پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ -
- 22 Aug 2019
20 ذو الحجة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
درس‌گفتارهای سعید مدنی در بند ۳۵۰: اعتراض در جنبش‌های اجتماعی
 جرس: اتاق ۱۱ بند ۳۵۰ زندان اوین محل برگزاری کلاس‌هایی در زمینه مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فکری و همچنین آموزش زبان‌های خارجی و مباحثی درباره علوم پایه بوده است. دکتر سعید مدنی نیز تا پیش از تبعید به زندان رجایی‌شهر کرج، طی یک سالی که در آن بند زندان اوین حضور داشت، کلاس‌هایی در زمینه مسائل اجتماعی به خصوص جنبش‌های اجتماعی برای زندانیان سیاسی برگزار کرد. 

 

 

به گزارش کلمه، تقریر سلسله مباحث وی در این کلاس‌ها توسط سیامک قادری، روزنامه‌نگار و از فعالان جنبش سبز، تهیه شده است.

 

پیش‌تر قسمت‌های اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم از درس‌گفتارهای وی با موضوع «جنبش‌های اجتماعی» و تاکید بر وضعیت خاص جنبش سبز در ایران و شرایط دیروز، امروز و فردای آن منتشر شده بود. آنچه می‌خوانید، قسمت نهم از این سلسله مباحث است:

‌‌

با عرض سلام، ما تا اینجا سه مولفه مهم و مشترک در تعاریف از جنبش‌های اجتماعی را مورد بررسی قرار دادیم و به مصادیق آن در جنبش سبز اشاره کردیم. شبکه تعامل غیررسمی، اعتقادات مشترک یا هویت و کنش جمعی برای منازعه و کشمکش علیه وضع موجود و به سود تغییر، سه مولفه مورد بحث بودند. در این جلسه درباره خصیصه چهارم جنبش اجتماعی که اغلب تعاریف بر آن تاکید کرده‌اند، یعنی «اعتراض» و استفاده از آن گفت‌وگو می‌کنیم.

جنبش‌های اجتماعی، عاملیت‌های سیاسی غیررسمی هستند، آنها لزوما در کادر روش‌های مرسوم و متعارف سیاسی فعالیت نمی‌کنند و بسته به مشی و تاکتیک‌ها می‌توانند اعتراضات خود را با خشونت همراه کنند یا از خشونت پرهیز کنند، اما در هرحال اعتراض نسبت به وضع موجود از مولفه‌های مهم آنهاست. جنبش‌های اجتماعی را نباید به شورش یا وقایع اعتراض‌آمیز تقلیل داد، همچنان که نمی‌توان آنها را به مثابه یک حزب یا سازمان رسمی تحلیل کرد.

اگرچه ممکن است جنبش‌ها با اعتراض به رفتار یا موضع خاصی آغاز شوند اما به هرحال حوادثی مجزا و مستقل نیستند، بلکه در یک فرایند پایدار و پیوسته خط سیر مشخصی دارند. همین پیوستگی است که احساس تعلق جمعی و در نهایت هویت را تقویت می‌کند. در دوره‌های فعالیت آشکار و پنهان که بنابر ضرورت‌های امنیتی یا کاهش و افزایش ریسک فعالیت اجتماعی به وجود می آیند، جنبش‌ها دچار گسستگی و انقطاع نمی‌شوند و با مضمون هویت اعتراضی تداوم پیدا می‌کنند. از این رو جنبش‌ها اشکال اعتراضی بسیار متنوعی دارند. جنبش سبز نیز یک جنبش اعتراضی است، اما درهرحال حزب یا سازمان نیست. در منشور جنبش سبز آمده است: «جنبش سبز را نه می‌توان یک حزب متمرکز دانست و نه مجموعه‌ای از افرد سازمان‌نایافته و بی‌هدف. جنبش سبز قطرات به هم پیوسته مردم معترضی است که برای احقاق حق خود به دریا بدل شده‌اند.»

اما آنچه جنبش سبز بارها در بیانیه‌ها و همین‌طور منشور خود بر آن تاکید کرده، نفی خشونت است. باز هم اجازه دهید اشاره‌ای کنم به منشور جنبش که در آن آمده است: «جنبش سبز یک جنبش مدنی است که پرهیز از خشونت و حرکت در چارچوب موازین مدنی را سرلوحه خویش قرار داده است. این جنبش با اعتقاد به اینکه کرامت انسانی مردم اصلی‌ترین قربانی خشونت در فضای تقابل‌های نابرابر اجتماعی خواهد بود، ضمن تاکید ورزیدن بر گفتگوی احترام‌آمیز متقابل، فعالیت مسالمت‌آمیز و توسل به راه‌های غیرخشونت‌آمیز را ارزشی خدشه ناپذیر می‌داند.»

