شنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۶ -
- 25 Mar 2017
26 جمادى الثانية 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
راس وعده های روحانی، رفع حصر است
آقاي روحاني بايد به وعده هاي خود عمل كند


ابتدای معرفی کابینه روحانی بود که آقای بزرگواری یکی از راه یافتگان مجلس در مخالفت گقت : " من لر هستم ، با چماق لری با وزیر متخلف برخورد می کنم . "

نطق این روحانی مجلس نشین علیه روحانی رئیس جمهور با مخالفتهایی از سوی سیاسیون روبرو شد و تنشی ایجاد کرد . بگذریم از اینکه تا مرد سخن نگفته باشد ، عیب و هنرش نهفته باشد . اما آنچه را که در این مدت از روی کار آمدن دولت یازدهم تا کنون مشاهده می کنیم به نوعی رنگ و بویی از همان چماق دارد .


امروز اما جو غالب بر جامعه حکایت از چماقهای بزرگی بر سر آزاد اندیشان و تحول خواهان و اصلاح طلبان دارد که در برخی موارد تقدیس هم میشوند و البته گاهی کار از چماق هم گذشته به طناب دار و قطع دست و پا هم می رسد . چماقی که آن بنده خدا گفت حاصل تفکری است که سالها در اندیشه تندروها وجود دارد .


تفکر و برخورد چماقی را می توان به راحتی در اندیشه و عمل تندروهای اصولگرا دید ، ، به یاد آوریم زمانی آقای حسنی امام جمعه ارومیه فتوای قطع دست و پای خاتمی را صادر می کرد ، ترور حجاریان ، فاجعه کوی دانشگاه ، حمله به بیت امام ، اخلال در سخنرانی‌های سید حسن نوه امام و آیت الله هاشمی و بسیار موارد دیگر . این رفتارهای از نوع چماق آنقدر گسترش یافتند و فاعلین آنقدر در حاشیه امنیت بودند که کم کم به یک رویه عادی برای تندروها تبدیل شد و کمتر دیده شد که با آنها برخوردی صورت پذیرد الا اینکه خودشان و یا از جنس خودشان مورد تعرض قرار گرفته باشد مانند لاریجانی مجلسی در قم که به سرعت پرونده تشکیل و قضیه پیگیری شد .


آنچه که در همه این برخوردهای تروریستی مشترک بود هدف آن بود . هدف تمام این چماقها ، دوم خردادی‌ها و اصلاح طلبان بودند و به تدریج هر صدای منتقدی را نشانه رفتند . در واقع به این نتیجه رسیدند که هر کس بامن نیست ، علیه من است و چون منطقی در گفتمان نداشته و ندارند تنها راه را در چماق و کفن و تیر و گلوله جستجو می کنند .


سال ۸۸ در مقاطعی رفتارهایی از این دست صورت گرفت که دیده نشد برخورد قاطعی با آنها شود و متعاقب آن در سال ۸۹ یاران امام ( موسوی و کروبی ) را در مجلس با یک گزارش یکطرفه و بدور از واقعیت ضد انقلاب و خائن به ملت دانستند که هیچگاه اجازه دفاع از خود را به آنها ندادند و خود یکطرفه به قاضی رفتند و پس از خروش ملت در ۲۵ بهمن ۸۹ این دو عزیز را پس از تئوری پردازی و شانتاژهای حسین شریعتمداری در کیهان و امر محافل معلوم الحال چماقی و درخواست احمد حنتی در نماز جمعه مبنی بر محصور کردن آنها ، به حصر در آوردند . حصری که ملت نپذیرفته و نخواهد پذیرفت زیرا مهندس موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی و دکتر زهرا رهنورد را به صداقت و پاکی ، راستی و درستی ، لیاقت و شایستگی ، انقلابی و پیرو و یار امام بودن می شناسند و چگونه باور کنند وقتی از آنسوی بجز دزدی و اختلاس ، دروغ و دغا ، ذلت و زبونی و خشونت و چماق و ترور نمی بینند .


