چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ -
- 08 Apr 2020
13 شعبان 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مرحوم حسن حبیبی به روایتی دیگر
 مدیریت مثال زدنی و سلامت نفس مهندس موسوی و برخورداری از کابینه‌ای سالم و به دور از اختلاس‌ها و کارشکنی هایی که امروزه رایج و عادی شده است  


توضیح جرس:
این مصاحبه پیش از این در هفته نامه های "ماهرویان" و" صدا" ، با سانسور مواردی که مرتبط با مهندس میرحسین موسوی می باشد، منتشر شده است. متن کامل این مصاحبه  را برای اولین بار در جرس بخوانید. 
 
****

در دهه فجر انقلاب و تقارن آن با دومین سالگرد پرواز ابدی مردی اخلاق مدار ، انتقادپذیر و خوش مشرب ، آقای دکتر حسن حبیبی ، در روزهایی که به جای رایحه خوش پیروزی ، بوی تعفن خیانت و اختلاس و دزدیهای چند هزار میلیاردی به مشام میرسد ، فرصتی دست داد تا با تنی چند از جوانان حاضر در شورای مرکزی جوانان خط امام استان فارس در محضر بزرگمردی از سلاله سادات صحبتهای سراسر مهرش را به گوش جان بشنویم.

دکتر سید محمد مهدی جعفری پژوهشگر و اسلام شناس برجسته ، از مبارزان و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب که در هر منصبی که به خدمتگزاری به انقلاب مشغول بودند ، اخلاق را از چارجوب فعالیت خود به حاشیه نراندند در دانشگاه شیراز با همان روحیه مهمان نوازی که خاص خطه جنوب ایران زمین است ما را پذیرا بودند و الحق که تاریخ زنده انقلابند.

ایشان از چندین سال قبل از اتقلاب با دکتر حبیبی آشنایی داشته و در زمان تصدی ایشان در دولت موقت ، سمت معاونت پژوهشی وزارت فرهنگ و آموزش عالی را عهده دار بودند.

 

 


و سابقه آشنایی شما با مرحوم دکتر حسن حبیبی به کجا بر میگردد؟

در اوایل دهه چهل دکتر حبیبی در رشته علوم اجتماعی و در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل گردید.

در صدد برآمد برای ادامه تحصیل به عنوان دانشجوی بورسیه به فرانسه هجرت کند.

که حکومت با اعزام ایشان و بنی صدر به دلیل انجام فعالیت‌های سیاسی مخالفت نمود.

که البته بعد با وساطت و ضمانت احسان نراقی با اعزام آنها به فرانسه موافقت شد.

در ابتدا با حضور در نهضت آزادی که پیشتر توسط دکتر علی شریعتی در فرانس راه اندازی شده بود حضور پیدا کرده و به همراه آقایان مرحوم صادق قطب زاده و دکتر غلامعباس توسلی حتی پس از مراجعت دکتر شریعتی به کشور فعالیت‌ها را ادامه دادند.

در سال ۵۱ دکتر حبیبی اقدام به ترجمه کتابی تحت عنوان "دیالکتیک یا سیر جدالی و جامعه‌شناسی" اثر اندیشمند فرانسوی گورویچ را که پر از واژگان مشکل فلسفی بود کرد و آن را جهت چاپ به شرکت سهامی انتشار ارسال نمود.

و با توجه به شناختی که از طریق دوستان مشترک نسبت به اینجانب پیدا کرده بود مسئولیت ویراستاری و تصحیح اثر را به عهده من گذاشت.

و این باب آشنایی غیر حضوری بنده با ایشان را باز نمود.

تا اینکه در سال ۱۳۵۷ و چندین ماه قبل از انقلاب ، بنده به همراه دکتر فریدون سحابی به جهت انجام ماموریتی از طرف نهضت آزادی عازم فرانسه گردیدیم.

دکتر یزدی و مرحوم قطب زاده نیز در آنجا به ما ملحق گردیدند.

دکتر حبیبی به سبب شخصیت آرام و به دور از حاشیه در جریان اختلافاتی که بین آقای قطب زاده و بنی صدر ایجاد میشد نقش میانجیگری را ایفا مینمودند.

تا آنجا که از ازدیاد این اختلافات خسته شده و در شهری کوچک و دانشگاهی در جنوب فرانسه و در نزدیکی شهر نیس اقامت گزید.

بنده در سفر به فرانسه به همراه امام موسی صدر که از لیبی آمده بودند و همراهی آقایان قطب زاده و شهید چمران سفری به بیروت و از آنجا به مصر داشتم.

در بازگشت از فرودگاه قاهره به پاریس، هواپیما توقفی نیز در فرودگاه نیس داشت و بنده با اطلاع قبلی از حضور دکتر حبیبی در نزدیکی ، با اجازه از سرمهماندار در نیس از هواپیما پیاده شدم .

البته پلیس فرودگاه با توجه به قید شدن پاریس به عنوان مقصد در بلیط ، از هدف بنده در تغییر مسیر سوال پرسیده و من اجازه سرمهماندار مبنی بر پیاده شدن خود را گوشزد نمودم و آنها نیز پس از اطمینان از این موضوع اجازه خروج بنده از فرودگاه را صادر نمودند.

با توجه به اینکه آقای قطب زاده از پیش حضور بنده را به اطلاع آقای حبیبی رسانده بودند ایشان به استقبال من آمده و در منزل ایشان حضور پیدا کردیم و اولین ملاقات حضوری ماصورت گرفت.

بعدها از مرحوم قطب زاده شنیدم که پس از اولین ملاقات ما ، دکتر حبیبی گفته بود : جعفری شخصی است که به خوبی میداند در پی چیست...

 


و ایشان آن زمان در فرانسه چه فعالیتهایی را صورت میدادند؟

ایشان در آن مقطع علاوه بر تحصیل و نقش در فعالسازی دانشجویان شاغل به تحصیل در اروپا ، مشغول به تدوین آثار دکتر شریعتی نیز بودند.

 

و آقای دکتر ، بنده در ذکر خاطراتی از آقای غلام عباس توسلی خواندم که مرحوم دکتر حبیبی ، مرحوم قطب زاده و بنی صدر در فرانسه به کسب مدرک دکتری نائل نگردیدند.


این موضوع تا چه حد مستند میباشد؟

آقای قطب زاده به دلیل حضور مستمر در فعالیتهای مبارزاتی و اینکه در این راستا دائما در حال سفر بودند به نظر بنده نیز موفق به کسب دکترا نشدند، اما آقای حبیبی مرحوم در رشته حقوق موفق به کسب مدرک دکترا گردیده و آقای بنی صدر نیز بعد از انقلاب دکترای خود را کسب کردند.

 


و فعالیتهای دکتر حبیبی در بعد از انقلاب در چه زمینه هایی بود؟

بعد از حضور امام در فرانسه و گرد آمدن دانشجویان فعال در اروپا گرد ایشان با توجه به تخصص و اشراف دکتر حبیبی به مباحث حقوقی و اسلامی تدوین پیش نویس قانون اساسی توسط امام بر عهده ایشان گذاشته شد.

ایشان پس از قبول این مسئولیت خدمت امام رسیده و عنوان داشتند که برای تدوین قانونی جامع و کارآمد، ناگزیرند از قوانین کشورهای مترقی اروپایی نیز استفاده کنند که امام این موضوع را قبول نموده و البته بسیار نیز استقبال و تشویق نمودند.

در جریان تدوین پیش نویس برای اولین بار اصطلاح شورای نگهبان توسط ایشان مطرح گردید.

البته قبلا در قانون مشروطه نیز نظارت پنج تن از فقها با تلاش شیخ فضل الله نوری در قانون گنجانده شده بود ، ولی مصطلح شدن شورای نگهبان اول بار توسط دکتر حبیبی صورت گرفت.

 

و و حضور در ایران به همراه امام

پس از حضور امام در ایران دکتر حبیبی نیز یکی از همراهان ایشان بود.

البته قطعا میدانید که مقرر بود که امام پنجم بهمن وارد کشور شود که با بستن فرودگاهها توسط بختیار این مسئله یک هفته به تعویق افتاد.

دو یا سه روز قبل از ورود امام و همراهان به کشور ، پدر دکتر حبیبی که از اوایل دهه چهل از دیدار فرزند خود محروم بودند فوت نمودند.

و جاللب است که مرحوم دکتر حبیبی همیشه با عبارت " من با بختیار پدر کشتگی دارم" و در قالب طنزی تلخ یادآور میشدند که اگر بختیار همان پنج بهمن از حضور امام ممانعت نمینمود ، من برای آخرین بار پدرم را دیده بودم .

 


و بقیه فعالین خارج از کشور که پس از ورود امام ، به کشور مراجعت نموده بودند به چه فعالیتهایی مشغول شدند؟

بیشتر مبارزین حوزه دانشجویی خارج از کشور علاقه مند به حضور در عرصه فعالیتهای فرهنگی و تبلیغاتی بودند.

در این راستا کمیته هایی برای تبلیغات انقلاب و اهداف و دلایل آن تشکیل گردید.

در این ایام با توجه به نقش تاثیرگزار رسانه‌های جمعی حکمی مبنی بر اداره شورایی رادیو و تلویزیون ازسوی امام برای آقایان غلامعباس توسلی ، مجتهد شبستری و مرحوم قطب زاده صادر شد.

با ابلاغ این حکم ، قطب زاده با این استدلال که اداره امور به صورت شورایی آنهم در رادیو و تلویزیون امکان پذیر نیست ، درخواست نمود حکم به صورت فردی برای خود ایشان صادر گردیده ، اما از همکاری و مساعدت دیگر دوستان نیز استفاده شود که این موضوع با موافقت امام مواجه گردید.

با توجه به سابقه پژوهشی و علاقه به فعالیتهای فرهنگی اینجانب نشریه‌ای با عنوان " امام" و همکاری دیگر عزیزان و به سردبیری آقای موسوی گرمارودی منتشر مینمودیم.

در این نشریه عزیزانی چون مهندس میرحسین موسوی ، سرکار خانم زهرا رهنورد، آقای محمد بهشتی در حوزه تبلیغات انقلاب حضور داشتند.

با پیشنهاد بنده برای تاثیرگزاری بیشتر در مباحث فرهنگی و کمک به انقلاب به همراه مهندس میرحسین موسوی و خانم رهنورد به همکاری در بخش رادیو پرداختیم.

مهنس موسوی در حوزه فرهنگ شخص فعال و صاحب نظری بوده و خالصانه وقت خود را در این راه صرف مینمودند.

جالب است بدانید یک بار مهندس موسوی فرمودند : محاسبه کرده‌ام که برای پخش ۲۴ ساعت در رادیو نیاز به ۹۶۰ صفحه مطلب داریم.

که بخشی از آن را خود به عهده گرفته و به دلیل عدم چاپ وسیع آثار دکتر شریعتی ، پیشنهاد شد بخشی از ساعات رادیو به خواندن مطالب ایشان اختصاص پیدا کند.

 


و زمینه وزارت دکتر حبیبی و معاونت ایشان توسط حضرتعالی در دولت موقت چگونه فراهم شد؟

لازم است ابتدا نحوه پذیرش نخست وزیری از سوی مهندس بازرگان را شرح دهم.

امام به مهندس بازرگان پیشنهاد دادند که با استعفا از نهضت آزادی مامور تشکیل کابینه گردند.

اما مهندس بازرگان استعفا از تشکیلات متبوع خود را نپذیرفت و خود را دلبسته مناصب دولتی نکرد.

به پیشنهاد آیت الله طالقانی در حکم صادره از سوی امام بدون در نظر گرفتن خواستگاه تشکیلاتی مهندس بازرگان ایشان به مقام نخست وزیری منصوب گردیدند.

مهندس بازرگان نیز پس از استخاره مسئولیت محوله را پذیرفتند.

پس از مدتی به دلیل کارشکنیهایی که صورت میگرفت و تعدد مراکز قدرت که پس از انقلاب هنوز روی کار بودند ، بعضی وزرا جون آقایان فروهر و شریعتمداری استعفا دادند و بقیه وزارتخانه‌ها نیز با مشکلاتی مواجه بود.

در شرایطی که به علت استعفای برخی وزرا ، میرفت که دولت در موضع ضعف قرار گیرد ، آیت الله طالقانی با دعوت از ما که که در نهضت آزادی فعالیت داشتیم ، ما را به کمک به تقویت دولت ترغیب نمود.

در این راستا به وجود اینکه مبنای فعالیت ما فرهنگی بوده و بنا نداشتیم در حوزه اجرایی ورود کنیم مهندس سحابی به سازمان برنامه و بودجه ، دکتر حبیبی به وزارت فرهنگ و اموزش عالی و سپهبدی به وزارت کار منصوب شدند.

بنده به دلیل نداشتن تجربه در حوزه اجرایی و علاقه به فعالیتهای پژوهشی از قبول وزارت سر باز زده و با درخواست دکتر حبیبی معاونت پژوهشی ایشان در وازارت فرهنگ و آموزش عالی را پذیرفتم.

در بحبوحه جریانات انقلاب و استعفاها و اعتصابات مکرر و همچنین روحیه آرام و تنش گریز دکتر حبیبی بخش اعظمی از فعالیتهای وزارتخانه به بنده محول گردید.

جالب است که با هر استعفا از سوی یکی از مسئولین وزارتخانه ، طی حکمی از سوی دکتر حبیبی با حفظ سمت سرپرستی آن بخش نیز به بنده محول میگردید و در زمان کاندیداتوری ایشان در انتخابات ریاست جمهوری نیز کلیه امور وزارتخانه بر عهده اینجانب بود.

اینجا ذکر خاطره‌ای خالی از لطف نیست.

اولین اقدام قهری در خصوص مسئله حجاب در وزارت بهداشت بوده و اجبار کارکنان آن به رعایت حجاب.

که این مسئله با اعتراضات گسترده‌ای رو به رو شد.

بالطبع در وزارتخانه فرهنگ و اموزش عالی نیز اعتراضات گسترده‌ای صورت گرفت.

دکتر حبیبی با تماس با بنده ، حل غائله را به اینجانب محول نمودند.

من نیز فردای آن روز با دعوت از بانوان شاغل در وزارتخانه ، ضمن اینکه تصمیم گیری پیرامون نوع پوشش آنها را به عهده خودشان قرار دادم ، اما با ریشه یابی مسئله حجاب و سبقه تاریخی مذهبی و ملی آن و همچنین یادآوری رعایت حجاب از سوی خود این بانوان و حتی زنان اقلیت‌های مذهبی در جریان انقلاب نسبت به آرام سازی فضای وزارتخانه اقدام نمودم.

و البته لازم به ذکر است فردای آن روز حتی یکی از زنان شاغل در وزارتخانه بدون حجاب در محل کار خود حاضر نشد.

و این نشان میدهد فعالیتهای ارشادی و فرهنگی در هر حوزه‌ای به نسبت هر نوع اجباری شدیدا بازخورد مثبت و بهتری دارد.

 


و نظریه امام پیرامون حجاب هم ارشادی بود ؟

زمانی در مصاحبه یکی از خبرنگاران با آقای اشراقی داماد امام، ایشان همه زنان حتی مسیحیان را ملزم به رعایت حجاب دانستند.

انتشار این نظریه باعث شکل گیری برخی اعتراضات و اعتصابات گردید.

در این زمان آیت الله طالقانی با مصاحبه‌های زیاد نسبت به نشر دیدگاه امام نسبت به مسئله حجاب اقدام نمود.

اساسا تفکر امام و بزرگان انقلاب در حوزه حجاب این نیود که همه به اجبار با حجاب شوند.

لیکن برخی نیروهای رده پایین که تعدادی سابقه خوبی هم نداشتند نسبت به اجباری بودن مسئله حجاب و اقدامات قهریه در صورت عدم رعایت ، اقدام مینمودند.

در حالیکه نظر امام همان فعالیت فرهنگی و البته ارشادی بود.

 


و دلیل کاندیداتوری دکتر حبیبی در انتخابات نخست وزیری چه بود؟

مهندس بازرگان در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری قصد کاندیداتوری داشت.

با مشورتی که با نزدیکان به عمل آوردند و شرایط جامعه در آن برهه زمانی ایشان از حضور در عرصه انتخابات منصرف گردیدند.

سپس نام دکتر حبیبی مطرح گردید و قرار بر این شد که ایشان رقیب بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری باشد.

در حالیکه بنی صدر از چندین سال قبل برای حضور در کسوت ریاست جمهوری برنامه‌های هدفمندی صورت داده بود.

یاد دارم زمانی مرحوم دکتر حبیبی خاطره‌ای از بنی صدر برای من تعریف نمودند که ذکر آن در این مقال جالب مینماید.

ایشان تعریف میکردند : با توجه به تمکن مالی خانواده بنی صدر و البته آقا زاده بودن ایشان ، در زمان دانشجویی در تهران از آپارتمان و ماشین شخصی برخوردار بودند.

در روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به همراه بنی صدر ، با ماشین جیپ او در خیابان تردد میکردیم. او در حین صحبتها خود را رئیس جمهور ایران میخواند و مسئولیت یکی از وزارتخانه‌های تحت امر خود را نیز به من محول نمود.

خلاصه اینکه بنی صدر از چندین سال قبل ردای ریاست جمهوری را بر قامت خود دوخته بود.

در این زمان نیز بنی صدر مورد حمایت اکثریت روحانیون و احزاب و البته عامه مردم بود .

حتی بنده در برازجان ،زادگاه خودم به تبلیغات برای دکتر حبیبی میپرداختم ، اما همگان شعار صد در صد بنی صدر سر میدادند.

 


و در مجلس اول هم ، شما و دکتر حبیبی جزو نمایندگان بودید.

در مجلس اول بنده از برازجان و دکتر حبیبی، مهندس بازرگان ، دکتر سحابی، مهندس معین فر و ... از تهران حضور داشتیم.

در هفتم خرداد رسما مجلس افتتاح گردید و هر کدام بر اساس تخصص در کمیسیون‌های مختلف حضور پیدا کردیم البته بعضا بعضی افراد بدون تخصص لازم نیز به مجلس راه پیدا نموده بودند که بر حسب علاقه در کمیسیونهای مختلف پرسه میزدند.

در جریان عزل بنی صدر نیز بنده به عنوان مخالف صحبت کردم.

البته به مخالفت با طرح عدم کفایت ، نه موافقت با بنی صدر.

و هنگام رای گیری به همراه ده نفر دیگر از نمایندگان جلسه را ترک کرده و در رای گیری شرکت نکردیم.

که همین موضوع را بعد برای ما سند کرده و به عنوان موافقین بنی صدر معرفی مینمودند.

در اینجا لازم است بگویم بنی صدر دو نقطه ضعف اساسی داشت.

۱_ غرور و تکبر شخصیتی

۲_ اطرافیان او که عمدتا افرادی ناصالح و فرصت طلب بودند.

 


و علت عدم حضور شما در انتخابات مجالس بعد چه بود؟

آن زمان با فضایی که ایجاد شده بود ، شرایط کار مثبت فراهم نبود.

ما هیچ کدام به دنبال پست و کسب منافع و حقوق مجلس نبودیم و حقیقتا هدفی جز خدمت و انجام اموری برای پیشرفت کشور در ذهن نداشتیم.

 

 

و در مرحله بعد دکتر حبیبی با مهندس موسوی و در کابینه ایشان همراه شدند.

ایشان به دلیل اشراف بر مباحث حقوقی و دور بودن فضای وزارت دادگستری از حوزه اجرایی و حواشی این مسئولیت را پذیرفتند.

در این میان حضور شخصی مثل مهندس موسوی با آن روحیه فوق العاده دموکراتیک و صمیمیتی که با اعضای کابینه داشتند در پذیرش این مسئولیت نقش ویژه‌ای داشت.

 


و از نقش مهندس موسوی صحبت فرمودید، شما قبلا هم با ایشان کار کرده و آشنایی داشتید . خصوصیات بارز شخصیتی ایشان از نظر شما چیست؟

همانگونه که اشاره شد ایشان روحیه فوق العاده دموکرات و صد البته صمیمانه‌ای با اطرافیان و همکاران خود داشتند به نحوی که حتی در صورت وقوع برخی اختلاف نظرات کاری همواره معتقد بود باید از طریق تبادل نظر و تعامل مشکلات را رفع کرد.

همچنین مدیریت مثال زدنی و سلامت نفس مهندس موسوی و برخورداری از کابینه‌ای سالم و به دور از اختلاس‌ها و کارشکنیهایی که امروزه رایج و عادی شده است و حضور فردی چون مرحوم عالی نسب به عنوان مشاور اقتصادی در کنار ایشان اقتصاد مملکت را در بحبوحه جنگ به دور از تنش‌های کنونی و گرسنگی‌های رایج امروزی به خوبی اداره نمود.

در ذکرموفقیت ایشان همین بس که در شرایطی بحرانی با تمام مشکلات جنگید و بدون دریافت وام خارجی با مدل اقتصاد کوپنی چرخ زندگانی مردم را چرخاند.

 

 


و دکتر حبیبی سپس به عنوان معاون رئیس جمهور معرفی شدند.

بله ، ایشان با توجه به روحیه آرامی که داشتند به عنوان معاون اول ریاست جمهوری در دو دولت آقای هاشمی و دولت اول آقای خاتمی برگزیده شدند که همین موضوع به وضوح ، سازگاری ایشان را با شرایط‌های متفاوت نشان میدهد.

اساسا ایشان روحیه قابل تقدیری در مواجهه با انتقادات از خود نشان میدادند و در تمامی شرایط تلاش داشتند کاملا عالمانه و علمی پاسخگوی منتقدین خود باشند.

 


و همین روحیه باعث شد ایشان چهره محبوب گل آقا باشند.

بله ، جالب است بدانید چندین بار مرحوم صابری از ایشان دعوت کرد در دفتر گل آقا حضور پیدا کنند و هر بار عوامل نشریه میدیدند که ایشان در بذله گویی و شوخ طبعی گوی سبقت از آنان ربوده است.

و همین باعث شده بود با شوخیها و کاریکاتورهایی که درباره ایشان منتشر میگردید با روحیه‌ای شایسته تقدیر برخورد کنند.

 


و آخرین بار کی شما با دکتر ملاقات فرمودید؟

بنده چند سال پیش در همین دانشگاه شیراز و زمانی که دانشگاه به عنوان قطب زبان و ادبیات فارسی معرفی شده بود، با ایشان ملاقات داشتم و از بنده دعوت کردند که در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی که در آن زمان ریاست آن را به عهده داشتند حضور پیدا کنم.

یک بار هم در ساختمان بنیاد ایران شناسی با ایشان ملاقات داشتم.

و دیگر ملاقات حضوری نداشتیم تا زمانیکه متاسفانه در مجلس ختم ایشان حاضر شدم .

و جالب است که همسر محترمه ایشان با ذکر خاطرات مشترکی که داشتیم میگفت دکتر همیشه از شما یاد میکردند.

 


و آقای دکتر با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید اگر سخنی مغفول مانده است بفرمایید.

خیلی خوشحال شدم که امروز فرصتی فراهم گردید که بخشی از خاطرات گذشته را مرور کنم.

و امیدوارم که با ترویج اخلاق مداری در جامعه و بالاخص در میان سیاسون ، فضای جامعه به سمت راستی سوق داده شود ، به اهداف اصلی انقلاب که آزادی مردم در سایه اسلام و ایران بود باز گردیم ، سرنوشت مردم به واقع در دستان خودشان قرار گیرد و از منش و روش‌های دیکتاتورگونه دور باشیم.

در این مسیر لازم است همگان درک کنند که اصل جمهوری اسلامی چگونه اصلی بود و قرار بود چه کسانی را برای اداره امور کشور تربیت کنیم.

امروزه شاهدیم برخی از جریاناات به طور کلی از چارچوب انقلاب و اصول فرهنگی آن خارج شده و در مسیر سهم خواهی سیاسی قرار گرفته است.

راه برون رفت از شرایط فعلی خود سازی ، دیگر سازی و رفتار مبتنی بر عقلانیت است.


مصاحبه کنندگان: مهدی سادات شجاعی /عباس مروتی

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :