سه‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ -
- 22 Aug 2017
29 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
ارزیابی نقادانه امکان­پذیری تکنولوژی دینی
هدف مقاله کنونی ارزیابی ظرفیت، کارآمدی، تنوع، و انحصاری بودن تکنولوژی هایی است که در یک فرهنگ دینی  رشد می کند 

 


ارزیابی نقادانه امکان پذیری تکنولوژی دینی
نمونه تکنولوژی فرقه آمیش
علی پایا [۱]

***


چکیده:
هدف مقاله کنونی ارزیابی ظرفیت، کارآمدی، تنوع، و انحصاری بودن تکنولوژی هایی است که در یک فرهنگ دینی و بر اساس آموزه‌های خاص آن فرهنگ رشد می کند. برای این منظور تکنولوژی هایی که فرقه مسیحی آمیش ابداع کرده اند، مورد بررسی قرار گرفته است. بخش نخست مقاله کنونی دربرگیرنده توصیفی نسبتاً مبسوط و از دیدگاهی کاملاً همدلانه درباره تکنولوژی آمیش است. در بخش دوم، دستاوردهای تکنولوژیک آمیش‌ها مورد ارزیابی نقادانه قرار گرفته است.


۰- مقدمه
آمیش‌ها [۲] فرقه‌ای از کلیسای پروتستان به شمار می آیند که شیوه زیستی ساده و دور از تجمل را برای خود برگزیده اند. چگونگی استفاده اعضا این فرقه از تکنولوژی‌های مدرن، حاوی جنبه‌های روشنگری در خصوص کوشش هایی است که برای تولید تکنولوژی‌های بومی صورت می گیرد. برای معرفی نحوه تعامل آمیش‌ها با تکنولوژی از مقاله اطلاع بخشی به قلم یک محقق آمریکایی، جیمسن وتمور، که در حوزه سیاست گذاری علم و تکنولوژی در دانشگاه ایالتی آریزونا فعالیت دارد، استفاده شده است. اهمیت مقاله در آن است که نویسنده به گونه‌ای همدلانه کوشیده است تا دیدگاه‌های آمیش‌ها را از زبان خود آنان توضیح دهد و منطق پنهان در پس آن را بنمایاند. بخش نخست مقاله کنونی، ترجمه کاملی از متنی است که وتمور تحریر کرده است. [۳] اما برای کاستن از حجم مقاله همه ارجاعات در متن وتمور حذف شده است. بخش دوم مقاله به ارزیابی نقادانه سازوکارهای تکنولوژی آمیش اختصاص دارد. [۴]

۱- تکنولوژی آمیش: تقویت ارزش‌ها و برساختن جماعت
در برنامه‌های آخر شب تلویزیونی و در شوخی‌های عامه پسند معمولاً آمیش‌ها به عنوان کشاورزانی معرفی می شوند که در عصری که دوره‌اش به پایان رسیده است، به سر می برند. چنین تصور می شود که اینان مردمی هستند که هیچ گاه پا به داخل یک اتومبیل نگذارده اند، هیچ‌گاه نحوه کارکردن موتور دیزل را نیاموخته اند و هیچ گاه به تغییر در جامعه اذعان نکرده اند. با همه اینها، زمانی که یک غیرآمیش ـ یا یک «انگلیسی»، آن گونه که آمیش‌ها همسایگان انگلیسی زبان خود را می نامند ـ در میان یک جماعت آمیش به سیر و سیاحت می پردازد، امری کاملاً متفاوت را کشف می کند. یک ناظر ممکن است یک زن آمیش را ببیند که مشغول انجام مکالمه با استفاده یک از تلفن عمومی (سکه ای) است، یک نجار آمیش را مشاهده کند که از یک مته فشاری استفاده می کند یا حتی شاهد آن باشد که یک نوجوان آمیش مشغول راندن یک اتومبیل است. این اطلاع تازه غالباً شگفت آور است، اما این قبیل صحنه ها، عادی اند. آنها نمونه‌های دور شدن آمیش‌ها از ایمان دینی خود نیستند، اما شاهدی بر این نکته اند که تصویرهای غیرواقعی که از آنان ترسیم می شود، ظرافت‌های زندگی آمیش را می پوشاند.
رابطه آمیش‌ها با جهان خارج و تکنولوژی ممکن است در نگاه نخست، الله بختکی به نظر برسد، اما این روابط محصول ملاحظات دقیق اند. آمیش‌ها به صورت بنیادی ضد تکنولوژی نیستند، بلکه بر این باورند که تغییر ضرورتاً نتایج مطلوب به بار نمی آورد. آنان همه انواع ماشین هایی را که در ۱۵۰ سال گذشته ابداع شده است، رها نکرده اند، اما در تعامل با تکنولوژی‌های نو، نهایت احتیاط را به خرج می دهند. آمیش‌ها محتاطند، زیرا از تغییراتی که با تکنولوژی نو همراه است، بیم دارند. اما آنچه که در نظر یک ناظر مدرن نتایج بالقوه نامطلوب تکنولوژی است ـ نظیر آلودگی‌ها و جراحت هایی که به واسطه ماشین آلات سنگین به بار می آید ـ برای آمیش‌ها مایه دلمشغولی اساسی نیست. برای آمیش‌ها مهم‌ترین دلیل برای تنظیم محتاطانه تکنولوژی حفظ فرهنگ خودشان است.
آمیش ها، نظیر برخی از کارشناسان تکنولوژی، با این نظر مخالفند که تکنولوژی‌ها ابزارهایی عاری از بار ارزشی هستند. آنان در عوض این را می پذیرند که تکنولوژی و نظم اجتماعی به نحو همزمان برساخته می شوند و بر یکدیگر به میزان زیادی تأثیر می گذارند. آنان به نحو ضمنی با این استدلال موافقند که تکنولوژی و نظم اجتماعی مشترکاً تولید می شوند و تکنولوژی، همان گونه که شیلا جَسانوف [۵] می گوید «هم رویه‌های اجتماعی، هویت ها، هنجارها، اعتبار ها، گفتمان ها، ابزارها و نهادها، به طور خلاصه همه آنچه که سنگ‌های زیربنای چیزی هستند که آن را امر اجتماعی [۶] می نامیم، در درون خود جای می دهد و هم خود در درون آنها جای دارد. آمیش‌ها اعتقاد دارند که تکنولوژی‌ها می توانند هنجارهای اجتماعی را تقویت کنند، نحوه تعامل مردم با یکدیگر را تسهیل و آسان تر سازند یا در آن محدودیت به وجود آورند و هویت یک فرهنگ را شکل دهند. اما علی رغم این واقعیت که آمیش‌ها معتقدند تکنولوژی بسیار قدرتمند است، دیدگاهشان در مورد تکنولوژی تعین گرایانه نیست. آنان به تکنولوژی به منزله یک نیروی خودمختار نظر نمی کنند، بلکه آن را همچون ابزاری تلقی می کنند که می تواند به نحو فعال در راستای برساختن و حفظ نظم اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. آمیش‌ها قدرت تکنولوژی در شکل دادن به جهان خویش و قدرت خود در شکل دادن به تکنولوژی را تشخیص می دهند.
آمیش‌ها اما این اندیشه‌ها را بر مبنای برخی علائق نظری یا آکادمیک حاصل نکرده اند. در واقع آنان به آموزش عالی بیش از کلاس هشتم دبیرستان اعتقاد ندارند. [۷] بلکه آنان از آن رو در خصوص رابطه میان تکنولوژی و جامعه تأمل می کنند که باور دارند این امر برای درک و تقویت فرهنگ، دین و جامعه‌شان ضروری است. باور آنان به این نکته که تکنولوژی و جامعه به نحو همزمان بر یکدیگر تأثیر می گذارد، هم الهام بخش و هم روشنگر کوشش‌های آنان در حفظ شیوه زندگی‌شان شده است. آمیش‌ها این امر را که کدام تکنولوژی‌ها را باید مورد استفاده قرار دهند، چه زمانی آنها را به کار گیرند، چگونه آنها را به کار گیرند، چرا باید آنها را به کار بگیرند، معین می کنند، زیرا باور دارند که یکی از مهم‌ترین شیوه‌های ترویج و تقویت ارزش‌هایشان عبارت است از درج این ارزش‌ها در روابطی که با تکنولوژی دارند.
در این مقاله به بررسی شیوه‌ای پرداخته می شود که آمیش‌ها با به کارگیری آن فعالانه می کوشند جامعه خود را از رهگذر اتخاذ تصمیمات تکنولوژیک شکل دهند. این نکته وسوسه‌کننده است که در مطالعه [ارتباط میان آمیش‌ها و تکنولوژی] انواع مختلف تکنولوژی هایی را که آمیش‌ها به کار می گیرند، مورد اشاره قرار دهیم و سؤال کنیم چرا [این نوع تکنولوژی به کار گرفته می شود]؟ اما چون آمیش‌ها به تکنولوژی به منزله امری که کاملاً از جامعه‌شان مجزاست نظر نمی کنند، هر نوع تبیین مثمرثمر درباره تکنولوژی آنها نمی تواند از توجه به جامعه آنان غفلت ورزد. به این اعتبار به منظور انتقال تصویری کامل از رابطه آمیش‌ها و تکنولوژی، مقاله فعلی به ارزیابی شمار متعددی از جنبه‌های زندگی آمیش از جمله رویه‌ها و آداب و نحوه سلوک، فرایند بدل شدن به یک عضو بالغ کلیسا، فشارهای اقتصادی، نیازهای تجاری، و زندگی خانوادگی خواهد پرداخت.
یک فرد آمیش به نحوی موجز رهیافت آمیش‌ها را به تکنولوژی این گونه توضیح داد: «ماشین به خودی خود بد نیست، اما اگر به دوستی و پیوند اجتماعی کمک نکند، نباید آن را در اختیار داشته باشی.» استدلال این مقاله آن است که آمیش‌ها هدف پرورش جماعت خود را از طریق گزینش تکنولوژی، به حداقل دو شیوه مرتبط با هم دنبال می کنند. آنان نخست می کوشند آن دسته از تکنولوژی هایی را که معتقدند مخالف ارزش‌های مورد قبول آنان است، منع کنند و آنهایی را گزین کنند که باور دارند سبب تقویت و تحکیم این ارزش‌ها می شود. این رهیافت مستقیم برای آمیش‌ها از کمال اهمیت برخوردار است، اما نمی تواند از عهده توضیح همه تصمیمات آنان برآید. آمیش‌ها همچنین به این نکته توجه دارند که تکنولوژی هایی که مورد استفاده قرار می دهند، به بخش تعیین کننده‌ای از هویت آنان تبدیل شده است و آنان از این پیوند میان تکنولوژی و هویت برای تقویت جماعت خود استفاده می کنند.
آمیش‌ها به این ترتیب به یک معیار دومی تکیه می کنند ـ آنان عامدانه آن دسته از نهادهای دیگر را گزین می کنند که کار، مذهب و جماعت آنان را تدبیر می کند. رویه آمیش‌ها در تأمل در خصوص روابطشان با ماشین‌ها و تکنیک‌ها فرهنگ آمیش را به پنجره‌ای به سوی شیوه‌ها و راه هایی بدل می کند که تکنولوژی ها، فرهنگ‌ها و ارزش‌ها بر اساس آنها در یکدیگر تنیده می شوند.

۱-۱- جماعت آمیش و ارزش ها
برای درک این نکته که چرا آمیش‌ها تصمیماتی را درباره تکنولوژی اتخاذ می کنند که ویژه خود آنهاست، شخص می باید ابتدا ارزش‌های آمیش‌ها را بشناسد. این امر می تواند برای آنان که با هنجارهای اجتماعی کاملاً متفاوتی رشد و خو کرده اند دشوار باشد، اما برخی اندیشه‌های اساسی وجود دارند که می توانند به شخص در درک اینکه چرا آمیش‌ها گزینش هایی خاص را درباره تکنولوژی‌ها انجام داده اند، کمک کند. آمیش‌ها فرقه‌ای از مسیحیتند و به این اعتبار در اعتقاد به کتاب مقدس و بسیاری باورهای اساسی دیگر با دیگر کلیساهای پروتستان شریکند. اما در برخی موارد مهم آنان هم از حیث تأکید و هم از جهت رویکرد با دیگر کلیسا‌ها متفاوتند. یکی از آباء کلیسا، مِنّو سایمنز [۸] به پیروان خود توصیه کرد: «مزرعه‌ای اجاره کنید، شیر بدوشید، اگر می توانید حرفه‌ای بیاموزید، کار یدی انجام دهید همان گونه که پل مقدس انجام می‌داد و هر آن چیزی که از کسب آن ناتوان باشید، بدون شک، با عنایت الهی، به وسیله برادران متقی شما برایتان فراهم می شود». [۹] اندیشه یک زندگی توأم با راستی و درستی، همراه با اعتماد و اتکا به برادران و دوستان مؤمن و اتکال به خدا، شیوه زیست آمیش‌ها را تا به امروز شکل داده است. آنان اهمیت زیادی برای ارزش هایی نظیر فروتنی و افتادگی، مساوات، سادگی و جماعت قائلند.
جماعت به خصوص در نظر آمیش ‌ها حائز اهمیت بسیار است. آنان زحمت زیادی بر خود هموار کرده اند تا این آیه از کتاب مقدس را رعایت کنند که به آنان هشدار می دهد که «خود را به رنگ عامه در نیاورند». آمیش‌ها معتقدند جهان سرشار از اموری است که موجب از بین رفتن تمرکز اندیشه و جمعیت خاطر می شود و اگر می خواهند زندگانی متقیانه‌ای داشته باشن،د باید از آنها اجتناب کنند. برای دور ماندن از این عوامل گمراه کننده آنان به «برادران متقی» [۱۰] خود تکیه می کنند که خود را از آنانی که در ایمان شریک ایشان نیستند، جدا کرده اند. [۱۱]
آمیش‌ها امروزه در گروه‌های متشکل از ۳۰ تا ۵۰ خانواده زندگی می کنند. این مجموعه‌ها را «نواحی [۱۲] (جمعِ ناحیه)» می نامند. این افراد با هم به مدرسه می روند، با هم مراسم نیایش و عبادت را به جا می آورند، با هم کار می کنند و با هم درباره استفاده از تکنولوژی تصمیم می گیرند. آمیش‌ها معتقدند این جماعت‌های مجزا محیط مناسبی برای شناخت موقعیت خود در جهان، انتقال ارزش‌هایشان به نسل بعدی و زندگی خاکسارانه ـ که آنان به اهمیت آن اعتقاد فراوان دارند ـ فراهم می آورد.