در ادامه همین بحث و در متن منشور تاکید شده که توسل به روش‌های غیرخشونت آمیز به معنای تسلیم یا کرنش در برابر ظلم و یا سکوت در برابر آن نیست، بلکه به معنای توانایی مبارزه و اعتراض بر مبنای حرمت انسان و شخصیت والای اوست.

در گذشته روش‌های اعتراض چندان گسترده نبودند و بسته به مشی و استراتژی جنبش‌ها انتخاب می‌شدند، اما امروز فهرست بلندی از عمل و مشارکت سیاسی برای اعتراض از جمله صدور بیانیه‌ها، تظاهرات، تحریم و خودداری از خرید کالا یا پرداخت مالیات و غیر آن، همکاری با احزاب، بحث و گفت‌وگو با دیگران، تحصن، اعتصاب، سد معبر، برقراری تماس با مقامات سیاسی و غیرآن وجود دارد که بیشتر محصول فعالیت جنبش‌های کلاسیک قدیم است. اما جنبش‌های جدید تمایز بین امر سیاسی و امر اجتماعی را مورد سوال قرار می‌دهند. «هانا آرنت» تمایزی بین انقلاب سیاسی و انقلاب اجتماعی قایل است. او انقلاب آمریکا را از نوع سیاسی و انقلاب فرانسه را از نوع اجتماعی می‌داند، البته از نظر او مطالبه آزادی سیاسی و دموکراسی را باید از مطالبه عدالت اجتماعی و کشمکش طبقاتی تفکیک کرد زیرا اولی ماهیت سیاسی و دومی ماهیت اجتماعی دارد. اما از جهت روش اعتراض به دشواری می‌توان امر سیاسی را از امر اجتماعی جدا کرد.

به قول دوستی وقتی در کشور ما آب خوردن هم می‌تواند سیاسی قلمداد شود، چگونه می‌توان امر سیاسی و اجتماعی را از هم تفکیک کرد. جدا از دعوای قدیم تقدم عدالت بر آزادی یا برعکس، که درواقع منجر به شکل‌گیری چپ جدید یا سوسیال دموکراسی شد، اگر تا دیروز امکان جداسازی این دو بود، امروز دیگر محال یا دشوار است بتوان سیاست و اجتماع را به دو حوزه کاملا مستقل تقسیم کرد. وقتی «آب‌بازی» یا «هندوانه‌خوری» در پارک‌ها امر سیاسی و تهدیدی برای نظام مستقر قلمداد می‌شود، باید پذیرفت که زندگی ما در دنیای امروز ماهیتی سیاسی اجتماعی دارد. یعنی مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به شدت در هم تنیده‌اند.

هوشیاری جنبش‌های اجتماعی آن بود که این پیوستگی امر سیاسی و اجتماعی را بسیار زود دریافتند و دایره اعتراض را منحصر به دنیای سیاست نکردند، امروز هر مساله اجتماعی که در زندگی روزمره مردم رخ می‌دهد، موضوعی است برای اعتراض و نشان دادن فاصله و شکاف بین دولت-ملت، از این رو به قول آنتونیو نگری «سلاح‌های غیر ویرانگر بی‌شماری در اختیار انبوه خلق و جنبش‌های اجتماعی قرار گرفته و لذا او پیش‌بینی می‌کند روزی را که انبوه خلق سلاحی می‌سازد که نه تنها آن را قادر به دفاع از خود می‌کند که همچنین شالوده بخش، گسترده و سازنده نیز خواهد بود» و «مساله دستیابی به قدرت و فرماندهی بر سپاهیان نیست بلکه مساله نابودی خدا مکانی آنهاست».

به هر حال گذار از جنبش‌های اجتماعی قدیم به جدید مجموعه‌ای از فعالیت‌های سیاسی را به ذخیره و منبع سیاسی شهروندان افزوده است. به قول یکی از نظریه‌پردازان در حوزه جنبش‌های اجتماعی (لیپسکی) «اعتراض پناه و ملجاء سیاسی بی‌قدرت‌ها است» به عبارت دیگر تلاش برای تغییر در جنبش‌های اجتماعی جدید از طریق استفاده مستقیم از قدرت انجام نمی‌شود، بلکه با فعال کردن دیگر گروه‌ها به خصوص گروه‌های به لحاظ ضعیف، محقق می‌شود. به سخن دیگر اعتراض، یک فرآیند ترغیب غیر مستقیم و درگیر کردن گره‌های اجتماعی مختلف برای تغییر است. همان طور که می‌بینید این دیدگاه خیلی متفاوت از روش‌های سنتی و مرسوم مبارزه سیاسی در گذشته است. به قول «دلاپورتا» از جنبش‌های اجتماعی‌ «اغلب بیشتر به خاطر روش‌های ترغیب‌شان یاد می‌شود تا به خاطر اهداف‌شان.»

اما همان‌طور که پیش از این نیز توضیح دادم جنبش‌های اجتماعی همواره در برابر انتخاب روش‌های اعتراضی خشونت‌آمیز با غیر خشونت آمیز قرار دارند. بارها از دوستان مختلف این سوال را شنیده‌اید که آیا آنچه واقعا در عاشورای ۸۸ رخ داد نشان دهنده اعمال خشونت از سوی ما بود؟ بسیاری از ما ناظر وقایع آن روز بودیم، بعدها مهندس موسوی در بیانیه خودشان پاسخ شبهات و ادعاهای دروغ صدا و سیما را دادند و تاکید کردند که آن روز عزاداران سبز بودند که مورد تعرض و حمله نیروهای سرکوب قرار گرفتند. اما سوال اساسی که همواره در برابر همه جنبش‌ها به خصوص جنبش‌های با مشی ضد خشونت از جمله جنبش سبز قرار دارد، این است که آیا حذف کامل خشونت در جامعه به خصوص در دوران اعتراض ممکن است؟

چرچیل در بحث درباره خلع سلاح و پیامدهای جهان‌شمول شدن توسل به خشونت حکایتی را تعریف می‌کند و می‌گوید: «در یکی از ایام روزگاران دور، تمام حیوانات ساکن در باغ وحشی تصمیم گرفتند سلاح‌های خود را کنار بگذارند و از خشونت اجتناب کنند. کرگدن گفت استفاده از دندان عملی وحشیانه است و باید ممنوع شود اما استفاده از شاخ فقط جنبه دفاعی دارد و باید مجاز باشد. گوزن و خارپشت با او موافقت کردند. با وجود این، پلنگ علیه استفاده از شاخ سخن سرداد و از به کار بردن دندان‌ها و حتی پنجه‌ها به عنوان اعمالی مسالمت‌جویانه و صادقانه دفاع کرد. سرانجام خرس علیه به کار بردن دندان، پنجه و شاخ زبان گشود و پیشنهاد کرد تا وقتی حیوانات در مورد این ضرورت‌ها به توافق نرسیده‌اند، سفت و محکم در آغوش فشردن جایگزین خوبی است»

چرچیل می‌خواهد نتیجه بگیرد که هر حیوانی شیوه توسل به خشونت خاص خود را ابزاری کاملا عادلانه و مسالمت‌آمیز می‌داند. گاه از چشم‌انداز دموکراسی، اصطلاح خشونت دفاعی مورد استفاده قرار گرفته است و منظور آن است که خشونت نمی‌تواند چیزی بسازد، بلکه صرفا می‌تواند آنچه تاکنون ساخته است، حفظ کند. گاه نیز اصطلاح «خشونت دموکراتیک» (Democratic Violense) به کار برده شده، به معنای خشونتی که فقط می‌تواند از جامعه دفاع کند و نمی‌تواند آن را بسازد. اما همه این مفاهیم به میزان کافی مبهم هستند تا به خشونت محض ختم شوند.

«آنتونیو نگری» معتقد است توسل دموکراتیک به زور و خشونت، نه با جنگ حاکمیت یکی و نه ضد آن است، بلکه چیز دیگری است. وی چهار شرط یا تفاوت را مطرح می‌کند: اول اینکه برخلاف آرایش نوین دولت‌ها که در آن جنگ نقش اصلی را دارد و بنیان سیاست است، دموکراسی باید از خشونت صرفا به عنوان وسیله‌ای برای پیگیری اهداف سیاسی استفاده کند. دوم آنکه چنین خشونتی صرفا در مقام دفاع به کار رود، سوم اینکه استفاده دموکراتیک از خشونت به خود سازمان دموکراتیک مربوط است و بالاخره چهارمین شرط آن است که سلاح و استفاده از آن مورد نقد دائمی قرار بگیرد.

اگرچه چهار شرط آنتونیو نگری خشونت در جنبش‌های اجتماعی را تا حدی مهار می‌کند اما تجربه جنبش‌های اجتماعی نشان داده که وقتی خشونت بدون قید و شرط نفی نشود، می‌تواند به سرعت ابعاد گسترده و غیرقابل کنترلی داشته باشد و در نهایت به تشدید اعمال خشونت از سوی قدرت سرکوب نظام‌های سیاسی منجر شود و بدیهی است که در این مقابله نیرویی که منابع بیشتری برای اعمال زور دارد، به پیروزی دست خواهد یافت. در این میان حتی رویکردهای حقوق بشری که اعمال خشونت را فقط بر اساس اصول اخلاقی مشروع می‌دانند نیز چاره‌ساز نیست.

بحث بیشتر درباره اندیشه ضد خشونت در جنبش‌های اجتماعی را در جلسه آینده پی می‌گیریم.
 

ارسال به :