سه‌شنبه ۰۶ تیر ۱۳۹۶ -
- 27 Jun 2017
02 شوال 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
چرا ایرانی ها ماليات نمي‌دهند؟
 دولت موظف است پاسخگو باشد و وقتی پاسخگو نیست و شهرداری‌ها برای مردم کاري نمی کنند، یعنی مردم به حساب نمی آیند و در نتیجه در جامعه ایران چنین نیست که مالیات پاسخگویی بیاورد. 


۱ امكان تحقق درآمدهاي مالياتي:
کاهش قیمت نفت، هزینه‌های بالا و محدود بودن درآمدها باعث شده تا دولت با کسری بودجه مواجه شود و در نتیجه دولت به دنبال منابعی مي‌گردد تا این کسری را جبران کند. یکی از این راه‌ها مالیات است. از سویی اما در شرایطی که اقتصاد در حالت رکود تورمی است، مالیات‌ها هم رکود را تشدید مي‌کند و هم تورم را افزایش مي‌دهد و بنابراین اثر منفی دارد. ضمن اینکه تجربه گذشته نشان داده است که درآمد زایی مالیاتی به میزانی که تعیین مي‌شود، وصول نمی شود. به خصوص حالا که ما در شرایط رکود هستیم احتمال اینکه بشود این درآمدها را وصول کرد، بسیار اندک است. از سویی درآمدهای نفتی ما کاهش پیدا کرده و واردات ما هم کم شده است و در این شرایط بسیار دشوار است که ما انتظار داشته باشیم درآمدهای مالیاتی دولت تحقق پیدا کند اما به هر حال آرزو بر جوانان عیب نیست و دولت راهی به جز این هم ندارد. دولت مسیرهای زیادی را مي‌تواند برود. یکی از این راه‌ها این است که دولت حقوق کارمندان را ۲۵ درصد بالا ببرد و ۱۰ درصد آن را مالیات بگیرد. این راه بسیار راحت الوصول و سریع است و از درجه اطمینان بسیار بالاتری هم برخوردار است، اما سوال اینجاست که آیا دولت این بودجه را دارد که بخواهد حقوق کارمندان را افزایش دهد؟ در این صورت هم هزینه و هم درآمد دولت بالا مي‌رود.

۲ راهكار شناسايي ماليات‌پردازان جديد:
این امکان پذیر نیست. شرایط اقتصادی ایران به گونه‌ای نیست که دولتمردان بتوانند آن منابع مالیاتی را شناسایی کنند، زیرا بخش وسیعی از درآمدهای کشور یا زیر زمینی بوده يادر فعالیت‌های غیر رسمی جریان دارد یا اینکه قابل شناسایی نیستند، پس قسمت بزرگی از تولید ناخالص کشور پنهان بوده و به همین دلیل برای دولت دشوار است که بخواهد آنها را شناسایی کند.

۳ تاثير ماليات بر ثبات بودجه‌عمراني:
مشکل کشور ما عمیق تر از آن است که مالیات بتواند راهگشا باشد و به این علت که هزینه‌های دولت سال به سال افزایش پیدا کرده و کارایی این هزینه‌ها پایین است. درآمدهای دولت پر نوسان بوده و در این بین چنان درآمدهای ما به نفت وابسته هستند که مالیات‌ها هم وابستگی به نفت دارند پس نوسان در درآمدهای نفتی باعث نوسان در درآمدهای مالیاتی مي‌شود، ضمن اینکه متاسفانه دولت‌ها بودجه‌ای را به عنوان بودجه عمرانی تعیین مي‌کنند، اما در عمل این را مستمسک قرار مي‌دهند تا هر وقت با کسری بودجه مواجه شدند درآمدهای بودجه عمرانی را برای بودجه جاری استفاده کنند. تجربه نشان داده که ۳۰ درصد از بودجه‌های عمرانی اجرایی نمی شود و احتمالا روال گذشته باز هم ادامه پیدا خواهد کرد.

۴ امكان جايگزيني ماليات با نفت:
دولت‌ها حق ندارند تا فضای مساعد برای کسب و کار، آسایش مردم، آزادی فردی و اجتماعی را فراهم نکرده‌اند، مالیات وضع کنند و در غیر این صورت گرفتن مالیات اجحاف به مردم است. دولت با بهبود فضای کسب و کار باید بخش خصوصی را رونق ببخشد و در آن صورت است که مي‌تواند مالیات بگیرد. همان‌طور که در آمریکا و اروپا مالیات‌ها عامل تعیین کننده درآمد دولت‌ها هستند باید در ایران هم چنین باشد. چون در آنجا دولت‌ها فضای مناسب را آماده مي‌کنند تا بخش خصوصی و اقتصاد رشد کند و بعد از این طریق دولت هم درآمد به دست مي‌آورد و انجام وظیفه مي‌کند ولی دولت در ایران چنین نیست و معلوم نیست بر چه اساسی باید از مردم مالیات بگیرد. اگر هم مالیات نگیرد منابع نفت را صادر مي‌کند و سوال این است که بر چه مبنا هر دولتی به خود حق مي‌دهد تا هرگونه که دوست دارد منابعی را که به نسل‌های آینده تعلق دارد و ملی است، مصرف کند.

۵ رابطه ماليات با دموكراسي:
در یک نظام در وحله اول دولت باید بر اساس دموکراسی قدرت را به دست بگیرد و دموکراسی باید بر پایه قوانین جامعه مدنی باشد. در غیر این صورت دیکتاتوری اکثریت ممکن است از دیکتاتوری فردی نیز خطرناک تر بوده و برای اقتصاد نیز مضر باشد. دولت باید نهادهای موازی را از بین برده و خود را کوچک کند و از وظایف تصدی‌گری دست بکشد و به سمت وظایف اساسی خود مثل تامین آزادی و امنیت و حفظ استقلال و این قبیل امور حرکت کند. دولت موظف است پاسخگو باشد و وقتی پاسخگو نیست و شهرداری‌ها برای مردم کاري نمی کنند، یعنی مردم به حساب نمی آیند و در نتیجه در جامعه ایران چنین نیست که مالیات پاسخگویی بیاورد. 

منبع: قانون 
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :