چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ -
- 13 Dec 2017
23 ربيع الأول 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تلاش دگر

 

هر بار که کویر را به آب دیده آبیاری کردم

هر بار که خارها را به خون جگر پاکسازی کردم

و گل های شقایق را با مژگان پاس داشتم

و نهال های جوان را بر دل خاک نشاندم

دوباره شب فرا رسید و گرگان عوعوکنان

ثمره ی تلاشم را به یغما بردند

کویر بازمانده و خارستانی به وسعت همه هستی

و وسوسه ها برای باز ایستادن

و به باغچه ی کوچک حیاطم دلخوش بودن

امّا، مگر میشود؛ خار، پای رهگذران را بخُلد و تو، تبسمی ابلهانه بر لب

مگر میشود؛ کویر به سرخی خون شقایق ها رنگین باشد و تو تنها نظاره گر

مگر میتوان؛ ربودن لقمه نانی از کف گرسنه را نادیده انگاشت

مگر میتوان؛ جدایی فرزند ز آغوش مادر را دیدو آرام گذشت

چگونه میشود؛ افول ستاره ها را بی تفاوت بود

مرگ آزادی را، با خاراندن سر به فراموشی سپرد

و شاهد مرگ را در آغوش کشید، بی افسوس

و بدرود گفت زندگی را، بی تلاش

باز هم من، کویر را به آب دیده و خون جگر آبیاری خواهم کرد

و گلهای شقایق، بر بستر مرگ خارستان خواهم نشاند

باشد، که این بار شب نرسد و گرگان را یارای یورش نباشد. 
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.