهانی شدن نیست و به پیروانش اجازه نمی دهد محدودیت هایی را که علیه خود برنمی تابند بر دیگران تحمیل کنند و حقوقی را که برای خود مسلم می شمارند از سایرین دریغ دارند. من به اسلام عادلانه و اخلاقی معتقدم که دروغ گفتن را برای شکست دشمن و کسب قدرت جایز نمی داند و ایراد تهمت و افترا را به مخالفان خود به بهانه بدعت گذاری مجاز نمی داند. امر به معروف و نهی از منکر را ضامن آزادی های مدنی و سیاسی در نقد جامعه و حکومت می بیند و آن را هرگز به پوشش جوانان به خصوص دختران تقلیل نمی دهد و مسئولیت اجرایش را به نظامیان وانمی گذارد. به این ترتیب من با اسلام مخالف حقوق بشر و حقوق شهروندی میانه ای ندارم و اسلام منهای حقوق به اضافه دروغ مصباحی را دینی نمی دانم که بزرگان ما پیش از پیروزی انقلاب آن را معرفی و تبلیغ می کردند.

ب) من به نظامی که آیة الله خمینی در نوفل لوشاتو به ایرانیان وعده داد هم چنان معتقدم و مهم ترین انتقادم به جناح حاکم آن است که چرا با ارائه تفسیری استبدادی از اسلام، نظام، قانون اساسی و ولایت فقیه فرسنگ ها از آن مواعید فاصله گرفته است. به نظر من به همین دلیل است که اجرای کامل و بدون تنازل قانون اساسی مطالبه اکثریت قاطع ملت، شامل اصلاح طلبان می باشد. به هر رو در نظام مورد قبول من:

۱- ولایت فقیه مانع استقرار دیکتاتوری می شود نه این تنگ نظرترین و افراطی ترین افراد و گروه ها اجازه یابند به نام منویات رهبری محدودیت های غیرقانونی رو به تزاید عمدتا خودسرانه ای را به مردم تحمیل کنند.

۲- دستگاه های منصوب رهبری حافظ حقوق ملتند نه این که شورای نگهبان، قوه قضائیه، سپاه و صدا و سیما هم چون یک حزب تمام عیار عمل کنند.

۳- مبارزه با فساد در همه ادوار لازم است نه این که در یک دولت از دادگاهی سریال تلویزیونی ساخته به طور منظم پخش کنند و در دولت دیگر کش دادن رسیدگی به فساد را مضر بدانند و محکوم کنند.

۴- مدیریت توأم با ریخت و پاش همواره نادرست محسوب می شود نه این که در یک مقطع ثروت بادآورده خوانده شده با شدیدترین روش با آن برخورد شود و در مقطعی دیگر آن را مدیریت جهادی خوانده به مجریانش پاداش دهند.

۵- رقابت سیاسی آزاد به رسمیت شناخته می شود نه این که یک جناح خودی خوانده شده از انواع رانت ها و نیز مصونیت مطلق قضائی بهره مند شود و در مقابل منتقدان قانون گرا از بدیهی ترین حقوق خویش محروم گردند.

۶- برپایی انتخابات آزاد و سالم را حق همه ملت هاست و مطالبه آن در ایران خواست دشمن خوانده نمی شود.

۷- حق وتو در همه جا ناعادلانه تلقی می شود نه آن که در شورای امنیت سازمان ملل آن را محکوم کرده و در شورای نگهبان مورد تمجید قرار دهد.

۸- ایجاد سیستم تک صدایی و فضای امنیتی در همه جا غیرقابل قبول است نه آن که تحمیل آن به هم وطنان را لازم بداند.

۹- تحمیل یک سبک زندگی خاص برای همه شهروندان دنیا مذموم است نه این که در فرانسه و ترکیه محکوم و در ایران مجاز و ضروری باشد.

۱۰- راهبرد «برد برد» کم هزینه ترین و مسالمت آمیزترین روش برای دست یابی به اهداف ارزیابی می شود نه این که دنبال نرمش قهرمانانه در خارج و مشت و مال جانانه در داخل باشد.

۱۱- حمله به دانشجویان مطلقا زشت و مذموم است نه این که در همه جای دنیا جز ایران از آن به بدی یاد شود و در ایران هر چند سال یک بار بدان اقدام شده ضرورت آن به انحاء مختلف توجیه شود.

۱۲- سخن گفتن با احترام و تکریم همیشه پسندیده است نه آن که برای جهانیان توصیه شود و از شهروندان خود دریغ داشته شود.

۱۳- ایفای نقش دادستان، هیأت منصفه، قاضی و مجری قانون توسط یک فرد یا نهاد در همه جا خطرناک تلقی می شود نه آن که در کشور خود عین عقلانیت و عدالت اعتبار شود.

۱۴- تجمع قدرت و ثروت و رسانه همواره مخاطره آمیز است نه این که در دنیا غلط و فسادانگیز پنداشته شود و در ایران لازم.

عملکرد طالبان، داعش و بوکوحرام و … روشن کرده است که تکفیری ها اعم از شیعه و سنی به رغم شعارهای پرطمطراق و ضد غربی خود بیشترین تقارب فکری را با جناح جنگ طلب در غرب و نیز با جنگ سالاران اسرائیلی دارند. در حقیقت اتهامات توسعه طلبان خارجی علیه اسلام، همان ادعاهای خوارج مسلکان مدعی است. افزون برآن همین جریان جاهل و تنگ نظر با ترسیم چهره ای قرون وسطایی از دین مبین و نیز از مسلمانان، بهترین بهانه و فرصت را برای انجام شریرترین اقدامات به بنیادگرایان غربی و اسرائیلی – دین مدار یا سکولار – فراهم آورده است. در ایران نیز کسانی که استبداد دینی را تئوریزه می کنند، ملت را نالایق می خوانند و مدعی هستند لیاقت رهبر را ندارند، دموکراسی را غذایی مسموم معرفی می کنند و کشتار سه هزار دانشجو در میدان تیان آن من را مرهم شفابخش دردهای چین می نامند، به نام مقابله با اسلام هراسی، آزادی هراسی پیشه کرده اند و اکنون نیز هم سو با جنگ افروزان عالم در تلاشند که مذاکرات ایران با ۵+۱ به شکست بینجامد تا تداوم اختناق و کاسبی تحریم ممکن شود، در عمل و نظر بیشترین نزدیکی را با «انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی» دارند و بیشترین خدمت را به آنان می کنند.

با تشکر
سید مصطفی تاجزاده
۲۰/۹/۹۳

ارسال به :