۱-۲- قواعدی که افراد را به هم می پیوندد و سبب رشد می شود

جماعت برای شیوه زندگی خاص آمیش چنان اساسی است که آمیش‌ها با دقت نحوه سازمان دهی آن را شکل داده اند. روش اصلی که با استفاده از آن کار سامان دهی جماعت به انجام می رسد «اوردنانگ» [۱۳] نام دارد که نوعی شیوه سلوک و نحوه رفتار است که از هر ناحیه به ناحیه دیگر تنها اندکی تفاوت می کند. [۱۴] اوردنانگ متشکل از سنت‌های جاافتاده و مستقر در نواحی و نیز هنجارهای جدیدتری است که بر سر آنها توافق عمومی حاصل شده است و همه جنبه‌های زندگی آمیش‌ها را در بر می گیرد ـ نظیر طراحی مراسم عبادی در کلیسا، رنگ لباسی که باید بر تن کرد و تکنولوژی‌های قابل قبول و غیرقابل قبول. اوردانگ مکتوب نیست، بلکه از طریق مصادیقی عملی در زندگی روزمره به وسیله اعضای بالغ جماعت فهمیده می شود و به کار بسته می شود. همچنین ندرتاً در مواردی که عضوی قاعده‌ای را زیر پا می گذارد و یا درباره قاعده‌ای پرسش می کند، با توضیحی که به وسیله دیگر اعضا درباره آن ارائه می گردد، فهمیده می شود. [۱۵]
اوردنانگ، زندگی آمیش‌ها را به دو شیوه به هم پیوسته ساختار می بخشد. نخست، الگویی برای زیستن جهت هر یک از اعضای یک ناحیه فراهم می آورد که اعضای جامعه معتقدند موجب رشد و پرورش باورهای دینی و ارزش‌های آنان می شود. برای مثال، اوردنانگ بر تعهد آمیش‌ها به عدم خشونت با ممنوع ساختن ورود به حرفه سربازی تأکید می ورزد و نیز اعضا را الزام می کند مراسم مذهبی کلیسایی را هر هفته در خانه یکی از اعضا برگزار کنند تا به این ترتیب این حس که اعضای جماعت مستمراً یکدیگر را مورد پشتیبانی قرار می دهند و به یکدیگر تکیه می کنند، تقویت شود.
برخی از قواعد آمیشی به این منظور طراحی شده اند که به آنها در سلوکشان برای دستیابی به فروتنی، تواضع و خاکساری کمک کنند. به عنوان مثال برای آنکه از این نکته اطمینان حاصل شود که هیچ فردی به واسطه هیأت ظاهرش دچار غرور و نخوت نمی شود، هر ناحیه رنگ و طرح لباسی را که اعضای آن ناحیه باید به بر کنند مشخص می سازد. بسیاری از نواحی تا آنجا در این زمینه افراط می ورزند که کاربرد «تکمه» در لباس را به عنوان امری «غیرضروری» طرد می کنند. به این جهت که آن را بالقوه مایه فخرفروشی و مباهات تلقی می کنند. در این نواحی از اعضا می خواهند که به عوض تکمه از سنجاق قفلی برای متصل کردن بخش‌های مختلف لباس استفاده کنند. اوردنانگ همچنین برای ترویج فروتنی و خاکساری، اعضا را تشویق می کند که از ظاهر شدن در عکس‌ها به شیوه‌ای که از دیگران قابل تمییز و تشخیص باشند [و نسبت به آنها برجستگی پیدا کنند] خودداری ورزند. این آموزه به تقویت این اندیشه کمک می کند که یک آمیش نباید به عنوان یک فرد مجزا از جماعت تشخص پیدا کند.
آمیش‌ها با استفاده از معیارهایی از این قبیل، از اوردنانگ برای ترویج ارزش‌های خود استفاده می کنند. یک کشیش آمیش، کاربرد مؤثر اوردنانگ را این گونه توضیح داده است: «یک اوردنانگ معتبر مایه پدید آمدن آرامش، صفا، عشق، رضایت، مساوات و وحدت می شود.» با توجه به آنکه اوردنانگ شیوه زندگی کردن را به آمیش‌ها می آموزد، می توان گفت که به یک معنای واقعی اوردنانگ است که آمیش‌ها را آمیش می کند. شیوه دومی که به مدد آن اوردنانگ به زندگی آمیش‌ها ساختار می دهد، عبارت است از تعریف آنچه که رویه آمیش به شمار نمی آید. به یک معنا اوردنانگ، مرزی است که آمیش را از غیرآمیش جدا می سازد. چیزی است که به آمیش ها، هویت ویژه‌شان را اعطا می کند. به عنوان مثال، هر قاعده‌ای که به طور مشخص توضیح می دهد، فرد آمیش چه نوع جامه‌ای را باید بر تن کند، نه تنها تضمین کننده این نکته است که آمیش‌ها چه هیأتی به خود بگیرند، بلکه این نکته را نیز تضمین می کند که آنان را به راحتی از دیگران متمایز می سازد. در یک مصاحبه یک مرد آمیش از یک داستان تمثیلی برای توضیح این نکته استفاده کرد که چگونه این جنبه اوردنانگ می تواند برای ترویج ایده جماعت مورد استفاده قرار گیرد. او گفت اگر یک گاو شیرده داشته باشید و اطرافتان را مرغزار‌های سرسبز احاطه کرده باشد، برای آنکه گاوتان را از دست ندهید، باید دور مزرعه خود را حصار بکشید. به همین ترتیب برای آمیش‌ها که آدم هایی مثل دیگر انسان‌ها هستند و نظیر آنان در معرض وسوسه‌های جهان خارج برای رها کردن ایمان خود و شیوه زیست آباء و اجدادی خویش قرار دارند، باید حصار مستحکم مشابهی وجود داشته باشد. اوردنانگ آنچه را که یک آمیش نمی تواند انجام دهد، مشخص می سازد و آنان را که به ایمان خود پایبند نیستند، به راحتی در معرض دید قرار می دهد. از آنجا که آمیش‌ها معتقدند جهان خارج اسباب تفرقه خاطر است و می باید با مراقبه از خطر آن رهایی یافت، اوردنانگ حصارهایی را فراهم می آورد که به اعضای جماعت کمک می کند تا توجه خود را به دیگر آمیش‌ها و به ایمان خود معطوف سازند.

۱-۳- اوردنانگ و تحول در جامعه آمیش

هرچند اوردنانگِ هر ناحیه کارکرد انتقال سنت‌های آن جماعت را دارد، اما بعضاً می تواند تغییر کند و ندرتاً نیز چنین می شود. زمانی که یکی از اعضای جماعت شروع به بررسی قابلیت‌ها و امکانات تازه‌ای می کند که احیاناً می تواند دل نگرانی هایی را برانگیزد، ناحیه می باید تصمیم بگیرد که آیا این فعالیت‌ها باید مجاز شمرده شود یا نه. برای تسهیل این فرایند هر ناحیه آمیش دو سال یک بار، یک جلسه مشورتی برگزار می کند. رهبری مشاوران بر عهده اسقف ناحیه ـ که رهبر روحانی یا غیرروحانی ناحیه به شمار می آید ـ است. اما همه اعضای بالغ کلیسا (زن و مرد) در رأی دادن در خصوص رویه‌های مورد نظر مشارکت می کنند. برای تضمین این نکته که تبعات رویه‌های جدید با دقت مورد ملاحظه قرار گرفته است، نظام رأی‌دهی به گونه‌ای طراحی شده است که انجام تغییرات را بسیار دشوار می سازد. اگر دو یا چند نفر از اعضا ـ از میان یک جمع ۶۰ تا ۱۰۰ نفری ـ با تغییرات پیشنهادی مخالفت ورزند، اوردنانگ اولیه دست‌نخورده باقی می ماند. به این ترتیب آمیش‌ها جایی برای تغییر باز گذارده‌اند، اما تأکید بر سنت در درون مکانیزم هایی که تغییر را امکان پذیر می سازد، درج شده است.
لااقل یک عامل دیگر نیز موجود است که این نکته را تضمین می کند؛ تأملاتی که در مورد تغییرات به انجام می رسد، صبغه‌ای محافظه کارانه داشته باشند. زمانی که اعضای یک ناحیه، بررسی تغییر در اوردنانگ ناحیه خود را آغاز می کنند، می باید ضرورتاً شرایط نواحی دیگر را نیز مدنظر قرار دهند. اگر یک ناحیه تغییری را اعمال کند که در نظر نواحی دیگر بسیار ریشه‌ای و اساسی تلقی شود، ممکن است از سوی نواحی دیگر طرد گردد؛ یعنی نواحی دیگر می توانند هر نوع تماس با آن را قطع کنند و دیگر آن را به عنوان یک ناحیه آمیش تلقی نکنند. این تهدید مایه نگرانی جدی برای اعضا ناحیه است، زیرا هم موقعیت جماعت آنان را به خطر می اندازد و هم به واسطه وجود پیوند‌های خانوادگی نزدیک میان نواحی، مشکل افزا می‌شود. به عنوان مثال یک زن آمیش ممکن است به این نتیجه برسد که رأی دادن برای استفاده از وسایل خانگی برقی در خانه، اگر قرار است منجر به آن بشود که او از سخن گفتن با دخترش که عروس یک ناحیه دیگر شده است تا آخر عمر محروم بماند، ارزش ندارد.
غالباً تفاوت هایی کوچک در اوردنانگ‌های نواحی مجاور به چشم می خورد. برای مثال، یک ناحیه ممکن است استفاده از تایر لاستیکی برای کالسکه ها، درشکه‌ها یا دوچرخه‌ها را مجاز بدارد و نواحی دیگر چنین نکنند. اما به جهت تهدید طرد شدن از طرف نواحی دیگر، تغییر در هر ناحیه به نحو بسیار جزئی و اندک اندک و غالباً در هماهنگی با نواحی دیگر صورت می پذیرد. در حالی که جلسات شورای آمیش‌ها به همه جنبه‌های زندگی آنان می پردازد، از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بحث‌ها در این شوراها به نحو فزاینده‌ای بر روی تکنولوژی‌های مدرن متمرکز گردید. تا چند سال پیش از این تاریخ تمییز میان آمیش‌ها از دیگر جوامع روستایی در آمریکا دشوار بود. ممکن بود که لباسشان احیاناً اندکی متفاوت باشد و کالسکه و درشکه‌هایشان کمتر زرق و برق دار، اما عمدتاً به همان شیوه کشاورزان دیگر زراعت می کردند و از همان تکنولوژی‌های مورداستفاده آنان بهره می گرفتند. اما توسعه تکنولوژی‌های جدید نظیر برق، اتومبیل، و هواپیما، دل نگرانی گسترده‌ای در جماعت‌های آمیش پدید آورد. این سوءظن وجود داشت که این قبیل تکنولوژی‌ها می توانند باعث شقاق در جهان آمیش‌ها شوند. آمیش‌ها به منظور محدود کردن تأثیر منفی ماشین‌ها و تکنیک‌ها بر جامعه خود، قواعدی را تنظیم کرده اند که بر استفاده از این تکنولوژی‌ها حاکم است.


