پنج‌شنبه ۰۱ تیر ۱۳۹۶ -
- 22 Jun 2017
27 رمضان 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
چرخش اوباما به سمت ایران
چرخش اوباما به سمت ایران
مسافرت این هفته رییس جمهور اوباما به هند و استقبال گرمی که از او به عمل آمد صاحبنظران را به یاد آن اصطلاح مبتذل قدیمی انداخت: «نگاه به آسیا ». 

اما دراین هفته اتفاقات دیگری هم رخ داد. از تصمیم رییس جمهور به نیمه تمام گذاشتن سفر هند برای شرکت در خاکسپاری ملک عبدلله در ریاض تا هرج و مرج در یمن، از دیمپلماسی هسته‌ای با ایران تا تلاش‌های نتانیاهو برای هر چه خراب‌تر کردن رابطه‌اش با امریکا! همه این‌ها گویی به سمتی پیش می‌رود که میراث سیاست خارجی دولت امریکا را در این دوره نهایتا به سمت « موازنه راهبردی » دیگری متمایل کند: « چرخش به سمت ایران ». این مسیر، اگرچه برای محافل سیاست خارجی امریکا غیر قابل تصور باشد، به نفع جمهوری اسلامی ایران تمام خواهد شد.


کاملا محتمل است روزی که اوباما از قدرت کنارمی رود، هیچ کشوری در روی زمین به اندازهٔ ایران برنده نباشد. البته همه این‌ها بخاطراقدامات ایالات متحده نبوده بلکه می‌تواند معلول عدم پیگیری منافع دراز مدت امریکا هم باشد. با این حال شکی نیست که بسیاری از منافعی که در چشم انداز نزدیک برای تهران قابل تصور است، ناشی از اراده‌ای سیاسی است که شخص رییس جمهور با آن همدلی بیشتری دارد تا آن دسته از ابتکارات آسیایی «قهروآشتی» که غالبا بر خاسته از دیدگاه‌های اعضای کابینه و حلقه نزدیکان اوباما در دورهٔ اول ریاست جمهوری‌اش بود.


ابتدا سراغ منافع این رویکرد برویم. نخست اینکه این میراثی است که از دولت برجای خواهد ماند. در حالیکه مذاکرات در پشت پرده با حرارت پیش می‌رود تیم سیاست خارجی اوباما توافق هسته‌ای با ایران ر ابه عنوان یک برگ برنده در دست خواهد گرفت. اگر چه در جاهای دیگری هم کارهایی در دست است. ممکن است پیشرفت‌هایی در توافق نامه تجاری با کشورهای آسیایی ماورای اقیانوس آرام حاصل شود. اما از سروصداهای تبلیغاتی پیرامون آنکه بگذریم، این توافق نامه آنقدرها هم که طرفدارانش ادعا می‌کنند سرنوشت ساز نیست. البته این پیشرفت خوبی است اما با آن روند تدریجی که دارد، در واقع بهبود آنچنانی در رابطه ما با بازیگران اصلی آسیا -چین وهند- ایجاد نخواهد کرد. از این فرا‌تر هم نمی‌توان از این معاهده انتظار داشت.

توافق با ایران -اگر سرانجام عملیاتی شود- از لحاظ تئوری، توقف برنامه‌های هسته‌ای این کشوررادر پی دارد. مطمئنا این خبر خوشی است، اما ضمانتی وجود ندارد که در آینده، ایران این برنامه هارا از سرنگیرد، زیر حرفش نزند و رفتار سی سال گذشته‌اش را تکرار نکند (مثل به هم ریختن منطقه که احتیاجی هم به استفاده از سلاحهای اتمی ندارد). پیامد این توافق برای ایران یک مرهم اقتصادی است که کاخ سفید آن را از مسیر مواجهه با کنگره -که تلاش می‌کند با وضع تحریم‌های تازه، جنگی علیه ایران به راه اندازد و رییس جمهور تهدید به وتوی آن می‌کند- دو دستی تقدیم ایران می‌کند. احتمالا «توافق هسته‌ای» تبعاتی بیش از آب شدن یخ روابط بین ایران وامریکا به دنبال خواهد داشت. در حالی که برای دیگر کشور‌ها مشوق خواهد بود که روابط تجاری عادی خودرافرا‌تر از آنچه امروز هست بااین کشور ازسربگیرند.