رفتار ضد بشری از این دست به دلیل وفور ، عادی شده است و اصلاح طلبان هم عادت کرده اند و می دانند حتی در کوچکترین میزگرد و یا سخنرانی باید منتظر اقدامی نابخردانه و چماقی از سوی آنها باشند و این را کمترین هزینه پیشبرد اندیشه اصلاحات می دانند و حاضرند این هزینه را بدهند اما تاسف بیشتر آنجاست که این کم عقلان رفتارهای خشن و دور از منطق و تروریستی اشان را تقدیس می کنند و تاسف بزرگتر آنکه رجال مذهبی اشان حامی آنها میشوند و حتی فتوا بر عملکرد زشت و غیر انسانی و بی‌رحمانه آنها صادر می کنند .


قرار نیست کشور در میان سر در گمی حوزه‌های علمیه در امور مستحدثه و وقایع اتفاقیه ، دچار سردرگمی شود . حوزه باید برای نسل جوان پاسخ مناسب در مسائل مختلف داشته باشد و اگر خطایی یا کژی در جایی از دولت و جامعه دید بدون آنکه تنش ایجاد کند محرمانه و یا با متانت تذکر دهد و ساختار حقوقی و قانونی نظام و نگاههای خارج و داخل و برداشتهای مردم بخصوص جوانان را در نظر بگیرد .


اگر در بحث موسیقی هر مرجعی نظر خاصی دارد دلیل نمی شود که بدون در نظر گرفتن شرایط ، بسرعت اظهار فضل نماید و باعث تداخل در امور جاریه کشور شود و یا از نظرات بنیانگذار کبیر انقلاب تخطی نماید و حال آنکه برخی با خواندن جامع المقدمات توهم مرجعیت پیدا می کنند و برخی طلبه‌ها ی جویای نام ، فقه جواهری را به خاطر مطامع سیاسی و دنیوی آلوده می سازند و موجبات وهن اسلام عزیز و انحراف و بدبینی مردم را فراهم می سازند .


در بسیاری از موارد مورد اختلاف مانند حجاب و پوشش اسلامی ، موسیقی ، فرهنگ و هنر و ..... دیدگاه علما و مراجع عظام شاید متفاوت باشد ولی نباید دلیلی شود برای ایجاد تشنج . از این موارد که بگذریم عده ایی که آشنایی چندانی با فقاهت ندارند از مراجع و امام راحل (ره) هم جلوتر افتاده اند و در مورد زندان و حبس و حصر و اعدام و ...... نظر فقهی می دهند . قانون اساسی به کناری رفته و مردم در میان حجم فتاوا سر در گم شده اند . حوزه علمیه ابتدا تکلیف خودش را با خودش روشن کند و مبنای واحدی را در اینگونه موارد برگزیند و سپس تکلیف مسلمانان را روشن فرماید .


جای تاسف دارد که گفته آید این عملکردها را وقتی در کنار رفتارهای ناهنجار و خشن قرار می دهیم به نشانه هایی می رسیم که انگار رفتار چماقی دیروز و امروز و فردای بعضی قرار است تقدیس و توجیه شود .
اگر یکی از راه یافتگان بخت برگشته در آنروز نسنجیده سخنی بر زبان آورد امروز به این نتیجه می رسیم که مافی الضمیر تمامیت خواهان و انحصارطلبان اصولگرا همین چماق است که به شکلهای مختلف خود را در عمل و رفتارشان نشان می دهد و تقدیسش می کنند .


ریاست محترم جمهوری گرچه تا کنون در برابر اندیشه‌های فاسد اینان ایستادگی نموده ولی بحث نظری کافی نیست و اقدام عملی و همراهی دیگر ارکان نظام و البته سیاسیون معتدل و عقل گرای اصولگرا و اصلاح طلب و احزاب و گروهها را می طلبد . ضمن اینکه یادآوری این نکته ضرورت دارد که آقای روحانی باید به وعده‌های خود عمل نماید و روند کار نشان می دهد ایشان می خواهد به قولهایش وفادار باشد اما اصحاب چماق نمی گذارند .


آقای روحانی دلگرم باشد که مردم پشتیبان وی هستند و از برنامه‌هایش حمایت می کنند پس با قاطعیت وعده‌هایش را عملی سازد و در راس آنها رفع حصر که مطالبه عمومی است و بداند اتفاقی نخواهد افتاد بجز دلخوشی مردم و اعتماد بیشتر به او . رفع حصر گره گشای بسیاری از مشکلات و همار نمودن راه اعتماد ملی است .
یا ایهاالذین اصولگرا کمی عقل بجای چماق !

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.