۱-۴- تنظیم تغییرات تکنولوژیک
توضیح این نکته که به چه دلیل استفاده از برخی از تکنولوژی‌های خاص در جوامع آمیش تابع مقررات است، کار آسانی نیست. آمیش‌ها در این زمینه توضیحات مکتوب برجای نگذاشته اند. غیرآمیش‌ها نیز مجاز به شرکت در شورای آمیش‌ها نیستند و اغلب آمیش‌ها از مطرح کردن موضوعاتی که در شوراها مطرح می شود با غیرآمیش ها، پرهیز دارند. علی رغم این موانع، گفت وگو با آمیش‌ها و مطالعه بیشتر در مورد زندگی آنان، احیاناً می تواند بر فرایند تصمیم گیری در جامعه آمیش‌ها نور بتاباند. نظیر هر فرایند دموکراتیک دیگر، احتمالاً در تصمیم گیری در مورد تکنولوژی‌های جدید، بسیاری از عوامل مورد توجه قرار گرفته اند و اشخاص متعددی که در تصمیم گیری دخالت داشته اند، احیاناً دیدگاه‌های بسیار متفاوتی در توضیح این امر داشته اند که چرا تحولات آن گونه رخ داد که داد. اما موضوعات کلی اندکی وجود دارد که می تواند به تبیین منطقی که در پسِ تصمیم گیری آمیش‌ها بوده است، کمک کند.
یک کشیش آمیش فرایند تصمیم گیری را در قالب این عبارات توصیف کرده است: «ما می کوشیم این نکته را دریابیم که اندیشه ها، ابداعات یا روند‌های جدید چگونه بر ما به عنوان یک قوم، یک جماعت و یک کلیسا (مذهب) تأثیر خواهد گذارد. اگر تأثیرشان نامطلوب باشد، نگران خواهیم بود. بسیاری چیزها همان چیزی نیستند که در نظر اول ظاهر می شوند. این تک ایدئولوژی‌ها نیستند که ما را نگران می کنند، بلکه زنجیره آنهاست که اسباب نگرانی است». آمیش‌ها معتقدند که تحولات اجتماعی غالباً به نحو تنگاتنگی با تحولات تکنولوژیک همراهند و بنابراین نسبت به تکنولوژی‌های جدید ظنینند. آنان از این حیث به نحو بارزی با بسیاری از «انگلیسی»ها تفاوت دارند. زیرا در پیشرفت تکنولوژیک هیچ نوع ارزش ذاتی نمی بینند. آنان پیش از آنکه به پذیرش یک تکنولوژی جدید تن بدهند، می باید کاملاً قانع شوند که این تکنولوژی جدید موجب سوددهی به آن چیزهایی خواهد شد که برایش ارزش قائلند، ارزش هایی نظیر اخلاق، جماعت و زندگی معنوی آمیش.
آمیش‌ها در مورد تکنولوژی نیز نظیر آنچه که در مورد اوردنانگ انجام داده اند، قواعدی را با دو هدف به هم پیوسته تدوین کرده اند. نخست اینکه یک آمیش پیش از آنکه درباره استفاده یا عدم استفاده از یک رویه یا تکنولوژی معین تصمیم بگیرد، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این رویه یا تکنولوژی با ارزش‌های مورد قبول او سازگار است یا نه. اگر آمیش‌ها نگران آن باشند که یک تکنولوژی خاص احیاناً بر مذهب، سنت، جماعت و خانواده آنان تأثیر نامطلوب بر جای بگذارد و موجب گسست آنها شود، در آن صورت به احتمال زیاد آن تکنولوژی را ممنوع اعلام می کنند. آمیش‌ها معتقدند نه تنها دنیای «انگلیسی»‌ها موجب از دست رفتن تمرکز، پرت شدن حواس و تفرقه خاطر می شود که باور دارند بسیاری از ماشین‌ها و تکنولوژی‌های «انگلیسی»ها نیز چنین تأثیری دارند. به عنوان مثال، آمیش‌ها معتقدند غرور، حس قدرت و راحتی که به واسطه داشتن اتومبیل حاصل می شود، می تواند موجب شود شخص توجهش معطوف خود گردد و در نتیجه از گروه غافل شود. آمیش‌ها معتقدند به طور کلی تکنولوژی‌ها را می باید با تأمل و تمهید مقدمات به کار گرفت تا از بروز شرایطی نظیر آنچه ذکر شد پرهیز شود و اطمینان حاصل شود که شیوه زندگی آنان آسیب نمی بیند و از بین نمی‌رود.
غرض دومی که از اوردنانگ حاصل می شود، ایجاد حصار میان آمیش و غیرآمیش، در تصمیم آمیش‌ها در خصوص تکنولوژی نقش مهمی ایفا کرده است. امروز مشهودترین تفاوت میان دنیای آمیش‌ها و «انگلیسی»ها، در تکنولوژی هایی که آن دو استفاده می کنند، دیده می شود. اغلب آمریکایی‌ها به آمیش‌ها از آن جهت به چشم افرادی متفاوت نظر نمی کنند که مثلاً برخلاف عامه مسیحیان به غسل تعمید اشخاص بالغ باور دارند، بلکه به آن جهت که آمیش‌ها هنوز از درشکه و خیش آهنی که با اسب کشیده می شود و امثالهم استفاده می کنند. این تفاوت‌ها به صورت تصادفی به وجود نیامده است. تکنولوژی‌های عمده‌ای که در دنیای غیرآمیش و در آغاز قرن بیستم تکمیل شدند ـ نظیر الکتریسیته، اتومبیل و هواپیما ـ با سرعت به نمادهای جهان مدرن بدل شدند. آمیش‌ها بسیاری از این تکنولوژی‌ها را رد کردند، بعضاً به این جهت که هویت خود را از جهان مدرن مجزا نگاه دارند.
امروزه وقتی از آمیش‌ها سؤال می شود که چرا یک تکنولوژی خاص را رد کرده اند، بسیاری از آنان به صراحت پاسخ می دهند: «برای اینکه آمیش نیست.» این استدلال دوری است، اما بر شیوه‌ای تأکید می کند که آمیش‌ها بر اساس آن هویت خود را به تکنولوژی هایی که از آن استفاده می کنند مرتبط می سازند. آمیش‌ها با ممنوع ساختن این تکنولوژی‌ها راهی تازه برای مشخص ساختن خود و تقویت حصار میان خود و دنیای «انگلیسی» تکمیل کرده اند.


۱-۵- تنظیم و قاعده مند کردن [یا منع استفاده از] الکتریستیه

شیوه‌ای را که آمیش‌ها مطابق آن درباره تکنولوژی‌ها تصمیم می گیرند تا شیوه زندگی و ارزش‌های خود را ترویج کنند، می توان در قالب یک نمونه مشخص که برای آن سوابق تاریخی موجود است، بهتر شناسایی کرد. مقررات سخت آمیش‌ها درباره الکتریسیته از سال ۱۹۱۰ و زمانی شروع شد که یک کشاورز آمیش به نام ایزاک گلیک [۱۶]، در شهر لانکاستر در ایالت پنسیلوانیا یک لامپ برق را به یک ژنراتور متصل کرد. استفاده او از این تکنولوژی جدید منجر به بحث در شورا شد و در نتیجه مقرر گردید، این استفاده مجاز شمرده نشود.
دانلد کریبیل [۱۷] که این داستان را نقل کرده است، استدلال می کند که دلیل اتخاذ آن تصمیم دو چیز بود. نخست آنکه فرقه‌ای موسوم به اصحاب کلیسای پیچی [۱۸]، که نظیر آمیش‌ها گروهی بودند که از فرقه منّونیه انشعاب کرده بودند، در همان زمان شروع به استفاده از الکتریسیته کرده بودند و آمیش‌ها به دنبال راهی بودند تا نشان دهند راهشان از این فرقه جداست. دلیل دیگر آن بود که آمیش‌ها می پنداشتند اتصال فیزیکی به یک شبکه برق که متعلق به یک شرکت بزرگ خصوصی بود و خدمات خود را به شمار زیادی از مشترکین عرضه می‌کرد، به آنان در مجزا کردن خود از دنیای مدرن کمک نمی کند. یک کشاورز آمیش این نگرانی را این گونه بیان کرد: «به نظرم بعد از آنکه همه مردم به شبکه برق متصل شدند، شبکه آتش می گیرد و موجب فرارسیدن آخر زمان می شود.» آمیش‌ها به عوض متصل شدن به شبکه برق، به شیوه قدیمی خود یعنی استفاده از نفت و گاز طبیعی برای طبخ غذا و روشنایی منازل و گرم کردن خانه‌هایشان ادامه دادند.
تا این زمان سیم‌های برق از کنار خانه‌های آمیش‌ها عبور می کند، اما به داخل خانه‌های آنان راه نمی یابد. توجیهی که برای این قاعده ارائه می شود، احیاناً در طول زمان تغییر کرده است. بسیاری از آمیش‌ها امروزه استدلال می کنند، علاقه به جدا زیستن از دنیای «انگلیسی»ها دلیل طرد دریافت انرژی برق از شرکت‌های فروشنده این انرژی نیست. آنان به این نکته اشاره می کنند که آمیش‌ها هم اکنون از لوله‌های گازی که به داخل خانه‌هایشان لوله کشی شده است، استفاده می کنند و یا اگر شرکت‌های فروشنده گاز چنین امکانی را فراهم کنند از آن بهره می‌گیرند و آن را به خرید کپسول گاز از شهر ترجیح می دهند. دلایل دقیق اینکه چرا آمیش‌ها شبکه برق را خطری برای جماعت خود محسوب می کردند، امروزه دیگر محلی از اعراب ندارد، اگر اساساً زمانی چنین می بوده است. آنچه که از اهمیت بیشتری برخوردار است، آن است که آمیش‌ها الکتریسیته را به عنوان قلمرویی متعلق به جهان خارج تعریف کرده اند. بنابراین هر نوع استفاده از تکنولوژی، می باید مورد ملاحظات دقیق قرار گیرد. هر چند آمیش‌ها خود را از طریق لوله‌های گاز متعلق به شرکت‌های فروشنده انرژی به جهان خارج متصل می کنند، اما هنوز هویت ویژه خود را مورد تأکید قرار می دهند؛ از رهگذر برقراری رابطه‌ای با انرژی که با رابطه همسایگان «انگلیسی»شان تفاوت دارد.


هرچند سیم‌های برق فشار قوی از کنار مزارع آمیش‌ها عبور می کند، اما آنان ترجیح می دهند به شبکه متصل نشوند.


۱-۶- شیوه حمل و نقل در میان آمیش ها
حوزه دیگری از تکنولوژی که آمیش‌ها با دقت مورد بررسی قرار داده اند تا اطمینان حاصل کنند که ارزش‌هایشان را منعکس می سازد و هویتشان را تقویت می کند، حمل و نقل است. آمیش‌ها به نحو سنتی برای حمل و نقل از کالسکه و گاری‌های اسب کِش و درشکه استفاده کرده اند. اما در اوایل قرن بیستم با گزینه تازه‌ای روبه رو شدند. در سال ۱۹۰۷ یک شرکت اتومبیل سازی در شهر لانکاستر در ایالت پنسیلوانیا و در قلب سرزمین آمیش‌ها شروع به کار کرد. این شرکت برای تبلیغ محصول خود از عبارت «پادشاه ورزش‌ها و ملکه تفریحات» بهره گرفت و همین عبارت موجب شد آمیش‌ها از این محصول روی گردان شوند. زیرا آن را نوعی کالای تجملی غیرضروری و خطرناک برای غرور و خودخواهی تلقی کردند. در دهه ۱۹۲۰ و زمانی که معدودی آمیش اتومبیل خریداری کردند، کلیه نواحی آمیش در ایالات متحده تصمیم گرفتند، استفاده از اتومبیل را ممنوع کنند. از آنجا که اغلب مردمی که یک خانواده آمیش می‌شناسد و با آنها رفت وآمد دارند، در فواصلی نزدیک به آنها زندگی می کنند، از آنجا که آمیش‌ها تابع یک جدول زمانی بسیار سختگیرانه نیستند که نیازمند حمل و نقل با سرعت زیاد باشد، از آنجا که اسب هایی که آمیش‌ها به کار می گیرند عملاً عضوی از خانواده آنها شده اند و از آنجا که گاری ها، کالسکه‌ها و درشکه‌های اسبی نسبتاً ارزانند ـ امروزه یک کالسکه نو بین ۲ تا ۳ هزار دلار تمام می شود ـ هرینه نگاه داری آنها کم است، و تا ۲۰ سال کار می کند، آمیش‌ها دلیلی برای تغییر شیوه سنتی زندگی خود نمی بینند.
اما عوامل اقتصادی تنها عللی نبوده اند که آمیش‌ها را واداشته است تا کالسکه‌های خود را نگاه دارند. برخی استدلال می کنند که کالسکه‌ها کارکرد برقراری مساوات اجتماعی دارند. زیرا شکل ظاهریشان یکسان است، از زیباکاری‌های روی بدنه و رنگ‌های متنوع در مورد آنها نشانی نیست و نمی توانند به نحوی چشمگیر از کالسکه‌های دیگر تندتر یا کندتر بروند. اما اتومبیل‌ها از این جهت که نوعی احساس غیرطبیعی قدرت در افراد ایجاد می کنند و می توانند نه تنها در جهت خودنمایی و فخرفروشی به همسایگان که به طور کلی نادیده گرفتن آنها به کار روند، در خور انتقادند. همان گونه که یک مرد آمیش متذکر شده است: «جوانان می توانند سوار ماشین شوند و به مرکز شهر بروند و خوش بگذرانند... این رویه، زندگی خانوادگی را نابود می کند.» کالسکه‌ها و درشکه‌ها بهتر [از اتومبیل ها] تلقی می شوند، زیرا سرعت فعالیت‌ها را ۱۶ تا ۲۰ کیلومتر در ساعت تقلیل می دهند و به این ترتیب به افراد امکان می دهند با محیطی که در آن سفر می کنند، تعامل داشته باشند؛ نه اینکه مثل برق و باد از آن گذر کنند. آمیش‌ها معتقدند اتومبیل چندان با شیوه زندگی که آنان عزیز می دارند، سازگار نیست.


کالسکه‌ها و درشکه‌های آمیش‌ها تقابل چشمگیری با اتومبیل‌های مدرن دارند.