این ایران است که اعتبارکسب می‌کند، ایران است که جایگاه معتبرتری درمیان ملل دست وپا می‌کند، ایران است که از منافع اقتصادی بهره‌مند می‌شود ودشمنان ایران هستند که عصبانی می‌شوند.
اگر رئیس جمهور خیال می‌کند با یک ملاقات کوتاه از عربستان صعودی می‌تواند خشم خاندان صعود از توافق با ایران را فروبنشاند، باید گفت زیادی خوشبین است. اوباما نمی‌تواند آل سعود را راضی کند که به این سادگی شکاف تاریخی هزار ساله خود را با ایران نادیده بگیرند. متحدان سنی خلیج [فارس] توافق امریکا با ایران را به منزله خیانت تلقی می‌کنند. البته آن‌ها واقع بین هستند. برخی از کشورهای عرب آماده می‌شوند با واقعیت روبرو شوند و روابط خود را با ایران ترمیم کنند. آن‌ها می‌توانند ایران را به عنوان وزنه‌ای بالقوه در مواجهه با دشمنان خطرناکشان –سنی‌های افراطی- به شمار آورند. (به هر حال این مثل معروف است که دشمن دشمن من، دوست من است.) اما کشورهای عربی خلیج [فارس] خوشحال نیستند. خصومت هزار ساله به یک دلیل هم می‌تواند تداوم پیدا کند.


دلیل نا‌خرسندی اعراب این نیست که ایالات متحده نوع روابط خود را با تهران تغییر می‌دهد و موجب تقویت اقتصادی و سیاسی این کشور می‌شود، بلکه این است که واشنگتن با کارهایی که کرده و کارهایی که نکرده موجب گسترش نفوذ ایران در منطقه شده است. این خطا را بیش از آنکه از چشم اوباما ببینند از چشم خلف او می‌بینند. اگر یادتان رفته باشد یادآوری می‌کنم که در هم کوبیدن عراق کار بدی بود. این کار از یک طرف دیو‌هایی مثل داعش را از شیشه به در آورد و از سوی دیگر دولتی وابسته به ایران را جانشین حکومت بعثی کرد. علاوه بر آن تامین نیروی هوایی برای عراق٬ نیروهای ایرانی را قادر می‌سازد که زمین را برای مشتریشان بگیرند و نگاه دارند. با این کار در عمل لقمه‌های بزرگتری از عراق نصیب ایران می‌شود. (این هم از اتفاقات عجیب هفته گذشته بود که متحد تاریخی امریکا، اسرائیل، در یک حمله موشکی یک فرمانده ایرانی را در سوریه کشت. در واقع یک عضو نظامی سازمانی از پای درآمد که همین حالا دارد درکنار امریکا در عراق می‌جنگد.)


ایران تنها کشور منطقه است که از آب گل آلود نا‌آرامی‌ها، ماهی می‌گیرد. کودتای حوثی‌ها در یمن موجب به قدرت رسیدن شیعیان تحت حمایت ایران شد (دست کم در بخش اعظمی از این کشور). بغداد امروز بیش از هر زمان دیگری به تهران وابسته شده است. هم اکنون شمار زیادی از نیروهای زمینی توسط ایران برای مقابله با تروریست‌ها در دفاع از شیعیان و حفظ امنیت عراق تجهیز شده‌اند. حتی در سوریه متحد ایران، بشار اسد، هر روز نشانه‌های بیشتری از واشنگتن دریافت می‌کند که نشان می‌دهد آمریکا مخالفتی با ماندن او در قدرت نشان نخواهد داد. در همین حال حزب الله قدرت خود را در لبنان حفظ کرده و در جنوب سوریه هم تحرکاتی دارد.


با وجود تلاشهایی که کنگره برای سنگ اندازی در مسیر توافق اتمی ایران و آمریکا با طرح وضع تحریم‌های تازه بر علیه ایران به راه انداخته، پر واضح است که در آینده وقتی ایران به دوره اوباما نگاه کند از دوران او به نیکی یاد خواهد کرد؛ دوره‌ای که به خاطر وضع تحریم‌ها شروع دردناکی برای این کشور داشت ولی به سرانجام خوشی منتهی شد.


دو کشور دیگر هستند که نمی‌توانند اینطور نظر مساعدی نسبت به امریکا داشته باشند؛ عراق و افغانستان. ایالات متحده با نیت کمک به برقراری ثبات در این دو کشور وارد جنگ شد در حالی که به نظر می‌رسد در افق ۲۰۱۶ آن‌ها را گرفتار تجزیه و نا‌آرامی کرده باشد. آن چیزی که متحدان آمریکا در منطقه خلیج [فارس] را تهدید می‌کند تولید انبوه نفت و گاز به رهبری آمریکا به علاوهٔ پیشرفت‌های خیره کننده در استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر و بهره وری در مصرف انرژی نیست، کشورهای منطقه تقریبا همگی در معرض خطر امواج افراطی‌گری قرار دارند و از سرد مزاجی طبیعت حمایت‌های آمریکا، آسیب دیده‌اند. واقع امر این است که آن‌ها دیگر به ایالات متحده به چشم یک پشتیبان اطمینان بخش نگاه نمی‌کنند –آنچنان که پیشتراز این بود-. مصر و ترکیه، دو قدرت منطقه‌ای که از لحاظ سابقه تاریخی با ایران قابل مقایسه‌اند، از نا‌آرامی‌های داخلی به تزلزل افتاده‌اند.
اما اسرائیل؛ یکی از مقامات ارشد دولت اوباما که قبلا در قدرت حضور داشت نظر مرا تایید کرد که رابطه اوباما- نتانیاهو هیچ وقت در طول تاریخ روابط این دو کشور در این حد نازل نبوده است. این مقام سابق اضافه کرد:« روابط این دو در زمان کار‌تر و بگین بد بود ولی حالا بد‌تر است. » به نظرم این حرف درستی است. درست است که اوباما هر کاری کرده که به این رابطه آسیب بزند (حتی اعضای دولتش از « آشغال » خطاب کردن نتانیاهو اجتناب نکرده‌اند) اما بزرگ‌ترین اشتباه را بنیامین مرتکب شد. تصمیم او مبنی بر قبول دعوت جان بینر، رئیس مجلس نمایندگان امریکا، برای ایراد سخنرانی در میان نمایندگان به منظور ترساندن آن‌ها از خطر ایران، مصداق فرستادن نماینده نا‌مناسب در زمان نامناسب برای ایراد سخنان نا‌مناسب در مکان نامناسب بود.


اگر بنیامین به راستی، آنطور که ادعا می‌کند، به دنبال امنیت اسرائیل است، می‌باید شکیبایی به خرج می‌داد و با حفظ امید، به آرامی دولت آمریکا را تحت فشار می‌گذاشت تا به اطمینان مورد نظرش برسد. راه درست این بود. اما اگر فکر می‌کند با این قبیل رفتار نابخردانه کاری از پیش می‌رود، می‌تواند به کارش ادامه دهد. ولی حقیقت این است که ظاهر شدن یک رهبر خارجی در مقابل اعضای کنگره و تلاش برای فریب آن‌ها و اخلال در مسیر مذاکرات در حال اجرا عملی بی‌سابقه و نا‌مناسب است. وانگهی ممکن است این کار در سطوح مختلف به نتیجه عکس منتهی شود (کمترین اثرش هموار کردن اجماع در میان مشاوران اوباما بر سر این امر است که اگر کاری کرده‌ایم که کفر بنیامین را درآورده احتمالن راه را درست رفته‌ایم ) مسلما این عمل اثر نا‌مطلوبی بر روابط فی مابین خواهد گذاشت و تنها فایده‌اش این است که نقطه مشترک اتهام‌ها علیه نتانیاهو را برجسته کند تا همه همصدا شوند» وقت باز سازی فرا رسیده است .


وقتی این باز سازی اتفاق بیافتد (و هرکسی هم که رئیس جمهور بعدی باشد اگر خوش شانس باشد با یکی غیر از نتانیاهو مواجه می‌شود) با خاور میانه‌ای متفاوت روبرو خواهیم بود. منطقه‌ای که جهان کمتر از قبل به آن وابسته است، خاورمیانه‌ای که در آن کشورهای بیشتری از ثبات کمتری برخوردارند و ناآرامی‌های داخلی تبدیل به یک تهدید جهانی شده است، ناحیه‌ای که در آن بیشتر مشکلاتی که در سال ۲۰۰۸ نمایان شدند با دخالت آمریکا وخیم‌تر شده‌اند و خاور میانه‌ای که در آن متحدان سنتی ایالات متحده تا حد زیادی تضعیف شده‌اند.


روابط تغییر یافته با ایران در کانون همه این‌ها قرار خواهد داشت. اگر توافق با ایران بتواند مانع توسعه ساخت و ساز تسلیحات هسته‌ای شود، اگر شریکی بسازد که بتوان با کمک آن افراط گرایی سنی را مهار کرد، اگر به شکل گرفتن زیربنایی برای سیاست‌های جدید منطقه‌ای ایالات متحده کمک کند که بتواند به توازن قوا در میان بازیکنان کلیدی منطقه منتهی شود و تهدید‌ها را تحدید کند، اگر راهی باز کند که به تعامل ایران و متحدان سنتی آمریکا از اسرائیل گرفته تا کشورهای حاشیه خلیج [فارس] برسد تا ثبات را به منطقه بازگرداند و پیشرفت مصر و اصلاحات ترکیه را تسریع کند، علیه حمایت‌هایی که از سوی برخی از دوستان ما از افراط گرایی می‌شود مبارزه کند و اگر به سمت استقرار یک حکومت فلسطینی که به حق موجودیت اسرائیل احترام بگذارد منتهی شود آنگاه نام آن توافق را باید یک پیروزی بزرگ گذاشت.


اما اگرایران این کمک‌های اقتصادی را که به آن‌ها نیازمند است دریافت کند و به شرارت‌هایش در منطقه ادامه دهد، اگر در توافق تقلب کند، اگر دامنه نفوذ تهدید آمیز خود را نسبت به عربستان سعودی و کشورهای خلیج [فارس] توسعه دهد و تثبیت کند، اگر تقویت ایرانِ شیعی به ابزاری برای یارگیری گروههایی چون القاعده و داعش تبدیل شود، اگر اسرائیل آنقدر از آمریکا نومید شود که شعله درگیری با ایران را بیافروزد، اگر روابط کلیدی آمریکا با متحدان منطقه ای‌اش از این هم ضعیف‌تر شود، اگر کنار کشیدن ایالات متحده از منطقه به جای مهار وحشت به تقویت آن دامن بزند، آنگاه « چرخش به سمت ایران » یک خطای بزرگ خواهد بود و چهل و چهارمین رئیس جمهور امریکا یک فریب خورده.


من قضاوت را به عهده خود شما می‌گذارم؛ اینکه کدام یک از این سناریو‌ها ممکن است اتفاق بیافتد. وقتی در آینده به سیاست خارجی آمریکا در دوره اوباما نظر می‌افکنیم به احتمال زیاد بیشترین توجه ما مصروف رویکرد دولت او در قبال ایران خواهد شد وعمل‌ها و بی‌عملی‌ها در حوزه حساس خاورمیانه، و نه تلاش‌هایی که برای ایجاد موازنه راهبردی در آسیا به عمل آمده یا کوشش‌های بی‌ثمر برای اعلان پایان جنگ آمریکا علیه ترور.

منبع: فارن پالسی

مترجم: عبدالوحید بیات

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.