پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ -
- 22 Aug 2019
20 ذو الحجة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
آخرین بخش درس‌گفتارهای سعید مدنی در بند ۳۵۰: گذار به دموکراسی
 جرس: سلسله مباحث دکتر سعید مدنی درباره جنبش‌های اجتماعی و وضعیت خاص جنبش سبز در ایران، که پیش از تبعید وی به زندان رجایی‌شهر کرج، در بند ۳۵۰ زندان اوین برگزار می‌شد، در دوازدهمین جلسه به پایان رسید. 

 

 

تاکنون یازده قسمت از این درس‌گفتارها در منتشر شده بود و اکنون دوازدهمین و آخرین قسمت در کلمه منتشر شد:

‌‌

با سلام خدمت دوستان گرامی! در دوازده جلسه‌ای که خدمت شما بودم، تلاش کردیم تا با مروری بر مفهوم جنبش اجتماعی و مولفه‌های مهم آن، ماهیت جنبش سبز را واکاوی کنیم. امیدوارم تا اینجا موفق شده باشیم ابعاد مختلف موضوع را روشن کنیم. برای من این مباحث به منزله نوعی دفاع از جنبش و مشارکت کنندگان آن در برابر اتهاماتی است که ۵-۶ سال است شبانه‌روز از طریق منابر و تریبون‌های رسمی نظام انتشار یافته است. تقریبا دادگاه هیچ یک از ما علنی برگزار نشد تا به این اتهامات پاسخ دهیم، هنوز به آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد اجازه دفاع از خودشان داده نشده است و سیل اتهامات نسبت به آنها ناجوانمردانه ادامه دارد. پس چاره‌ای جز بحث و گفت‌و‌گوی بیشتر درباره جنبش و حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸ نداریم تا خدایی ناکرده زنگاری بر چهره جنبش سبز ننشیند. اجازه دهید در این جلسه پایانی و در ادامه بحث قبل کمی بیشتر درباره جنبش‌های اجتماعی جدید گفت‌وگو کنیم.

بی‌تردید تحولات جامعه ایران رو به پیش است، این یک حکم ایدئولوژیک نیست بلکه یک ارزیابی علمی و واقع‌بینانه از شرایط جامعه ایران است. در این فرآیند تحول جامعه ایران، ما قطعا با رفتارهای جمعی و غیرمنتظره‌ای برخورد می‌کنیم که همگی نشان از دگرگونی در اشکال مبارزه اجتماعی و ماهیت اعتراضات دارد، درست همان‌طور که در غرب از دهه ۱۹۶۰ جنبش‌ها با صورت‌بندی جدید ظهور کردند و پس از آن امواجی از جنبش‌ها مثل جنبش‌ دانشجویی، جنبش حقوق مدنی، جنبش زنان، جنبش زیست محیطی، جنبش صلح، جنبش ضد نژادپرستی، جنبش ضد خودکامگی، جنبش حقوق بشر و امثالهم پدید آمدند که محصول تغییرات اجتماعی در جامعه پس از جنگ و نمود و نمادی از روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جدید بودند. این امواج سال‌هاست به جامعه ایران نیز رسیده است و جنبش سبز نمود این تغییرات زیرپوستی است.

«آلن تورن» جنبش‌های اجتماعی جدید را نوعی رفتار جمعی سازمان یافته قلمداد می‌کند که در آن بازیگران یک طبقه اجتماعی که درصدد کنترل روند تاریخی و اجتماعی هستند، علیه مخالفان خود دست به عمل می‌زنند. بنابراین او جنبش‌های اجتماعی را محصول مبارزات طبقاتی می‌داند اما نه مطابق روایت مارکسیستی آن و از این رو از به‌کارگیری مفاهیم مارکسیستی برای تبیین جنبش‌های اجتماعی جدید انتقاد می‌کند و معتقد است جنبش‌های جدید فراپرولتاریایی هستند.

کاستنر بر این باور است که جنبش‌های اجتماعی جدید از تبعات چالش‌های سنت-مدرن بوده و حاکی از گسترش دامنه توجه مردم از صرفا امر سیاسی به امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستند. در این مطالعاتی که درباره ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان انجام شده، شما جابه‌جایی گروه‌های مرجع (Reference group) یا به قولی دیگر عاملیت‌های اجتماعی را به روشنی ملاحظه می‌کنید.

کاهش رتبه گروه‌های سنتی مثل روحانیون و افزایش رتبه نیروهای مدرن مثل هنرمندان، اساتید دانشگاه، معلمان و حتی ورزشکاران یکی از نمودهای تحولاتی است که به آنها اشاره شد. از این رو تجمیع نمایندگان نیروهای مدرن در جنبش سبز بسیار اهمیت داشته و دارد، از شش بازیکن محبوب تیم ملی تا استاد شجریان و بسیاری چهره‌های علمی، ادبی، مذهبی و روزنامه‌نگاران.

پیش از این درباره تفاوت و تمایز جنبش‌های قدیم و جدید بحث کردیم. واکاوی و بررسی مختصات جنبش سبز نشان می‌دهد این حرکت برخلاف جنبش‌های کلاسیک از ماهیت طبقاتی یا وابستگی به گروه‌های خاص برخوردار نیست و به نوعی هویت محور، غیروابسته به طبقه‌ای خاص و ائتلافی از چندین قشر و هویت خاص است از این رو فعالان جنبش‌های زنان، محیط زیست، صلح، حقوق بشر و اقلیت‌های قومی و مذهبی در کنار دیگر دموکراسی‌خواهان در آن حضور دارند. همه می‌دانیم که جنبش سبز مثل بسیاری دیگر از جنبش‌های جدید به شدت از رسانه‌ها به ویژه فناوری‌های نوین ارتباطی بهره‌مند شده است و از این طریق به بسیج اعتراضات و مشارکت همه گروه‌های اجتماعی می‌پردازد، درحالی که جنبش‌های کلاسیک بیشتر بر ارتباطات چهره به چهره متمرکز بوده‌اند. جنبش سبز مثل اغلب جنبش‌های جدید مشی ضد خشونت داشته و در فواخوان‌های خود، اسناد و بیانیه‌ها بر این مشی تاکید داشته، درحالی که جنبش‌های کلاسیک یا مشی خشونت‌طلبانه داشته یا در برابر خشونت حامیان و فعالان‌شان سکوت کرده‌اند.

پیوند و ائتلاف شبکه‌ای و کم‌تر سلسله مراتبی و پرهیز از ساختار هرمی در جنبش‌های جدید ویژگی بسیار برجسته‌ای است که جنبش‌های قدیم به شدت از آن پرهیز می‌کرده‌اند و در نهایت به تمرکزگرایی رو می‌آورده‌اند.

«آنتونیو نگری» نتایج رویکرد سازمانی هرمی را در جنبش‌های انقلابی پس از پیروزی چنین توضیح می‌دهد: «غالبا وقتی این جنبش‌های چریکی (با سازمان سلسله مراتبی) پیروز می‌شوند و قدرت را به دست می‌گیرند، ناچیز بودن دموکراسی که ارائه می‌کند بیشتر متجلی می‌شود… در این فرایند، گروه‌های فرودست اجتماعی گوناگونی که نقش سرنوشت‌سازی در روند انقلاب داشتند، به طور سیستماتیک از دستیابی به موقعیت‌های قدرت محروم شدند. سازمان شبکه‌ای جنبش‌های جدید از متن چنین نقدهایی نسبت به الگوهای سازمانی جنبش‌های قدیم استخراج و متولد شده‌اند.

جنبش‌های جدید ارتباط و پیوند وثیقی با رویکرد گذار دموکراتیک یا دموکراسی‌سازی دارند. این جنبش‌ها هم برای تعمیق و تحکیم ارزش‌های دموکراتیک و هم برای تکامل دموکراسی نمایندگی نقش ایفا می‌کنند. این جنبش‌ها با سازماندهی و ابزار نارضایتی بخش‌هایی از جامعه از سیاست‌های موجود، عملا در عرصه سیاست دخالت و حکومت را به پاسخگویی به مردم و اصلاح برنامه‌ها و قرانین ترغیب یا وادار می‌کنند. به علاوه جنبش‌های اجتماعی با تعامل دو سویه با مردم و حکومت به عنوان یک کانال مستقیم مشارکت و تاثیرگذاری مردم بر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی دولت، برای تکامل دموکراسی‌های نمایندگی نقش ایفا می‌کند.

گفته شده دموکراتیزاسیون عبارت است از واگذاری قدرت به صورت داوطلبانه (Voluntary transferred) و نه مرگ دیکتاتور یا از دست دادن قدرت سیاسی در اثر مصادره یا غیر آن. دموکراتیزاسیون دو سو دارد: دولت و جامعه مدنی. نیاز دولت به ثبات و مشروعیت، ظرفیت‌های آن برای نیل به دموکراسی و استعداد آن برای تغییر در نهادها و دگرگونی کارکردی موجب می‌شود تا دولت‌ها در برابر خواست جامعه مدنی برای مشارکت بیشتر و نظام دموکراتیک‌تر انعطاف نشان دهند. از سوی دیگر جامعه مدنی نیز از طریق احزاب، گروه‌های سیاسی و اجتماعی، رسانه‌ها و جنبش‌های اجتماعی تمایل خود به دموکراسی را پیگیری می‌کنند. وقوع اعتراضات در قالب جنبش‌های اجتماعی جدید نشان دهنده جامعه مدنی نسبتا توسعه‌یافته است.

فرآیند گذار دموکراتیک عموما سه مرحله دارد.

اول منازعه‌ای بلند مدت بین نیروهای سیاسی حامی تغییر و دولت حافظ وضع موجود شکل می‌گیرد. به تدریج و در اثر افزایش قدرت و سازمان یافتگی نیروهای خواستار تغییر در جنبش‌های اجتماعی حافظان وضع موجود و دولت مستقر مذاکره برای توافق و سازش را با سود تغییر آغاز می‌کنند. در این مرحله نقش نیروهای مبانه در دو سوی مذاکره از اهمیت بسیار برخوردار است، زیرا گرایشات رادیکال در بین دولت و اپوزوسیون مخالف گفت‌وگو و متمایل به سرکوب انقلاب هستند و در مقابل نیروهای فرصت طلب در میان مخالف نیز ممکن است با تغییرات غیرنهادی و تنها کسب سهمی از قدرت درون ساختار غیر دموکراتیک روند دمرکراسی سازی را متوقف کنند. در مرحله سوم نظام مستقر رویه‌های دموکراتیک را می‌پذیرد و نسبت به باز تعریف قواعد بازی سیاسی و تعهدات حاصل از گفت‌وگو برای نیل به دموکراسی موافقت می‌کند.

جنبش‌های اجتماعی جدید از آنجا که مشی ضد خشونت را انتخاب و اهداف نسبی را دنبال می‌کنند، اغلب نقش به سزایی در فرآیند گذار دموکراتیک دارند. در منشور جنبش سبز در همن زمینه آمده است:

«بازخوانی تجربه معاصر در جهت تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان می‌دهد که تنها از طریق تعمیق و تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفت‌وگوی اجتماعی، ارتقای سطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، زمینه‌سازی برای فعالیت آزاد مصلحان و فعالان اجتماعی-سیاسی در چارچوب تحول‌خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت… ممکن خواهد بود.»

بحث درباره دموکراسی‌سازی یا دموکراتیزاسیون هم اهمیت حیاتی دارد و هم نیازمند وقت مناسبی است که امیدوارم در دوره جدید این سلسله کلاس‌ها آن را مورد بحث قرار دهیم. کارکرد جنبش‌های اجتماعی جدید را در متن استراتژی و دموکراتیزاسیون می‌توان شناخت، به خصوص در شرایط حساس کنونی جامعه ایران که از یک سو با جامعه‌ای جنبشی و از سوی دیگر با حاکمیتی غیرقابل انعطاف روبه‌رو هستیم شناخت چارچوب، مبانی و سازوکارهای دموکراسی‌سازی از اهمیت بسیار برخوردار است که آن را به وقت دیگری موکول می‌کنیم.

همانطور که گفتم این دوازده جلسه‌ای که خدمت شما بودم، برای بنده اوقات و فرصت مغتنمی بود تا با بحث و تبادل نظر و ارائه دیدگاه‌ها درباره جنبش سبز، چشم‌اندازی از تحولات دیروز، امروز و فرادی ایران به دست داده شود. برای همه شما دوستان آرزوی آزادی هرچه زودتر دارم، اما به قول مرحوم دکتر شریعتی «هرکس به میزان عصیانی که دارد، ارزش دارد.» 

ارسال به :