سه‌شنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۸ -
- 25 Jun 2019
21 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
حرکت های مدنی با محور فتوای تحریم سلاح کشتار جمعی
در ضرورت شکل گیری حرکتی مدنی با گفتمان « زندگی عزتمندانه ایرانیان و صلح جهانی»  


تفاهم اولیه ژنو وبه دنبال آن مذاکرات اخیر وین مسالمت جویی هسته ای ایران را در معرض رویت افکار عمومی داخلی وجهانی قرارداده وگردباد های تیره ی مداخله جنگ افروزانه را ازآسمان کشورمان دور کرده است. اکنون نوبت آن رسیده که همه طرفهای مذاکره عزم و اراده خود را برای بازگشت ناپذیر کردن به وضعیت گذشته و سمت گیری به سوی یک توافق جامع در چشم انداز نزدیک به نمایش بگذارند. همچنانکه رئیس جمهور روحانی و وزیرامورخارجه امریکا به دوبیان مختلف خاطرنشان کردند توافقات اساسی به مراتب فراتر از آن چیزی بوده است که در بیانیه نهایی آمده و به شکل اختلاف درباره تعداد سانترفیوژها منعکس شده است. هیچ چیز نمی تواند مبنایی تر از توافق بر سربه رسمیت شناخته شدن خواست قانونی و انسانی شهروندان ایران زمین برای زندگی در شرایط عاری از تحریم های جهانی و به رسمیت شناختن دغدغه شهروندان جامعه جهانی در خصوص صلح باشد. بنابراین وقتی آقای روحانی از ایجاد یک توازن و تعادل جدید میان چرخش سانترفیوژها و چرخه زیست کریمانه و عزت مدارانه ایرانیان خبر می دهد و هنگامی که آقای جان کری امن تر شدن جهان را برآمد نهایی مذاکرات وین می داند، این امید را ایجاد کرده است که بتوان از هم اکنون نور انتهای تونل مذاکرات را مشاهده کرد. در جهان جهانی شده امروز، زندگی خواهی شهروندان ایرانی وصلح جویی افکار عمومی جهانی دو امر جدا ازهم نیست. اکنون به دنبال مذاکرات وین، هم افزایی این دو فرآیند داخلی وجهانی می تواند بقیه موانع را از مسیر حصول به توافق نهایی جارو کند. روشن است که در حال حاضر چنین تعاملی بین دو فرآیند مذکور یعنی جامعه مدنی به مثابه تولید کننده افکار عمومی داخلی و جامعه جهانی وجود ندارد و همین امر زمینه مساعدی به دست طرف امریکایی مذاکره داده تا "به نام ایرانیان" سخن بگوید و تفسیر خود را از نگرش ایرانیان به قضیه هسته ای عرضه کند. جامعه مدنی اکنون می تواند سخن مستقل خودش را بگوید. تجربه تاریخ نزدیک نشان داده است هر گاه انرژی جامعه مدنی در ایران آزاد شود فشار نیرومند افکار عمومی داخلی می تواند تاثیر فرامرزی داشته باشد و گرایش های جنگ طلبانه را حتی در آنسوی قاره ها به انزوا براند. یعنی همان نیرویی که بر سر میعادگاه ملی انتخابات، اقلیت ۸ در صدی را از مواضع کلیدی دیپلماسی هسته ای عقب راند و زمینه ساز تفاهم اخیر شد، قادر است در ادامه همین مسیر ملی و صلح طلبانه فشار مشابهی متوجه تندروان امریکایی کند و ازطریق اتصال و پیوند با آزادیخواهان و صلح طلبان جهان، جنگ افروزان جهانی را حتی در میهن خود و در نزد افکار عمومی خودی منزوی سازد. ضرورت حضور مستقل جامعه مدنی با توجه به تند باد افراطی گری که از هم اکنون در کرسی های کنگره امریکا وزیدن گرفته است. بیشتر از هر زمان دیگر ضروری به نظر می رسد. با توجه به وضعیت مذکور باید گفت که تفاهم هسته ای افزون بر کوشش های مأجور دیپلمات های ما، نیازمند حضور فعال دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی عمومی ومدنی جامعه است.


به نظر من چنانچه فتوای رهبر ضد سلاح های کشتار جمعی بر امواج زندگی طلبی عزتمندانه جامعه مدنی ایران سوار شود و از طریق سازمان های مردم نهاد مدنی ضمانت اجرایی خود را بیابد، می توان در امتداد همین مسیر به یک پیوند ویک اتصال تازه میان گفتمان زندگی عزتمندانه ایرانیان وگفتمان صلح جهانی رسید. فتوای مزبور البته امر جدیدی نیست اما زمانی که حاملین و حامیان اصلی خود را بیابد و بر محمل غیر نظامی و مدنی داخل کشور حمل شود جامعه جهانی آنرا به مراتب جدی تر خواهد گرفت. به عبارت روشن مواضع ماجراجویانه احمدی نژاد و اظهارات تحریک کننده نظامیان مداخله گر در امور سیاسی آنرا در بهترین حالت یک زینت تشریفاتی برای ویترین نظام تبدیل نمود. به همین علت زبانی که در دوران مذکور برای دیپلماسی هسته ای به کار رفت، با زبان دینی وانسانی فتوا تعارض آشکار داشت و انزوایی محتوم بر آن تحمیل می کرد. اکنون با انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و به دنبال مذاکرات وین فضای مساعدی برای جامعه مدنی ایران فراهم آمده است تا هاله ابهام احمدی نژادی را از اطراف آن دور کند و در خاورمیانه ای که متاسفانه فتواهای مذهبی بوی تکفیر و تفرقه مذهبی می دهند، قرائت دیگری از اسلام بر مبنای گفتمان زندگی و گفتمان صلح در معرض دیدگان نگران جهانی قرار گیرد. مزیت این فتوا در این است که از یکسو مبنای اعتقادی مخالفت با سلاح کشتار جمعی را آشکار می کند و بنابراین جنبه مبنایی به موافقت های اصولی ایران در مذاکرات می دهد. از سوی دیگر دامنه تحریم را بسی فراتر از سلاح هسته ای می برد و در جایی بسیار دور از منازعات فرقه ای ومذهبی، مبنایی جهانی برای عرضه دین اسلام به مثابه دین صلح درجهانی مملو از مخاطرات سلاح های اتمی و شیمیایی و میکربی پیشنهاد می نماید. رژیم صهیونیستی با همراهی اعلام نشده اما واقعی و عملی سایر دشمنان توافق هسته ای می کوشد جمهوری اسلامی را در همان گام های نخستین اعتماد سازی زمین گیر کند و مانع گذار تکاملی ایران از امر اعتماد سازی به صلح سازی منطقه ای وجهانی شود. آنها به خوبی می دانند که یک ایران ضد سلاح کشتارجمعی می تواند مشروعیت جهانی به مراتب بالاتری در امر مبارزه با خطر دستیابی گروه های افراطی به همان سلاح ها کسب کند. به همین علت با تمام قوا می کوشند تفاهم وین به فرجام نهایی خود نرسد و سیاست خارجی کشورمان چنان در مذاکرات بی انتهای اتمی مستغرق شود که وزیر امورخارجه آن به وزیر امور مذاکره هسته ای تقلیل یابد و مجالی برای صلح گستری اسلامی در سطح منطقه نیابد.


ازفتوای میرزای شیرازی گرفته تا فتوای علمای مشروطه ساز نجف و سایر فتاوی سیاسی و ضد استعماری می آموزیم که بدون یک اراده مستحکم سیاسی و بدون حضور مقتدر جنبشی اجتماعی که در پس اجرایی شدن آن احکام عمل می کند، نمی توان از جدی گرفتن فتوا سخن گفت. قدرت اجرایی نظرات فقهی رهبر فقید انقلاب به حدی بود که پیشنهاد مسلح شدن ایران به سلاح های کشتار جمعی به رغم همه توجیهی که می توانست در ایام جنگ داشته باشد در همان نطفه مسدود گردید و این امر سرمایه اخلاقی ویژه ای به دفاع مقدس ایرانیان بخشید و متقابلا ننگی ابدی و پاک ناشدنی برای کاربران سلاح شیمیایی در اردوی دشمن و حامیان غربی آن کشتار های جمعی بر جای گذاشت. همچنانکه درکنفرانس بین المللی خلع سلاح و عدم اشاعه هسته ای در ۲۸ فروردین ۸۹ ازسوی صاحب فتوا تصریح گردید موقعیت مظلوم ایران به مثابه قربانی اصلی سلاح های کشتار جمعی شیمیایی، مشروعیت بی نظیری برای پیشتازی ایران درخط مقدم مقاومت جهانی علیه همه اشکال سلاح کشتار جمعی فراهم می کرد. اما واقعیت تلخ این است که از این موقعیت و این میراث اخلاقی دوران جنگ نه تنها استفاده ای نشد بلکه دیپلماسی وسیاست هسته ای حکومت یک دست اقتدارگرا در کمال ناشیگری کشورمان را به آماج آسان و دسترس پذیر تهاجم جهانی بدل ساخت.


اکنون جامعه مدنی ایران باید راسا وارد میدان شود و به شیوه ای کاملا قانونی و مدنی علیه تحریم های ظالمانه خارجی وبستر سازان داخلی آنها صدای مستقل خود را به گوش جهانیان برساند. تاکید می کند اگر فتوای حرمت سلاح های کشتار جمعی در یک فضای آزاد و پرنشاط فعالیت سیاسی بر بنیاد مقاومت مدنی بر ضد تحریم ها استوار شود و با اعتماد، استقبال و اراده آزادانه سازمان های مدنی و تشکل های صنفی و سیاسی و اجتماعی جامعه پیوند یابد، می تواند در سطح جهانی نیز جدی گرفته شود و تحریم گران را با فشار افکار عمومی جوامع خودشان مواجه کند. وقتی از اقدام مستقل جامعه مدنی برای مقاومت در مقابل تحریم ها سخن می گویم آن خلبان شریف ایرانی را در نظر دارم که به دنبال سقوط هواپیمای تولید داخل مستقیما با بی بی سی تماس گرفت و به زبان فنی و با تکیه بر عمری تجربه خلبانی تحریم های کورکورانه ضد ایرانی را در این قبیل تلفات انسانی مقصر دانست. آن فعال زیست محیطی را در نظر می گیرم که بسته بودن ایران به روی جهان و تحریم های ظالمانه و محرومیت از مزایای جهانی شدن محصولات کشاورزی را عاملی تخریبی دراسراف و بهره برداری بی رویه از منابع آبی کشور و خشک شدن دریاچه ارومیه و زاینده رود و بسیاری از منابع و ذخایر غنی زیست محیط ایران می داند. زیرا در هر دو مورد نوعی "خودکفایی" مخاطره آمیز و غیر ضرور در عصر جهانی شدن تحمیل می شود که به طور مستقیم حیات انسان ها و حیات زیست بوم ایرانیان را تهدید می کند.


مقاومت مستقیم جامعه مدنی در برابر فشار های جهانی و تحریم های ویرانگر می‌تواند روح تازه و نشاطی نوین به جامعه بدمد و اقدام به موقع و پیشگیرانه مقاومت مدنی سازمان‌های مردم نهاد در برابر آن ها می‌تواند با افکار عمومی جهانی وارد تعامل شود، هم افزایی افکار عمومی داخلی و جهانی، تحریم گران را حتی در آنسوی اقیانوس‌ها و در لابی‌های جوامع غربی به انزوا ببرد.


بدون شک خط و نشانی که کنگره این روزها علیه آقای اوباما می کشد،با توجه به ترکیب فعلی نمایندگان امریکا و با توجه به نتایج انتخابات اخیر و قدرت گرفتن بیشتر جمهوری ‌خواهان، در آینده صبغه ضد ایرانی بارزتری خواهد یافت اما اثبات مسالمت جویی و مذاکره جویی هسته‌ای ایران هنگامی که با خروج جامعه ایرانی از حالت نظاره‌گری تکمیل گردد، تند روان امریکایی راه دشوارتری برای تحمیل و تشدید تحریم‌ها خواهند داشت و باید ریسک منزوی شدن در جامعه خود و ریسک تعمیق شکاف‌های دوسوی آتلانتیک (شکاف اروپا - امریکا) را مد نظر داشته باشند.


