پنج‌شنبه ۰۱ تیر ۱۳۹۶ -
- 22 Jun 2017
27 رمضان 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تصمیم گیرنده‌ی اصلی در امریکا کیست
تصمیم گیرنده‌ی اصلی در امریکا کیست
از‌‌ همان لحظه‌ای که باراک اوباما به قدرت رسید، مقامهای ایران در مورد دولت او تردیدهایی داشتند. دو دسته پرسش در پیرامون او مطرح بود. 

اولین سوال درباره نیت دولت او بود. رهبران ایران معتقد بودند خطابه‌ها و وعده‌های اوباما حرف‌های توخالی است و هیچ تفاوت اساسی بین او و رئیس جمهور جنگ طلب پیشین امریکا وجود ندارد.


پرسش دیگر متوجه توانایی‌ها و اختیارات اوباما بود. اینکه آیا یک رئیس جمهور تازه‌کار و بی‌تجربه قادر خواهد بود سیاست بلند مدت امریکا در قبال ایران را در مسیر دیگری بیاندازد؟ اساسا «آیا اوباما تصمیم گیرنده اصلی است؟


رهبر ایران، آیت الله خامنه‌ای، در سال ۲۰۰۹ طی سخنانی گفت: «من نمی‌دانم تصمیم گیرنده اصلی در امریکا کیست، رئیس جمهور، کنگره، یا عوامل پشت پرده. » اما حالا احتمالا این تردید‌ها در مورد قدرت اوباما کمتر شده است.


تردید‌های تهران بی‌اساس نبود. پرسشی که قبلا جنبه نظری داشت، اکنون به صورت واقعی و کاربردی مطرح است؛ برداشتن تحریم‌ها، که اوباما در جریان مذاکرات هسته‌ای وعده‌اش را به ایران می‌دهد، در حدود اختیارات وی نیست. او تنها حق وتو دارد، این کنگره است که می‌تواند تحریم‌ها را رفع کند. مخالفت کنگره با چانه زنی‌های سیاسی با ایران در جریان مذاکرات یاد آور ترفند « پلیس خوب، پلیس بد » برای متقاعد کردن ایران به کوتاه آمدن از خواسته‌هایش نشده، بلکه موقعیت اوباما را در مذاکرات تضعیف کرده است.


طبیعی است حالا که ریسک توافق با رئیس جمهوری که از اختیارات کافی برای برداشتن تحریم‌ها برخوردار نیست، بالا است، بهایی که ایران باید برای دادن امتیاز مطالبه کند هم بالا باشد.


اما رهبران مردد ایران باید نکته‌ای را به یاد داشته باشند. تغییرات فوق العاده‌ای در عرصه سیاسی آمریکا پیش آمده که باید ایران را به تجدید نظر در مورد قدرت اوباما وادارد.


چند هفته پیش، تحریم‌های تازه‌ای در سنای جدید جمهوری‌خواه به گردش افتاده بود که در بهترین حالت می‌توانست به مذاکرات آسیب بزند و در بد‌ترین حالت آن را به بن بست برساند. بر روی کاغذ، اما، اوباما خیلی قوی‌تر بود. تا حالا تصویب هیچ قانونی در کنگره آسان‌تر از تحریم ایران نبوده است. کنگره‌ی تحت کنترل جمهوری خواهان حوصله و وقت نداشت که منتظر اوباما و گفت‌و‌گو‌هایش با مذاکره کنندگان هسته‌ای ایران بماند، بنا براین کارشکنی در کار مذاکرات و نا‌کام گذاشتن رئیس جمهور در توفیق یافتن در سیاست خارجی طبیعی‌ترین اتفاقی بود که باید رخ می‌داد. خیلی از دموکرات‌ها هم تحت تاثیر فشار اسرائیل برای اعمال تحریم‌ها، ممکن است رئیس جمهور را تنها بگذارند و به سوی نخست وزیر اسرائیل بروند.
اما اوباما محکم ایستاده است. به جای اینکه با کنگره کنار بیاید، آن‌ها را تهدید به وتو کرد و نسبت به عواقب کارشکنی در مذاکرات هشدار داد. وی گفت: « مردم آمریکا از ما انتظار دارند از توسل به جنگ به عنوان آخرین حربه استفاده کنیم، و من مصمم هستم به این حکمت پایدار بمانم. »


تا امروز ۸ سناتور دموکرات از لایحه تحریم‌ها حمایت کرده‌اند. نمایندگان کنگره در مقابل وتو رئیس جمهور کاری از پیش نخواهند برد مگر اینکه بتوانند حمایت ۱۴ نماینده دموکرات را به نفع تحریم‌ها جلب کنند.


اما مهم‌تر این است که سناتورهایی که سال گذشته ازاقدام مشابهی حمایت کردند و آن‌ها که سابقه حمایت از « آی پک » داشته‌اند از حمایت از این لایحه سر باز زده‌اند؛ کسانی همچون کرستن گیلیبراند و کوری بوکر. گیلبرد به سی ان ان گفت: « رئیس جمهوری تاکید دارد که این لایحه به شدت به مذاکرات آسیب می‌زند، و بنا براین، من می‌خواهم پیش از آنکه از لایحه تحریم‌ها حمایت کنم به رئیس جمهور فرصت بیشتری بدهم. »


حمایت تمام قد هیلاری کلینتون، شاید از این هم تکان دهنده‌تر بود. او در حالی که در شرف آماده شدن برای رقابت درانتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ بود، در مقابل آی پک و نتانیاهو ایستاد و لایحه تحریم‌ها را یک خطای راهبردی جدی خواند.
بدون شک ابعاد جناحی این موضوع وقتی بیشتر آشکار شد که رئیس مجلس نمایندگان، جان بینر، به طور مخفیانه نتانیاهو را برای ایراد سخنرانی در کنگره دعوت کرد. این اقدام موجب شد تا کلینتون برای نزدیک‌تر شدن به اوباما، بیشتر تحت فشار قرار گیرد. اما این حمایت‌های کلینتون، آن هم در زمانی که او می‌خواهد خود را از سیاست خارجی اوباما دور نگاه دارد، تنها با موضوع اتحاد حزبی قابل توجیه نیست.


نکته در اینجاست که اوباما موفق شده که مبنای سیاست را در این موضوع تغییر دهد. بحث بر سر تحریم ایران دیگر بحث در مورد ایران نیست، بلکه درباره‌ی جنگ با ایران است. مذاکره با ایران بهترین راه برای پرهیز از ایران اتمی و پرهیز از بمباران ایران است. هر اقدامی که دیپلماسی را تضعیف کند- مثل تحریم ها- به طور خودکار ریسک جنگ را بالا می‌برد.
تصویب تحریم‌ها علیه ایران که روزگاری آسان‌ترین کار کنگره بود امروز به معنای حمایت از جنگ تعبیر می‌شود که یک هزینه سنگین سیاسی را در پی دارد، آنقدر سنگین که هیلاری کلینتون تصمیم گرفت علیه نتانیاهو و آی پک وارد عمل شود.
این البته بدین معنا نیست که اوباما اختیار برداشتن تحریم‌ها را پیدا کرده باشد؛ این اختیار کماکان در دست کنگره است. اما نزاع‌های اخیردر کنگره آشکار کرد که اوباما می‌تواند بگوید چه اقدام سیاسی درست است و کدام اقدام نادرست. دو سال پیش اگر کسی می‌گفت که کنگره در اعمال تحریم‌های تازه علیه ایران ناکام خواهد ماند، او را به تیمارستان معرفی می‌کردند! دیپلماسی حمایت از تحریم‌ها در حاشیه سیاست بود. امروز، دیپلماسی عین سیاست است، این در حالی است که به مدافعان تحریم به عنوان « افراطی گران » نگریسته می‌شود.
تهران باید مراقب باشد محاسبات خود را دربارهٔ مذاکرات بر مبنای واقعیات سیاسی دیروز انجام ندهد.

ترجمه: عبدالوحید بیات 

منبع: رویترز

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.