پنج‌شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۸ -
- 05 Dec 2019
07 ربيع الثاني 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
کشته شدن جهاد مغنیه؛ ایران اقدام می‌کند یا منتظر می‌ماند؟
جرس: در حالی که در تهران حسین سلامی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران اعلام کرده است که ایران «انتقامی خاص» از اسرائیل بابت حمله هفته گذشته نظامی این کشور به خاک سوریه و کشتن اعضای حزب الله لبنان و سپاه پاسداران خواهد گرفت، در اسرائیل ژنرال یعقوب عمیدرور از نزدیکان بنیامن نتانیاهو گفته است که نظامیان اسرائیلی از حضور یک افسر بلندپایه ایرانی در خودروی مورد اصابت بی‌خبر بودند و کشته شدن این نظامی ایرانی را بخش منفی این حمله خواند. در لبنان اما حسن نصرالله هنوز مستقیما واکنشی به این حمله نشان نداده است و وعده داده که جمعه آتی در جنوب بیروت سخنرانی کند و واکنش خود را نسبت به حمله نظامیان اسرائیل به «قنیطره» اعلام کند.  

 

عصر روز یکشنبه ۲۸ دی ماه و در جریان یک حمله هوایی ارتش اسرائیل به منطقه «قنیطره» سوریه٬ چند عضو نظامی حزب الله لبنان کشته شدند. در میان افراد کشته شده اما نام یکی از آن‌ها به سرعت در رسانه‌ها منتشر شد. جهاد مغنیه جوان ۲۵ ساله لبنانی و فرزند یکی از فرماندهان ارشد نظامی حزب الله که او هم هفت سال پیش در خاک سوریه و به دست نیروهای اسرائیل ترور شد.


تلویزیون دولتی سوریه در گزارشی که پخش کرد حمله هلی کوپتر اسرائیلی و کشته شدن اعضای حزب الله را «اقدامی در راستای حمایت اسرائیل از گروههای تروریستی» عنوان کرد. بشار اسد رئیس جمهور سوریه نیز چند روز بعد از این واقعه در گفتگویی با نشریه فارین افرز و با اشاره به این حمله، اسرائیل را «نیروی هوایی القاعده» خواند.


چرا کشته شدن جهاد مغنیه مهم است؟


جهاد مغنیه چهارمین فرزند مقامات ارشد حزب الله است که توسط ارتش اسرائیل به قتل می‌رسد. حسین، فرزند سید عباس موسوی دومین دبیرکل حزب الله لبنان که همراه پدر و مادرش و با حمله یک هلی کوپ‌تر ارتش اسرائیل به خودروی آن‌ها جان باخت. هادی فرزند سومین دبیرکل حزب الله لبنان، سید حسن نصرالله که در جریان یک عملیات جنگی کشته شد و اینک خیابانی به نام او در بیروت نام گذاری شده است. علیرضا پسر حسان القیس فرمانده ارشد و از مغزهای متفکر نظامی حزب الله که همراه با خواهرش در یک بمباران کشته شد و در ‌‌نهایت نوبت به جهاد مغنیه رسید.


جهاد مغنیه تا زمان کشته شدن پدرش، عماد مغنیه چهره‌ای شناخته شده و رسانه‌ای نبود. او دانشجوی دانشگاه آمریکایی بیروت بود و در فضای نظامی حزب الله حضوری نداشت. در جریان مراسم هفتمین روز کشته شدن عماد مغنیه و در مراسم بزرگی که حزب الله برگزار کرده بود جهاد مغنیه در حالی که لباس نظامیان حزب الله را بر تن داشت به سخنرانی پرداخت و از عزم خود برای همکاری با حسن نصرالله خبر داد.


جایگاه عالی عماد مغنیه که از موسسان و فرماندهان ارشد حزب الله بود و نامش در پشت بسیاری از طرح‌ها و عملیات‌های نظامی و ضد جاسوسی علیه اسرائیل بود، عماد مغنیه را به شخصیتی مهم و کلیدی در جنوب لبنان، سوریه و ایران تبدیل کرده بود. جایگاهی که موجب شد تا فرزند او جهاد مغنیه در مرکز توجهات قرار بگیرد. هم برای حزب الله لبنان و هم برای قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای سپاه قدس که لبنان و سوریه از اصلیترین محل‌های فعالیت آنهاست.


در زمان درگدشت مادر قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس که این سال‌ها به چهره‌ای آشنا برای عموم مردم در ایران، عراق، سوریه و لبنان (کشور‌ها و مناطقی که از آن‌ها عموما به عنوان «محور مقاومت» یاد می‌شود) و در مراسمی که در تهران برگزار شده بود جهاد مغنیه در پشت سر قاسم سلیمانی ایستاده بود. نزدیکی او به قاسم سلیمانی و‌ گاه صحبت کردن او با سلیمانی توجه خبرنگاران و عکاسان حاضر در مراسم را جلب کرد، بسیاری تصور می‌کردند که او فرزند قاسم سلیمانی باشد. اما بعد‌ها مشخص شد که او پسر عماد مغنیه، چهره نظامی شاخص حزب الله است که ایالات متحده برای پیدا کردن ردی از او ۲۵ میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود و ترور او ضربه‌ای کاری برای حزب الله و حامیانش محسوب می‌شد.


واقعیت این است که برای حزب الله لبنان و ایران، جهاد مغنیه جوان یک فرمانده خبره نظامی نبود. او یک چریک با تجربه، یا یک افسر اطلاعاتی، یک خبره نظامی نبود. در برابر افرادی که در این حمله کشته شدند از جمله الله دادی فرمانده سپاه پاسداران ایران و یا محمد عیسی فرمانده کارکشته حزب الله لبنان که مسئول فعالیت‌های نظامی این حزب در سوریه بود، جهاد مغنیه نیروی با ارزش نظامی محسوب نمی‌شد.


جهاد مغنیه اما نمادی از نسل تازه حامیان حزب الله در لبنان است. جوانانی که شاید حتی زندگی دبیران کل قبلی حزب الله را تجربه نکرده باشند. آن‌ها در دورانی چشم گشودند و بزرگ شدند که رهبر آن‌ها در لبنان سید حسن نصرالله بود و در ایران آقای خامنه‌ای و حکومت تحت امر او، بزرگ‌ترین حامی حزب الله و طایفه شیعه لبنان بود. آن‌ها نه زندگی در دوران آیت الله خمینی در تهران را تجربه کردند و نه امام موسی صدر و جنگهای داخلی لبنان و انشقاق حزب الله و امل را. زمانی که جنوب لبنان در اشغال نیروهای اسرائیلی بود، نسل جوان امروزی حزب الله لبنان از جمله عماد مغنیه خردسال بودند. هر چند به خوبی جنگهای بعدی اسرائیل و حزب الله از جمله جنگ خسارت بار ۳۳ روزه را در سال ۲۰۰۶ به خاطر دارند. جهاد مغنیه برای ایران و حزب الله نماد این موضوع بود. اینکه اگر نسل اولیه حزب الله در جنگ‌ها و درگیری‌های این گره با اسرائیل کشته شدند. نسل دوم هم ادامه دهنده راهی است که نسل اول حزب الله لبنان انتخاب کرده بود.


جهاد مغنیه برای «محور مقاومت» چهره‌ای مهم به حساب می‌آمد. تصاویر او با قاسم سلیمانی که به صورت گسترده در لبنان و ایران منتشر می‌شد، جایگاه مهم پدر او در تشکیلات حزب الله و در میان نیروهای ایرانی به ویژه سپاه قدس و تصاویر او با آقای خامنه‌ای٬ او را از دیگر جوانان هم سن و سال خود که این روز‌ها در صفوف حزب الله عمدتا در جنگ داخلی سوریه، روانه این کشور شده‌اند و تعداد زیادی از آن‌ها جان خود را از دست داده‌اند، متمایز می‌کرد


برای اسرائیل کشتن جهاد مغنیه یک پیروزی تبلیغاتی ارزشمند است هر چند فاقد اهمیت نظامی باشد. او چهره‌ای نزدیک به کلیدی‌ترین دشمنانش یعنی ایران و حزب الله، آقای خامنه‌ای، قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله و البته عماد مغنیه بود. به همین اندازه از دست دادن این چهره سمبلیک جوان برای کسانی که در برابر اسرائیل لباس رزم به تن کرده‌اند و برای شکست دادنش مبارزه می‌کند پر اهمیت است.

آیا حزب الله پاسخی خواهد داد؟


بسیاری از آنهایی که تحولات خاورمیانه را از نزدیک دنبال می‌کنند معتقد هستند که دولت تندروی نتانیاهو با حمله اخیر خود تلاش کرد تا حزب الله را تحریک به رویارویی نظامی کند. برای این نظریه می‌توان دلایلی همچون موارد زیر را ذکر کرد:
یک - اسرائیل اینک در آستانه انتخابات است، نتانیاهو احزاب و یاران قدیمی خود را از دست داده است، دولت وحدت ملی اسرائیل به پایان راه خود رسیده است، یک تهاجم به اسرائیل می‌تواند مردمان نگران شده اسرائیل و به تبع آن رسانه‌ها و احزاب را وادار به حمایت دوباره از او کنند. کسی که می‌خواهد با مشت آهنین در برابر حماس و حزب الله بایستد.


دوم - اسرائیل از نزدیکی ایران و آمریکا هراس دارد. اسرائیل نمی‌خواهد که ایران که حامی اصلی حزب الله در شمال و حماس در جنوب اسرائیل است از انزوا و تحریم‌های کمرشکنی که در آن قرار دارد نجات پیدا کند. قدرتمند‌تر شدن ایران در منطقه و خروجش از انزوا و تحریم‌ها، هیچ معنایی جز افزایش نگرانی برای حاکمان تل آویو ندارد. بروز یک جنگ با حزب الله لبنان می‌تواند تندروهای ساکن در تهران را بر آشوبد و رشته‌هایی که دولت‌های روحانی و اوباما تنیده‌اند را پنبه کند.


سوم – پس از حملات پاریس و قتل ۱۸ تن و از جمله چند روزنامه نگار٬ افکار عمومی غرب نسبت به اسلامگرایان و گروههای مبارز اسلامی به شدت بدبین شده است. حماس و حزب الله هر دو گروههای اسلامگرایی هستند که در رسانه‌های غرب عمدتا از آن‌ها به عنوان گروههای تروریست یاد می‌شود و هر دو در لیست سیاه آمریکا قرار دارند. نتانیاهو بسیار راغب است تا اسرائیل را خط مقدم غرب در برابر اسلامگرایان رادیکال و قربانی تروریسم و افراطی‌های مسلمان نشان دهند. آغاز یک جنگ میان حزب الله و اسرائیل می‌تواند چهره به شدت تخریب شده اسرائیل و دولت نتانیاهو، به ویژه پس از حمله اخیر به غزه را بازسازی کند. به فاصله کوتاهی پس از حمله اسرائیل به غزه، بسیاری از پارلمان‌های اروپایی از جمله پارلمان‌های بریتانیا، فرانسه و اسپانیا، فلسطین را به عنوان کشور مستقل شناسایی کردند و دولت سوئد نیز رسما فلسطین را به عنوان یک دولت شناسایی کرد. اقدام کشورهای اروپایی نوعی از دهن کجی و ابراز نارضایتی عمیق از سیاستهای نتانیاهو بود. اینک اما با فضایی که در اروپا شکل گرفته است، اسرائیل می‌تواند چهره خود را بازسازی کند.


چهارم – حزب الله دو سالی است که عملا وارد جنگ داخلی سوریه شده است و اکنون هم در داخل خاک سوریه با گروههایی چون النصره در حال مبارزه است و هم در داخل خاک لبنان٬ ارتش این کشور و نیروهای حزب الله تقریبا همه روزه در درگیری نظامی با گروههای نظامی مخالف حکومت اسد و از جمله جبهه النصره به سر می‌برند. از نگاه تل آویو، حزب الله اکنون بسیار تضعیف شده است و مبارزه با او احتمالا صدای تشویق و همراهی از برخی مناطق عربی را نیز برپا خواهد کرد. این‌‌ همان چیزی است که عبدالرحمان راشد روزنامه نگار مطرح عربستانی نیز در مقاله‌ای با عنوان «چه شد که کار ما به حمایت از اسرائیل کشید» به آن اشاره می‌کند.


به این چهار علت و علت‌های دیگر، اسرائیل علاقمند به جنگی تازه با حزب الله لبنان است اما به نظر نمی‌رسد که نه حزب الله و نه ایران در وضعیت کنونی علاقه‌ای به درگیری نظامی با اسرائیل داشته باشند. ایران اکنون با وضعیت اقتصادی بحرانی رو به روست. در عراق و سوریه وارد جنگی پر هزینه شده است و نمی‌خواهد دروازه تازه‌ای برای یک جنگ پرهزینه بگشاید. دولت ایران به رهبری حسن روحانی نیز به نظر می‌رسد بیش از هر چیز تلاش دارد تا گره پرونده هسته‌ای ایران را در جریان مذاکرات با غربی‌ها به سرانجام برساند و تحریم‌ها را از دوش کشور بردارد.


حزب الله لبنان نیز در شرایط بهتری از ایران به سر نمی‌برد. کما اینکه اقدام‌های فرامزی و پرریسک حزب الله هرگز نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن خواست و اراده ایران باشد و ایران حتما سود و زیان تحرک‌های برون مرزی حزب الله لبنان را محاسبه می‌کند. برای حزب الله ادامه ثبات – هر چند شکننده – کنونی در لبنان با کمک ارتش این کشور، و ادامه فعالیت‌هایش در سوریه و مبارزه‌اش با گروههایی چون جببه النصره اولیت مهمتری از درگیری با یکی از قدرتمند‌ترین ارتش‌های جهان، ارتش اسرائیل است.


در اسرائیل اما - لااقل فعلا - دولت نتانیاهو می‌تواند خود را برنده حمله قنطیره بدانند. آن‌ها در خاک سوریه اعضای حزب الله و ژنرال ایرانی را به قتل رساند و از تهران، بغداد، بیروت و دمشق جز رجز خوانی، کسی یارای واکنش محکم به اسرائیل نبود.
 

ارسال به :