سه‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ -
- 22 Aug 2017
29 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
خشونت به نام دین؛ بنیادگراها قوی‌تر از گذشته شده‌اند
خشونت به نام دین؛ بنیادگراها قوی‌تر از گذشته شده‌اند
جرس: فقط همین مانده بود که در چرخه خشونت افسارگسیخته‌ای که بنیادگراهای دولت اسلامی به راه انداخته‌اند تصاویر زنده سوزانده شدن یک انسان در قفسی آهنی به نمایش گذاشته شود. 

کاری که آنها با معاذ الکساسبه خلبان گروگان گرفته شده اردنی کردند یک بار دیگر جهان را در شوک فروبرد.

 

جهادی‌ها در همه جا


توجیه خشونت به نام دین که امروز بارزترین چهره‌ آن را گروه دولت اسلامی نمایندگی می‌کند یک اتفاق تازه محسوب نمی‌شود هر چند که از جهت فرم٬ این شکل کنونی٬ عریان‌ترین و وقیحانه‌ترین صورت خشونت است که با افتخار به نمایش گذاشته می‌شود. بنیادگرایی در گروه‌های جهادی از پاکستان و افغانستان و سوریه گرفته تا عراق و یمن و مصر و نیجریه چتر خود را باز کرده‌ است. ورود به کلاس‌های مدرسه‌ای در پاکستان و تیر خلاص زدن به شاگردان، ربودن دختر مدرسه‌ای‌های نیجریه ای و تجاوزهای جنسی روزمره به آنان ، تجاوز به هزاران زن ایزدی در عراق و فروش آن به عنوان برده و گردن زدن اسیران در عراق و سوریه تنها بخشی از کارنامه‌ای است که جهادگران تحت لوای اسلام در همین یک سال اخیر از خود به جا گذاشته‌اند. حمله تروریستی به نشریه‌ «شارلی ابدو» در پاریس به بهانه کشیده شدن کاریکاتور پیامبر اسلام توسط این نشریه نیز نشان داد که تروریست‌ها حالا در قلب شهرهای آرام اروپا هم حضور دارند و خطرشان یک خطر صرفا خاورمیانه‌ای نیست. یک خطر و بحران جهانی است. اگر هدف آمریکایی‌ها و متحدانش در طول ۱۴ سال گذشته این بود که با گروه‌های بنیادگرا در سرزمین‌های خودشان بجنگند حالا این هدف کاملا به شکست کشیده شده است. بنیادگراهای اسلامی چند شاخه‌تر و قوی‌تر از گذشته‌اند. علاوه بر ادعاهای ایدئولوژیک اکنون ادعاهای سرزمینی هم دارند و خطری واقعی‌تر به حساب می‌‌‌ایند.

 


بهار کوتاه خاورمیانه


تقریبا همه کسانی که در زمستان سال ۲۰۱۱ به امدن بهار عربی در سرزمین‌های استبداد زده خاورمیانه دل خوش کرده بودند حالا ناامید و پریشان احوالند. دوره‌ای تازه از خشونت و بی‌ثباتی آغاز شده که می‌تواند سالهای سال به طول بیانجامد. برخی قدرت‌های منطقه‌ای به عنوان آتش بیار این معرکه تازه در معرض اتهام قرار گرفته‌اند. دولت‌هایی که به تامین مالی و لجستیک گروه‌های جهادی‌ متهم‌اند ولی در ظاهر با اقدام‌های آنها مخالفت می‌کنند. یک جنگ منطقه‌ای وسیع شروع شده است که در آن ارتش‌های رسمی کشورها حضور ندارند ولی جنگ٬ واقعی و ملموس است. تصویر عمومی این جنگ با نام دین گره خورده است. تصاویر سر بریدن افراد توسط گروه دولت اسلامی با آیه‌هایی از قران همراه است و عبارت « لا اله الا الله »ر بر پرچم این گروه هک شده است. این آن چیزی است که رسانه‌ها امروز از تاثیرات اسلام در خاورمیانه به جهان مخابره می‌کنند.

 

خشونت‌گراها در ایران

بنیادگرایی اسلامی بیشتر یک گرایش سنی و سلفی است و گروه‌های جهادی که امروز در پهنه وسیعی از خاورمیانه و شمال آفریقا سلاح به دست گرفته و می‌جنگند هم خود را سنی می‌دانند اما این بدین معنا نیست که بنیادگرایی شیعی وجود ندارد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین قدرت شیعی در طول ۳۶ سال حیات‌اش به کسانی بال و پر داده که آزادانه تفکرات بنیادگرایانه را تبلیغ و خشونت به نام اسلام را ترویج می‌کنند. شاید نام هیچ کس در این میان به اندازه « محمد تقی مصباح یزدی » برجسته نباشد. او از سوی منتقدانش به عنوان « تئوریسین خشونت » شناخته می‌شود و در پیشبرد تفکراتش تنها نیست بلکه رهبر معنوی بخشی از محافظه‌کاران ایران است که در نهادهای قدرت پایگاه مهمی دارند. جبهه پایداری که توسط مصباح یزدی رهبری می‌شود طرفدار تسلط یک الگوی بنیادگرایانه در ایران است. طرح اخیر تهیه شده توسط آنها در مجلس درباره امر به معروف و نهی از منکر نشان می‌دهد که این گروه هیچ حقی برای شهروندان در انتخاب سبک زندگی‌شان قائل نیستند.
بنیادگرایی شیعی به ویژه در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی ریشه‌های خود را در ایران محکم کرد. فضای انقلابی هم مهلت را می‌داد که بنیادگراها در شهرهای کوچک و بزرگ راه بیفتند و زنان به زعم خود بی‌حجاب را ضرب و شتم کنند٬بساط سنگسار٬ اعدام‌های علنی و شلاق زدن در شکل کاملا رسمی آن توسط قوه قضاییه انجام شد اما بنیادگراها در بزنگاه‌هایی که احساس خطر بیشتری کردند از راه‌اندازی گروه‌هایی به ظاهر خودسر و انجام ترور هم ابایی نداشتند.  شلیک به سعید حجاریان تئوریسین اصلاح‌طلب و قتل دگراندیشان در سال ۱۳۷۷ نمونه‌هایی بود که از آن چه که آنها به پشتوانه فتواهای دینی انجام دادند. رعب و وحشت حاکم بر اصفهان در پاییز سال ۱۳۹۳ به واسطه اسدپاشی بر چهره گروهی از زنان این نگرانی را ایجاد کرد که بنیادگراها دوباره فعال شده‌اند. زنجیره اسیدپاشی‌ها گرچه بعد از واکنش‌های شدید افکار عمومی ادامه پیدا نکرد اما هنوز هم نهادهای امنیتی و پلیس ایران متهم‌اند که با قاطعیت به دنبال تعقیب اسیدپاش‌ها نرفته‌اند. خشونتی که ایرانی‌ها در طول این سالیان با آن رشد کرده و بزرگ شده‌اند در فرهنگ عمومی کشور بی تاثیر نبوده است. مردم‌شناسان در ایران مدام هشدار می‌دهند که فرهنگ مدارا و همزیستی در این کشور بسیار کمرنگ است. هر‌چند نمی‌شود همه مشکل را هم از چشم حکومت دید اما وقتی در طول چند دهه رویه ثابت یک حکومت در قبال شهروندانش استفاده از اهرم‌های تهدیدآمیز و اعمال خشونت آشکار بوده است باید انتظار داشت که این خشونت همچون یک بیماری واگیردار به جامعه نیز سرایت کند و شهروندان را درگیر سازد.  

ارسال به :