اکنون دیگر بر همگان آشکار شده است که تندروهای امریکایی و محافل رانت خوار ایرانی سودهای مشترکی درحفظ و بقای تحریم‌های ضد ایرانی دارند. حاکمیت "شرایط اضطراری" بر فضای مناسبات ایران وامریکا از یک سو نقطه مشترک محافل جنگ طلب صهیونیستی و مداخله‌گران نظامی در عمل هماهنگ علیه حیات سیاسی و اقتصادی ایران است. از سوی دیگر فضایی امیدبخش برای تند روان داخلی فراهم می آورد تا ضمن به شکست کشاندن مذاکرات و بازگشت به عصر حرامخواری هشت ساله، فضای سیاسی را همچنان بسته نگاه دارد و اجرای بی تنازل قانون اساسی را به تعلیق محال ببرند. ورود مستقلانه جامعه مدنی به عرصه مقابله با تحریم‌ها می‌تواند هماهنگی و همسویی عملی صهیونیسم جهانی و افراطیون داخلی را بر هم زند و فضا را به سود دموکراسی و رفاه شهروندان در داخل و صلح در منطقه متحول سازد.


ظاهراً آقای روحانی خود به نقش جامعه مدنی در حمایت و پیشبرد مذاکرات هسته‌ای توجه دارد. درخواست وی از اساتید دانشگاهی به عنوان گروه مرجع مؤثر در جامعه مدنی برای ورود به صحنه و اظهارنظر درباره دیپلماسی هسته‌ای دولت، گویای همین امر است. درعین حال به نظر می‌رسد درخواست و توصیه در یک سخنرانی و اظهار نظر فردی این یا آن چهره دانشگاهی در واکنش به افراطیون دلواپس فاقد ظرفیت‌های لازم برای برای حمایت مؤثر از دیپلماسی هسته‌ای کشور در سطح بین المللی است. چنین هدفی چنان که گفتم جز در پرتو تلاشی مدنی با گفتمانی روشن و صریح (گفتمان زندگی دموکراتیک و عزتمندانه ایرانیان و صلح در جهان) ممکن نخواهد شد. از این رو دولت آقای روحانی به موازات کوشش‌های خستگی ناپذیر خود برای نیل به یک تفاهم پایدار هسته‌ای با جامعه جهانی، باید برنامه مشخصی به منظور فراهم آوردن زمینه‌های ورود مؤثر جامعه مدنی به عرصه دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی فراهم آورد.برای مثال و به عنوان یک اقدام عملی مؤثر دولت تدبیر و امید میتواند شرایط برگزاری یک کنفرانس بین المللی را با محوریت نهادهای مدنی به منظور بحث در باره فتوای مذکور و بررسی ساز و کارهای اجرایی شدن آنرا فراهم نماید.این کنفرانس می‌تواند میزبان سیاستمداران، هنرمندان و روحانیون برجسته دنیا به ویژه امریکایی و اروپایی باشد و زمینه ساز تحریمی همه جانبه علیه تولید و تکثیر سلاح‌های اتمی در خاورمیانه گردد. این کنفرانس همچنین می‌تواند مشروعیت صهیونیست‌ها در برپایی هولناک‌ترین سلاحهای کشتار جمعی ضد بشری را در افکار عمومی جهانی به چالش بکشد و بخصوص مصونیت آهنین پروژه اتمی اسرائیل را در نزد لابی‌های امریکایی مخدوش سازد.


همچنین به همرزمان مدنی و فعالان سیاسی و اجتماعی پیشنهاد می‌کنم حول یک متن مشترک در حمایت از فتوای رهبری در منع تولید ونگهداری و کاربرد سلاح‌های کشتار جمعی به مباحثه بپردازند وصدای خود را به جامعه جهانی برسانند.

سید مصطفی تاجزاده- اوین

بهمن ماه ۱ 
 

منبع: نوروز 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.