پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ -
- 20 Jun 2019
16 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تحول در نگرش و بینش مرحوم بازرگان
 پاسخ به نوشته آقای عبدالعلی بازرگان ذیل نقد اینجانب به ایشان    


مقدمه: آقای عبدالعلی بازرگان در مصاحبه با سایت جرس منتشر در (۳۰/۱۰/۱۳۹۳)، هرگونه تجدیدنظر در اندیشه و نظرات مرحوم مهندس مهدی بازرگان را انکار کردند. اینجانب در نقد اظهارات ایشان، مقاله‌ای نوشتم که در سایت جرس (۳/۱۱/۱۳۹۳) منتشر شده است. آقای عبدالعلی بازرگان، در ذیل مقاله اینجانب نوشته‌اند:


«با تشکر و تقدیر از نویسنده محترم که مسئولانه نظر بنده را نقد کرده‌اند، فکر می‌کنم اگر جناب ایشان یکبار کتاب «آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء» حداقل فصل انتهایی «پاسخ به انتقادها» را بخوانند، به همان نتیجه‌ای می‌رسند که بنده عرض کردم.»


قبل از ورود به بحث، بر خود لازم می‌دانم که از جناب آقای مهندس عبدالعلی بازرگان، به خاطر مطالعة نقد اینجانب تشکر کنم. بدون شک، این‌گونه گفتگوها، قدمی مثبت در جهت روشن شدن «حقایق تاریخی» می‌باشد، چیزی که نسل حاضر، شدیداً به آن نیازمند است.


قبل از ورود به «پاسخ» ذکر نکاتی ضروری است:


۱ـ این نوشته (پاسخ) تنها در مقام بیان «تحوّل در نگرش و برداشت مرحوم مهندس مهدی بازرگان از قرآن و اسلام می‌باشد».

۲ـ بحث درباره اینکه تحوّل و نگرش جدید مرحوم بازرگان تا کجا پیش رفته و محدوده آن تا کجا است، از موضوع این نوشته خارج است.

۳ـ همچنین بحث دربارة این که کدام یک از دیدگاه‌های مرحوم بازرگان (قبل از تجدیدنظر و یا بعد از آن) صحیح و به حقیقت نزدیک‌تر است از موضوع بحث خارج است.

۴ـ همان‌گونه که در مقاله قبلی خودم گفتم، تحوّل در نوع بینش و برداشت از متون دینی، نه تنها عیب نیست که کار پسندیده‌ای است. البته در صورتی که با چهارچوب‌های علمی و منطقی همراه باشد. در میان مراجع دینی سه نمونه شاخص آن (تحوّل در اندیشه دینی و قلمرو شریعت) مرحوم امام خمینی و مرحوم آیت الله العظمی منتظری و آیت‌الله العظمی یوسف صانعی می‌باشند. نمونه دیگر از علمای دین، آقای محمد مجتهد شبستری و در میان روشنفکران دینی، آقای عبدالکریم سروش می‌باشند. بنابراین از بابت تحوّل در بینش دینی مرحوم مهدی بازرگان، هیچ‌گونه نقدی بر ایشان (مرحوم بازرگان) وارد نیست.


و امّا پاسخ اینجانب:

۱ـ برای آن که ببینیم تحوّلی در اندیشه دینی مرحوم مهندس مهدی بازرگان انجام گرفته یا خیر، می‌باید به سخنان، نوشته‌ها و آثار ایشان مراجعه، آن‌گاه ببینیم که آیا «تحوّلی» داشته‌اند یا خیر.


۲ـ اگر با مراجعه به مجموعه آثار ایشان چنین نتیجه‌ای (تحوّل در اندیشه دینی) به دست آمد، در این صورت حتی اگر شخص ایشان، (مرحوم بازرگان) تحوّل در اندیشه خود را انکار کند، طبیعی است که هر محقّق و داوری، برای این انکار، ارزش علمی قایل نیست.


۳ـ با مراجعه به متون به جای مانده از مرحوم مهندس مهدی بازرگان، می‌توانیم آنها را به دو دسته و مرحله تقسیم کنیم. دسته‌ای که از آن متون چنین برداشت می‌شود که اسلام دارای ایدئولوژی حکومتی و سیاسی است و برای این دو (حکومت و سیاست) برنامه دارد. و دسته دوّم که در آنها، به جدایی دین از ایدئولوژی می‌رسد و هدف انبیاء را «آخرت و خدا» می‌داند.

ناگفته نماند، که نه تنها اکثر خوانندگان آثار اخیر (مرحله دوّم) ایشان، این گفته‌ها و دیدگاه‌ها را نشانة تحوّل در اندیشه دینی مرحوم مهدی بازرگان دانسته‌اند، بلکه خود مرحوم بازرگان نیز با صراحت به این تحوّل اعتراف کرده است، که در پایان همین نوشته خواهد آمد. اگر چه مرحوم بازرگان در جایی دیگر، (صفحه ۲۳۳ کتاب آخرت وخدا، هدف بعثت انبیاء) تجدیدنظر در گفتار و بینش خود را انکار می‌کند.


مرحله اوّل:
اکنون دو مورد از مصادیق مرحله اوّل اندیشه ایشان را نقل کرده تا ببینیم از نظر مرحوم بازرگان، اسلام چه دینی بوده است.


مورد اوّل:
همان‌گونه که اینجانب قبلاً در نقد خود بر سخنان آقای عبدالعلی بازرگان آوردم، مرحوم مهندس مهدی بازرگان در تاریخ (۱۱/۱۱/۱۳۵۷، روزنامه کیهان صفحه ۶) می‌گوید:


اسلام همان‌گونه که بارها ذکر شده فقط یک دکترین فلسفی یا یک دین ساده نیست، بلکه کلیتی جامع و شیوه‌ای برای زیستن و فکر کردن توحیدی است ... در اسلام مذهب از امور اجتماعی جدا نیست و همان‌گونه که می‌دانید حضرت محمّد (ص) پیامبر اسلام در آن واحد رهبر مذهبی و رهبر حکومت بود.


اکنون بر روی بعضی از کلمات و جملات در سخنان مرحوم بازرگان دقت می‌کنیم. اینکه ایشان می‌گوید: «بارها ذکر شده» نشان‌دهنده این است که این موضوع، نه تنها برداشت ایشان بوده، که بارها آن را اظهار کرده است. ایشان در ادامه می‌گوید: [اسلام] کلیّتی جامع و شیوه‌ای برای زیستن ... است. اگر اسلام «کلیّتی جامع» است. حتماً برای اجرایی کردن و تحقق بخشیدن به دو عنوان خود یعنی «کلیّت و جامع» بودن نیاز به برنامه و دستورات اجرایی ـ عملیاتی دارد. مرحوم بازرگان در ادامه می‌گوید:


«در اسلام مذهب از امور اجتماعی جدا نیست». اگر قرار است مذهب از امور اجتماعی جدا نباشد، لازمه این سخن، جز این نیست که باید اسلام برای امور اجتماعی، برنامه و دستورات لازمه را داشته باشد. زیرا اگر برای اجرایی کردن امور اجتماعی دستورات لازم را نداشته باشد در این صورت، این سخن بیهوده و بی‌معنی خواهد بود. مرحوم بازرگان در ادامه، در اثبات مدّعای خود (جدا نبودن مذهب از امور اجتماعی) پیامبر اسلام را به عنوان نمونه و شاهد می‌آورند که در آن واحد «رهبر مذهبی و رهبر حکومت بود».


مورد دوّم:پیرو انتصاب مرحوم مهندس مهدی بازرگان به نخست وزیری دولت موقت انقلاب توسط مرحوم امام خمینی، نهضت آزادی ایران بیانیه‌ای می‌دهد که چون مرحوم بازرگان، دبیر کلی آن (نهضت آزادی) را برعهده داشتند، این بیانیه نقطه‌نظر ایشان نیز می‌باشد. زیرا این بیانیه، یک بیانیه سیاسی می‌باشد که طبق اظهارات آقای عبدالعلی بازرگان، بیانیه‌های سیاسی نهضت آزادی نقطه نظرات مرحوم مهندس مهدی بازرگان نیز می‌باشد. (سایت جرس، ۳۰/۱۰/۱۳۹۳، مصاحبه آقای عبدالعلی بازرگان با جرس). نهضت آزادی در این بیانیه (۱۸/۱۱/۱۳۵۷ روزنامه کیهان صفحه ۳) می‌گوید: ... و از آن جا که به فرمان‌ آیه شریفه «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» اطاعت از این امر را وظیفه «شرعی و عقیدتی» خود به شمار می‌آوریم.


مطابق این جمله که اطاعت از امام خمینی را در انتصاب مرحوم بازرگان به نخست‌وزیری وظیفه «شرعی و عقیدتی» خود می‌دانند و در اثبات وظیفه خود به آیه قرآن استناد می‌کنند، اعتراف ضمنی به این موضوع کرده‌اند که اولاً امام خمینی «ولی امر» بوده است، و ثانیاً اینکه اطاعت از «ولی امر» شرعاً واجب است، که لازمه چنین سخنی، وسعت دایره دین و شریعت تا آنجا است که «سیاست و حکومت» را نیز دربرگیرد. در ادامه بیانیه نهضت آزادی آمده است: و از آنجا که برطبق اصول والای اسلام و به خصوص مذهب شیعه که «مرجعیت عالی» از آن به نیابت از امام حق عزل و نصب دارد ... .


مفاد این عبارت که «بر طبق اصول والای اسلام» اعتراف ضمنی به وجود الزامات و دستورات خاصّی در زمینه موردنظر می‌باشد.


در ادامه بیانیه نهضت می‌گوید: «مرجعیت عالی از آن به نیابت از امام، حق عزل و نصب دارد». مفاد عبارت مذکور، اعتراف و اعتقاد به «امام زمان (عج)» است، و نیز اعتراف و اعتقاد به اینکه «مرجع تقلید» نایب امام زمان (عج) می‌باشد، و دیگر اینکه «مرجع تقلید» به عنوان نایب امام زمان (عج)، حق عزل و نصب مقامات دولتی را دارد.


مرحله دوّم
:
در این دوران مرحوم مهندس بازرگان با سخنرانی درباره هدف بعثت انبیاء که آن را منحصر در «آخرت و خدا» دانست، در حقیقت تحولی در نوع نگرش و بینش ایشان در برداشت از اسلام و قرآن ایجاد شده است. در همین ارتباط (تحول در نگرش مرحوم بازرگان) مرحوم آیت الله العظمی منتظری می‌گوید: و بالاخره از سخنرانی مفصّل جنابعالی استفاده می‌شود که «حکومت و سیاست از متن دین جدا است» (نامه ایشان به تاریخ ۲۶/۸/۱۳۷۲ در پاسخ به نامه مرحوم بازرگان و انجمن اسلامی مهندسین، خاطرات مرحوم آیت الله العظمی منتظری، جلد ۲، صفحه ۹۰۴)


و آقای دکتر عبدالکریم سروش می‌گوید: در اینجا ما شکاف خیلی عمیقی بین اندیشة جدید بازرگان و اندیشه‌های قبلی او می‌بینیم. (سخنرانی آقای سروش در مجلس ترحیم مهندس مهدی بازرگان، کتاب آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء، صفحه ۱۴۶)


و آقای رضا علیجانی در مصاحبه با سایت جرس (۳۰/۱۰/۱۳۹۳) می‌گوید: مهدی بازرگان که پیش‌تر معتقد به اسلام سیاسی و مداخله دین در سیاست بود، در سال‌های پایانی عمر خود در یک سخنرانی، «هدف بعثت انبیاء» را «آخرت و خدا» دانست.


و مرحوم آیت الله سید محمد جواد موسوی غروی می‌گوید: ... به نظر می‌رسد که محدود کردن هدف بعثت انبیاء در توحید و معاد، یک واکنش روشن و شاید طبیعی در برابر عملکرد حکومت‌های مذهبی در تاریخ ادیان است. (کتاب آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء، صفحه ۱۱۳)


در پایان این بخش، اظهارات خود مرحوم مهندس بازرگان را که در آخرین مکتوبش آمده است، نقل می‌کنیم تا روشن شود که خود ایشان نیز، اعتراف به تحوّل در نوع نگرش و برداشت خود، از «اسلام و بعثت پیامبران» داشته است. آقای مهندس مهدی بازرگان می‌گوید: «از خود نپرسیده‌اید که چگونه ممکن است کسی که در سال‌های قبل از ۴۰، در زمانی که داعیان حکومت اسلامی امروزه سروکار با ایدئولوژی و مبارزات سیاسی نداشته‌اند، در زندان شاه کتاب «بعثت و ایدئولوژی» را نوشته و نشان داده است که در برابر همه فلسفه‌های اجتماعی و مکاتب سیاسی و غربی، می‌توان از اسلام و از برنامه بعثت پیغمبران، ایدئولوژی جامع و مستقل برای اجتماع و حکومت خودمان استخراج کرد ... حالا طرفدار «تز جدایی دین از ایدئولوژی» و منع دین از نزدیک شدن به حوزه دستورهای اجرایی شده باشد؟ (کتاب آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء صفحه ۱۶۰ به نقل از کیهان هوایی ۳ اسفند ۱۳۷۳) ضمناً بخشی از اظهارات فوق در صفحه ۱۴ همین کتاب نیز آمده است.


همچنین مرحوم مهندس بازرگان در کتاب خودش «بعثت و ایدئولوژی» می‌گوید: «در اسلام از قدم اوّل، ایمان و عمل توأم بود و «دین و سیاست» (به معنای اداره امت) پا به پای هم پیش می‌رفت. قرآن و سنّت سرشار از آیات و اعمال مربوط به امور اجتماع و حکومت هستند». (کتاب آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء، صفحه ۱۴۸ به نقل از کتاب بعثت و ایدئولوژی صفحه ۷۵)


بنابراین، با توجه به برداشت اشخاصی چون مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری، مرحوم آیت‌الله غروی، آقای دکتر عبدالکریم سروش و آقای رضا علیجانی و ... مبنی بر تحول در نگرش و بینش مرحوم بازرگان و نیز اعتراف صریح خود ایشان (مرحوم بازرگان)،‌ در نظام فکری و بینشی مرحوم مهندس مهدی بازرگان «تحوّلی» انجام گرفته است.

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 
ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.