پنج‌شنبه ۰۵ اسفند ۱۳۹۵ -
- 23 Feb 2017
26 جمادى الأولى 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
آقای روحانی! آنتن دولت به سوی مسکو تنظیم نشود
آقای رئیس جمهور! دکترین فتنه دوگینی گشتاورش مبارزه مستقیم با نهادهای مدنی و نظام مردم سالار است 


می گویند در هر کشوری رئیس دولت زمانی که سیاست ­ورزی را با ترس آغاز کند سرانجام با "حماقت" به پایان می برد. حال من در شگفتم که محمود احمدی نژاد که سیاست ­ورزی را با شجاعت آغاز کرد که اسرائیل نابود می کند و لیست مفسدین افشا می سازد، چرا این چنین به پایان ایستگاه آمد. مگر رئیس دولت پیشین سیاست ­ورزی را با ندانمکاری (حماقت!) آغاز کرده بود که سرانجام بخواهد با فاجعه به پایان برد؟ افزون بر این، در روزهای نخست نشستن بر کُرسی پاستور و اقدام ناگهانی در اخراج فله­ ای سفیران ایران اگر این عمل نشانه شجاعت رئیس جمهور پیشین نیست پس نشانه چیست؟ از این گذشته، احمدی نژاد بدون بررسی کارشناسی، سفیری به مسکو اعزام کرد که استقرار وی در مسکو همانا و افتادن در دام فتنه روسی هم همان.
 

حال که فتنه داریم، چرا فریب نداشته باشیم؟ من این فتنه را با آن فریب "متقارن" می بینم. امروز خاورمیانه به دام فتنه­ گران گرفتار شده است؟ بااین وجود، انصاف و حُجب این قلم اجازه نمی دهد که سفیر پیشین و شاخه ­ای از کارشناسان ارشد (!) جناح راست افراطی در ایران را متهم سازم که عمداً به دام فتنه روسی یا همان جنبش افراطی اروسیایی رفته ­اند. جنبشی که الکساندر دوگین تئوریسین آن، دقیقاً بیست سال پیش در چنین روزی در بوسنی هرزگوین بر روی تپه­ های برفی مشرف بر شهر "سارایوو" پشت تیربار نشست و با روس­ های تحت فرمانش که برای قتل­ عام مسلمانان آمده بودند، عکس یادگاری انداخت. همان تیرباری که زنان و کودکان بسیاری را در آن شهر به خاک و خون کشاند. حال اگر الکساندر دوگین و اروسیای او و ایده­ های هولناک وی بزرگترین فتنه علیه جهان اسلام نیست، پس دوگین و جنبش وی را که (برخی نادانسته در ایران ایده­ های افراطی وی را تئوریزه می کنند) چه باید نامید؟ این نوشتار در واقع به یاد آن خون خفتگان مسلمانی نگاشته شده که بیست سال پیش اراده کردند از "انترناسیونال" مالیخولیایی الکساندر دوگین رها شوند و استقلال بوسنی هرزگوین را طلب کنند. بی ­سبب نیست که ناتو سرانجام به فریاد رسید و با بمباران سنگین یوگوسلاوی توانست دولت را به پای میز مصالحه و استقلال بوسنی هرزگوین بکشاند.


از آن روز تا هنوز الکساندر دوگین، کینه ­ی ناتو به دل گرفت و امروز شاهدیم که بخش اعظمی از تنش بی­ سرانجام بین کرملین و غرب برپایه همان "ترّهات" اروسیایی الکساندر دوگین به بهانه نگرانی از گسترش نفوذ ناتو است که در طول سال­ های بسیار در اتاق فکر کرملین بافته شده و در نهادهای کشوری و لشکری روسیه آموزش داده می­شود. همان ناتو که بخش اروپایی آن لااقل در ده سال گذشته همواره بودجه نظامی­انش را کاهش داده است تا مبادا خرس سفید دچار توهم و بهانه بی­جا شود. آیا عقل سلیم می پذیرد که آلمان با بیش از هزار میلیارد دلار ذخیره ارزی و شش هزار شرکت آلمانی در سراسر روسیه بخواهد با کرملین تنش سازی کند؟ آیا دولت­مردان فرانسه و ایتالیا و ترکیه سه کشور قدرتمند ناتو که این سال­ها سخت گرفتار یافتن راه خروجی از رکود اقتصادی هستند، بویژه ترکیه که از بهار گذشته تاتارهای مسلمانش هم در شبیه جزیره الحاقی (!) آواره گشتند، به دنبال تنش و جنگ و گسترش حوزه نفوذ ناتو هستند؟ پس چرا در اینجا و آنجا روسوفیل ­های وطنی بطور سیستماتیک از تلویزیون برون مرزی روسیه سهمیه "تحلیلی" علیه ناتو دریافت می کنند؟ در ضمن شاید این نوشتار هشداری نیز باشد به رئیس جمهور ایران که مبادا آنتن دولت ناگهان به سوی کرملین دوگینی چرخانده شود.


اکساندر دوگین چندی پیش در دانشگاه مسکو با یکی از پدران معنوی داعش که بسیار متعصب است و جوانان سنّی بسیاری را از اروپا و امریکا و آسیا و قفقاز به عراق و سوریه فرستاد، دیدار و تبادل نظر داشته است. در همان دانشگاه محافظه کار نزدیک به کرملین که یاران احمدی نژاد سخت می کوشند که نمونه ­ای از آن را (حتی به روش آموزش سایبری!) در تهران و سپس در شهرهای بزرگ ایران راه اندازی کنند. درشگفتم که اگر دوگین و ترجمه کتاب­ها و جزوات آموزشی او در اینجا و آنجا فتنه نیست، پس فتنه­ گر کیست؟ البته از دوگین می­توان بسیار نوشت و بیش از آن سخن گفت که اینک از حوصله این نوشتار خارج است و در آینده اندک اندک به این فتنه روسی خواهم پرداخت. افزون بر این، در سال ۲۰۰۸ در کتاب "نیچه ­ی زرتشت" به بهانه آنکه ما ایرانیان نیچه را از روسیه به این سرزمین آوردیم، برای نخستین بار تلنگری بر این فتنه افراطی و اقبال آن در میان یاران حلقه احمدی نژاد زدم که نشان دهم، با الکساندر دوگین دیدار داشته و بیش ­از آن با سازه فکری و آرمان­ ها و ایده ­های مالیخولیایی او آشنا هستم.


من بی‌دل و دستارم در خانه خمّارم

یک سینه سخن دارم شرح دهم یا نه


به باورم در دوره احمدی نژاد به هدر رفتن صدها میلیاردی سرمایه میهن به اندازه قرار گرفتن فتنه روسی در "نقطه کور" دیپلماسی ایران با اهمیت است. اینک نوبت آقای روحانی است که در جلسه کابینه از وزیر حاذق بهداشت که چشمان آن نجیب سبز را نیز درمان کرده است بپرسد که "نقطه کور" چیست و از سفیر سابق در سازمان ملل هم بپرسد که اینک با آثار بجا مانده از این فتنه روسی که توسط حلقه احمدی نژاد بر آن نقطه کور منعکس شده است چه باید کرد. به باورم خطای هولناک یاران احمدی نژاد همانا منطبق ساختن و یکی دانستن جنبش "اروسیایی" و اتحادیه اقتصادی اروسیایی بر یکدیگر بود. در آن دوران تحریمی این سهل انگاری دولت پیشین چنان راه را بر این جنبش ضد غربی روسی در ایران هموار ساخت که بسیاری از کارشناسان ارشد اروسیایی در ایران که بر صفحه سیما ظاهر می شوند، روشن نیست و مشکل بتوان دریافت که آنان بواقع کارشناس این اروسیایند یا کارشناس آن اروسیا. بی‌سبب نیست که این دکترین ویرانگر روسی در نقطه کور سیاست ایران یا همان "مثلث شوم" قرار گرفته است و دولت روحانی هنگام راندن سیاست برای خروج از تحریم و تورم و رسیدن به جاده اعتدال، نمی تواند به آسانی آن مثلث را در آیینه بغل دیپلماسی ببیند.


در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم

هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه


این ایام دیگر از جورج سوروس خبری نیست و این سوداگر مجاری بسیار پیر و کهنسال گشته و سالها از تاریخ مصرف او می گذرد به گونه­ ای که حتی الکساندر دوگین تئوریسین فتنه روسی هم مدتهاست او را در زرادخانه پروپاگاندای کرملین به بایگانی سپرده است. دکترین فتنه دوگینی که مدتهاست در مراکز کشوری و لشکری روسیه و نیز اتاق فکرهای گوناگون تدریس می شود، گشتاورش مبارزه مستقیم با نهادهای مدنی و نظام مردم سالار است. برپایه این دکترین افراطی، فراگشت نظام سیاسی روسیه همانا حفظ سّنتی "اقتدار" نظام در کرملین به روش قهری است. حرمت و عزت این اقتدار هم در پای صندوق­های رأی تعیین نمی شود. به بیان دیگر، در روسیه برای تعیین ضریب مشروعیت رئیس نظام یا استیت (و نه رئیس دولت یا گاورمنت) میزان رأی مردم نیست و رأی شهروندان روسی هم به مثابه "حق­ الناس" اعتبار و ارزش سیاسی ندارد. در روسیه پوتینی و دوگینی، نه مردم میزان هستند و نه رأیشان حق ­الناس شمرده می شود.
 

بی سبب نیست که روسها در مهندسی انتخابات از دوره استالین تا کنون بسیار خبره عمل می کنند. البته این ساورنتی روسی (که در ایران به اشتباه استقلال ترجمه می شود) بلحاظ تاریخی و فرهنگی با لیبرالیسم و انتخابات آزاد از مدل غربی ناسازگار است؛ گویی که به زعم کرملین غرب از نقد خویش عاجز است و یا در آنجا حق اعتراض به بحران‌های سیاسی و اقتصادی وجود ندارد! الکساندر دوگین همواره می کوشد مردم سالاری و انتخابات دموکراتیک و جامعه مدنی و قانون مداری را به بهانه جنبش نَرم یا انقلاب رنگی و مخملی مورد حمله قرار دهد و به سُخره گیرد. این تئوری پرداز افراطی می پندارد ایالت متحده امریکا به مالیخولیا دچار گشته است حال آنکه امریکا آیا حق ندارد تصور کند که دوگین به مالیخولیا گرفتار شده است؟ راسپوتین کرملین پوتین به نیکی می داند که روسیه، اوکراین و کشورهای خاورمیانه در واقع کشورهای "سیمایی" هستند و تلویزیون بویژه در نقاط دور از شهرهای بزرگ بهترین ابزار حفظ اقتدار تزاری است. اقتداری که مشروعیت آن در ستیز با امریکا کسب می شود. بنا به اذعان پوتین در سخنرانی پایان سال میلادی، داوطلبان (!) روسی در ایام تعطیل تابستانی برای گذراندن مرخصی به شرق و جنوب اوکراین یا همان منطقه جنگی رفتند. نخستین اقدام این سربازان مرخصی رفته روسی پس از فتح شهرهای اوکراین آن بود که مستقیماً به سوی ساختمان تلویزیون هجوم آوردند و آنتن سیما را به سوی کرملین تنظیم کردند. آیا این سربازان داوطلب (که به ادعای پوتین حتی با فرض کشته شدن در جنگ، خانواده آنان از مزایای دولتی و رفاهی بی‌بهره خواهند ماند) که در کنار روسوفیل‌های اوکراینی علیه استقلال این کشور جنگیدند، در دوره آموزشی پادگان، با کتاب‌ها و تئوری‌های اروسیایی آشنا نگشتند؟


در دوره احمدی نژاد الکساندر دوگین پیوسته انواع پروپاگاندا علیه انقلاب‌های مخملی می ساخت که بر کلاهک موشک‌های "سایبری" کرملین نصب شوند تا "بیداری اسلامی" در خاورمیانه و نیز خیزش مردمی در اوکراین را نشانه روند و بر زمین کوبند. دفاع جانانه (!) کرملین از سرهنگ قذافی تا آخرین لحظه سقوط او یکی از نشانه‌های بارز تئوری پوتینیستی الکساندر دوگین است. افزون بر این، طرح "مکتب روسی" و شعار خدا، پوتین، میهن (به تقلید از شعار خدا، شاه، میهن که آن هم از روسیه تزاری خدا، تزار، میهن وام گرفته شده بود) زمانی که در دولت پیشین به ایران می رسد ناگهان به "مکتب ایرانی" دگرگون می شود که پنداری این ایده از نشانه‌های نبوغ یار غار رئیس دولت است. اینک پرسش اساسی این است که در منطقه با تقابل خونین سه "انترناسیونال" علوی، اُموی و ارتدوکسی چه باید کرد؟ آیا دیالوگ بین این سه گرایش انترناسیونالی شیعی، سنّی و ارتدوکسی یک تهدید تاریخی باید تلقی شود یا یک فرصت تاریخی؟


هرگوشه یکی مستی، دستی ز بر دستی

آن ساقی هر هستی با ساغر شاهانه


در کشورهای سیمایی منطقه که نه تاریخ می خوانند و نه تاریخ می دانند، بی‌سبب نیست که آنگلا مرکل صدراعظم آهنین آلمان این روزها در ساحل سبک­باران سرزمین گوته نشسته باشد ولی با نگرانی امواج کوبنده این سه انترناسیونالیسم را از دور نظاره کند. به دستور ولادیمیر پوتین بزودی آنتن شبکه آلمانی زبان تلویزیون برون­مرزی روسیه علیه دولت آنگلا مرکل این بواقع صدراعظم "اروپا" آغاز به کار خواهد کرد. به باورم مرکل بسیار بزرگتر از آلمان است و اقتدار او فراتر از سرزمین نیچه گسترده شده است. حال چرا نباید او را در این روزهای بحرانی، صدراعظم اروپا دانست؟ همان نقش و جایگاهی که ولادیمیر پوتین در حسرت آن است.


این روزها بر اثر کاهش ارزش روبل و پیدایش گرانی و تورم در روسیه، الکساندر دوگین فقط یک گام پشیمان شده است و در مصاحبه‌هایش اذعان می کند که باید طرحی نو در انداخت و پیکار با امریکا را می بایستی به حوزه جنگ "نَرم" کاهش داد. با این وجود برخی اندیشکده‌های اروسیایی همچنان می­خواهند مصرف کننده همان کتاب‌ها و سخنرانی‌های قدیمی الکساندر دوگین در جنگ سخت با امریکا باشند! از سوی دیگر، ولادیمیر پوتین به نظر می رسد که از دوگین عبور کرده باشد؛ او از روسیه خواسته است دو سال به او فرصت دهند. پوتین از روس­ ها انتظار دارد که شکیبا باشند و گرانی و تورم و مشکلات تحریم و بیکاری و رکود اقتصادی و سقوط بورس و فرار سرمایه از کشور را پذیرا باشند که دو سال دیگر روسیه در نبرد با امریکا و اتحادیه اروپا پیروز خواهد گشت. بنابراین آیا نخستین اولویت دولت روحانی این نیست که در همسایه شمالی چه می گذرد؟ آیا او نباید سفیر پیشین ایران در روسیه را از "قرنطینه" وزارت خارجه فرا خواند و از وی بپرسد چگونه امتیاز دیدار خصوصی با احمدی نژاد و مشائی را به الکساندر دوگین در مسکو بخشیده است؟ آقای روحانی! می دانید که فرسنگ­ها از شعار "نه شرقی، نه غربی" دور افتاده­ ایم. حال که به دولت احمدی نژاد با روسیه دوست شده ­ایم و شما از اعتباری نزد مسکو برخوردارید، استقلال ایران حکم می کند که اگر نمی خواهیم غربی باشیم، آیا لزوماً باید روسی باشیم؟ آقای رئیس جمهور! در امواج خروشان سه انترناسیونال نه هر فریبی، فتنه است و نه هر فتنه ­ای فریبی.


تو وقف خراباتی، دخلت می و خرجت می

زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 
ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.