دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ -
- 19 Aug 2019
17 ذو الحجة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
کارلوس کیروش، و کنشگران سبز
برای «کنشگران سبز» در این روزهای سرد و سخت کش یافته برای رهبران و فعالان محبوس، اولویت چیست و گام‌های اثباتی کدام است؟


مقدمه:

۱. مخاطب این یادداشت، کنشگران «سبز»ی نیستند که با پیروزی دولت روحانی، شیفت گفتمانی یافته و «بنفش» شده‌اند. طرف اصلی سخن این مختصر، کنشگرانی هستند که خود را همچنان و هنوز همدل با جنبش سبز و متعهد به رهبران و فعالان آزاده‌ اما محبوس آن می‌دانند.


۲. با نقطه عزیمت پیشین، این یادداشت در مقام کوبیدن بر طبل افتراق و ایجاد شکاف میان طیف گسترده‌ و متنوع اصلاح‌طلبان ایران نیست، که هر لایه‌ای راهبردی دارد و به طریقی، مطلوب‌ها و چشم‌اندازه‌های خود را می‌جوید. کناره گرفتن این و آن گروه و لایه، توجیه‌گر کنار نشستن من و ما نیست.


۳. این یادداشت نمی‌خواهد به حوزه‌هایی از زندگی شخصی و روزمره، که اتفاقا برخی از آنها وجهی اجتماعی ـ و حتی سیاسی ـ دارند، بی‌اعتنایی نشان دهد. «فوتبال» یکی از همین عرصه‌هاست؛ موضوع/مقوله‌ای بسیار مهم که گاه به جهت وجه انضمامی و ملموس آن، عریان‌کننده‌ی بسیاری از مشکلات ایران و آشکارکننده‌ی عمق و شدت فساد در جمهوری اسلامی است. جایی که از سوی دیگر (در وجه ملی) بازتاب‌دهنده‌ و برجسته‌ساز وطن‌دوستی و همدلی لایه‌های اجتماعی گوناگون است.

 


متن:

آن گروه از «سبز»هایی که این چند روز ـ و به‌ویژه پس از باخت ایران از عراق ـ درگیر ماندن یا رفتن کارلوس کیروش شده‌اند و به‌ویژه جهد وافر برای ابقای او نشان می‌دهند یا درگیر بحث‌‌های مرتبط با این حوزه شده‌اند، لحظه‌ای برکنار از این موضوع، نگاهی نیز به تقویم بیاندازند.


سه هفته‌ی دیگر، ادامه‌ی حصر خانگی و بازداشت غیرقانونی رهبران جنبش سبز، به چهار سال می‌رسد. تا همین‌جا، آنان بدون برگزاری حتی دادگاهی نمایشی و فرمایشی (از آن‌گونه که حتی در سال ۱۳۸۸ شاهد بودیم) افزون بر ۱۴۴۰ روز در حبس مانده‌اند.


وضع ده‌ها فعال مشهور و گمنام جنبش سبز نیز چنین است. از نخستین بازداشت‌شده‌های کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ (دکتر احمد زیدآبادی) تا این اخیر و آخرین آنها (کسی چون محسن رحمانی که به‌خاطر بالا بردن عکس میرحسین موسوی در میتینگ انتخاباتی روحانی در خرداد ۱۳۹۲، مجرم شناخته شده و باید ۷ سال را در زندان سپری کند و به‌گونه‌ای ظالمانه چند هفته‌ای است دوران محکومیت و حبس وی در اوین آغاز شده است).


آتنا فرقدانی، دانشجوی هنر هم یکی دیگر از بازداشت‌شده‌های جدید است، کسی که در مجازاتی مشدد و تعمدی، در زندان قرچک ورامین محبوس شده؛ آنجا که او ـ در تماس تلفنی با محمد نوری‌زاد ـ گزارش داده: «هشتاد و دو نفرند در یک فضای محدود با یک حمام و چهار تا دوش. و آب گرمی که از ساعت نه صبح به بعد تمام می‌شود و آنان مجبورند با آب سرد حمام کنند. زندانی آکنده از بیمار... که تنها روزنامه‌ای که به آن می‌رود "اطلاعات" است...»


این فهرست، مختصر نیست و سوگمندانه، در ایام دولت اعتدال نیز همچنان در حال بسط است.


۱۰ قرن پیش‌تر، ابوسعید ابوالخیر فرمود: «خدا رحمت کناد هر که را گامی فراپیش نهد.» کنشگران همدل با جنبش سبز در این زمانه‌ی بنفش ‌شده در متن اقتدارگرایی مسلط و سرکوب تداوم یافته، نمی‌توانند با نقد فلان طیف اصلاح‌طلب که پراگماتیسم پیشه کرده‌، یا بهمان لایه که «معتدل» شده‌ و به مصلحت‌هایی از رهبران و زندانیان جنبش سبز چیزی نمی‌گوید، از اهمیت و اصالت کنش اثباتی خود، صرف‌نظر و سلب مسئولیت کنند.


هر قدم و اقدام ایجابی در جهت آگاهی‌بخشی در مورد تداوم ستم و کردار ناروا علیه کروبی و موسوی و رهنورد و همراهان آزاده‌ی ایشان، موضوع مهمی است که به‌ویژه در این ایام، قابل اغماض و بی‌اعتنایی نیست. این، به‌ویژه برای آن گروه از سبزهایی که مهاجر شده‌اند و در خارج از کشور، از آزادی و امنیت متفاوتی برخوردارند، به‌شکلی مشدد، مطرح است.


بدیهی است که موضوع فوق (آگاهی‌بخشی در مورد تداوم حبس‌های غیرقانونی و ظالمانه، و اعتراض به ادامه‌ی سرکوب و خشونت اقتدارگرایی) گام نخست و بدیهی و اقدام اولیه برای هر تلاش مهم‌تر و موثرتر است. در همین راستاست که گفت‌وگو و همفکری برای تمهید سیاست عملی به عزم تغییر وضع ناگوار موجود، اهمیت می‌یابد.


این همه، «تذکر»ی به کنشگران سبز است: بودن و نبودن کارلوس کیروش، برای فوتبال ملی مهم؛ اما برای «کنشگران سبز» در این روزهای سرد و سخت کش یافته برای رهبران و فعالان محبوس، اولویت چیست و گام‌های اثباتی کدام است؟

 

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ساز مخالف : ۰۵ بهمن ۱۳۹۳, ساعت ۴:۵۱ قبل از ظهر
با سلام

گمان میکنم نویسنده جنبش سبز را قران مسلم فرض کرده اند و هر که استراتژی دیگر پیش بگیرد، خطا کرده است.

من در تمامی راهپیمایی های پس از انتخابات شرکت کردم به جز یکی-دو استثنا.

امروزه به این نتیجه رسیدم که خیلی از همان ها را هم به اشتباه شرکت کردم.
کدام جنبش در دنیا فقط با تظاهرات پیروز شده است که آقایان موسوی و کروبی اینگونه فکر کرده اند؟ واژه جنبش خود گویای آن است که معنای فراگیرتری از راهپیمایی و تظاهرات دارد.
لزوما استراتژی با بیشترین هزینه همیشه پیروز نیشت. به نظرم این سخن برخاسته از فکری است که ما شیعیان از قیام امام حسین داریم. کار ایشان بزرگ شمرده می شود به خاطر اینکه به طرز ظالمانه ای کشته شد.

راهبردی که جناب آقای سید محمد خاتمی برگزیدند چه در طیف مردم و چه در میان برخی محافظه کاران تندرو مقبولیت بیشتری دارد.
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.