پنج‌شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ -
- 19 Sep 2019
19 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
در خدمت بالاترین

 

خواندن يادداشتی در سايت جرس در نقد بالاترين مرا بر آن داشت تا اين چند سطر يادداشت را بنويسم.قبل از آن عرض کنم که بنده عضوی از سايت بالاترين نيستم ، بلکه به عنوان يک بيننده ، دو سه سال است که بازديد کننده پروپا قرص سايت هستم.علی رغم اينکه بنده معتقدم در روی کره خاکی چيزی و يا کسی نيست که غيرقابل نقد باشد و همه کس و همه چيز را می توان مورد انتقاد قرار داد بنابراين اصلا از اينکه کسی نقدی در رابطه با بالاترين داشته باشد ناراحت نيستم و البته خودم هم حتما نقدها و انتقاداتی بر بالاترين دارم ، ولی سبک و سياق نقد نوشته شده بر بالاترين بگونه ای توهين آميز و در حالتی نوشته شده بود که انگار بالاترين هيچ چيز مثبتی ندارد ، همه چيزش منفی است . و از آنجا که اين نوع نگاه را نه نزديک به صواب می دانم و نه درست بنابراين چند سطری در خدمت بالاترين می نويسم.

 

اول) وقتی دشمنان تابلودار انسانيت و بشريت و آزادی نظير حسين شريعتمداری به کسی و يا چيزی حمله مستقيم می کنند ، شما يقين بدانيد که در آن چيز و يا کس حتما نکته ای در دفاع از انسانيت و بشريت و آزادی وجود دارد.و اين در حالی است که ما بارها حمله اينچنين افرادی را به بالاترين ديده ايم.البته اينگونه منطق ، منطق سران جمهوری اسلامی است و نمی تواند صددرصد درست باشد و بنده هم اين منطق را صددرصد درست نمی دانم ولی به هر حال تا اندازه اای می توان به اين منطق نيز استناد کرد.در حال حاضر کيهان وجهه و جبهه نظام است و حرفها و افکار آقای خامنه ای به نوعی از طريق اين تريبون بيان می شود.اگر نگاه کنيم نيز کيهان مقياس کوچک شده جمهوری اسلامی است.خوانندگان و طرفدارانش کم است ، ولی دارای مصونيت پولادين است و هرچه می خواهد می نويسد و هر چه می خواهد می کند و به کسی هم پاسخگو نيست.درافتادن با آن در افتادن با جمهوری اسلامی است و در حال حاضر که مثلا مشايي می گويد اگر کيهان را محکوم نکنم مسلمان نيستم می توان از اين جمله دقيقا در يافت که در درون حاکميت به نوعی تقابل و درگيری وجود دارد.بنابراين وقتی بالاترين اين قدرت را دارد که صدای کيهان و شريعتمداری که در دشمنی با ملت و بشريت و آزادی شهره هستند را  درآورد ، نشان می دهد که توانسته است به هدف بزند و دقيقا نوک پيکان را در جای درستی هدف گرفته است.

 

دوم) جامعه بالاترين يک جامعه دموکراتيک مجازی است.به جرأت می توان گفت که در هر لحظه نزديک به دو هزار نفر در آن فعال هستند.اين افراد برای بالابردن اعتبار خود همانند مورچه ها در فضای مجازی پخش می شوند و به جمع آوری لينکها و ارسال آن به بالاترين می کنند.هر چه آنها بتوانند لينک خبرهای بهتر و جذابتری را به بالاترين بفرستند که رای بيشتری از طرف ساير اعضا کسب کند، در بالاترين صاحب اعتبار بيشتر می شوند.همين عامل باعث شده است که تقريبا در حد محال باشد که خبری در فضای مجازی باشد که شما نتوانيد اثری از آن در بالاترين ببينيد.و باز در حد محال باشد که خبر مهمی باشد و دارای ارزش خبری زياد باشد و در بالاترين داغ نشود.برای من به عنوان يک بازديد کننده شايد اصلا مهم نباشد که تاسيس کنندگان اين سايت در کجا هستند ، وابسته هستند و يا مستقل ، وقتی که در عرض سه سال اين را به چشم ديده ام که واقعا اين فضای مجازی دارد قواعد بازی را رعايت می کند و از آن تخلف نکرده است.و عملکردش واقعا مبتنی بر همان قواعد مشخصی است که من می دانم.من از بالاترين بازديد می کنم و استفاده می کنم همانطور که از يک اتومبيل استفاده می کنم.حالا سازنده اتومبيل که بوده و با چه هدفی آنرا توليد کرده است مهم نيست ، مهم اين است که اعتماد مرا جلب کرده و مطابق با قوانينی که خودش گفته است عمل می کند و اين اعتماد تا زمانيکه در جهت مخالف قواعدش حرکت نکند ادامه دارد.من از بالاترين بازديد می کنم همانگونه که نود را مي بينم و مگر نه اين است که نود در رسانه ای توليد می شود که من آنرا رسانه کودتا می دانم ولی در همان رسانه کودتا برنامه نودی توليد می شود که توانسته است اعتماد مرا جلب کند و تا زمانيکه خلاف اين بر من ثابت نشود به ديدن اين برنامه و استفاده کردن از آن ادامه می دهم.

 

سوم) جامعه ايده آل جامعه ای نيست که ايده آل زاده شده باشد ، بلکه جامعه ای است که هر لحظه بتواند خودش را تصحيح کرده و به سمت ايده آل حرکت کند.مشکلی که امروزه نسل ما با جمهوری اسلامی پيدا کرده است اين است که علی رغم تمام زحمات و جانفشانيها و رشادتهايي که نسل پيش برای فرار از ديکتاتوری شاه انجام داد و به سقوط ديکتاتوری انجاميد ، متاسفانه با ساختار غلطی که اين نظام بر آن قرار گرفت دوباره منجر به ديکتاتوری در قالبی جديد گرديد.و در حقيقت همين يک نکته را به شدت کم داشت که جامعه به سمت ايده آل حرکت نمی کند.

 

خوشبختانه من در طول اين سه سال متوجه شده ام که جامعه بالاترين بارها اشتباهات و نواقص خود را برطرف کرده و به سمت ايده آل می رود.توهين بعضی از اعضای آن به يکديگر و يا موارد ديگر در آن اتفاق افتاده و می افتد ولی اين امر شايعی در آن نيست و خود جامعه بالاترين به اين نکات حساس هستند و من مطمئنم که خود جامعه بالاترين خودش را تصحيح خواهد کرد.

 

چهارم) امروزه بالاترين به يک منبع رايگان خبری برای ساير خبرگزاری ها و روزنامه ها تبديل شده است و اين اصلا قابل انکار نيست.مطمئن هستم که خود جرس و حتی کيهان هم برای گرفتن خبر و همچنين آگاهی از جو فضای مجازی به اين سايت سر می زنند که هيچ، حتما بسيار از آن هم استفاده می کنند.دليلش هم کاملا واضح است که اولا اين اخبار و فضای بالاترين در روزنامه ها و خبرگزاريهايشان منعکس می شود و از طرفی چه کسی است که بتواند از بيش از دوهزار خبرنگار رايگان و مبتکر و فعال در جمع آوری خبر از کل فضای مجازی دنيا چشم پوشی کند.

 

پنچم ) جامعه مجازی بالاترين انعکاسی از جامعه ايران است.اعضای آن می توانند هر گرايش سياسی ، مذهبی ، اعتقادی  و.... داشته باشند.مهم اين است که هميشه توازن قوا در ميان اين دسته جات وجود دارد.و اين برتری جامعه مجازی بالاترين بر جامعه واقعی فعلی ايران است.اگر امروز در ايران يک دسته و جريان همه چيز را در دست دارد و هيچ توازنی را در قوا برنمی تابد و همه چيز را برای خودش می خواهد ولی در جامعه مجازی بالاترين وضع بدين گونه نيست و اگر محدوديتی برای عضويت در آن وجود دارد ، بنده يکی آنرا در محدوديتهای تکنولوژيکی و سخت افزاری و نرم افزاری می دانم و ديگری محدوديتهای امنيتی. چون اگر ورود به آن راحت باشد ، ارتش سايبری سپاه با پول نفت مملکت هزاران نفر را اجير می کند که در آن وارد شده و لباس شخصی های مجازی را درست می کند.و همين يک نقطه ای را نيز که در آن آزادی مجازی وجود دارد را سلب خواهد کرد.تلاش آنها برای تاسيس نسخه حکومتی اين سايت گويای اين خواست آنهاست که تنها عدم دسترسی به تخصص مورد نياز باعث شده است که نتوانند حرفی در اين زمينه برای گفتن داشته باشند.

 

ششم)حتما انتقادات زياد و سازنده ای بر بالاترين وجود دارد که مثلا به عنوان نمونه بنده به عنوان يک بازديد کننده جو بالاترين را در اين اواخر بيشتر احساسی می بينم تا تحليلی و انتقادات ديگر که اينجا جاي بحث در مورد آنها نيست ولی اگر بخواهيم نقش بالاترين را در پيشبرد دموکراسی و آزادي خواهی در ايران ناديده بگيريم ، اين يک بی انصافی مطلق است که البته آنقدر غلط بودنش واضح است که نيازی به استدلال برای رد کردنش وجود ندارد و بيشتر باعث بی اعتبار شدن خود گوينده می شود.ولی اميدوارم که جامعه مجازی بالاترين بتواند همچنان بالنده و پيشرو باشد و اين نکته آن بزرگمرد را در نظر داشته باشد که اگر امروزش مساوی ديروزش باشد ، حتما ضرر کرده است.

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.