پنج‌شنبه ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ -
- 27 Apr 2017
30 رجب 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
هنوز تحقیق میدانی درباره منشاء ریزگردها صورت نگرفته است
هنوز تحقیق میدانی درباره منشاء ریزگردها صورت نگرفته است
جرس- فیروزه رمضانزاده: اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهوری ایران، ۲۸ بهمن ماه سال جاری در دیدار با نخست وزیر عراق، مبارزه با ریزگرد‌ها را نیازمند همکاری چهار کشور ایران، عراق، سوریه و ترکیه دانست. 

یک روز پیش از آن، محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت روحانی گفت که قرار است طرحی برای مقابله با ریزگرد‌ها در سه برنامه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت اجرا شود. بخشی از این مصوبه دربرگیرنده احیای تالاب‌های استان خوزستان و شناسایی کانون شکل گیری ریزگردهاست. در روزهای اخیر، پدیده گرد وغبار به استان‌های غربی و جنوبی ایران به ویژه شهر اهواز منتقل شده است. میزان ذرات گرد و غبار در هوا گاهی به بیش از ۶۰ برابر حد مجاز و میزان آلودگی هوا به ۱۵ برابر حد مجاز رسیده است.

گفته می‌شود، انتقال آب از کارون و خشک کردن تالاب هور العظیم از عواملی است که به وخامت پدیده گرد و غبار در خوزستان منجر شده است. دراین میان، تعدای از سازمان‌های حقوق بشری ایرانی به گزارشگر ویژه سازمان ملل نامه داده و ضمن هشدار نسبت به وضعیت مردم جنوب غرب ایران، خواهان «وادار کردن دولت ایران» به برداشتن گام‌هایی برای حل مشکل مردم خوزستان شده‌اند. به منظور بررسی پدیده ریزگرد‌ها و علل گسترش آن در برخی استان‌های ایران با امیر صفاریان، کار‌شناس ارشد محیط زیست و توسعه پایدار ساکن سوئد گفتگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید:


از دیدگاه شما منشاء اصلی ریزگرد‌ها در ایران از چه عواملی نشات می‌گیرد؟


اگر به تاریخ پیدایش ریزگرد‌ها برگردیم به ریزگردهای ایالات متحده آمریکا در دهه۱۹۳۰ می‌رسیم که هجوم ریزگرد‌ها را تجربه کرد؛ آمریکا، اولین کشوری بود که با این پدیده دست و پنجه نرم کرد. آن زمان امریکایی‌ها منشا داخلی این پدیده را با تکنولوژیِ آن زمان تاحدی حل کردند. اما در مورد ایران می‌توان گفت حوالی سال ۱۳۴۰ و پس از چند سال خشکسالی‌های پی در پی در خاورمیانه، باد‌ها چنان بر جنوب خوزستان گرد و غبار فرو ریختند که تمام روستاهای حد فاصل دلتای رود هندیجان تا شهر هندیجان در جنوب خوزستان و بر ساحل خلیج فارس، در زیر خروار‌ها خاک و ماسه مدفون شدند. روستائیان خانه و زمین‌ها و زندگیشان را‌‌‌ رها کردند و به شهر‌ها مهاجرت کردند و همه روستاهای آن منطقه برای همیشه خالی از سکنه شدند. البته باید گفت وزش بادهای سهمگین و همرا با گرد و خاک منحصر به ایران نیست و در بسیاری از مناطق دیگر جهان نیز چنین طوفان‌هایی و چه بسا دوره‌ای اتفاق می‌افتد. بعد از جنگ ایران و عراق و البته در هنگام جنگ هم ما شاهد شیوع این پدیده بودیم. در اواخر جنگ هم این مشکل را درخوزستان داشتیم. آن زمان در اهواز، آب کارون را پمپاژ می‌کردند، جنوب اهواز چهار ایستگاه داشت، بیشتر اراضی نیشکر که خشک شده بود اما با کمک آن کانال‌ها و ماشین‌های آب پاش در اراضی پمپاژ انجام می‌شد. به این کار در آن زمان «غرقاب کردن اراضی جنوب اهواز» می‌گفتند. درمجموع اگر بخواهیم به سابقه تاریخی این قضیه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که این قضیه یک شبه در خوزستان ایجاد نشده شیوع این روند برمی گردد به زمان جنگ اما آن زمان، ابعاد گستردگی این پدیده مثل زمان حال نبوده که مثلاً تا تهران هم نفوذ داشته باشد یا استان‌های دیگر درگیر این قضیه باشند.


به اعتقاد برخی مسوولان دولتی در ایران ازجمله وزیر بهداشت، خشک شدن تالاب‌های هور العظیم، کاهش بارندگی و به طور خاص کشور عراق دلیل اصلی بروز پدیده گردوغبار در خوزستان هستند.


همان طور که می‌دانید سر چشمه‌های تولید گردوغبار در عربستان، عراق، سوریه در رتبه بندی نخست قرار دارند. در امارات، کویت و حتی درمصر هم شاهد این پدیده بوده‌ایم. اما نمی‌توان به طور کلی این عوامل را نفی کرد. ما شاهد یک سوء مدیریت داخلی هستیم که سال‌هاست دچار روش‌های آزمون و خطا و کم کاری بوده است. بعد از جنگ در دولت‌ ایران، ارگان‌های مختلفی متولی این مساله بودند. در حال حاضر مسوولان نباید فقط به صرف کم کاری کشور عراق یا حضور امریکا در این کشور و اینکه آن‌ها به وظیفه خود عمل نکردند توپ را به زمین آن‌ها بیندازند. این کار، به نوعی پاک کردن صورت مساله است. این درصد‌هایی که در مورد منشا داخلی یا خارجی ریزگرد‌ها بیان می‌شوند نیازمند یک کار تحقیقی و میدانی دقیق است که تاکنون هم به صورت جامع صورت نگرفته است. هرچند یک سری تخمین‌ها با توجه به تصاویر ناسا و یک سری مدلینگ سازی و برنامه سازی‌ از سوی برخی دانشگاه‌ها نظیر آتن و دانشگاه چین و اسپانیا و نوآ امریکا در این رابطه صورت گرفته است. تعدادی از این دانشگاه‌ها مدل سازی خوبی انجام داده‌اند و از روی این مدل‌ها می‌توان میزان گردوغبار را برای چند روز آینده پیش بینی کرد. برای مثال درحال حاضر، حدود اراضی که گردوغبار این منطقه را دربرمی گیرد چقدر است. ما نیازمند داشتن چنین ایستگاه‌هایی با تعداد بیشتر در مناطق درگیر هستیم.


اما برخی مسوولان ازجمله معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست می‌گویند منشأ اصلی ریزگرد‌ها در ایران جریان‌های گرد وغباری است که از شمال غربی آفریقا به این منطقه وارد می‌شود.


قبلاً این ریزگرد‌ها در عربستان و شمال افریقا هم رخ داده بود ولی جنس آن گردوغباری که از سمت شمال افریقا می‌آمد بسیار متفاوت بود، چون دانه درشت بودند و سریع ته نشین می‌شدند و ظرف بیست و چهار ساعت برطرف می‌شدند ولی جنس این گرد وخاک از سمت عراق، شرق اردن و سوریه و یک مقدار از کویت برخاسته جنسش ریز‌تر است و یک هفته به طول می‌انجامد که ته نشین شود. ولی اگر بخواهیم بگوییم که درصد این مساله را مشخص کنیم در واقع دشوار است حتی واحد جی آی اس که از دانشگاه تهران مورد سنجش قرار داده بود مبنی بر اینکه در بازه زمانی ۱۰ ساله چهل طوفان رخ داده است. آن‌ها در واقع ۱۴ مورد را پیدا کرده بودند مبنی بر اینکه میزان ورودی گردوغبارهایی که به ایران می‌آمدند و کانون‌های آن‌ها را مشخص کرده بود ولی با استناد به این موارد نمی‌توان مشکل اصلی خوزستان را به تنهایی حل کرد. در واقع باید یک برنامه کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت برای حل مشکل ارائه و اجرا شود. فقط یک سازمان و یک نهاد هم نباید به تنهایی مسوول این مساله باشد، از وزارت نفت تا وزارت جهاد کشاورزی و حتی سازمان جنگل‌ها مراتع و آبخیزداری باید بیشتر درگیر این موضوع شوند. ‌‌‌ همان طور که قبلاً هم گفتم این پدیده یک شبه ایجاد نشده که بتوان آن را یک شبه حل کرد.


به وزارت نفت اشاره کردید. گفته می‌شود تعهد این وزارتخانه برای تثبیت کانون ریزگرد‌ها در خوزستان از طریق مالچ‌پاشی به صورت کامل انجام نشده است.


همان طور که می‌دانید مالچ یک ماده سیاه رنگ است که از فراورده‌های نفتی به دست می‌آید البته بیولوژیک آن هم موجود است که کشورهایی نظیر چین بر روی تهیه ماده بیولوژیک مالچ تمرکز کرده‌اند البته باید گفت که مالچ ماده گران قیمتی ست و نیازمند تکنولوژی و دستگاه مخصوصی است. از سوی دیگر بعد از سه تا ۵ سال اثر تثبیت کنندگی خود را از دست می‌دهد. مالچ‌هایی که ایران استفاده می‌کند مالچ‌های نقتی است و به خاطرنبود تکنولوژی کامل این محصول، ایران به صورت انبوه نمی‌تواند از مالچ بیولوژیک استفاده ‌کند. افزون براین ضروری ست که با کاشت گیاهان هم این پدیده تثبیت شود. تنها پاشیدن مالچ، کفایت نمی‌کند و نیز ریگ پاشی هم دیگر راه حل موجود است که زمان بر و هزینه بر نیز هست.


اجرای عملیات بیابان‌زدایی و کنترل کانون‌های بحران تا چه حد به حل این بحران کمک می‌کند؟


مشکلات تنفسی که برای مردم خوزستان ایجاد شده یک شبه حل نمی‌شود، اجرای راهکارهایی نظیر احیای تالاب‌ها، اجرای عملیات بیابان‌زدایی و کنترل کانون‌های بحران، توسعه نهال‌کاری و ایجاد جنگل‌های دست کاشت بیابانی، ایجاد زیرگذرهای مناسب در جاده‌های آنتنی میدان‌های نفتی که باید مد نظر قرار گیرند نیازمند تامین اعتبارات ویژه‌ای هستند. از سوی دیگر مسوولان تصمیم گیرنده در واقع باید اولویت بندی کنند. درحال حاضر‌‌‌ همان مقدار آب آلوده‌ای که کارون دارد و قابل شرب هم نیست به نحوی توسط کانال کشی‌های باقی مانده از زمان جنگ و نیز با کمک آن کانال‌ها و ماشین‌های اب پاش می‌توان اراضی منطقه ازجمله اراضی نیشکر را پمپاژ کرد. البته حل عوامل خارجی بستگی دارد به لابی دولت ایران که چقدر با توجه به شرایط ناباسامان داخلی دو کشور عراق و سوریه قادر به حل این بحران و امضای پیمان نامه‌ای در این رابطه است و اینکه آن‌ها را مجبور کند بخشی از هزینه‌ها را تامین کنند. در ۱۰ سال گذشته حدود ۴۰ طوفان از سد حدیثه، شمال غربی عراق با مساحتی در حدود ۱۹۰۰ کلیومتر مربع و نیز منطقه‌ای بین عراق و سوریه در غرب نینوا به سمت ایران حرکت کرده‌اند. در رابطه با درختکاری نظر شما را به این نکته جلب می‌کنم اگر دقت کنید در مرکز ایران و شهرهای کویری درختچه‌های گز را داریم که ریشه‌های بلندی دارند و با آب بسیار کمی هم حیات دارند، همین خارهای صحرایی که به چشم هم نمی‌آیند در تثبیت ریزگردهایی که قطرشان کمتر از یک دهم میلی متر است و می‌توانند در هوا معلق بمانند و طوفان گردوغبار ایجاد کنند بسیار موثرند. البته ذرات گرد وغباری که قطرشان بین یک دهم و شش دهم میلی متر است ماسه هستند. در واقع در طوفان اهواز، شاهد ترکیبی از ذرات یک دهم میلی متر و ذرات یک ششم و یک دهم هستیم. با این که هنوز مطالعات جامعی در این زمینه صورت نگرفته ولی این پدیده هرچه باشد ترکیبی ست از ریزگرد است و گردوغبار.
 

ارسال به :


نظرات
saman : ۰۳ اسفند ۱۳۹۳, ساعت ۱۱:۰۵ بعد از ظهر
با سلام .من اهل زابل هستم و فقط یک جمله می گویم:(((یک عمر ))) در طوفان های شن زندگی کردیم (((هیچ کس))) ککش نگزید.این بی عدالتی را نمیتوانم هضم کنم.فقط همین
حمید بهشتی : ۰۴ اسفند ۱۳۹۳, ساعت ۵:۲۴ قبل از ظهر
حاشیه بر مصاحبه فیروزه رمضان زاده با امیر صفاریان در جرس – 3 اسفند 1393
هنوز تحقیق میدانی درباره منشاء ریزگردها صورت نگرفته است
http://www.rahesabz.net/story/90299/
چند سال پیش مرحوم پرفسور زیگوارت-هورست گونتر که سال ها در عراق شاغل بوده است برای معاینه و معالجه کودکان آن سامان بدانجا رفته بود. وی با مشاهده وضع بیماران به تحقیق در باره علت عوارض بیماری های نادری که در آن کشور مشاهده نموده بود پرداخت. حاصل مشاهدات و بررسی های وی این بود که بر اثر کاربرد مهمات ساخته شده از تفاله ی اورانیوم که به هنگام اصابت به هدف های سخت مانند استیل و دیوارهای بتونی مانند چاقویی که کره را می برد تا اعماق تانک ها و مخفی گاه های زیرزمینی بتونی نفوذ نموده، آتش می گیرد و به ذرات فوق العاده ریزی تبدیل می گردد. این ذرات که پودر شده ی تفاله اورانیوم می باشند به هنگام تنفس از طریق مویرگ های شش وارد بدن انسان گشته تا سال ها در استخوان ها و اعضاء بدن به جای مانده و موجب تغییر ویژگی های ژنتیکی می گردند. هم در عراق و هم در افغانستان که در دو سوی کشور ایران قرار دارند نیروهای آمریکا این گونه مهمات را به میزان وسیع به کار برده است. در نتیجه نوزادان ناقص الخلقه ای بدنیا آمدند. در خود آمریکا نیز برخی سربازان بازگشته از جنگ چنین نوزادانی داشته اند که در مطبوعات گزارش شده است.
گزارشی در این زمینه را در ویدیویی که یک روزنامه نگار آلمانی بنام فریدر واگنر تهیه نمود بخاطر نفوذ آمریکا در آلمان فقط یکبار در تلویزیون ایالت NRW پخش شد و سپس مشمول سانسور گشت. واگنر را نیز از ادامه کار در شبکه ARD کنار نهادند.
پرفسور گونتر را نیز به هنگامیکه قصد اثبات موضوع در آزمایشگاه های برلین را داشت، دستگیر و می خواستند روانه تیمارستان نمایند که به همت دوستانش نجات یافت. در این باره کریستف ر. هورستل در کتاب «افغانستان در حال انفجار» چندین صفحه را بدین موضوع اختصاص داده است.
اگر ایران در عراق و افغانستان دست به تحقیقات مستقل در این باره بزند، شاید ممکن باشد موضوع را به سازمان ملل کشانده و دولت آمریکا را برای پرداخت خسارت وادار نماید. آیا در کشور مسئولینی هستند که در این راه گام نهند؟
به هر حال موضوع غبار مرگبار موضوعی نیست که بشود در چارچوب ملی آن را حل کرد، زیرا ریشه های بین المللی و خارجی دارد. البته بخاطر خشک شدن آب دریاچه ها یا خشکاندن باتلاق ها و آبزی های جنوب عراق نیز غبارهایی بوجود آمده اند. اما هیچیک از این غبارها اثر مرگزایی غبار ناشی از مهمات ساخته شده از تفاله ی اورانیوم را ندارد.
Frieder Wagner فریدر واگنر
غبار مرگبار
http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=1775

Siegwart-Horst Günther زیگوارت- هورست گونتر
مصاحبه با کاشف بیماری خلیج
http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=6992

کتاب «افغانستان آماده انفجار»
صفحات 50 تا 69
جنگ افزار اورانیوم دار
کریستف ر. هورستل- انتشارات قلم - 1388
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.