یکشنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۶ -
- 25 Jun 2017
30 رمضان 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
بن بست‌ ۴ ساله؛ هزینه‌های روز‌افزون حصر برای نظام
بن بست‌ ۴ ساله؛ هزینه‌های روز‌افزون حصر برای نظام
جرس: درست در روزهایی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ویژه‌برنامه‌های سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب را پخش می‌کند دوران حصر رهبران جنبش سبز نیز به پنجمین سال خود نزدیک می‌شود. انقلابی که از نخستین ماه‌ها به حذف فرزندانش روی آورد و حالا پس از گذشت نزدیک به ۴ دهه از حیات‌اش٬ سه چهره انقلابی‌اش را در حصر نگه داشته است.  


تاراج آرمان‌های یک انقلاب

چهره برافروخته میرحسین موسوی روبروی محمود احمدی‌‌نژاد زمانی که در آن مناظره تلویزیونی معروف بر میز کوبید و گفت « بنده یک فرد انقلابی هستم» در خاطر مانده است. لحن و زبان بدن و موقعیت موسوی در آن صحنه گویای وضعیتی بود که جمهوری اسلامی در گذر زمان به آن دچار شد. حاشیه‌نشینی نسل اول انقلابیون و برآمدن کسانی که خود را داعیه دار انقلاب معرفی کردند. احمدی‌نژاد نماینده این تغییر و دگرگونی موقعیت بود. او از بازگشت به الگوهای سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب دفاع می‌کرد اما برای چهره‌های واقعا انقلابی آن زمان مشروعیتی قائل نبود. اتفاق‌هایی که در جریان انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۱۳۸۸ پدید آمد از این جهت به مراتب فراتر از دعوا بر سر نتایج یک انتخابات بود. منازعه در این خلاصه نمی‌شد که چرا بخش‌هایی وسیعی از حاکمیت دست به دست هم داد تا محمود احمدی‌نژاد به شکلی نامشروع دوباره بر کرسی ریاست قوه مجریه بنشیند. منازعه اساسی بر سر هویت یک نظام بود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی گمان می‌کردند علیرغم انحراف‌هایی که طی سالیان در آن ایجاد شده است هنوز قابلیت اصلاح و سازگاری با دموکراسی دارد. موج خشونت و خون در خیابان‌ها و بازداشت‌ها و بگیر و ببندها و خبرهای تجاوز و شکنجه بود که موسوی و کروبی را بر آن داشت تا فریاد خود را نسبت به از دست رفتن آرمان‌های یک انقلاب بلند کنند.


روی نردبان امیدهای مردم

کسی به درستی نمی‌داند که رهبران جنبش سبز روزهای خود را در آن خلوت دلگیر زندان خانگی چگونه سپری می‌کنند؟ زندگی زیر نگاه‌های همیشگی و موذیانه نیروهای امنیتی و ارتباط حداقلی با دنیای خارج به مدت ۴ سال تمام بر آنها چه تاثیری داشته است؟ بدون هیچ تردیدی این تصور نزد طرفداران حکومت بوده که آنها در مقابل مصايب حصر خانگی سرانجام عقب نشینی می‌کنند و از مواضعشان برمی‌گردند و حکومت بدون دردسر چندانی می‌تواند رهبران محبوب یک جنبش مردمی را بی‌اعتبار سازد. تصوری که در این ۴ سال بطلانش ثابت شده و دیگر کمتر کسی از میان چهره‌های ارشد حکومت این خیال خوش را بیان می‌کند. تصور دیگر این بود که دوری آنها از افکار عمومی به طردشان منجر شود و وضعیت‌شان دیگر برای کسی حساسیت برانگیز نباشد اما این تصور نیز باطل از آب درامده است. حسن روحانی در جریان رسیدن‌اش به کرسی ریاست قوه مجریه از نردبانی بالا رفت که پایه‌هایش را حامیان جنبش سبز نگاه داشته بودند به امیدی که او پس از رسیدن به قدرت٬ درهای زندان خانگی را بر روی میرحسین موسوی٬ زهرا رهنورد و مهدی کروبی بگشاید. دولت او هنوز توفیق چندانی در این زمینه نداشته است اما فشار و مطالبه افکار عمومی به قوت خود باقی است.

 


بازی عوض می‌شود


قمار سیاسی با احمدی‌نژاد هم به پایان رسیده است. حالا حتی برخی متحدان وی هم زبان به اعتراف گشوده‌اند و از فسادهای بی‌سابقه در دولت سابق می‌گویند. دولتی که بیشترین حمایت و توجه را از سوی رهبر جمهوری اسلامی داشت و اگر عبای حمایت او نبود شاید هیچ‌گاه بخت نشستن بر کرسی ریاست‌جمهوری را در سال ۱۳۸۸ پیدا نمی‌کرد. فساد احمدی‌نژاد نقطه کانونی انتقادهایی بود که موسوی و کروبی در جریان رقابت‌های انتخاباتی بیان می‌کردند. اعتراض علیه دروغ و فریبکاری و دست کاری آمار. آن زمان این انتقادها تاوانی سنگین به همراه داشت و نه فقط رهبران جنبش سبز بلکه ده‌ها نفر از فعالان سیاسی نیز هزینه انتقاد از دولت احمدی‌نژاد را با حکم‌های طولانی قضایی پس دادند. حالا اما رییس‌قوه قضاییه خود به آسانی از رییس‌سابقه قوه مجریه انتقاد می‌کند٬ معاون اول‌اش با ۵ سال حبس بابت فساد مالی و اختلاس روبرو می‌شود و تعدادی دیگر از مدیران ارشد آن دولت با پرونده‌هایی در دست از پله‌های کاخ دادگستری بالا می‌روند تا به اتهام‌های مالی‌شان رسیدگی شود. وضعیت تغییر کرده است اما موسوی و رهنورد و کروبی هنوز در خانه‌های خود محبوس‌اند. آقای خامنه‌ای که مسوولیت اصلی را در حصر آنها دارد حاضر به کوتاه آمدن نیست. شاید او بیش از همه نگران این است که آزاد کردن این چهره‌ها باعث بی‌اعتباری‌اش شود و به منتقدان انگیزه‌‌ای دوباره ببخشد. شاید این معنی را دهد که او در نهایت ناگزیر به کوتاه‌ آمدن شده است اما ادامه حصر برای رهبر جمهوری اسلامی چه فایده‌ای دارد؟ او می‌داند که ادامه حصر به معنای ادامه بن‌بستی سیاسی است که از فردای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ در کشور آغاز شد ولی حاضر به پایان دادن آن نیست. آقای خامنه‌ای از تغییر آرایش سیاسی بعد از رفع حصر رهبران جنبش سبز نگران است. او ظاهرا بن‌بست کنونی را ترجیح می‌دهد اما تقریبا واضح است که این وضعیت قابل دوام برای همیشه نخواهد بود. طولانی‌تر شدن حصر تنها باعث قدرتمند‌تر شدن صدای کسانی می‌شود که خواهان پایان یافتن این وضعیت هستند و سرانجام بازی را عوض خواهد کرد.  

ارسال به :