سه‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ -
- 22 Oct 2019
22 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
هشت دلیل انفعال دولت ایران در برابر ریزگردها
 مقامات مرتبط، آشفته و سردرگم، جز تکرار حرف هایشان در باره طرح هایی که قطعیت هیچکدام مشخص نیست، نمی توانند کاری بکنند.


هفته ها بعد از هجوم ریزگردهای پرحجم و خفقان آور به جنوب و غرب ایران، یکشنبه گذشته بالاخره دولت به ریاست روحانی در این باره جلسه ویژه برگزار کرد.
به گزارش خبرگزاری‌ها، حاصل این جلسه تصویب ۹ هدف کلی به این شرح برای مهار ریزگردها بوده است: احیای تالاب‌ها، تعیین الگوهای جوی مؤثر بر تولید گرد و غبار و اولویت‌بندی کانون‌های مؤثر، همچنین توسعه و ارتقای سامانه مدل‌سازی پیش‌آگاهی، ارتقای زیرساخت‌های فناوری برای پیش‌بینی به موقع، اجرای عملیات بیابان‌زدایی و کنترل کانون‌های بحران، توسعه نهال‌کاری و ایجاد جنگل‌های دست کاشت بیابانی، ایجاد زیرگذرهای مناسب در جاده‌های آنتنی میدان‌های نفتی و تجهیز مراکز خدمات تشخیصی و مراقبتی بیماری‌های ناشی از استنشاق گرد و غبار.
چنانکه می بینیم، هیئت دولت ایران منتخبی را از آنچه در هفته های گذشته در قالب تحلیل های کارشناسی یا گزارش های رسانه ای در این باره منتشر شده، به عنوان برنامه مطلوب برای مهار ریزگردها تصویب کرده است. کمابیش همه این فعالیت ها وظایف جاری سازمان های مسئول تلقی می شوند و کمابیش همگی هم اکنون در حال اجرا هستند. به واقع دولت هیچ طرح تازه و موثر و شفافی را تصویب نکرده، فقط به سازمان های زیرمجموعه اش تکلیف کرده است که جدی تر کارشان را انجام بدهند.
می توان گفت آنچه که روز یکشنبه تصویب شده، خود نمایه دیگری است از انفعال دولت در برابر پدیده خفقان آور و فرساینده ریزگرد. انفعالی که حتی مردم را هم شگفت زده کرده است. گردوغبار جنوب کارآمدی نظام را به چالش کشیده و نشان داده که بالقوه توان برانگیختن شورش های خیابانی و تهدید امنیت سیاسی حکومت را دارد، با این وجود مقامات مرتبط، آشفته و سردرگم، جز تکرار حرف هایشان در باره طرح هایی که قطعیت هیچکدام مشخص نیست، نمی توانند کاری بکنند.
سطوری که در پی می آید مهمترین دلایل انفعال دولت در برابر پدیده ریزگرد را برشمرده است. گفتنی است که آنچه ذکر می شود صرفا دلایلی است ناظر بر مسئله ریزگرد و ساحت زیستبومی آن و موارد کلی مترتب بر موضوع مانند سوء مدیریت فراگیر و فساد اداری و ناکارآمدی مزمن را شامل نمی شود.

۱ـ چالش زمان
اگر جمهوری اسلامی از همین حالا همه توش و توانش برای مهار ریزگردها صرف کند، نتیجه این عمل ده سال دیگر آشکار خواهد شد، چون احیای تالاب ها و دشت های مرده حتی به فرض وجود منابع آب کافی و توقف همه عوامل خشکاننده قبلی، سالیان دراز به طول می انجامد. این مشکل به طور کلی برای سیاست های جهانی کنترل گرمایش زمین هم وجود دارد، چون دولتها باید همه سیاست های مصرف انرژی خود را هم اکنون تغییر دهند برای دستاوردی که از سال ۲۰۳۰ به بعد آشکار خواهد شد. بسیاری از دولت های جهان نه توان برنامه ریزی بلندمدت دارند و نه انگیزه صرف منابع مالی در دسترس کنونی را برای منافع طولانی مدت آینده.

۲ـ دو مسیره بودن آستانه های اقلیمی
در تحولات اقلیمی مسیر برگشت هرگز مسیر رفت نیست. یعنی نمی شود تصور کرد که صرفا با بلااثر کردن عوامل موجد وضعیت کنونی، می توان به وضعیت سابق برگشت. بازگشت به وضعیت سابق مسیر متفاوت و هزینه های افزونتر و حجم بسیار عظیم تری از انرژی نیاز دارد.

۳ـ غافلگیری اقلیمی
در اقلیم به ندرت ممکن است گذشته چراغ راه آینده باشد. اتفاقا گذشته معمولا گمراه می کند و دروغ می گوید. به طور معمول مبنای پیش بینی های اقلیمی مدل سازی بر مبنای روندهای آماری پیشین است. اما این روندها فقط در کوتاه مدت درستند و فقط در دوره متوسط های اقلیمی. مبنای آنها هم روشی از میانگین گیری در آمار است. به همین دلیل است که تغییر اقلیم خاور میانه و ایران را فرا گرفته، اما نه فقط دولتمردان که بعضا جوامع و شخصیت های آکادمیک ایران هم در تحلیل پدیده ریزگرد آن را مورد توجه قرار نمی دهند. چون این تغییری است سوای آنچه که تاکنون میانگین های آماری می گفته اند و عدم لحاظ آن در تحلیل ها، آشفتگی و سردرگمی ایجاد می کند، آنچنانکه می بینیم.

۴ـ 'دیگرسپاری'
مشکل بزرگ در سوءمدیریت منابع آب، دیگرسپاری (Externality) فعالیت های مخرب نظام هیدروشناختی است. یعنی سود تخریب را کسی دیگر برده، اما جبران تخریب باید توسط کسی دیگر انجام شود. مثلا گفته می شود سد گتوند را دو شرکت سپاسد (سپاه پاسداران) و مهاب قدس (آستان قدس رضوی) با هزینه افزون بر دو هزار میلیارد تومان ساخته اند. قابل تصور است که سود احداث این سد نصیب این دو شرکت شده باشد. اما الان اگر گفته شود این سد بر زیستبوم خوزستان اثر ویرانگر داشته و باید به طور کلی برچیده شود، هرگز نمی توان از این شرکتها توقع داشت پولی را که گرفته اند پس بدهند و برای جبران خسارتها به دولت کمک کنند. آنها قراردادی داشته اند برای احداث سد که انجامش داده اند و اگر اکنون بنا بر تخریب سد و مشارکت این دو شرکت باشد، جز با عقد قرارداد جدید و اخذ حق الزحمه کافی حاضر به انجام این کار نیستند. دهها سد و پروژه مشابه در خشکاندن جلگه خوزستان موثر بوده اند و وقتی امکانی برای باز پس گیری حتی بخش اندکی از خسارت های مرتبط وجود ندارد، طبیعی است که دولت مقهور و منفعل کاسه "چه کنم" دست بگیرد.

۵ـ نبود زیرساخت برای تعدیل و انطباق
بارها گفته شده بود که تمدن مایا را تغییر اقلیم نابود کرد. اما اخیرا مورخان می گویند که مشکل تمدن مایا عدم برخورداری آن از زیرساخت های فنی برای تعدیل تغییرات اقلیمی بود، وگرنه همان تغییرات در نقاط دیگری رخ داده و منجر به نابودی تمدن نشده بود. مستندات ورود ایران به یک دوره طولانی خشکسالی مکررا منتشر شده، همچنین بارها اعلام شده که ایران در کمتر از سی سال هفتاد درصد منابع آب زیرزمینی خود را مصرف کرده و هم اکنون هم ایران دارد نود درصد ریزش های جوی سالانه را مصرف می کند، یعنی بیش از دو برابر حد مجاز. تداوم این وضع یعنی خشکیدگی و بیابانی شدن قطعی ایران. پس چرا دولت بهره برداری از آب های زیرزمینی را متوقف نکرده و سرانه مصرف آب را در ایران نصف نمی کند؟ به این دلیل ساده که در ایران زیرساخت فنی و اقتصادی مناسب برای تغییر کلی نظام مدیریت منابع آب کشور وجود ندارد. شرایط برای انطباق، از این هم دشوارتر است. ضریب رفاه اجتماعی، معماری منطبق با اقلیم و نظام برنامه ریزی شهری اهواز برای تحمل ریزگرد باید به حد شهرهای بیابانی دیگری همچون دوبی و بوستون و دوحه و منامه و کازابلانکا و... برسد.

۶ـ غیاب سرمایه اجتماعی
هرگز نمی توان جز با جلب مشارکت گسترده و مسئولانه شهروندان یک برنامه جامع تحول محیطی را اجرا کرد. مردم باید در مسیر چنین تحولی سبک زندگی خود را تغییر دهند، از بسیاری خواسته های خود چشم بپوشند و بسیاری محدودیت های تازه را که با منافع مستقیم آنها در تضاد است بپذیرند. فقط برخورداری از سرمایه اجتماعی کافی می تواند چنین سطحی از مشارکت را برانگیزاند. شخصیت های مرجع علمی و فرهنگی و هنری باید به دولت در این راه کمک کنند. اما مشکل این است که در ایران بین حاکمیت و اینگونه شخصیت ها شکافی عظیم پدید آمده است. هم اکنون باید برای مثال شجریان و دولت آبادی و شفیعی کدکنی بیایند توی تلویزیون و از مردم بخواهند که به یک برنامه طولانی مدت ریاضت ملی برای نجات ایران تن بدهند. اما اینان اساسا حق حضور در تلویزیون ایران را ندارند و کسانی همچون سلحشور و قزوه و چرخنده و محمود کریمی که از چنین حقی برخوردارند بعید است توان برانگیختن گروه پرشماری از مردم را داشته باشند.

۷- ناتوانی از پیش‌بینی
انسان قادر است با هر شرایط حاد اقلیمی سازگار شود. به شرط آنکه بتواند وقوع، شدت و مدت آن را پیش بینی کند. توان پیش بینی، شرط اول سازگاری است. اما متاسفانه هم اکنون در ایران توان پیش بینی روندهای اقلیمی و رخدادهای ادواری هواشناختی وجود ندارد. به هزار دلیل، که جای شرح آنها اینجا نیست.

۸ـ دشواری مهندسی معکوس سرزمین مهندسی شده
مهندسی سرزمین البته شاید معادل دقیقی برای Geoengineering نباشد. به هر حال سرزمین مهندسی شده یعنی جایی که دخالت انسان به طور کلی نظام زیستبومی آن را تغییر داده باشد. این تغییر فقط شامل نظام هیدروشناختی نمی شود و می تواند حتی اثر گذاری بر چرخه های حیات و مولفه های اقلیم را هم در بر بگیرد. گاه ممکن است مهندسی سرزمین برنامه ریزی شده و تعمدی باشد، امروزه حتی برای کاهش انتشار دی اکسید کربن هم مهندسی سرزمین در برخی مناطق کره زمین در دست بررسی است. اما مهندسی ناخواسته زمین، اغلب به قهقرای سرزمین منجر می شود. یعنی بشر آنقدر همه چیز را تغییر می دهد و زیستبوم را دگرگون می کند که عملا با چشم انداز متفاوت و تازه ای روبرو می شود. برای احیای اینگونه سرزمین ها چاره کار مهندسی معکوس است. اما مهندسی معکوس سرزمین بسیار دشوار و پرهزینه است و فقط در موارد معدودی دولت هایی مثل آمریکا و آلمان در بهترین دوران رونق اقتصادی خود موفق به انجام آن شده اند. ولی امروز و در استان خوزستان ایران چگونه می شود بسیاری از سدها و کانال ها و کارخانه ها و جاده ها را برچیده و به جای آنها یک سیاست جدید بهره برداری از اراضی مبتنی بر اقتضائات اقلیمی اجرا کرد؟ اینطور است که رئیس سازمان محیط زیست در تلویزیون می گوید: باور کنید ریزگردها یک دگمه ندارند که بشود آن را زد، و دیگر نیایند. بله، واقعا چنین دگمه یی وجود ندارد. کار از این حرف ها گذشته است. 

منبع: بی بی سی 
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.