دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸ -
- 14 Oct 2019
14 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
بازرگان، تراوُش زُلالی از سرچشمۀ انسانیت
ذاتِ مهندس با نیرنگ و دورویی نمی ­ساخت؛ آب زُلالی بود که هیچ گَردی بر آن نمی ­نشست.  

 

گویی دیروز بود! دوستی از تهران تلفن زد و در حالیکه هِق هِقِ گریه مجالش نمی­داد گفت: مهندس بازرگان در راه سفرِ درمانی به "میوکلینیک" آمریکا، در زوریخ سوئیس در گذشت.


از آن روز ۲۰ سال می­گذرد، و گذشت زمان نه تنها مهدی بازرگان را از خاطره‌ها نبرده است، بلکه میراث ماندگار وی، به عنوان انسانی پاک و زُلال، عمدۀ دشمنان قسم­خوردۀ او را نیز به "توّابان" سیاسی بَدَل کرده است، و تندروان سیاسی دهۀ ۱۳۵۰، اینک دَم از اعتدال و سیاست­ های گام به گام می­ زنند، هرچند که عرصه و میدان سیاست در ایران، هنوز، بر شاگردان و رهروان صدیق او تنگ است!


راقم این سطور، پس از کناررفتن "دولت موقت" در آبان ماه ۱۳۵۸افتخار آشنایی نزدیک با زنده یاد مهندس بازرگان را پیدا کرد، و دیری نگذشت که به عضویت "نهضت آزادی ایران" در آمد. از آن پس، تا واپسین روزهای حیات دنیوی بازرگان، چه در مسافرت­های ماهانه به تهران برای شرکت در جلسات شورای مرکزی و گردهمایی­های سیاسی "نهضت"، و چه در مسافرت­های جمعی یا خانوادگی سالانۀ بازرگان به مشهد، شانس این را داشت که از وی به عنوان "دینداری فُکُلی"، استادی معتقد و سختکوش، صنعتگری عملگرا و جویای "روزی حلال"، سیاستمداری مُنصِف و رُک، و شخصیتی گریزان از ریا و تملّق و مجیزگویی، درسها بیاموزد!


به یاد دارم که در اوایل دهۀ ۱۳۶۰که مرحوم مهندس به اتفاق خانم برای زیارت به مشهد آمده بودند، دوستان مشهدی فرصت را غنیمت شمرده و در پی آن بودیم که شب جمعۀ اقامت آنها در مشهد، با در اختیار گرفتن یک مسجد مناسب، ترتیب یک سخنرانی عمومی و دعوت از علاقمندان را بدهیم. به هر مسجدی رجوع می­ کردیم، وقتی متولیان پی می­ بردند سخنران قرار است چه کسی باشد، پَس می­ زدند! تا اینکه متولی یکی از مساجد، که ظاهراً از دوستداران "خُفیۀ" مهندس بود ، پیشنهاد کرد که به جای سخنرانی اگر دعای کمیل برگزار کنیم حرفی نیست! یکی از دوستان ما با خوشحالی گفت: "عالی شد آقای مهندس! مسجد را برای دعای کمیل می­گیریم، اما سخنرانی برگزار می­کنیم"! مهندس برآشفت و گفت: ابداً ! ما اگر قصد برگزاری دعای کمیل داشته باشیم از اول می­گوییم دعا، و اگر قصد سخنرانی داشته باشیم، از اول می­گوییم سخنرانی! آن دوست مشهدی، که عمرش دراز باد، می­گوید "هنوز پس از گذشت نزدیک به ۳۰ سال وقتی از آن برخورد یادم می­آید، گوش­هایم از خجالت سرخ می­شود"!


ذاتِ مهندس با نیرنگ و دورویی نمی­ ساخت؛ آب زُلالی بود که هیچ گَردی بر آن نمی ­نشست. به همین علت نیز دوران حکومتش، مانند حکومت بی‌غلّ و غش مولایش علی (ع)، دیری نپایید و میدان به تشنگان قدرت، نه شیفتگان خدمت، وا نهاده شد. او سَمبُل رویارویی با خَائِنَةَ الْأَعْيُن بود (آیه ۱۹، سورۀ ۴۰- غافر- قران کریم):


يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ (خدا) نگاههاى دزدانه و آنچه را كه دلها نهان مى‏دارند مى‏داند.


تفسیر المیزان (ترجمۀ فارسی، جلد ۳۴، صفحۀ ۱۹۳) در ذیل تفسیر این آیه به نقل از "دُرِّ منصور" آورده است که پَسِ از فتح مکه روزی پیامبر گرامی در جمع پیروان و در پاسخ به پرسش یکی از مسلمانان که: "چرا چشمک نزدید تا ما فلان کافر را با شمشیر از پا در آوریم"؟ رسول گرامی فرمود: " پیغمبرخَائِنَةَ الْأَعْيُن ندارد."


"دولت مستعجل" موقت، و آنچه که بعدها بر سر مهندس بازرگان و یاران و رهروان او آمد، انسان را به یاد این شعر محمدعلی بهمنی ، شاعر خطۀ جنوب،می اندازد که:


در این زمانۀ بی­ های وهویِ لال­پرست

خوشا به حال کلاغانِ قیل و قال­پرست

چگونه شرح دهم لحظه­ لحظۀ خود را

برای این همه ناباورِ خیال­پرست؟

به شب ­نشینی خرچنگ­های مردابی

چگونه رقص کند ماهیِ زُلال­پرست

رسیده­ها چه غریب و نچیده می­افتند

به پای هرزه­ علف­های باغ کال­پرست

رسیده‌ام به کمالی که جز اَنالحق نیست

کمالِ دار، برایِ منِ کمال­پرست

هنوز زنده‌ام و زنده بودنم خاری است

به تنگ­چشمیِ نامردمِ زوال­پرست

 

نحلِۀ فکری مکتب بازرگان، و ادامه دهندگان راه او، بر محور "اخلاق" ومَنِش آزادیخواهی – نه ولنگاری – و تأسی از بابا "طاهر" هایی است که می­گویند و می­خوانند:

مکن کاری که بر پا سنگت آیو
جهان با این فراخی تنگت آیو

چو فرا نومه خونون، نومه خونن
تو نامۀ خود ببینی ننگت آیو


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.