علی رغم این انتقادات، آمیش‌ها امروزه در برخی از شرایط استفاده از اتومبیل را مجاز می دارند. برای مثال، این صحنه غیرمتعارف نیست که یک زن آمیش به همراه دوست «انگلیسی»اش در اتومبیلی که او می راند، به میوه فروشی محله برود. یک خانواده آمیش با اتوبوس از ایندیانا به فلوریدا سفر کند. یک کسب و کار متعلق به آمیش‌ها به نحو غیرمستقیم به‌واسطه کارمند غیرآمیشی که استخدام کرده اند، اتومبیلی را که او برای همین کسب و کار می‌راند، کرایه کند و یا حتی یک نوجوان آمیش شخصاً مالک اتومبیلی باشد و رانندگی آن را عهده دار. هرچند این موارد ظاهراً اصول آمیش را نقض می کنند، هر یک نشان دهنده ترتیبات خاصی هستند که آمیش‌ها معتقدند به تقویت جماعت آنان کمک می کند و در نتیجه بر اساس قواعد اوردنانگ عمل به آن مجاز است.
در سناریوی نخست، احتمالاً ضرورتی ندارد که زن آمیش به اتومبیل دیگری به میوه‌فروشی برود ـ احتمال دارد که او کالسکه و اسب خود را داشته باشد ـ اما چون خود او رانندگی نمی کند، این رفتار قابل قبول است. او این آزادی را ندارد که هر جور خواست در خیابان مانور دهد، بلکه می باید به شخص دیگری تکیه کند. برخی از اشخاص «انگلیسی» چنان درگیر کار حمل و نقل آمیش‌ها شده اند که توانسته اند شرکت‌های تاکسیرانی شخصی خود را به راه اندازند. این نوع خدمات تاکسیرانی مورد استقبال آمیش‌ها قرار گرفته است. زیرا به یک نیاز آنان پاسخ می دهد و در عین حال هنوز سفر از روی هوی و هوس را برای شخص دشوار می سازد.
سناریوی دوم پاسخی به این واقعیت است که آمیش‌ها در سطح آمریکا پراکنده اند. بسیاری از آمیش‌های جوان برای یافتن کار و زمین به نقاطی فرسنگ‌ها دورتر از والدین خود نقل مکان می کنند. سفر با کالسکه برای دیدار از اعضای خانواده که هزاران فرسنگ دورتر هستند، بسیار دشوار است. از این رو قوانین آمیش استفاده از وسایط نقلیه عمومی، به استثنای هواپیما را برای دیدار خانواده و حتی برای رفتن به تعطیلات اجازه می دهد. خانواده آمیش کاملاً ساختارمند است، اما زندان نیست. این قبیل سفرها به آنان امکان می دهد، پیوندهای خانوادگی و پیوند با دیگر جماعات آمیش را تقویت کنند.
سناریوی سوم، تحولی تقریباً جدید را منعکس می کند که به آن بعداً پرداخته می شود. به‌طور خلاصه این تحول، نتیجه این باور است که بسیاری از کسب و کارهای آمیش‌ها بدون استفاده از اتومبیل قابل دوام و بقا نیست. به عنوان مثال یک کسب و کار آمیشی که تخصصش تولید نرده‌های ساختمانی است، اگر به تقاضاهایی که برای نصب نرده در فواصلی است که با گاری و درشکه نمی توان آنها را به آسانی طی کرد، پاسخ مثبت ندهد، در زمانی کوتاه با خطر ورشکستگی روبه رو می شود. برای مقابله با این مشکل برخی از نواحی به کسب و کارهای آمیش اجازه داده اند اتومبیل کرایه کنند، اما تنها به این شرط که برخی محدودیت‌ها را بپذیرند. هیچ شخص آمیش نمی باید تحت هیچ شرایطی به رانندگی بپردازد. او می باید یک کارمند «انگلیسی» را برای این منظور استخدام کند. یک ناحیه حتی ممکن است پارک کردن اتومبیل کرایه شده نزدیک خانه یک آمیش را منع کند تا به این ترتیب وسوسه استفاده از اتومبیل برای مقاصد پیش پاافتاده را کاهش دهد. برخی از نواحی به آمیش‌ها اجازه استفاده از اتومبیل را می‌دهند، اما اقدامات پیشگیرانه‌ای را به مورد اجرا می گذارند تا از تأثیرات منفی‌ای که در نظر دارند بکاهند.


۱-۷- به این طرف و آن طرف رفتن

سناریوی چهارم، نتیجه یک سنت عمیقاً جای گیر در جامعه آمیش است که نیاز به توضیح بیشتری در این خصوص دارد که آمیش‌ها چگونه به جامعه خود ساختار می بخشند. آمیش‌ها این نکته را درک می کنند که آمیش بودن کار دشواری است. این امر مستلزم دارا بودن درجه بالایی از فروتنی، خاکساری، افتادگی، صبر، ازخودگذشتگی و وقف خویشتن است. آنان همچنین این نکته را درک می کنند که چون زندگی‌های آنان بسیار درهم تنیده است، آن دسته از اعضا که این مسئولیت‌ها را نپذیرند، می توانند ماهیت متحد جماعت را مورد تهدید قرار دهند. به این اعتبار آمیش‌ها همه تلاش خود را به خرج می دهند تا اطمینان حاصل کنند که اعضایشان واقعاً می خواهند آمیش باشند.
شیوه اصلی که برای این منظور به کار گرفته می شود، همان فرایند پذیرش در کلیساست. به منظور جلوگیری از تصمیمات خام و از سر عدم اطلاع به کسانی که از توانایی اندیشیدن مستقل برخوردار نشده اند، اجازه عضویت در کلیسا داده نمی شود. آمیش‌ها بر این نظرند که تنها رسیدن به یک سن معین، شرط دست یافتن به این نوع بلوغ فکری نیست، بلکه تجربه نیز لازم است. بنابراین آمیش‌ها به فرزندان خود این فرصت را می دهند که بدیل‌های موجود در برابر شیوه زندگی آمیش را تجربه کنند و به این منظور چشم بر روی رفتار کسانی که اوردنانگ را زیر پا می گذارند و برخی از شیوه‌های زندگی «انگلیسی»ها را گزین می کنند، می بندند. واژه آمیش برای این مرحله از زندگی «این طرف و آن طرف رفتن» است. [۱۹] بسیاری از آمیش‌های جوان از این فرصت برای آزمودن شیوه‌های زندگی از انواع دیگر استفاده می کنند. آمیش‌های تازه به سن بلوغ رسیده، ممکن است مرحله طغیان خود را با برگرداندن لبه کلاه خود و یا راندن کالسکه و درشکه خانوادگی با سرعت بیشتر از سرعتی که والدین آن را می رانند، آغاز کنند. مشهور است که اگر کالسکه و درشکه با سرعت ۲۴ کیلومتر در ساعت، به عوض سرعت متعارف ۱۶ تا ۲۰ کیلومتر رانده شوند، می توان حدس زد که راننده آن یک نوجوان است. اما دوره «این طرف و آن طرف رفتن» در عین حال به نوجوانان و جوانان آمیش فرصتی می دهد تا تکنولوژی‌های جدید را تجربه کنند. بسیاری از آنان به جهان خارج جلب می شوند. زیرا شیفته دستگاه هایی می شوند که می بینند «انگلیسی»ها از آنها استفاده می کنند. به این ترتیب جوانان آمیش ممکن است راه هایی برای دیدن تلویزیون، گوش دادن به موسیقی در رادیو، گوش دادن به رادیوی آماتوری دست ساز خود و حتی راندن اتومبیل پیدا کنند.
اغلب جوانان آمیش زمانی که به سنین بیست و اند سال می رسند به این نتیجه می رسند که آداب و شیوه زندگی و تکنولوژی‌های «انگلیسی»ها آنان را سیراب نمی کند. بسیاری از آنان با وضوح بیشتری فواید زندگی آمیشی را درمی یابند و صمیمانه از کرده گذشته پشیمان می گردند.


۱-۸- فشارهای مدرن

هرچند یافتن پرسش‌های مربوط به اینکه آیا الکتریسیته و اتومبیل مورد استفاده قرار گیرند یا نه، برای آمیش‌ها از اهمیت برخوردار بود، اما این قبیل پرسش‌ها تازه آغاز مشکلاتی بود که جامعه آمیش در قرن بیستم با آن مواجه شد. هرچند آنان به سختی کوشیدند تا خود را مجزا نگاه دارند، اما بسیاری از تغییرات در حکومت، اقتصاد، جامعه و تکنولوژی در آمریکا تأثیرات گسترده‌ای بر آمیش‌ها داشته است. در سال‌های اخیر ثبات جامعه آمیش در معرض سخت‌ترین آزمون‌ها قرار گرفته است. آمیش‌ها در پاسخ گویی به این چالش‌ها و به منظور آنکه تمرکز خود را بر ارزش‌های خود تا آنجا که ممکن است از دست ندهند، به این گزینه روی آورده اند که برخی از سنت‌های خود و به خصوص، تکنولوژی هایی را که مورد استفاده قرار می دهند، تغییر دهند. یک مثال این امر را می توان در پاسخ آمیش‌ها به مقررات تازه‌ای که از جانب برخی از ایالت در مورد تولید شیر در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ وضع شد، مشاهده کرد. این مقررات از کشاورزان می خواست در صورتی که مایل بودند، شیری که تولید می کردند به‌عنوان شیر درجه یک رده بندی شود، محفظه‌های الکتریکی تولید پودر شیر مجهز به سیستم‌های خنک کننده را در دامداری‌های خود نصب کنند. این مقررات به صورت رو در رو با اوردنانگ جوامع آمیش در تعارض بود.
این امر آمیش‌ها را با مشکلی جدی مواجه کرد. بخش اعظم سنت آنان مبتنی بر رابطه‌ای نزدیک با زمین است. بسیاری از آمیش‌ها به زراعت به چشم شیوه ایده آل کسب درآمد نظر می کنند. آنان با کار کردن بر روی زمین هایی که در آن مستقرند، خود را از دنیای پیرامون مجزا کرده اند. آمیش‌ها مایل نبودند یکی از جنبه‌های اصلی فرهنگ خود را به نحو تمام عیار زیر پا بگذارند. بنابراین در سال ۱۹۶۸ یک گروه متشکل از ۵ اسقف منطقه لانکاستر و ۴ بازرس دامداری وابسته به ایالت پنسیلوانیا برای نزدیک کردن مواضع دو گروه با یکدیگر دیدار کردند. مسأله اصلی بازرسان آن بود که شیر تولید شده در دامداری‌های آمیش‌ها در یخچال نگاه داری شود، اما آمیش‌ها از قبول نصب خطوط برق در دامداری‌های خود امتناع ورزیدند و در عوض برای حل مشکل یک «راه حل آمیشی» ارائه دادند. آنان موافقت کردند یک سیستم خنک کننده نصب کنند، اما تصمیم گرفتند برای تأمین انرژی موردنیاز آن از موتورهای دیزلی که در کامیون‌های قدیمی یافت می شد، استفاده کنند.
بازرسان همچنین خواستار آن بودند که شیر تولیدشده به صورت خودکار به مدت ۵ دقیقه در هر ساعت به هم زده شود. موافقت با این درخواست برای آمیش‌ها دشوار بود. زیرا واژه «خودکار» برای آنان ناخوشایند بود، اما نهایتاً به استفاده از یک دستگاه تازه برای به راه انداختن یک همزن خودکار که از باتری ۱۲ ولتی به عوض برق ۱۱۰ ولت (ولتاژ برق شبکه سراسری در آمریکا) استفاده می کرد، رضایت دادند. این واقعیت که آمیش‌ها به صورت سنتی از باتری برای به کار انداختن برخی دستگاه‌ها نظیر چراغ قوه استفاده کرده بودند، قبول راه حل تازه را آسان تر کرد.
 


محفظه نگاه داری شیر با سیستم خنک کننده و همزن خودکار (تنظیم شده بر اساس تکنولوژی آمیش)

بازرس‌ها در نهایت خواستار آن شدند که شیر تولیدی به صورت روزانه جمع آوری شود تا از هدر رفتن آن جلوگیری شود. در این مرحله آمیش‌ها سخت بر موضع خود پافشاری کردند و گفتند با هیچ دلیلی عقب نشینی نمی کنند. آنان به هیچ کس اجازه نمی دادند تا در فعالیت‌های روز یکشنبه آنان که مختص استراحت، دعا و عبادت در کلیسا بود، اخلال کند. از آنجا که آمیش‌ها یک تولیدکننده اصلی شیر در منطقه به شمار می آمدند، صنایع شیرداری استان موافق کرد که در رویه جمع آوری روزانه شیر اندکی تغییر ایجاد کند و به عوض جمع آوری شیر در روز یکشنبه، در روز شنبه دو نوبت به این کار اقدام ورزد. با این توافق خاص، آمیش‌ها موفق شدند در نبرد برای حفظ موقعیت اقتصادی جماعت خود و عدم تغییر فرهنگ خویش (به نحو نسبی) یک پیروزی کوچک به دست آورند.
حل مشکل شیر، نمونه‌ای از رویکرد آمیش‌ها در پذیرش تکنولوژی است، اما آنان این امر را به شیوه‌ای که ویژه آمیش‌ها بود و با دلایل آمیشی توضیح داده می شد، انجام دادند. مصالحه از اهمیت برخوردار بود. زیرا به آمیش‌ها امکان می داد، توانایی خود برای کسب درآمد از طریق انجام کاری که آن را پرارزش‌ترین فعالیت می دانستند؛ یعنی کشاورزی حفظ کنند. با این وجود زمانی که تکنولوژی‌های جدید را به جامعه خود عرضه کردند، از این نکته اطمینان حاصل کردند که این کار را به شیوه‌ای انجام دهند که با روش هایی که به وسیله همسایگان «انگلیسی»شان به کار گرفته می شد تفاوت داشته باشد و برقی که از کار موتورهای دیزل تولید می شود به سادگی نتواند برای مقاصد دیگر مورد استفاده قرار گیرد. آمیش‌ها با بهره گیری از این تکنولوژی به ظاهر مدرن موفق شدند، نیازهای اقتصادی خود را برآورده سازند و در عین حال هویت متمایز خود را و رویه هایی را که از دنیای پیرامون متفاوت بود، محفوظ نگاه دارند.


۱-۹- کارآفرینان آمیش

علی رغم مصالحه هایی نظیر آنچه ذکر شد، آمیش‌ها نتوانسته اند برای حفظ موقعیت اقتصادی خود یک سره به کشاورزی تکیه کنند. در حداقل چهل سال گذشته آنان در میانه معرکه محدود شدن زمین‌های قابل دسترس قرار داشته اند. از آنجا که زوج هایی که ازدواج می کنند، علاقه مندند فرزندان زیادی داشته باشند و اوردنانگ از به کارگیری وسایل جلوگیری از بارداری منع می کند، هر خانواده به طور متوسط ۷ فرزند دارد. هر چند همه فرزندان آمیش‌ها به کلیسا (مذهب آمیش) وارد نمی شوند، با این حال جمعیت آمیش‌ها روزبه روز افزایش یافته است. در سال ۲۰۰۱ جمعیت آمیش‌ها ۱۸۰۰۰۰ نفر زن و مرد بالغ و کودک بود. این افراد در پی یافتن زمین‌های کشاورزی تازه در ۲۵ ایالت آمریکا و نیز استان اونتاریو در کانادا پراکنده شده اند، اما جمعیت «انگلیسی»ها نیز در حال ازدیاد است و قیمت زمین مستمراً در حال افزایش. معنای این سخن این است که به اندازه کافی زمین کشاورزی برای همه وجود ندارد. آمیش‌های جوان به نحو فزاینده‌ای ناگزیرند برای یافتن کار به مشاغل دیگری غیر از کشاورزی روی بیاورند. در نیمه نخست قرن بیستم، همه آمیش هایی که در منطقه آرتر در ایالت ایلی نویز زندگی می کردند به کشاورزی اشتغال داشتند. در سال ۱۹۸۹ شمار این افراد کشاورز به نصف تقلیل پیدا کرد. در ایالت ایندیانا تغییرات مشهودتر بوده است. در حالی که در سال ۱۹۹۳ بیش از نیمی از مردان آمیش بالای ۳۵ سال به کشاورزی اشتغال داشتند. در سال ۲۰۰۱ شمار کشاورزان جوان آمیش به کمتر از ۲۵ درصد کاهش پیدا کرد. بسیاری از آمیش‌های جوان که نتوانسته اند در مزرعه کاری پیدا کنند، به کار در کارخانه ها، فروشگاه‌ها و سوپرمارکت‌های «انگلیسی»ها در این منطقه، مشغول شده اند.
کار این آمیش‌ها عموماً مورد استقبال قرار گرفته است و دستمزدهای خوبی دریافت می کنند، اما کارمند یک «انگلیسی» بودن می تواند در نحوه زندگی آمیشی اخلال ایجاد کند. ساعات و موقعیت مکانی این قبیل کارها می تواند در توانایی فرد آمیش برای مشارکت در فرهنگ خود تأثیر منفی بگذارد. در عین حال مواجهه با فرهنگ جهان مدرن نیز می تواند در فرد اثرگذار باشد. زنان آمیش در مصاحبه‌ها اظهار داشته اند: «باز شدن فروشگاه‌ها در اطراف ما تحول خوبی بود. این فروشگاه‌ها برای فرزندان ما در نزدیک خود ما اشتغال ایجاد کرده اند. اما اکنون بچه‌ها درآمد پیدا کرده اند و به شهر می روند.»
نگرانی از این امر که کار برای جهان خارج، سبب تضعیف فرهنگ و سنت آمیش شود، موجب شده است تا کارآفرینان آمیش هوش و ابتکار کارآفرینی خود را به کار اندازند و شمار و تنوع کسب و کارهایی را خود صاحب و اداره کننده آن هستند، افزایش دهند. آمیش‌ها انواع کسب و کارهای متنوع از مونتاژ قطعات دستگاه‌های صنعتی گرفته تا ساختن خانه‌های پیش ساخته، تعمیرات مبل و صندلی، تعمیر اتومبیل، فروشگاه‌های میوه و سبزی، کتاب فروشی و ساخت کابینت‌های آشپزخانه را تجربه کرده اند. نیروهای اقتصادی موجب شده اند دستیابی به ایده آل اولیه زندگی آمیشی که کسب درآمد از طریق کشاورزی بود، غیرممکن شود. آمیش‌ها با توسعه کسب و کارهای شخصی خود این نکته را تضمین می کنند که می توانند در فواصلی نسبتاً نزدیک به خانه و در کنار دیگر هم کیشان خود کار کنند، برای شرکت در فعالیت‌های مربوط به جماعت نظیر حضور در مراسم عروسی در روزهای آخر هفته فراغت داشته باشند و به یکدیگر برای تقویت روحیه دور نگاه داشتن خود از جهان بیرون کمک کنند.
آمیش‌ها با ورود به این عرصه‌های جدید که عموماً تحت کنترل شرکت‌های بزرگ آمریکایی قبول کرده اند که در ارتباط با تکنولوژی تن به مصالحه‌های بیشتری بدهند. آنان معتقدند برای تولید و فروش محصولات با قیمت رقابتی در جهان جدید، تا اندازه‌ای بالا بردن توان تکنولوژیک ضروری است. یک اسقف آمیش این نکته را این گونه توضیح می دهد: «برای کسب یک درآمد بخور و نمیر، می باید واجد چیزهایی باشیم که پنجاه سال پیش فاقد بودیم.» یک نمونه این امر را می توان در مشکلی دید که برای نجارهای آمیش ظهور کرد. از آنجا که آمیش‌ها به طور سنتی سازندگان خوبی بوده اند و کار کردن با دست (کار یدی) را امری مستحسن می دانند، نجاری به یکی از حرفه‌های اصلی آنان بدل شده است، اما اگر قرار باشد شخص تنها از ابزارهای دستی برای نجاری استفاده کند، از حیث تولید محصول نمی تواند در بازار دوام بیاورد. در نتیجه آمیش‌ها تن به مصالحه‌ای دیگر دادند. آنان هنوز از آوردن کابل‌های برق به داخل کارگاه‌های خود امتناع می ورزند، بنابراین برای استفاده از وسایل نجاری برقی به تمهید دیگری روی آوردند. شماری از کارگاه‌های نجاری آمیش وسایل برقی متعارف نظیر اره‌های برقی، رنده‌ها و سمباده‌های الکتریکی را خریداری کردند و آنها را به موتورهایی مجهز کردند که می توانست با فشار هوا کار کند. سپس موتورهای دیزلی بسیار بزرگی را در بیرون کارگاه‌ها و فروشگاه‌های خود نصب کردند و کابل‌های هوای فشرده را به منبع‌های تغذیه متصل ساختند. [۲۰]


یک سیستم پیچیده جمع آوری خاک اره در یک کارگاه نجاری آمیش که با موتور دیزل کار می کند


یک دستگاه سمباده در یک کارگاه نجاری آمیش که با هوای فشرده کار می کند


چرا باید این همه زحمت را بر خود هموار کرد و به ابداع سیستم‌های این گونه پیچیده اقدام کرد، در حالی که انرژی برق همان کار را به راحتی انجام می دهد؟ بخشی از پاسخ این است که این رویه موجب تمایز میان آمیش‌ها از همسایگانشان می شود، اما بخش دیگری از پاسخ نیز همان طور که یک کشیش آمیش توضیح داد، این است که «تاکنون هیچ آمیشی نتوانسته راهی برای ساخت تلویزیونی پیدا کند که با هوای فشرده کار کند». به تلویزیون به چشم تکنولوژی‌ای نظر می شود که با ایده آل‌های آمیش در تعارض است. زیرا جنبه هایی از جهان را به درون خانه می آورد که می تواند حواس و توجه شخص را از خانواده و همسایگان منحرف سازد. تلویزیون معمولاً به عنوان سنجه‌ای از سوی آمیش‌ها برای تعیین اینکه آیا چیزی قابل قبول است یا نه، به کار می رود. آمیش‌ها برخی از انواع الکتریسیته را مورد استفاده قرار می‌دهند، اما انواعی را نیز اجازه نمی دهند، شامل دستگاه‌های خانگی نظیر رادیو، تلویزیون، اجاق خوراک پزی و جارو. آمیش‌ها همچنین راه هایی برای کسب منفعت از انواع معینی از تکنولوژی ها، در عین حفظ فاصله خود از آنها، ابداع کرده اند. [۲۱] یک شیوه برای انجام این کار اجاره خدمات شرکت‌های «انگلیسی» برای پرداختن به جنبه هایی از یک صنعت است که آنان نمی خواهند خود در آن درگیر شوند.
همان طور که پیشتر توضیح داده شد، آمیش‌ها غالباً رانندگان «انگلیسی» را اجیر می‌کنند تا آنان را به محل کارشان برساند و نظایر این امور. اما آمیش‌ها در عین حال ممکن است از شرکت‌های غیرآمیش بخواهند به آنان در جلب و تعامل با مشتریان به شیوه هایی که آمیش‌ها نمی توانند یا ترجیح می دهند در آن وارد نشوند، کمک کنند. برای مثال، آمیش‌ها موفق شده اند در بازار تولید انواع کابینت‌های آشپزخانه در شهرهای دوردست جای محکمی برای خود کسب کنند. این کار را از طریق عقد قرارداد با شرکت هایی انجام داده اند که آماده اند کار را در محل به مشتری عرضه کنند. امروزه همچنین این امکان وجود دارد که مبل و صندلی ساخت آمیش‌ها را از روی شبکه اینترنت و از طریق وب سایت هایی که به وسیله شرکت‌های «انگلیسی» طراحی و اداره می شود، خریداری کرد. این ترتیبات به آمیش‌ها از نظر اقتصادی کمک می کند و در عین میزان اشتغال به امور نامطلوب و درجه مصالحه‌ای را که با استفاده از انواع خاصی از تکنولوژی همراه است، به حداقل می رساند.


۱-۱۰- مرزکشی: خانه و کار

علی رغم همه توضیحات گسترده‌ای که در بالا داده شد، هنوز ممکن است استفاده آمیش‌ها از چنین انواع متنوعی از تکنولوژی‌های مدرن اسباب حیرت شود. این امر با تصوری که «انگیسی»ها از آمیش‌ها دارند، همخوان نیست. بسیاری از خود آمیش‌ها نیز از این نکته ناخرسندند. آنان معتقدند که برای آنکه بتوانند از نظر اقتصادی خود را سرپا نگاه دارند، ضرورتاً می باید برخی رویه‌های تازه را اتخاذ کنند، اما این امر بدین معنی نیست که اشتیاقی برای این قبیل تحولات دارند. آمیش‌ها برای جبران تفرق خاطری که از رهگذر این تعاملات حاصل می شود، کوشیده اند محیط خانه را تا آنجا که ممکن است ساده و عاری از تجملات سازند. آنان هر چند اوردنانگ را به گونه‌ای تغییر داده اند که بتواند به ادامه کسب و کار آمیش‌ها کمک کند، در مورد شرایط داخل منزل کمتر آماده قبول تغییرند. [۲۲]
یک نمونه چشمگیر از این نوع خط کشی‌ها را در این امر می توان مشاهده کرد. استفاده از ژنراتورهای دیزلی و تجهیزات هوای فشرده در داخل منازل آمیش مجاز نیست. آشپزخانه‌ها از وسایل الکتریکی عاری است و فضای داخل خانه‌ها با شمع، چراغ‌های گازی، و استفاده از پنجره و نور طبیعی روشن می شوند.


هیأت ظاهری آشپزخانه آمیش‌ها مشابه آشپزخانه‌های مدرن است، اما از وسایل برقی در آن خبری نیست و برای روشنایی هم از نور طبیعی یا چراغ گازی استفاده می شود.

علاقه آمیش‌ها به حفظ فضای داخل خانه به قواعدی که در مورد استفاده از تلفن وضع کرده اند، نیز شکل داده است. آمیش‌ها به نحو سنتی با استفاده از تلفن مخالف بوده اند. زیرا معتقدند تلفن بر نحوه تعامل طبیعی میان افراد تأثیر نامطلوب می گذارد. یک آمیش درشکه ساز چنین اظهار داشته است: «اگر هر کس یک تلفن می داشت، دیگر هیچ کس به خود زحمت نمی‌داد برای ملاقات دیگری چند قدم راه برود یا بر درشکه سوار شود و مسافتی را بپیماید»، به تلفن به چشم وسیله‌ای که موجب از بین رفتن جمعیت خاطر می شود نظر می گردد. تلفن همچنین به دنیای خارج اجازه می دهد به راحتی به داخل منازل آمیش دسترسی پیدا کند و به این ترتیب خانه را شلوغ سازد، اما شرکت‌های «انگلیسی» و بسیاری از مشتریانی که آمیش‌ها بر روی آنها حساب می کنند، شیوه‌های ارتباطاتی آمیش‌ها را مدتهاست که کنار گذاشته اند. برای یک فروشگاه فروش مبل دشوار است، بدون تلفن به مشتریانی که در فواصل دور زندگی می کنند ارتباط برقرار کند. همین دشواری برای فروشگاه‌ها جهت سفارش اقلام تجاری و یا حتی برای کشاورزان برای هماهنگ کردن زمان تحویل شیر به شرکت‌های دامداری وجود دارد. برای رفع این مشکل آن گروه از آمیش‌ها که در این قبیل کسب و کار سرگرم فعالیتند، به استفاده از تلفنی که در منازل دوستان غیرآمیش‌شان موجود است، روی آورده اند، اما با بزرگ شدن ابعاد کسب و کار، به خصوص در مواردی که محل کسب و کار در فاصله دوری از منزل یک «انگلیسی» تلفن دار قرار دارد، استفاده از این رویه به غایت دشوار می شود. از این رو بسیاری از آمیش‌ها به تدریج استفاده از تلفن را جایز دانسته اند، اما همراه با برخی از شروط که تضمین می کند استفاده از تلفن، شیوه زندگی آنان را در داخل خانه برهم نمی زند.
اغلب نواحی این قاعده را مراعات می کنند که نصب تلفن را در داخل ساختمان هایی که متعلق به آمیش هاست اجازه نمی دهند. در عوض تلفن‌ها در داخل کیوسک هایی قرار داده می‌شوند که «در فاصله‌ای مطمئن» از منازل آمیش‌ها نصب شده اند. معمولاً دستگاه تلفن یا به وسیله جماعت، به صورت کلی، خریداری می شود و یا به وسیله برخی از کسب و کارها و شرکت‌های آمیش، اما در اختیار همه اعضای جماعت قرار داده می شود. برای هر تلفن یک دفتر ثبت مکالمات تهیه می شود که نام و زمان مکالمه هر استفاده کننده را مشخص می کند. هزینه مکالمات بر همین مبنا از اعضا دریافت می شود. [۲۳] این ترتیبات و تمهیدات به ازدیاد همکاری و کاهش تأثیر منفی بر روی شیوه‌های سنتی برقراری ارتباط کمک می کند و به کسب و کارهای آمیش اجازه رشد می دهد، اما از همه بالاتر اینکه این رویه اجازه می دهد تلفن در بیرون خانه بماند. این رویه فضای خانه را از تفرق خاطر ناشی از جهان مدرن حفظ می کند.


۱-۱۱- موقعیت آمیش‌ها امروز چگونه است؟

آمیش‌ها به نحو مستمر در این خصوص که آیا تکنولوژی‌های مدرن را در زندگی خود وارد سازند یا نه، بحث می کنند؛ فرایندی که در مواردی می تواند با جدل و ستیز همراه باشد. یک کشاورز جوان آمیش، در مصاحبه به این نکته متذکر شد که او ـ و همه دیگر آمیش هایی که در دامداری کار می کنند، علاقه مندند لوله‌های شیشه‌ای در دامداری نصب شود که کمک می کند شیر با سرعت از محل دوشیده شدن به یخچال‌ها منتقل شود. این امر موجب می شود تا مقدار زیادی از کاری که بر دوش او قرار دارد، کاسته شود، اما این کشاورز علی رغم این نظر همچنان با قاطعیت پایبند قواعد جماعت خویش است. او مثل بسیاری دیگر از آمیش‌ها دائما با اوردنانگ سروکله می زند، اما مزایای جامعه‌ای را که تغییرات سریع را نمی پذیرد، درک می کند و به آن گردن می نهد. این تنازعات درونی با توجه به این نکته که تغییرات در نظام حکومتی در آمریکا، در شیوه‌های کسب و کار، تجارت، کشاورزی و تکنولوژی در این کشور، فشار مستمری را بر شیوه زندگی آمیش‌ها وارد می سازد، ادامه خواهد یافت. آمیش‌ها در واکنش به برخی از این تنش‌ها به این گزینه روی آورده اند که برخی از تحولات بعضاً چشمگیر در تکنولوژی را پذیرا شوند. برخی از جماعت‌های آمیش هم اکنون استفاده از ماشین تحریرهایی را که با باتری کار می کنند، صندوق‌های پرداخت پول در فروشگاه‌ها را که با برق کار می کنند و دستگاه‌های فکس را مجاز شمرده اند. این دستگاه‌های جدید موجب به راه افتادن بحث‌های داغی در جماعت‌های آمیش شده است. زیرا بسیاری از این دستگاه‌ها با برق ۱۱۰ ولت (ولتاژ سراسری در آمریکا) کار می کنند. تبدیل ولتاژ به راحتی با دستگاهای مبدلی که به موتورهای دیزلی کنونی متصل می شوند امکان پذیر است. در عین حال با این تغییر ولتاژ به‌راحتی می توان از تلویزیون نیز استفاده کرد. علی رغم تبعاتی که استفاده از این دستگاه‌ها به همراه دارد، برخی از نواحی به این نتیجه رسیده اند که کسب و کارهای آنها نمی تواند بدون استفاده از این تکنولوژی‌ها دوام بیاورد.


تولید برق به وسیله ژنراتور دیزلی برای شارژ باتری‌های مختلف در یک کارگاه نجاری

البته چنین نیست که آمیش‌ها اکنون در آستانه آزاد کردن استفاده از انواع تکنولوژی‌ها قرار گرفته باشند. از آنجا که آمیش‌ها معتقدند تکنولوژی می تواند بر روی چیزهایی که آنان بیش از دیگر امور برایشان ارزش قائلند؛ یعنی فرهنگ، نظام اجتماعی و نظام ارزشی‌شان تأثیر بگذارد و آن را دگرگون سازد، با دقت کار رصد و تنظیم تکنولوژی‌ها را ادامه می دهند. یک آمیش اذعان کرده است: «ما دریافته ایم... که هر چه دستگاه‌های مدرن بیشتری در اختیار داشته باشیم و کارهایمان را بیشتر مکانیزه کنیم، بیشتر به درون گرداب جهان کشیده می شویم و از سادگی زندگانی مسیح و سادگی زندگی خود در پرتو الگوی او، به دور می افتیم». آمیش‌ها به تکنولوژی، به چشم عاملی که به نحو بالقوه برهم زننده سادگی، فروتنی و جداافتادگی شیوه زیست آنان است، نظر می کنند و می کوشند تأثیرات منفی آن را در زندگی خود به حداقل ممکن کاهش دهند. یک اسقف شرایط دشوار خود را در قالب این عبارات بیان کرد: «زمان به همراه خود تحولاتی را می آورد؛ از این رو مسئولیت ما سنگین است ... ما می توانیم زمان را طولانی کنیم. من هر آنچه را که از دستم برآید انجام می دهم.» چرا این حد از جانفشانی در شرایطی وجود دارد که جهانی که پیرامون اوست با سرعت در حال تغییر است؟ یک کشاورز آمیش این گونه به این پرسش پاسخ داد: «اگر این تغییر در مسیر خیر برای خانواده‌های «انگلیسی» نبوده است، چه دلیلی دارد که برای جامعه ما خیر باشد؟». آمیش‌ها بدان جهت بر تکنولوژی کنترل اعمال می کنند که خود را از ارزش‌ها و تفرق خاطر جهان «انگلیسی» حفظ کنند.
آمیش‌ها معتقدند جامعه آنان و تکنولوژی‌هایشان به نحوی جدایی ناپذیر درهم تنیده اند. در تلاش برای حفظ و حمایت جماعت مؤمنان، آمیش‌ها خواستار آنند که هر نوع تکنولوژی که مورد استفاده قرار می دهند، نه تنها با سنت ها، فرهنگ و دینشان هماهنگی داشته باشد که سبب تقویت و تحکیم آنها نیز بشود. آنان این هدف را عمدتاً از طریق اعمال دو روش تحصیل می‌کنند. نخست، آنان تکنولوژی هایی را برمی گزینند که معتقدند به بهترین شکل ارزش هایی را که عزیز می دارند ـ ارزش هایی نظیر فروتنی و خاکساری، مساوات و سادگی ـ ترویج می کنند. به این اعتبار آنان از سرعت زیاد، فریبایی، جاذبه اتومبیل و قابلیت آن برای افزایش تشخص فردی روی گردان شده اند و در عوض به سراغ تواضع، سرعت اندک و قابلیت جماعت سازی رفته اند که در تکنولوژی گاری‌های اسب کش می توان سراغ کرد. دوم، آنان آگاهانه و عامدانه ابزارهایی را به کار می گیرند که با آنچه در جهان بیرون به کار می رود، تفاوت دارد. این تمییزگذاری به آنان کمک می کند هویت ویژه خود را محفوظ نگاه دارند، پیوندهای درونی جامعه خود را تقویت کنند و از این نکته اطمینان حاصل کنند که تکنولوژی را آن گونه که خود می پسندند، به کار می گیرند. آمیش‌ها به تکنولوژی‌ها به عنوان ابزارهایی آمیخته با ارزش‌ها نظر می کنند و این ابزارها را برای تقویت ارزش‌های خود و برساختن جامعه خویش به کار می‌گیرند. در حالی که بسیاری از محققان در حوزه تکنولوژی، این نکته را که تکنولوژی ابزاری است که با ارزش‌ها مرتبط است، تأیید می کنند. آمیش‌ها از این ایده برای برساختن جهانی که می خواهند در آن زندگی کنند، بهره می گیرند.


۲- نقد رویکرد آمیش‌ها به تکنولوژی
هرچند دکتر وتمور در مقاله خود نهایت کوشش را به خرج داده است تا تصویری قابل قبول از رویکرد آمیش‌ها به تکنولوژی ارائه دهد، اما از خلال استدلال‌های نویسنده و اظهارات آمیش‌ها که در مقاله گردآوری شده اند، می توان به بسیاری از کاستی‌های رویکرد آمیش‌ها برای تولید تکنولوژی بومی توجه کرد. این کاستی‌ها صرفاً محدود به دیدگاه آمیش‌ها نیست. نوع نگاه آمیش‌ها و شیوه خاص زیست آنان، با دیدگاه‌های بسیاری دیگر از باورمندان به آئین‌ها یا ایدئولوژی‌های دیگر، اشتراکات و مشابهت‌های فراوانی دارد و از این رو ارزیابی نقادانه دیدگاه‌های آنان می تواند در خصوص بحث مربوط به تولید تکنولوژی بومی یا دینی مفید واقع شود.
وتمور می نویسد: «آمیش‌ها به صورت بنیادی ضدتکنولوژی نیستند، بلکه بر این باورند که تغییر ضرورتاً نتایج مطلوب به بار نمی آورد.» در این اظهار راست نما، مغالطه بزرگی خوابیده است: اینکه تغییر ضرورتاً نتایج مطلوب را به بار نمی آورد، سخن صحیحی است. اما «مسأله»ای را که آدمی با آن روبه روست، پاسخ نمی دهد. «مسأله» از این قرار است که تغییر و تحول وجهی لایتغیر از این عالم است. اساساً بنیاد این عالم تغییر و تحول است. ثبات در آن جایی ندارد. ثبات متعلق به عالم دیگر است. در این چنین عالمی، «مسأله» این است که چه کنیم تغییرِ ناگزیر، کمتر نتایج نامطلوب به بار آورد؟ به عبارت دیگر چگونه خود را با شرایط متغیر تطبیق دهیم که از تحولات بیشترین بهره را ببریم و کمترین خسارت را ببینم؟ شیوه متصلب آمیش ها، راه حلی مناسبی برای این منظور نیست. این شیوه، اگر همگانی می بود؛ یعنی با فرض وجود یک حکومت جهانی که نظم و قانون را در همه جا برقرار می کرد، احیاناً می‌توانست اجرا شود. اما در جهانی که اجزاء متنافر آن در رقابت ویرانگر با یکدیگر قرار دارند و هنوز بر روابط بین الملل قانون جنگل، منفعت ملی و گروهی و نه نفع جهانی حاکم است، رهیافت آمیش‌ها موجب انقراضشان می شود. اینکه آمیش‌ها توانسته اند تاکنون دوام بیاورند، صرفاً به برکت حضور در جامعه قانون مدار آمریکا بوده است که به آنان اجازه داده محیط امنی برای خود پدید آورند و به صورت مجزا از بقیه جامعه در پیله‌ای که به دور خود تنیده اند، به زعم خود باورها و فرهنگ خویش را محفوظ نگاه دارند و مطابق آموزه هایی که می پندارند، منطبق بر سنت آباء و اجدادی است ـ و به همین اعتبار صحیح و صادق تلقی می شود ـ زندگی کنند.
اگر آمیش‌ها به عوض آمریکا، مثلاً در افریقا و در جوار توتسی‌ها و هوتوها در رواندا ساکن بودند که در سال ۱۹۹۴ بیش از یک میلیون نفر از مردم خود را به قتل رساندند و یا در یوگسلاوی سابق و در کنار صرب ها، کروات‌ها و مسلمانان بودند که در فاصله سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ به نسل کشی روی آورده بودند، به هیچ روی برایشان پایبند ماندن به شیوه عدم خشونت و بهره نگرفتن از تکنولوژی‌های مدرن امکان نداشت. گذشته از امنیت جامعه آمریکا، بسیاری دیگر از جنبه‌های زیرساخت موجود در این جامعه بستر مناسبی را فراهم کرده است تا آمیش‌ها بتوانند با آسایش خاطر شیوه مألوف خود را پی بگیرند. به عنوان مثال، امکانات درمانی موجود در آمریکا به آمیش‌ها اجازه می دهد زمانی که با مشکل درمانی جدی روبه رو می شوند که حل آن از عهده شیوه هومیوپاتی، دوا و درمان خانگی برنمی آید، از پیشرفته‌ترین شیوه‌ها و تکنولوژی‌های پزشکی برخوردار شوند و یا زیرساخت‌های مربوط به جاده، اینترنت و بازار وسیع برای مبادله کالا و اشتغال، به آنان امکان می دهد از رفاه اقتصادی بالنسبه مناسبی برخوردار شوند.
اما حتی در درون چنین جامعه‌ای نیز تضادهای درون جامعه خود آمیش‌ها و نیز تحولاتی که در بیرون از جامعه آنان و در قلمرو واقعیات (اعم از واقعیت‌های طبیعی و اجتماعی) رخ می دهد، نمی گذارد کار آن گونه که آنان تصور می کنند، به پیش برود؛ یعنی صرفاً ثبات و نظم مستقر برقرار باشد. هر چند آمیش‌ها می کوشند اخبار رویدادهای درون جامعه‌شان کمتر به بیرون درز کند، اما هر از چندگاه، مسائلی در این جامعه اتفاق می افتد که نشان می دهد تا چه اندازه تصویر بهشت آرامش، سکون، هماهنگی و وفاقی که آمیش‌ها از جامعه خود ترسیم کرده اند، دور از واقعیت است. یکی دو نمونه‌ای که در ذیل ذکر شده اند، تنها مواردی معدود از مجموعه‌ای به مراتب بزرگ تر از نابسامانی‌های درون جامعه آمیش هاست.
در اکتبر سال ۲۰۰۶ آمیشی به نام چارلز کارل رابرت که راننده کامیون حمل شیر بود با حمله به یک مدرسه دخترانه در پنسیلوانیا، ۵ دانش آموز آمیش را به قتل رساند و پنج نفر دیگر را مجروح کرد و سپس با شلیک گلوله‌ای به زندگی خود خاتمه داد. [۲۴] در نوامبر سال ۲۰۱۱، یک گروه هفت نفره از آمیش‌ها در ایالت اوهایو که پس از ایالت پنسیلوانیا بیشترین شمار آمیش‌ها را در خود جای داده است، به جرم حمله به گروهی دیگر از هم کیشان خود و تراشیدن ریش بلند مردان و کوتاه کردن موی سر زنان و مردان آمیش، دستگیر شدند. علت حمله اختلاف بر سر برخی مسائل مذهبی بود. حمله کنندگان از قربانیان عکس و فیلم تهیه کرده بودند. مردان آمیش بر اساس اعتقادات مذهبی خود پس از ازدواج از تراشیدن ریش خودداری می کنند و زنان نیز موی خود را کوتاه نمی کنند. به این اعتبار، تراشیده شدن ریش و کوتاه شدن مو در نظر آنان نوعی هتک حرمت مذهبی جدی به شمار می آید. [۲۵]
نویسنده در بخش دیگری از مقاله خود می نویسد: «آمیش‌ها به تکنولوژی‌ها به عنوان ابزارهایی آمیخته با ارزش‌ها نظر می کنند و این ابزارها را برای تقویت ارزش‌های خود و برساختن جامعه خویش به کار می گیرند. در حالی که بسیاری از محققان در حوزه تکنولوژی، این نکته را که تکنولوژی ابزاری است که با ارزش‌ها مرتبط است، تأیید می کنند، آمیش‌ها از این ایده برای برساختن جهانی که می خواهند در آن زندگی کنند، بهره می گیرند.»
تلقی آمیش‌ها از محفوف و پیچیده بودن تکنولوژی‌ها در ارزش‌ها [۲۶] دقیق نیست. خلط نظری آمیش‌ها و بسیاری دیگر از کسانی که در آرزوی رویای تولید تکنولوژی هایی هستند که به نحو ویژه با ارزش‌های آنان متناسب باشد، در آن است که ارزش‌ها را به خود تکنولوژی‌ها نسبت داده اند در حالی که این ارزش‌ها در حیث التفات جمعی کاربران و ابداع‌کنندگان مندرج است. کاربران و ابداع کنندگان می توانند با تغییر دیدگاه ارزشی خود، ظرفیت‌های مندرج در تکنولوژی‌ها را در قلمرو هایی که موردنظر خودشان است، به کار گیرند، اما البته نکته‌ای که در این زمینه باید بدان توجه داشت، این است که در این مسیر به هیچ روی اراده گرایی راهی ندارد. از آنجا که تکنولوژی‌ها برساخته حیث‌های التفات جمعی افرادند، حیث التفات جمعی قدرتمندتر، خواست خود را بر حیث‌های التفات جمعی ضعیف تر تحمیل می کند و نظام معنایی خود را به آنان ارائه می کند. آنان که در جستجوی برساختن نظم هایی متفاوتند، می توانند ـ به شرطها و شروطها ـ تا اندازه‌ای در الگو‌های فراگیرتری که از سوی حیث‌های التفاتی گسترده تر تحمیل شده است، ظرفیت هایی را آشکار سازند که جهت تحولات بعدی آنها را تا اندازه‌ای از آنچه که ابتدائا موردنظر حیث التفات جمعی غالب بوده است، متفاوت سازد. به عبارت دیگر، کسانی که مایلند تکنولوژی‌ها در مسیرهایی بسط یابد که با ارزش‌های مورد قبول آنان مسانخت بیشتری داشته باشد، باید بتوانند ظرفیت هایی را در تکنولوژی‌ها آشکار سازند که در عین تناسب با ارزش‌های موردنظر آنان به نیازهایی پاسخ دهد که به آسانی مقبولیت عام پیدا کند.
در خصوص خام اندیشی آمیش‌ها در مورد تکنولوژی می توان نکات بیشتری را متذکر شد. به عنوان مثال در مقاله آمده است: «آمیش‌ها بسیاری از این تکنولوژی‌ها [تکنولوژی‌های مدرن] را رد کردند، بعضاً به این جهت که هویت خود را از جهان مدرن مجزا نگاه دارند. ...امروزه وقتی از آمیش‌ها سؤال می شود که چرا یک تکنولوژی خاص را رد کرده اند، بسیاری از آنان به صراحت پاسخ می دهند: «برای اینکه آمیش نیست.» ...در پیشرفت تکنولوژیک هیچ نوع ارزش ذاتی نمی بینند. آنان پیش از آنکه به پذیرش یک تکنولوژی جدید تن بدهند، می باید کاملاً قانع شوند که این تکنولوژی جدید موجب سوددهی به آن چیزهایی خواهد شد که برایش ارزش قائلند؛ ارزش هایی نظیر اخلاق، جماعت و زندگی معنوی آمیش.»
اما اندکی تأمل در دعاوی مطروحه روشن می سازد که تا چه اندازه با واقعیت فاصله دارند و از تناقض‌های درونی در رنجند. دعوی رد کردن تکنولوژی‌های مدرن، با توجه به آنکه آمیش‌ها از موتورهای دیزلی و کمپرسورهای هوای فشرده، لوله کشی گاز و نظایر آن برای تسهیل امور خود استفاده می کنند، به شوخی بیشتر شباهت پیدا می کند. این تکنولوژی‌ها متکی به دانش‌های پیشرفته اند که به هیچ روی از درون فضای زندگی روستایی متناسب با شرایط قرن هفدهم نمی توان به آنها دسترسی پیدا کرد. شیوه آمیش‌ها در استفاده از تلفن، اتومبیل، اینترنت و امثالهم به یادآورنده آن ضرب المثل قدیمی است که «خودش را بیاور، اما اسمش را نیاور»! به تعبیر دقیق تر رویکرد آمیش‌ها به تکنولوژی‌های مدرن نوعی رویکرد نومینالیستی یا گونه‌ای بازی زبانی (در تعبیر ویتگنشتاینی این اصطلاح) است؛ یعنی تلاش برای چشم پوشی بر واقعیت از طریق بازی با الفاظ. اینکه یک تکنولوژی چه زمانی به یک تکنولوژی «آمیش» تبدیل می شود، صرفاً به قراردادهای میان خود آمیش‌ها ارتباط پیدا می کند، نه به واقعیت تکنولوژی.
آنچه که آمیش‌ها در خصوص «حفظ هویت» انحصاری خود، از طریق تأکید بر داشتن رفتاری خاص، مطرح می کنند، صرف نظر از تناقض هایی که در آن به چشم می خورد، بیانگر این نکته است که ظاهراً برای آمیش ها، صِرف جدا و متمایز بودن از دیگران، خود یک ارزش است و می باید بر آن پافشاری کرد و به شیوه‌های مختلف آن را به رخ کشید، اما این رفتار کم و بیش مشابه رفتار برادر قارون و حکایت او با چاه زمزم برای کسب هویتی متمایز از برادر است.
رفتار آمیش‌ها با اعضای جماعت آمیش نیز به یادآورنده الگویی است که افلاطون در کتاب جمهور خود برای اداره جامعه تعلیم می دهد. شیوه افلاطونی که در همه جوامع بسته به‌کار گرفته می شود، شیوه‌ای تمام گرایانه (توتالیتری) است که بر مبنای آن گروهی اندک شمار که وظیفه رهبری را برعهده دارند، همه جنبه‌های زندگی دیگر اعضای جامعه را کنترل و تدبیر می کنند. در این الگو اعضای جامعه نظیر موریانه‌ها یا مورچه‌های سرباز و کارگر، فاقد هویت‌های مستقلند و رهبران با آنان، همچون کودکان نابالغ رفتار می کنند و به جای آنان تصمیم می گیرند. «هویتی» که آمیش‌ها از آن سخن می گویند، این گونه شکل می گیرد. همین رهبران هستند که هر زمان، شرایط اقتضاء کرد با ارائه تعریف تازه‌ای از «ارزش‌های موردقبول جامعه»، شیوه‌های موردنظر خود را پیاده می کنند. در یک جامعه بسته از نوع جامعه آمیش ها، جزم گرایی، قبول بی‌چون وچرا، عین ارزش اخلاقی و عمل به سنت به شمار می آید. در عین حال در این جامعه، یک آموزه اساسی، تافته جدابافته بودن اعضا، از بقیه کسانی است که به جماعت آمیش تعلق ندارند. آمیش‌ها خود را «نجات یافته و رستگار» تلقی می کنند و به دیگران به چشم «همج رعاع» و «راه گم کرده» می نگرند. آمیش‌ها به همین اعتبار از دیگران، چنان که در مثال‌های متعدد مقاله آمده است، به منزله ابزار و وسیله استفاده می کنند. به عنوان مثال رانندگی برای «آمیش ها» خوب نیست، اما به خدمت گرفتن دیگران برای این منظور اشکالی ندارد.
این نوع پرهیز از «تر دامنی» و این شیوه «تنزه طلبی» بیشتر به رفتاری منافقانه و غیراخلاقی شباهت دارد تا مراعات ارزش‌های والای اخلاقی. رویکرد آمیش‌ها را در این زمینه باید با رویکرد ایمانوئل کانت و تأکید او بر «خودآئینی» و «اراده آزاد»، ارتقای قوه نقادی و به کارگیری عقل و نیز توجه به دیگری، به منزله هدف، غایت و نه ابزار و وسیله، به‌عنوان شروط اساسی انسانیت و بلوغ، مقایسه کرد.
در ارتباط با تکنولوژی ها، آمیش‌ها از این نکته غفلت می ورزند که آنها از هر سنخ و نوع صرفاً به نیاز آدمی پاسخ می دهند و اگر هشیارانه به کار بسته شوند، به توضیحی که در مورد حیث‌های التفات جمعی غالب آمد، می‌توانند به رشد معنویت کمک کنند. رویکرد آمیش‌ها به تکنولوژی، تا اندازه‌ای مشابه رویکرد لادایت‌ها به دستگاه‌های بافندگی مکانیکی در قرن نوزدهم است. در عین حال به نظر می رسد آمیش‌ها از تجربه هایی که در ارتباط با تکنولوژی‌ها آموخته اند، چنان که باید، درس نگرفته اند. به عنوان مثال همان طور که وتمور متذکر شده است، برخی ابتکارهای آنان در زمینه‌های تکنولوژیک مورد استقبال دیگران نیز قرار گرفته است. راز این مسأله در آن است که آدمیان به واسطه برخورداری از «بن مایه مشترک انسانیت»، از نیازهای مشترک نیز برخوردارند و زمانی که برساخته‌ای به نحوی خرسندکننده به نیازی مشترک پاسخ گوید، دیگر کاربران که در زیست بوم‌های طبیعی و نظری متفاوتی حضور دارند، نیز احیاناً به آن اقبال خواهند کرد.
از دیگر نمونه‌های تعارض درونی در رویکرد آمیش‌ها به تکنولوژی را می توان در خصوص استفاده آنان از موتورهای دیزلی مشاهده کرد. آمیش‌ها مدعی اند که تکنولوژی هایی که به کار می گیرند، با ارزش‌های مورد قبول آنان نظیر سادگی، ارتباط نزدیک و هماهنگی با طبیعت کمک می کند، اما دانش امروز آشکار ساخته است که موتورهای دیزلی نقش مؤثری در ایجاد گازهای گلخانه‌ای و کمک به تخریب زیست محیط دارند. به این ترتیب رویه مورداستفاده آمیش‌ها عملاً در جهت خلاف ارزش هایی که مورد پذیرش آنان است، عمل می کند.
مرز و حصاری که آمیش‌ها به خیال خود به دور ترسیم کرده اند، نیز به هیچ روی قابل حفظ و برقراری به نحو عقلانی نیست. حفظ آنها به شیوه‌های جازمانه نیز، همان گونه که موارد ذکر شده در مقاله نشان می دهد، زیر فشار واقعیت غیرممکن می شود. واقعیت با ایجاد نیاز، استفاده از تکنولوژی را الزامی می کند. آنچه که باید با آن مبارزه کرد، نیازهایی است که به نحو غیرمنطبق با واقع خلق و ترویج می شود. تشخیص این قبیل نیازها و تفکیک آنها از نیازهای واقعی البته به نحو صرفاً پیشینی امکان پذیر نیست. شناخت نیازهای غیرواقعی و مقابله کارآمد با آنها، به شیوه‌های جازمانه امکان پذیر نیست. برای این مقصود اتخاذ رویکردی عقلانی و نقاد ضرورت دارد. دو نمونه‌ای که در ذیل می آیند، این نکته را بهتر توضیح می‌دهند.
در دهه ۱۹۶۰ و زمانی که قرص‌های موسوم به تالیدوماید [۲۷] که برای رفع مشکل حالت تهوع و کم خوابی به خانم‌های باردار تجویز شده بود، منجر به تولد کودکان ناقص الخلقه گردید. دولت آمریکا ماده تازه‌ای را به حدود اختیارات اداره مواد غذایی و دارویی در آمریکا وابسته به وزارت بهداشت این کشور اضافه کرد که بر مبنای آن همه شرکت‌های دارویی موظف می شدند پیش از عرضه هر دارو برای دریافت اجازه فروش آن، علاوه بر احراز شروطی نظیر بی‌خطر بودن دارو که در مقررات قبلی بر آن تصریح شده بود، شواهد تجربی کافی از کارآمدی آن برای مصرف کنندگان احتمالی ارائه دهند. با تصویب این قانون اختیارات اداره مواد دارویی و غذایی وسعت زیادی پیدا کرد و توان نظارتی آن، به همراه مسئولیتش در این زمینه، افزایش چشمگیر یافت. اکنون یک استاد رشته اقتصاد رفتاری [۲۸] در دانشگاه دوک در کارولینای شمالی، به نام پروفسور دَن آریلی [۲۹] با توجه به رسوایی‌های گسترده‌ای که بانک‌ها و نهادهای مالی در آمریکا و اروپا به بار آورده اند، پیشنهاد کرده است نهاد مشابهی برای نظارت بر کار بانک‌ها تأسیس شود و همه بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری بر طبق قانون ملزم شوند هر محصول تازه‌ای که می خواهند در اختیار مصرف کنندگان قرار دهند، ابتدا شواهد کافی تجربی از مفید بودن آن برای مصرف کنندگان و اقتصاد عمومی در اختیار نهاد ناظر بگذارند. استدلال پروفسور آریلی این است که فعالیت‌های شرکت‌های دارویی، بانک‌ها و مؤسسات مالی شباهت بسیار زیادی به یکدیگر دارد. در هر دو این حوزه ها، شمار معدودی بازیگر اصلی کنترل بازار را در دست دارند. در هر دوی این حوزه ها، مستمراً محصولات تازه‌ای که در آزمایشگاه‌های تخصصی ابداع شده اند، در اختیار مصرف کنندگان قرار داده می شود که محتوای آنها چنان پیچیده و گیج کننده است که تنها شمار معدودی از چند و چون آنها سر در می آورند. در هر دوی این حوزه ها، اداره کنندگان اصلی، منافع زیادی در عرضه محصول خود به بازار دارند، اما این منافع لزوماً با منافع مصرف کنندگان همسو نیست. نهاد ناظر بر اساس شواهد واقعی ارائه شده، می تواند به نیابت از مصرف کنندگان تصمیم بگیرد که آیا محصول پیشنهاد پاسخ گوی نیازی واقعی است و توانایی رفع این نیاز را به نحو مؤثر دارد یا نه. [۳۰]
نمونه دوم مربوط است به ضریبی که در سال ۱۹۷۲ به وسیله سلطان کشور آسیایی کوچک بوتان در برابر ضریب «رشد ناخالص تولید ملی» (گدپ) [۳۱] پیشنهاد شد. این ضریب رشد ناخالص سعادت ملی (گنه) [۳۲] نام گذاری شد. منطقی که در پس این پیشنهاد قرار داشت آن بود که ضریب رشد ناخالص تولید ملی، معیار جامعی برای مشخص ساختن موقعیت یک کشور از حیث سلامت و خوشبختی نیست. در ضریب تازه شاخص‌های ذیل مورد توجه قرار می گیرد:
• سلامت اقتصادی: که از طریق پیمایش‌ها و محاسبات آماری مربوط به سنجه‌های اقتصادی از قبیل بدهی مصرف کننده، نسبت درآمد متوسط مصرف کننده به شاخص قیمت‌ها و توزیع درآمد اندازه گیری می شود؛
• سلامت زیست محیطی: از طریق پیمایش‌ها و اندازه گیری‌های آماری مربوط به سنجه‌های زیست محیطی نظیر آلودگی، سروصدا و ترافیک اندازه گیری تعیین می‌شود؛
• سلامت فیزیکی: از طریق اندازه گیری آماری سنجه‌های سلامت فیزیکی نظیر تطور و وسعت موارد بروز بیماری‌های سخت، مشخص می شود؛
• سلامت روانی: از طریق پیمایش‌ها و اندازه گیری‌های آماری سنجه‌های سلامت روان مانند مصرف مواد ضدافسردگی و ازدیاد یا کاهش بیماران روانی اندازه گرفته می شود؛
• سلامت محیط کار: از طریق پیمایش‌ها و اندازه گیری‌های آماری سنجه‌های کار نظیر شمار بیکاران، شمار موارد تغییر شغل به وسیله متقاضیان کار، شمار موارد شکایت کارگران و شمار پرونده‌های مطروحه در دادگاه سنجیده می شود؛
• سلامت اجتماعی: از طریق پیمایش‌ها و اندازه گیری‌های آماری سنجه‌های اجتماعی نظیر تبعیض، ایمنی، آمار طلاق، دعواهای خانگی، آمار جرائم، تعداد پرونده‌های جزایی در دادگاه‌ها بررسی می شود؛
• سلامت سیاسی: از طریق پیمایش‌ها و اندازه گیری‌های آماری سنجه‌های سیاسی مانند کیفیت نظم دموکراتیک در کشور، آزادی فردی و منازعات خارجی ارزیابی می شود. [۳۳]
ضریب پیشنهادی تا مدت‌ها با بی‌اعتنایی اقتصاددانان روبه رو شد. اما در سال‌های اخیر در همه محافل بین المللی و در سطح کشورهای مختلف توجه و اقبال زیادی به آن صورت گرفته است و بسیاری از کشورها کوشیده اند آن را در نظام ارزیابی عمومی خود درج کنند. [۳۴]
این نمونه‌ها که می توان موارد متعدد دیگری را بدان اضافه کرد، همگی دلالت بر این نکته دارند که تکنولوژی‌ها به اعتبار ارتباط با شبکه‌های معنایی ـ مفهومی ـ ارزشی کاربران و ابداع کنندگان از یکسو و ارتباط با واقعیت از سوی دیگر، می توانند در مسیرهای به کار گرفته شوند که می توان بدان‌ها نام «مسیرهای بهینه» را داد. در این مسیرها، ظرفیت‌های موجود یا مکشوف یا مندرج شده در تکنولوژی‌ها به گونه‌ای به کار گرفته می شوند و یا بسط می یابند که میان دو جنبه معنایی ـ مفهومی ـ ارزشی و واقعیت بیرونی توازن و هماهنگی برقرار می کنند. در خصوص این توازن و هماهنگی دو نکته را می باید مدنظر قرار داد: نخست آنکه این توازن و هماهنگی امری نیست که به نحو پیشینی قابل شناسایی باشد، بلکه در گرو تجربه پسینی، سعی و خطا و یادگیری از رهگذر تجربه است و نکته دوم آنکه این توازن و هماهنگی، امری ثابت و لایتغیر نیست، بلکه در هر لحظه مختصات آن، به اعتبار تغییر و تحولی که در همه عرصه‌های واقعیت و از آن جمله در جهان ۲ رخ می دهد، دستخوش تغییر می شود. از این رو تنظیم نقطه تعادل میان دو جنبه ذکرشده، وظیفه‌ای است که می باید مستمراً و از رهگذر ارزیابی نقادانه عملکرد تکنولوژی و فهم از ارزش‌ها و مفاهیم و نیز درک تحولات بیرونی، به انجام برسد.


پانویس:

1- این مقاله در نشریه گفتمان الگو، سال سوم، شماره 6، 1393، صص 180-192 به چاپ رسیده است.
2- . Amish
3- مشخصات مقاله وتمور چنین است:
Jameson Wetmore, “Amish Technology: Reinforcing Values and Building Community”, IEEE Technology and Society Magazine, Summer 2007, pp. 10 – 21.
این مقاله عمدتاً در باره فرقه قدیمی آمیش the Old Order Amish است. زیرا این فرقه در میان گروه های آمیش، بزرگ ترین و شاخص ترین اند، از آنان نوعاً با عنوان «آمیش» یاد می شود.

4- مقاله کنونی بخشی از یک پروژه درباره تکنولوژی دینی است که نگارنده با مشارکت دو همکار دانشگاهی، آقایان دکتر حمید حسنی و دکتر سیدمحمد ابطحی به انجام رساند. نگارنده از نظرات این دو همکار دانشگاهی در تکمیل مباحث نقادانه مقاله کنونی بهره گرفته است که بدین وسیله از هر دو قدردانی می کند.
5- Shiela Jasanoff.
6- . the Social
7- طرد آموزش عالی از طرف آمیش ها مبتنی بر این باور است که «حِکمت این دنیا جنون با خداست» [5، ص 91].
8- Menno Simons (1496 – 1561). کشیش هلندی. از رهبران فرقه آناباپتیسیت Anabaptist که یکی از فرقه های اصلاح طلب در درون جریان عمومی اصلاح طلبی پروتستانیسم بود. پیروان او به مِنّونیه شهرت یافتند.
9- کلیسای آمیشی در قرن هفدهم از فرقه منّونیه جدا شد. زیرا آمیش ها معتقد بودند «منّونیه ها از آموزه های منّو سایمنز دور شده اند» [به این ترتیب آمیش ها خود را وارثان اصلی آموزه های منّو سایمنز تلقی می کنند].
10- . pious brethren
11- هر چند آمیش ها برای حفظ جماعت خویش خود را از دیگران جدا نگاه می دارند، اما جهان خارج را فراموش نکرده اند. اشتیاق آنان برای کمک به دیگران غالباً متوجه کسانی است که خارج از جماعت آنان زندگی می کنند. اگر به عنوان مثال انبار کاه یک غیرآمیش که همسایه آمیش هاست در آتش بسوزد، آمیش ها گرد می آیند و به بازسازی انبار سوخته اهتمام می ورزند. درست همان گونه که برای فردی از جماعت خود چنین می کردند. علاوه بر این برخی از جماعت های آمیش به نحو فعال در خدمات کمک رسانی به مناطق گرسنه یا خسارت-دیده در اثر سوانح طبیعی مشارکت می ورزند.
12- . districts
13- . Ordnung
14- در حالی که هر ناحیه برای خود اوردنانگ جداگانه ای دارد، آنها از بسیاری جهات مشابه یکدیگرند. به این اعتبار در این مقاله هرگاه از «اوردنانگ» به صورت کلی سخن به میان آید، مقصود جنبه های عمومی این رویه است که در میان همه آمیش ها مشترک است.
15- با توجه به توضیحات نویسنده می توان حدس زد که «اوردنانگ» از سنخ رویه هایی است که ویتگنشتاین از آنها با عنوان «بازی های زبانی» یاد می کند و آنها را به «شیوه های زندگی» در میان گروه های مختلف افراد مرتبط می سازد. [ع.پ]
16- . Isaac Glick
17- . Donald Kraybill
18- . the Peachey Church
19- “Rumspringa”. این مفهوم در سال های اخیر از سوی رسانه ها در آمریکا مورد توجه فراوان واقع شده است. این امر ناشی از دو برنامه تلویزیونی است. یکی با نام «آمیش در شهر» که در سال 2004 از شبکه تلویزیونی UPN پخش شد و دیگری یک برنامه مستند با عنوان «زمین بازی شیطان» که در سال 2002 نمایش داده شد. این برنامه ها می توانند تا اندازه ای گمراه کننده باشند، زیرا بر افراطی ترین جنبه های طغیان آمیش ها تمرکز می کنند. اغلب آمیش های جوان و نوجوان در لس آنجلس زندگی نمی کنند، روی فرش قرمزی که در شب افتتاحیه آثار مشهور سینمایی در جلوی سینمای اصلی این شهر پهن می شود، بالا و پایین نمی روند و در توزیع مواد مخدر شرکت ندارند.
20- این سیستم های تازه چنان موفق از کار درآمدند که اکنون شرکت های «انگلیسی» آنها را برای کارگاه های غیرآمیش تولید می کنند. آمیش ها به نحو شگفت آوری در حوزه های دیگر نیز مبتکر بوده اند و در مواردی به جوایزی نیز دست یافته اند. به عنوان مثال، آنان یک اجاق آشپزی را ابداع کرده اند که دارای یک محفظه احتراق است که کاملاً از محیط بیرون مجزاست. برخی مدعیند که این تحول «تنها پیشرفت چشمگیر در اجاق آشپزی ذغالی از 300 سال پیش به این طرف بوده است». آمیش ها همچنین یک خیش مخصوص شخم زنی زمین ابداع کرده اند که با اسب رانده می شود و مجهز به یک بالابر هیدرولیک است که کار خیش را در زمین های سنگلاخ سهل می کند.
21- رابطه آمیش ها با داروها نیز از قاعده ای مشابه پیروی می کند. هرچند در بسیاری از موارد از هومیوپاتی استفاده می کنند، اما اگر یک پزشک «انگلیسی» پیدا کنند که قابل اعتماد باشد، در آن صورت اوردنانگ مانع استفاده آنان از مراقبت های پیشرفته پزشکی که از تکنولوژی های مدرن استفاده می کند، نمی شود.
22- شماری از محققان این موضع آمیش ها را مورد انتقاد قرار داده اند و از آن به عنوان یک نمونه دیگر از روش هایی که در جوامع مردسالار برای سرکوب زنان استفاده می شود یاد کرده اند.
23- اینکه آیا اعضای یک ناحیه آمیش می توانند پیام تلفنی از بیرون دریافت کنند و در این صورت، چگونه این کار انجام می گیرد، از هر ناحیه به ناحیه دیگر فرق می کند. برای مثال، برخی از نواحی اجازه نمی دهند کسی به تماس هایی که با آنها گرفته می شود، پاسخ دهد. برخی اجازه می دهند این قبیل تماس از پیش تنظیم شوند و برخی نیز از سرویس پیغام گیر که به وسیله شرکت های تلفن و مخابرات فراهم می شود، استفاده می کنند.
24- در مورد این حادثه نظر کنید به:
Julian Borger, Amish murder school razed, The Guardian, Friday 13 October 2006, http://www.guardian.co.uk/world/2006/oct/13/usa.usgunviolence?INTCMP=SRCH
25- BBC, 23 November 2011, Seven men arrested over Amish hair-cutting attacks, http://www.bbc.co.uk/news/world-us-canada-15862064
26- . value-ladenness of technology
27- Thalidomide
28- Behavioural Economics .
29- Dan Ariely
30- توضیحات پروفسور آریلی در برنامه Business Daily در سرویس جهانی بی بی-سی، در روز 17 اوت 2012 ارائه شد:
http://www.bbc.co.uk/radio/player/p00wmgtw
31- Gross National Product
32- Gross National Happiness
33- . http://www.iim-edu.org/polls/grossnationalhappinesssurvey.htm
34- Raja Murthy, “Bhutan's happiness index goes global”, Asia Times, 12 April, 2012, http://www.atimes.com/atimes/South_Asia/ND12Df02.htm

 


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :