شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ -
- 21 Sep 2019
20 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
بازرگان حکومت را امر به معروف و نهی از منکر می‌کرد
جرس- مژگان‌مدرس‌علوم: درست ۲۰ سال از درگذشت مهدی بازرگان می‌گذرد. مردی که به سیاست‌ اخلاقی باور داشت و در فضای پرتلاطم ایران تاوان این باور را پرداخت. 

او که به واسطه تحصیل در فرانسه با جامعه‌ غرب آشنا شده بود همیشه این دغدغه را داشت که خوانشی سازگار با دنیای جدید از اسلام ارایه دهد. بازرگان کتاب‌های متعددی در این زمینه نوشت و در فعالیت‌های مستمر سیاسی‌اش هم دنبال آن بود که میان اسلام و دموکراسی پلی بسازد. او در ابتدای انقلاب یکی از مورد اعتماد‌ترین چهره‌ها نزد آیت الله خمینی شد و به سمت نخست وزیر دولت موقت برگزیده شد اما جدال‌های درونی در نظام تازه‌ تاسیس جمهوری اسلامی به اندازه‌ای بالا گرفت که کمتر از یکسال بعد بازرگان و کابینه‌اش ناگزیر به استعفا شدند. خروج از دولت سرآغاز حذف فکری وی و همفکرانش نیز بود. نهضت آزادی که بازرگان یکی از موسسان آن بود به زیر ضرب فشارهای روحانیون حاکم  رفت و اعضای این جریان فکری به خوانش التقاطی از اسلام و طرفداری از غرب متهم شدند و در حاشیه سیاست قرار گرفتند. در بیستمین سالگرد درگذشت بازرگان با «علیرضا هندی» از نزدیکان فکری وی گفتگو کردیم.


آقای مهندس هندی، لطفا در ابتدا بفرمایید در دولت موقت چه سمتی داشتید و چگونه با مهندس بازرگان آشنا شدید؟


بعد از انقلاب و در دولت موقت به عنوان معاون شهردار تهران و مدیرعامل شرکت واحد اتوبوس رانی مشغول به فعالیت بودم و از همین رو با مجموعه دولت ارتباط داشتم. اولین بار به دنبال دعوت شورای انقلاب برای صحبت در مورد حمل و نقل شهری با مهندس بازرگان به صورت رسمی آشنا شدم. بعد از آن به عضویت نهضت آزادی ایران درآمدم و به عنوان عضو دفتر سیاسی در کنار مهندس بازرگان که دبیرکل نهضت بودند فعالیت خود را ادامه دادم، تا روزهای پایانی عمرشان هم این ارتباط برقرار بود و هفته‌ای یکبار ایشان را ملاقات می‌کردم. در مجموع ارتباط و همکاری من با مهندس بازرگان بعد از انقلاب شکل گرفت و پیش از انقلاب از طریق مطالعه آثار مهندس بازرگان با اندیشه و دیدگاههای ایشان آشنا بودم.


نقش مهندس بازرگان را در بحبوحه روزهای پس از پیروزی انقلاب چگونه ارزیابی می‌کنید؟


بعد از انقلاب حتی یک پاسبان سرچهارراه‌ها نبود و کارخانجات تعطیل شده بودند و خلاصه هیچ چیز در جای خود نبود. در آن شرایط بود که آقای خمینی با درایت و مشورت دیگران مهندس بازرگان را انتخاب کردند. مرحوم بازرگان هم به عنوان یک مهندس و مدیر با تجربه با همکاری اعضای نهضت آزادی ایران که از افراد سر‌شناس و تجربه دار بودند، انقلاب را به نظام تبدیل کردند. همانطور که می‌دانید وقتی انقلاب در یک کشور رخ می‌دهد کشتار‌ها انجام می‌شود و ویرانی‌های زیادی بجا می‌گذارد و در این وضعیت بود که پاک‌ترین آدم‌های مملکت تلاش کردند انقلابی را تبدیل به نظام کنند تا کمترین ضایعات را بعد از انقلاب در ایران داشته باشیم. کار این عزیزان بسیار عظیم بود و شاید در آینده ایرانیان متوجه تلاش‌ها و اقدامات مهندس بازرگان و یارانشان شوند.


یکی از بحث‌برانگیز اتفاق‌ها درباره فعالیت سیاسی مهندس بازرگان مربوط به دیدار او با برژینسکی در الجزیره است. مخالفان ایشان از این دیدار به عنوان مدعایی بر همسویی آقای بازرگان و جریان حامی ایشان با غرب یاد می‌کنند. دیدگاه شما در این باره چیست؟


در زمان انقلاب به دلیل وابستگی رژیم شاه به آمریکا فضایی وجود داشت که حاکمیت و مردم فکر می‌کردند آمریکا بسیار با ایران در تعارض است. اما در آن فضای تقابل برخی معتقد بودند که ایران باید مسائل خود را از طریق دیپلماسی و گفتگو حل کند. از همین رو زمانی که پیشنهاد شد که دولت موقت در سالگرد آزادی الجزایر شرکت کند، هیئت ایرانی از جمله مهندس مهدی بازرگان (نخست وزیر)، ابراهیم یزدی (وزیرامورخارجه)، مصطفی چمران (وزیر دفاع) به همراه چند تن از کار‌شناسان به آنجا رفتند که فرصت بسیار خوبی بود تا ایران مسائل و مشکلات خود را حل کند. این سه تن هم با یک عمر تجربه و درایت و دانش بالا در الجزایر به درخواست مقامات آمریکایی پاسخ مثبت دادند تا با تیم آمریکایی از جمله برژینسکی، مشاور امنیتی و سایرس ونس وزیر خارجه با وزیر دفاع ملاقات کنند. مذاکرات هم به اندازه‌ای خوب انجام شد که واقعا جای تعجب است که چرا آن مذاکرات پوشش داده نشد تا مردم بدانند چه سخنانی در آن مذاکرات گفته شده است.


شما در جریان محتوای آن صحبت‌ها بودید؟


آن گونه که من متوجه شدم و از دکتر یزدی صحت آن را گرفتم در آن دیدار ابتدا برژینسکی می‌گوید که خدا و انقلاب و دولت ایران را قبول دارد و ایران و آمریکا یک دشمن مشترک دارند (که اشاره‌شان به شوری سابق بود) و باید با هم کار کنند. آقای مهندس بازرگان هم پاسخ می‌دهند که شما که خدا را قبول دارید و مسیحی هستید و کتاب مقدس دارید، چرا در این۲۵ سال گذشته (منظورشان از ۲۸ مرداد ۳۲ تا سال ۵۷ بود) که مردم ایران تحت ظلم و شکنجه بودند٬ بی‌تفاوت بودید؟ شما که به خدا اعتقاد داشتید چرا در جنگ ویتنام بمباران‌ها را انجام دهید؟ و... خلاصه از موضع بالا و به قول معروف از جنبه طلب کاری برخورد می‌کنند و آمریکایی‌ها هم موضع دفاعی می‌گیرند بطوری که برژینسکی می‌گوید حالا ما باید بخاطر این کار‌ها غرامت بدهیم.... مسائل مهم دیگر هم مطرح شد از جمله اینکه ایران و آمریکا حساب مشترکی داشتند و ایران نمی‌توانست از آن حساب برداشت کند، مبلغی حدود ۲۱ میلیارد پول در آن حساب متعلق به ایران بود که آقای دکتر یزدی آن را مطرح می‌کنند.


مسئله شاه هم که در آمریکا در حال معالجه بود مطرح می‌شود و اینکه مردم ایران می‌خواهند که آمریکا شاه را به ایران برگرداند تا او را محاکمه کنند اما برژینسکی پاسخ می‌دهد که این کار برای آبروی کشورش در دنیا درست و انسانی هم نیست که یک آدم بیمار را تحویل شما بدهیم. به هر صورت این بحث‌ها مطرح می‌شود و همچنین موضوع مهم دیگری که مطرح می‌شود مربوط به جعبه سیاه هواپیما‌های جنگنده – بمب افکن‌های اف ۱۴ بود که در‌‌ همان روز‌های انقلاب نظامیان آمریکا در ایران این نرم افزار‌ها را از هواپیما جدا کرده و برده بودند که مقامات ایرانی موفق می‌شوند آن‌ها را پس بگیرند و در سطح جنگی از هواپیما‌ها استفاده کنند. خلاصه مسائل بسیاری مهمی مطرح می‌شود که تیم آمریکایی هم یاداشت می‌کنند تا با مقامات خود صحبت و حل کنند.


آیا آیت الله خمینی و شورای انقلاب در جریان این مذاکرات بودند؟


آنطور که بعد‌ها مطرح شد٬ مرحوم خمینی در جریان قرار نگرفته بودند که البته لزومی هم نداشت. زمانی که همین سوال را از مهندس بازرگان می‌پرسند ایشان انتقاد می‌کنند که ما با ده‌ها و صد‌ها مقامات کشورهای دنیا ملاقات داشتیم و دلیلی نداشته که نخست وزیر و وزیر خارجه و وزیر دفاع این مملکت زمانی که طرف خارجی از آن‌ها درخواست ملاقات می‌کند بگویند که بگذارید اول اجازه بگیریم بعد با شما ملاقات می‌کنیم! از سوی دیگر قصدی هم برای این ملاقات نبوده و بیشتر طرف آمریکایی اصرار بر ملاقات داشته و این‌ها هم با توجه به سابقه و تجربه خود و مشکلات کشور پاسخ مثبت می‌دهند.


رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا اخیرا مدعی شده‌اند که این هیئت ایرانی بودند که خواستار ملاقات با برژینسکی در الجزیره شده‌اند نظر شما چیست؟

من هم این ادعا را شنیده‌ام اما برخلاف این ادعا، مقامات آمریکایی متقاضی ملاقات با هیئت ایرانی بودند. با توجه به سابقه پنجاه سال فعالیت سیاسی‌ام این را می‌گوییم که حتی اگر مقامات ایرانی چنین ملاقاتی را می‌خواستند کار درستی بوده است زیرا مشکلات بسیاری در آن زمان وجود داشت که باید از طریق مذاکره و گفتگو حل می‌شد. حالا بعد از سی و پنج سال حاکمیت به این نتیجه رسیده که به جای دشمنی و فحش دادن باید مذاکره کنند. اما در هر حال واقعیت این است که مقامات آمریکایی خواستار مذاکره در آن زمان بودند و باز تکرار می‌کنم اگر این عزیزان هم چنین درخواستی کرده بودند جای سرزنش و نکوهش نداشت.


این مذاکرات تا چه میزان در رخدادهای پس از آن نقش داشت؟ منظورم اشغال سفارت آمریکا و مساله گروگانگیری است.


در واقع پس از آن فضای سیاسی در تخاصم و اختلاف با آمریکا ملتهب‌تر شد و به فاصله زمان کوتاهی اشغال سفارت آمریکا رخ داد که باز به نظر مهندس بازرگان کار درستی نبود. برخی استعفای ایشان را به همین مساله‌ی تسخیر سفارت آمریکا ارتباط می‌دهند اما برخی‌ها هم معتقدند که دخالت روحانیون در مدیریت کشور دلیل استعفای مهندس بازرگان بود. در هر حال من معتقدم که مساله تسخیر سفارت متاثر از فضای سیاسی بعد از دیدار بازرگان و برژینسکی پیش آمد و در ‌‌نهایت موجب این همه مسائل و مشکلات برای کشور شد.


اما خود مرحوم مهندس بازرگان در کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» دخالت روحانیون در امور سیاسی کشور را دلیل اصلی استعفای خود ذکر می‌کنند و توضیح می‌دهند که حتی چند ماه قبل از اشغال سفارت آمریکا استعفای خود را داده بودند و سران کشور هم اطلاع داشتند.


دقیقا، همینگونه است. بار‌ها مهندس بازرگان در گزارش‌ها و سخنرانی‌هایی که با مردم می‌کردند تاکید داشتند که استعفایشان به خاطر حمله به سفارت نبوده است و حتی یکبار ماجرای ملانصرالدین و گربه را مثال آوردند. در هر حال حاکمیت و افراد زیادی از روی غرض یا بدون غرض ایشان را مورد انتقاد قرار دادند. در حالیکه بازرگان از دخالت‌ها در امور دولت شکایت داشتند که باعث می‌شد که دولت راندمان خوبی نداشته باشد و از همین رو بار‌ها از قبل٬ مساله استعفا را مطرح کرده بودند.


واکنش مهندس بازرگان بعد از اشغال سفارت آمریکا چه بود؟


الان دقیق جملات ایشان را به خاطر ندارم اما با توجه به‌شناختی که از ایشان و دکتر یزدی دارم معتقدم که بازرگان و همراهانشان نباید با این اقدام موافق باشند زیرا این اقدام موجب افزایش تخاصم‌های بین ایران و آمریکا شد و حتی برخی معتقدند که حمله عراق به ایران توسط آمریکا به منظور انتقام و اعتراض صورت گرفت. بنابراین مرحوم مهندس بازرگان و مدیران لایق کنار ایشان با این حرکت موافق نبودند.


به جنگ هشت ساله ایران و عراق اشاره کردید. اتفاقا به گفته دکتر یزدی دولت موقت حمله عراق را از اسفند ۵۷ پیش بینی می‌کرد و از جنبه دیپلماتیک در تلاش برای پیشگیری از آن بود و مهندس بازرگان نامه محرمانه‌ای هم به آقای خمینی نوشتند. روایت شما در این باره چیست؟

این نگرانی وجود داشت. حتی اخیرا مصاحبه‌ای از مرحوم آقای منتظری منتشر شد که ایشان قبل از حمله عراق به ایران به آقای خمینی پیشنهاد می‌دهند که یک گروه دوستی به کشورهای همسایه بفرستند و توضیح دهند که نمی‌خواهند موجبات تغییرات را در آن کشور‌ها فراهم کنند اما آقای خمینی نپذیرفتند. در جلسات مختلف هم شنیدم که دولت موقت نگران حمله عراق به ایران بود و در تلاش بوده تا از تحریکات بر علیه ایران جلوگیری کند اما توجهی به این دغدغه‌ها نشد و جنگ رخ داد.


الان بعد از گذشت سه دهه از آن روز‌ها و در حالیکه مذاکرات ایران و آمریکا شکل گرفته چرا مساله مذاکرات دولت موقت و مقامات ایرانی در الجزیره مطرح می‌شود و دولت موقت را متهم به اشتباه تاکتیکی و استراتژیکی می‌کنند؟ دلیل این جوسازی‌ها چیست؟ فکر می‌کنید آیا مذاکره با آمریکا چه در آن زمان و چه در این زمان اشتباه تاکتیکی است؟


معتقدم که با گذشت سال‌ها از تخاصم با آمریکا الان حاکمیت ایران به این نتیجه رسیده است که این اشتباه بوده و خود آقای خامنه‌ای به عنوان رهبر کشور و همچنین آقایان هاشمی و خاتمی و بسیاری از مقامات طراز اول کشور به این نتیجه رسیده‌اند که مشکلات خود را باید با آمریکا حل کنند. به اعتقاد من برخی از کسانی هم که مخالف مذاکره هستند منافع‌شان به تخاصم با آمریکا و تحریم بسته است و از این وضعیت آشفته صد‌ها میلیارد سود می‌برند. اما در مجموع اکثریت حاکمیت کشور به این نتیجه رسیده‌اند که بهتر است مذاکرات انجام شود و امیدوارم غرب هم زیاده خواهی نکند و از این فضای ایجاد شده استفاده کند و ایران بتواند مشکلاتش را نه تنها با آمریکا بلکه با تمام کشورهای جهان حل کند و با روش‌های قانونی و مسالمت آمیز و مذاکره به جای تخاصم و دشمنی به حل اختلافات خود با کشور‌ها بپردازد.


مهندس بازرگان بعد از استعفا یک دوره نماینده مجلس شدند و بعد از آن هم بار‌ها در انتخابات شرکت کردند اما رد صلاحیت شدند. چرا با تمام این فشار‌ها به فعالیت سیاسی خود ادامه می‌دادند؟ شما در جریان جزییات فعالیت‌های ایشان بودید؟


ایشان هم در انتخابات مجلس و هم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کردند زیرا بر روش دموکراسی و گفتگو از طریق مشارکت سیاسی باور داشتند. وقتی هم کاندیدا می‌شدند صحبتهایی می‌شد تا طرف مقابل از روش‌های غیرقانونی خود دست بردارند. به خود نهضت آزادی ایران هم به عنوان یک حزبی که در انقلاب سهیم بود اجازه ندادند به فعالیت قانونی خود ادامه دهد. این اقدام هم غیرقانونی بود زیرا حق نداشتند بدون برگزاری دادگاه با حضور هیئت منصفه یک حزب را از فعالیت قانونی محروم کنند. در هر حال تمام تلاش خود را می‌کردند تا نگذارند مهندس بازرگان به شکل موثر عمل کند اما علیرغم تمام این محدودیت‌ها٬ مهندس و نهضت آزادی ایران نسبت به مسائل کشور موضع می‌گرفتند و نامه‌های محرمانه و سرگشاده می‌نوشتند. مهندس بازرگان تا روزهای پایانی عمرشان هم نقش اصلی خود را به عنوان یک فرد صالح که به حاکمیت امربه معروف و نهی از منکر می‌کرد ایفا کردند و وظایف شهروندی و ایرانی بودن را تا جایی که در توان داشتند انجام می‌دادند.


برخی با توجه به این فشار‌ها این انتقاد را نسبت به مهندس بازرگان مطرح می‌کنند که اگر ایشان به روحانیت نمی‌پیوستند و با دولت بختیار همکاری می‌کردند الان کشور این شرایط را نداشت، پاسخ شما به اینگونه انتقادات چیست؟


با توجه به نقش آقای خمینی در قبل و بعد از انقلاب و مبارزات روحانیون انقلابی و خوش فکر، اگر آقای مهندس غیر از این عمل می‌کردند هرگز نمی‌توانستند به موفقیت برسند. مردم کشور ما مسلمان هستند و این متدین بودن نیروی عظیمی را در افراد ایجاد می‌کند تا جایی که در جنگ هشت ساله کشور را اداره کردند و خاک کشور نجات یافت. به اعتقاد من اگر آقای مهندس بازرگان غیر از این انتخاب می‌کردند موفق نمی‌شدند. این نکته هم باید توجه داشت که مرحوم دکتر شریعتی فضایی در ایران ایجاد کردند که اکثر روشنفکران و تحصیلکردگان٬ گرایش دینی پیدا کرده بودند و توجه به دین در کلیه سطوح کشور به چشم می‌خورد و از همین رو انتخاب مهندس بازرگان بسیار درست بود و شاید اگر روشنفکران متدین کنار مهندس بازرگان کمی فعال‌تر عمل می‌کردند بهتر می‌توانستیم عمل کنیم. معتقدم با وجود مقدار انحرافاتی که در سیستم بوجود آمده همچنان انقلاب را داریم پیش می‌بریم و مشکلات حل می‌شود و در آینده‌ای نزدیک شرایط بهتری خواهیم داشت.

مهندس بازرگان فعالیت های غیرسیاسی هم داشتند؟


بله آقای مهندس بازرگان غیر از کارهای سیاسی که در نهضت آزادی انجام می دادند در دو حوزه دیگر فعال بودند. یکی در زمینه کارهای صنعتی بود که شرکت تولیدی داشتند و همزمان کارهای فرهنگی هم انجام می دادند و در انجمن اسلامی مهندسین جلسات قرآن داشتند و شب‌های جمعه با خانواده‌های همفکر جمع می شدند و جلسات سخنرانی داشتند. کارهای تحقیقی و قرآنی را هم همچنان ادامه می‌دادند.


اشاره کردید که تا روزهای پایانی عمر مهندس بازرگان با ایشان ملاقاتهای هفتگی داشتید. مهم‌ترین دغدغه ایشان چه بود؟


دغدغه شان این بود که یک فضای اسلام گریزی یا اسلام هراسی در جهان به وجود آمده و از اتهاماتی که به خصوص غربی‌ها به اسلام می‌زدند ناراحت بودند. از همین رو با برخی از نشریات فرانسوی مصاحبه کرده بودند و هشدار می‌دادند که اسلام هراسی در اروپا رشد کرده است. شما می‌بینید که در اروپا به خصوص آلمان حرکت‌هایی علیه مسلمانان بوجود آمده و تمام اروپا ملتهب شده و در واقع می‌خواهند جلوی رشد اسلام را بگیرند، آقای مهندس بازرگان این موضوع را دریافته بودند و خیلی مراقب بودند تا این مساله گرایش و پیامدهای منفی برای اسلام و مسلمانان نداشته باشد. در یک جمع بندی می‌توانم بگویم مهندس بازرگان ضمن اینکه به روش‌های دموکراسی در زندگی مردم معتقد بودند همیشه هم دغدغه دین داشتند تا مردم به رستگاری هم در این دنیا و هم در آن دنیا برسند.
 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.