دوشنبه ۰۴ بهمن ۱۳۹۵ -
- 23 Jan 2017
23 ربيع الثاني 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
چرايي استعفاي دولت موقت ؟
برخي بر اين باورند كه استعفاي دولت موقت و كناره‌گيري از قدرت در آن شرايط حساس تاريخي يك "اشتباه استراتژيك" بوده است 


در واكاوي تاريخ ۳۶ ساله پس از انقلاب برخي از صاحب‌نظران محترم بر اين باورند كه استعفاي دولت موقت و كناره‌گيري از قدرت در آن شرايط حساس تاريخي يك "اشتباه استراتژيك" بوده است. اين صاحب‌نظران احتمالاً با اين استدلال كه بينش، روش و منش اصلاح طلبي مرحوم مهندس بازرگان كه پس از سه دهه از پيروزي انقلاب به تدريج مورد پذيرش بخش عمده‌اي از فعالان سياسي جامعه قرار گرفته و در اين مدت موجب پرداخت هزينه‌هاي سنگيني براي جامعه شده است، چرا مهندس بازرگان در دولت موقت ايستادگي نكرد و در قدرت باقي نماند تا گفتمان اصلاح‌طلبي او از همان ابتداي انقلاب نهادينه شود و سريعتر مطالبات تاريخي ملت ايران محقق شود؟ اين مطالبات تاريخي كه در اصول و آرمان‌هاي اصيل و اوليه انقلاب يعني آزادي، استقلال، حاكميت ملت (جمهوريت) و ارزش‌هاي اسلامي (اخلاق، عدالت، وفاي به پيمان‌ها و قانون گرايي و...) تبلور داشت و با استفاده از منش مديريت علمي و تدريجي مهندس بازرگان و همچنين روحيه و خلق و خوي متحول شده مردم پس از انقلاب قابل تحقق بود. شايد اين صاحب‌نظران دلايل ديگري هم براي اين قضاوت تاريخي خود داشته باشند كه مي‌تواند اين منطق را تقويت كند. به نظر مي‌رسد اين بحث صرفاً‌ انتزاعي و فقط مربوط به ارزيابي رخدادهاي سال اول انقلاب نيست. اين تحليل مي‌تواند براي رويكردهاي امروز و فرداي جامعه ما هم كاربرد داشته باشد.


به نظر بنده با توجه به خصوصيات مرحوم مهندس بازرگان و همكاران ايشان در دولت موقت و شرايط عيني بعد از انقلاب ايستادگي بيشتر دولت موقت نمي‌توانست دستاوردي براي كشور و منافع ملي دربر داشته باشد و بستري براي دستيابي به مطالبات مردم فراهم کند. براي توضيح بيشتر ذيلاً‌ به نكاتي اشاره مي‌كنم:


۱- انتخاب مهندس بازرگان در ۱۵ بهمن ماه ۵۷ به عنوان دولت موقت انقلاب باتوجه به شرايط آن روز تنها گزينه قابل قبول بود. در شرايطي كه هنوز دولت شاهپور بختيار و ارتش در قدرت بودند چه كسي جز مهندس بازرگان مي‌توانست مورد پذيرش هم روحانيت و هم گروهها و نيروهاي سياسي تأثيرگذار در انقلاب باشد و توان مديريت مسائل دوران انتقال نظام را داشته باشد؟ مهندس بازرگان همانگونه كه خود آنمرحوم به دفعات توضيح دادند با آگاهي از مخاطرات و مشكلات پذيرش اين مسئوليت، اين پيشنهاد را پذيرفتند تا بتوانند به اين مسئوليت تاريخي خود عمل نمايند و زمينه را براي مطالبات اصلي مردم كه همان آزادي و حاكميت ملت بوده است جامه عمل بپوشانند.


۲- انقلاب اسلامي ۵۷ آنچنان به سرعت شكل گرفت كه برای نيروهاي مؤثر در انقلاب ازجمله روحانيت مبارز و احزاب و گروه‌هاي سياسي تأثيرگذار فرصتي براي تعامل و توافق بر برنامه مشترك فراهم نشد. آنچه مورد توافق همه گروههاي اجتماعي و مردم ايران بود جنبه سلبي مطالبات بود كه ما رژيم استبدادي شاه را نمي‌خواهيم. شعار "مرگ بر شاه" مورد توافق همه ملت ايران و خواست ملي بود. در راهپيمايي‌ها جنبه ايجابي مطالبات در شعار عمومي مردم يعني "آزادي ـ استقلال ـ جمهوري اسلامي" و رهبري آيت‌اله خميني تبلور پيدا كرد كه تفصيل آن در سخنراني‌ها، مصاحبه‌ها و پیام‌های آن مرحوم به ويژه در نوفل لوشاتو فرانسه در رسانه‌ها و در بام جهاني منعكس شد و بر اين اساس وجهه مردمي و انساني انقلاب سال ۵۷ افكار عمومي جهانيان را تحت تأثير قرار داد و مردم ايران نيز در ۱۲ فروردين ۵۸ به جمهوري اسلامي رأي دادند. اينكه چرا در ماه‌هاي بعد از انقلاب به ويژه پس از ۱۳ آبان سال ۵۸ و اشغال سفارت سابق آمريكا نگاه افكار عمومي نسبت به انقلاب اسلامي ايران تغيير پيدا كرد موضوع اين بحث نيست.


۳- از همان روزهاي بعد از ۲۲ بهمن ماه به ويژه پس از ۱۲ فروردين و برگزاري رفراندوم جمهوري اسلامي، آرايش سياسي گروههاي سياسي براي كسب قدرت و يا كارشكني در روند استقرار نظام جديد آغاز شد. روحانيت مبارز با تشكيل و توسعه حزب جمهوري اسلامي بطور طبيعي خود را براي به دست گرفتن قدرت آماده مي‌كرد و در برابر نقدها و كارشكني‌هاي تخريبي عليه دولت موقت دست كم حساسيتي نداشت. اما طيف گروه‌هاي چپ مثل حزب توده و مجاهدين خلق كه داراي سازمان و امكانات وسيعي بودند و خود را از بقيه نيروهايي كه در مديريت انقلاب نقش بيشتري داشتند براي تصدي قدرت واجد صلاحيت بيشتري ارزيابي مي‌كردند؛ با طرح استراتژي "تداوم انقلاب" براي تضعيف و ناكارآمد نشان دادن دولت موقت در عرصه‌هاي مختلف برنامه‌ريزي كردند. نگاهي به مجموعه سخنراني‌ها، مصاحبه‌ها و يادداشت‌هاي مهندس بازرگان در دوره ۹ ماهه دولت موقت كه در كتاب "مسائل و مشكلات اولين سال انقلاب" مهندس بازرگان آمده است؛ ابعاد اين تلاش‌ها و اقدامات مخالفان و نوع مقابله آگاهی بخش مهندس بازرگان را نشان مي‌دهد. گستره اين مداخلات و كارشكني‌ها آنچنان مديريت وزارتخانه‌هاي مختلف را مختل كرده بود كه از خرداد ماه سال ۵۸ موضوع استعفاي دولت موقت مطرح و كوشش مي‌شود اعضاي روحاني شوراي انقلاب خود در دولت و وزارتخانه‌هاي كليدي مانند وزارت دفاع (آقاي خامنه‌اي) وزارت كشور (آقاي هاشمي رفسنجاني) و آموزش و پرورش (مرحوم دكتر باهنر) حضور و در مديريت دولت موقت مشاركت داشته باشند تا شايد زمينه كاهش مشكلات فراهم شود.


۴- رخداد اشغال سفارت سابق آمريكا در ۱۳ آبان سال ۵۸ اگر چه عامل اصلي استعفاي دولت موقت نبود اما شرايطي فراهم شد كه ادامه مديريت دولت موقت را عملاً‌ غيرممكن ساخته بود. دانشجويان اگر چه همانگونه كه خود گزارش كرده‌اند، فقط چند روز قصد اشغال سفارت را داشتند. اما گروه‌هاي چپ و همه كساني كه به دنبال تضعیف و یا حذف دولت موقت بودند آنچنان فضايي به وجود آوردند كه وزراء قادر به حضور در وزارتخانه‌ خود نبودند و عملاً ايستادگي دولت موقت موجب تقابل آنان با همه تشنگان و شيفتگان قدرت مي‌شد كه نه‌ چنين تواني را داشتند و نه حاصلي براي انقلاب و منافع راهبردي كشور داشت. در مقابل اين سيل تهاجمات گسترده راهكاري جز كنار آمدن دولت موقت و حفظ نيروهاي كيفي محدود خودشان براي تداوم رسالت تاريخي روشنفكران ديني وجود نداشت.


۵- عملكرد مهندس بازرگان و ياران ايشان در نهضت آزادي ايران در ۳۵ سال گذشته در راستاي پاسداري از اصول و آرمان‌هاي اصيل و اوليه انقلاب و تقویت روند اصلاحات كه در يادداشت‌هاي ديگر به تفصيل آمده است؛ به نظر مي‌رسد درستي انتخاب اين رويكرد مهندس بازرگان و دولت موقت را نشان داده باشد و در آن شرایط ايستادن در مقابل طوفان يا سيل خانه برانداز كار عاقلانه‌اي نبود. آنان بايستي كنار می رفتند تا در فرصت مناسب بعدي بتوانند به راه تاریخی خود ادامه دهند.


۶- شايد بررسي مسائل و مشكلات مديريت شهرداري تهران در دوران بحراني دو سال اول انقلاب، به عنوان نمونه، درستي اين رويكرد را نشان دهد. بنده بعد از استعفاي دولت موقت، استعفاي خود را به دولت شوراي انقلاب كه رياستش با آقاي بني‌صدر بود، تسليم كردم. اما چون نپذيرفتند به خدماتمان ادامه داديم. در دولت شهيد رجايي نيز با ارتباط نزديكي كه از سال‌های قبل از انقلاب با ايشان داشتم پس از چند ساعت مذاكره استعفاي خود را به دلايلي كه قبلاً با ايشان مطرح كرده بودم ارائه دادم، ايشان هم استعفاي مرا نپذيرفت؛ اما مصوبه هيئت دولت را كه هماهنگي وزرای دولت را با مديريت شهر تهران تضمين كرده بود طي نامه‌اي ابلاغ كردند. اما در مقام عمل به خاطر حساسيت‌هاي سياسي آن زمان كه نمي‌توانستند تحمل كنند يك عضو نهضت آزادي ايران در مديريت شهر تهران باشد مسائل و مشكلاتي فراهم شد؛ از جمله پروژه مترو كه اجراي آن براي شهر تهران ضروري بود متوقف شد و از پشتيباني شوراي محلات شهر تهران از جبهه‌هاي جنگ جلوگيري كردند و در نهايت با سعايت‌هائي كه شده بود مرحوم آيت‌اله مهدوي كني در جلسه‌اي با حضور مرحوم زواره‌اي و آقاي مهندس ميرسليم معاونان وزارت كشور فرمودند: "برويد زباله‌هاي شهر را جمع كنيد و به بقيه خدمات كاري نداشته باشيد"، كه نهايتاً استعفاي خود را به آيت‌اله خميني رهبر فقيد انقلاب تسليم كردم.


۷- شايد اشاره اجمالي به محدوديت‌ها و تضیيقاتي كه در ستاد جنگ‌هاي نامنظم در اهواز براي شهيد دكتر مصطفی چمران فراهم شد و نهايتاً او آرزوي شهادت كرد و خداوند دعاي او را مستجاب كرد ودر دهلاويه به شهادت رسيد، مستند گويايي از شرايط عيني آن سالها باشد. شايد همه به خاطر نداشته باشند كه در همان ايام پلاكاردي بر سر درب جنوبي دانشگاه تهران نصب شده بود و در آن براي دكتر چمران و دكتر ابراهيم يزدي دو عامل موساد و سيا درخواست مرگ كرده بودند!! گوياي فضاي ملتهب آن ايام باشد.

 

جا دارد صاحب‌نظران محترمي كه بر اين تحليل تاکید می ورزند كه استعفاي دولت موقت يك خطاي استراتژيك بود يك بار ديگر حوادث آن ايام را كه در اينجا فقط به گوشه‌اي از آنها اشاره شد مرور كنند و اگر باز هم جمع‌بندي آنان اين باشد كه مهندس بازرگان و همكاران ايشان در دولت موقت مي‌توانستند با ايستادگي خدمات خود را در دولت موقت ادامه دهند و زمينه‌هاي گذار به آزادی و دموكراسي را تقويت كنند و از انحرافات پيش‌ آمده جلوگيري كنند؛ بنده بر پایه آموزه‌های قرآنی از استماع نظراتشان استقبال و سپاسگزاری خواهم کرد.

منبع: هفته نامه پایتخت کهن 
 

 

ارسال به :