جمعه ۰۱ شهریور ۱۳۹۸ -
- 23 Aug 2019
20 ذو الحجة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
«حصر»، آزمونی که همگانی شد
«حصر» آزمونی شده است برای به چالش کشیدن این ادعا که «هزار وعده خوبان یکی وفا نکنند». 


در آغاز «آزمون» بود. آزمونی بود ساده، برای آن سه نفر به علاوه برای آن میلیون ها نفرِ دیگر. در آغار آزمونی ساده و کوتاه بود، آزمونی که همینک بیش از چهار سال است که به درازا کشیده شده است.


در آغاز آزمونی بود برای آن سه نفر. آنها که به آن حصر اجباری رفتند، آزمون خویش را پس می دادند، «آزمون شنبه پس از انتخابات» را، همان آزمونی که شیخ و میرحسین در آن مناظره دو به دو یکدیگر را بدان فراخوانده بودند.


در آغاز آزمونی بود برای آن میلیون نفرها که بر پیمان خویش تا کجا وفادار هستند، کوچک ترین روزنه ها، نمایشی از شکوه دادخواهی آن میلیون نفرها می شود. فرقی نمی کند تشییع جنازه رهبران مذهبی باشد، میتنگ های انتخاباتی باشد یا سفرهای استانی رییس جمهور. این آزمون، تداوم دارد و تکرار می شود، روز به روز نو می شود و تازه.


اما آزمون، گسترده شد و گسترده تر. هم اینک، «حصر» آزمونی شده است همگانی. آزمونی شده است برای همه آن هایی که مدعی هستند. برای آن ها که سال ها را نامگذاری می کنند: «سال حاکمیت قانون»، «سال قانونمداری»، حصر آزمونی شده است تا شوخی ها و جدّی های این نامگذاری ها راستی آزمایی شود.


«حصر» آزمونی شد برای کاندیداهای انتخابات و درجه مردمی بودن آنان. در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، در میان کاندیداهای انتخابات، یک کاندیدا روزنه ای را نشان داد و کلیدی، کلیدش تدبیر بود، وعده داد: در اردیبهشت آن سال، در دیدار با دانشجویان دانشگاه شریف و در پاسخ به تقاضای دانشجویان در باره رفع حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد گفت: «من امیدوارم خود انتخابات یک مقداری فاصله ها را از بین ببرد و دولت آینده بتواند یک فضای غیر امنیتی را در جامعه بوجود بیاورد. به نظر من مشکل نیست شرایطی را در یک سال آینده فراهم کرد که نه تنها آنها که در حصرند آزاد شوند بلکه حتی آنهایی که به خاطر سال ۸۸ در زندان هستند، آنها هم آزاد شوند».


آزمونی شده است برای این که ارزیابی شود، آن شرایطی که بنا بود پس از یک سال فراهم بشود، اکنون و پس از دو سال آیا فراهم شده است یا نه؟ چه کارهایی برای رفع حصر شده است؟ و چه موانعی برای رفع حصر وجود دارد؟


«حصر» آزمونی شده است برای به چالش کشیدن این ادعا که «هزار وعده خوبان یکی وفا نکنند». دو سال از آن وعده ها می گذرد. امیدواران به آن وعده، هنوز به روزنه های امید چشم دوخته اند. از اردوگاه رییس جمهور منتخب، صداهای هنجار و ناهنجار، زشت و زیبا، و آوازهای نامتجانس به گوش می رسد، برخی صداها آن چنان گوش خراش هستند که به ناچار بایستی برائت جست. برخی از دولتمردان این کابینه نیز، در گفتارهایی متناقض، یک روز سخن از بررسی مساله حصر در هیات دولت می رانند و روزی دیگر سخن خویش تکذیب می کنند.


«حصر» آزمونی شده است برای آن کاندیدایی که کلید تدبیر آورد و روزنه را نشان داد. آزمونی شده است تا ارزیابی شود که «حقوقدانان» وقتی به قدرت می رسند، چقدر برای حقوق شهروندان خویش اهمیت قائل هستند. آزمونی شده است برای رهبری جمهوری اسلامی ایران که به درستی رأی ها را حق مردم دانست، که آیا این رأی ها و این امیدها پاس داشته خواهند شد؟ یا به وادی ناامیدی و به برکه فراموشی فرستاده خواهند شد؟


«حصر» آزمونی شده است تا حقوقدانی و حقوق خوانی به تنهایی معیار و ملاک نباشد. دانستن حقوق کافی نیست، به حقوق باید عمل کرد:


بزرگی سراسر به گفتار نیست
دو صد گفته چون نیم کردار نیست


«حصر» آزمونی شده است تا من و تو نشان دهیم چقدر زیرک هستیم و هوشیار؟ آیا می توانیم راهی پیدا کنیم که محترمانه و مؤدبانه آن سه مسافر همسفر را در بیغوله آن کاروانسرا تنها بگذاریم؟ آیا نمی توان راهی پیدا کرد که مشکلات و اولویت ها را امور دیگری بدانیم و خود را درگیر امور مهمتر کنیم که «الاهم فالمهم»؟ آزمونی شده است تا مهارت های توجیه گرایانه خویش را نمایش دهیم و بر بی عملی خویش، قبای پراگماتیسم و عملگرایی پوشانده، و یک جوری آن وعده های انتخاباتی را نیز محترمانه به فراموشی بسپاریم و با مهارت های توجیه گرایانه، برای آن محصورین لالایی هایی دوستانه بخوانیم؟

«حصر» آزمونی شده است که اگر روزی دیگر و روزگاری دیگر باز نیاز به رأی مردم داشتیم، معجون سحرآمیز مردمسالاری را از شیشه های جادویی بیرون آورده و در نزدیکی های «حصرگاه» روزنه ای ازامید نشان داده و برگه های منتظر و امیدوار را روانه صندوق های جادویی بکنیم؟
 

«حصر» آزمونی شده است برای رهبران دینی مردم. مردمی که از منابر دین و خطبای دینی شنیده بودند که پیشوای مسلمین علی (ع) جور و ستم به یک پیرزن یهودی را برنتابید و معترضانه فریاد برآورد، اکنون این جور و ستم، آزمونی شده بود تا مردم، درجه وفاداری آن خطیبان دین به راه و شیوه پیشوای مسلمانان را در محک سنجه قرار دهند، تا مردم دریابند که این واعظان محراب و منبر، آیا خود به این حکایت های تاریخی باور دارند یا خیر؟


«حصر» آزمونی شد برای نمایندگان مجلس، آن جا که در آن آزمون یک نماینده اصولگرا، مسابقه دوی چندصدمتر را به تنهایی برنده شد، در حالی که فراکسیونی که روزی و روزگاری «اصلاح طلب» نامیده می شدند، هنوز در تردید جدّی به سر می برند که آیا مطالبه رفع حصر اولویت ماست یا خیر؟


«حصر»، در آن سوی دیگر نیز آزمونی شده است برای تحول طلبان و آزادیخواهان و منادیان حقوق انسان. آزمونی شده است تا اگر خواسته های مردمسالارانه ما از زبانی دیگر بیرون آمد، و اگر ما بر آن زبان نقدی و خُرده ای هم داشتیم، تا چه مقدار از آن مطالبات بر حق پشتیبانی می کنیم؟ مهم چیست؟ مهم آن است که آن مطالبات برحق مردمسالارانه گفته شود؟ یا مهم آن است که ما بگوییم و نه دیگران؟


«حصر» آزمونی شده است چندسویه و چندجانبه: آزمونی برای حاکمیت جمهوری اسلامی؛ آزمونی برای اپوزیسیون آن؛ آزمونی برای رهبری جمهوری اسلامی ایران؛ آزمونی برای ریاست جمهوری؛ آزمونی برای نمایندگان مجلس؛ آزمونی برای ما؛ آزمونی برای ملت ما؛ آزمونی برای کشور ما.


در این آزمون، آن سه نفر بُردند، کار خویش کردند: «آرد خود را بیختند و الک خود را آویختند»، بر عهد خویش وفادار ماندند و آزادی خویش را به ذلت ما و تاریخ ما نفروختند، بهای سربلندی مقاومت خرداد ۱۳۸۸ را با حصر و حصار خویش پرداختند تا آزاد شوند و طعم آزادی را زمزمه کنند.


آنان، از همان هنگامی که بر سر پیمان خویش به بند رفتند، از همان ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ آزاد شدند، که «من از آن روز که دربند توام آزادم». آن ها چهار سال است که مسابقه نفس گیر و نفس بُر انتخابات ۱۳۸۸ را بُردند! و اینک ما مانده ایم و این آزمون! ما مانده ایم و جوانه های امید! ما مانده ایم و آرزوی شنیدن سوتِ خوشِ پایانِ خوش! 
 

منبع: کلمه 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.