یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ -
- 30 Apr 2017
03 شعبان 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
حضور مراجع مستقل شیعه، فرصت یا تهدید؟
مداخله و نفوذ نمودن دولتمردان در حوزه و مرجعیت،  به جهت از دست دادن بسط و نفوذ قدرت خودشان در همراه کردن مردم است

سران جمهوری اسلامی ایران گاه و بیگاه و در زمان قرار گرفتن در جمع حوزویان سخن از استقلال حوزه‌های علمیه بر زبان آورده و خواستاراین اصل مهم از طرف حوزویان هستند بدون آنکه زمینه‌های این استقلال را فراهم آورده و یا اجازه این ااستقلال را برای مرجعی صادر کنند . حسن روحانی رئیس جمهورایران، که خود تحصیل کرده همین مکتب است، اخیراً در دیدار با تعدادی از روحانیون مدرسه فیضیه شهر قم تاکید کرده که «اگر حوزه‌های علمیه استقلال خویش را از دست دهند دیگر نمی‌توانند انتظار مردم و جامعه را برآورده کنند» . و علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی که خود منتسب به بیت اهل علم است در جمع روحانیون همدان به استقلال حوزه‌های علمیه تاکید داشته است. این در حالی است که آقای خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سال ۸۹ در سفری به شهر قم بدون بر زبان آوردن نامى، از کسانى که به گفته او به نام استقلال در پى قطع کردن رابطه حوزه و نظام جمهوری اسلامی هستند انتقاد کرده و این استقلال را نمی پسندد . بر این اساس و با این نگاه متضاد باید گفت آیا استقلال حوزه‌ها و مرجعیت براستی فرصت است یا تهدید؟ اگر فرصت است چرا عده‌ای آن را خطر می دانند؟ و تهدید است پس چرا عده‌ای آن را فرصت می پندارند؟ به این جهت لازم است نگاهی داشته باشیم پیرامون استقلال حوزه‌های علمیه ومرجعیت شیعه و نقش این استقلال در هر چه اصیل ترنمودن تصمیم گیریهای این مراکزعلمی و دینی که یگانه منبع استخراج و انتشارعلوم آل محمد (ص) و تنها نقطه امید برای گره زدن دین با احتیاجات و نیازهای جوامع بشری وتنها مرکز پرورش ومعرفی مراجع تقلید و علمای مستقل شیعه بعنوان دژهای مستحکم در برابر هجمه‌های ریز و درشت دشمنان و حافظانی امین که هرگز حاضر نیستند برای خوشایند و رضایت ارباب قدرت و ثروت زندگی اخروی خود را با متاع قلیل دنیوی معاوضه کنند!


از دیر باز ایجاد حوزه‌های علمیه که با نگاهی قرآنی و بر طبق آیه ۱۲۲ توبه که فرمود «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إذا رَجَعُوا إلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ؛ چرا از هر فرقه‏اي دسته‏ اي كوچ نمي‏كنند، رنج سفر را براي تحصيل فقه و علوم ديني تحمل نمي‏ كنند؟ تا در دين خدا تفقه كنند و سپس برگردند و قوم خود را انذار نمايند» شکل گرفت تا افرادی برای تدریس و تحقیق و مطالعه در علوم قرآنی و آثار و اندیشه‌های به جا مانده از برگزیدگان الهی که همانا در قول و فعل و تقریرشان از آغاز بعثت نبوی تا پایان غیبت صغرای مهدوی بیان شده بود به این مراکز مراجعه کرده تا پس از سالها رنج مطالعه و تحقیق با عنوان مجتهد و مرجع تقلید وکارشناس دینی برای سعادت بشری نتایج بررسی‌های خود را بعنوان فتوا و حکم شرعی در اختیار شیعیان قرار داده تا پیروان این امامان معصوم با اجرای دقیق آنها علاوه برشکوفایی در دنیای خود آخرتی سعادتمند را نیز برای خود رقم بزنند. از این رو محضرعلما همیشه محل مراجعه مردم برای حل و فصل اختلافات و نزاع ها و نیز بیان دردها و سختی‌ها از ظلم و جور حاکمان و همچنین گرفتن نسخه‌ای برای درمان بیماریهای روحی بوده است . کم کم مراجعات گسترده مردم و اطمینان و اعتقادی که مردم به این قشر پیدا نمودند نگرانی هایی را در حوزه قدرت سیاسی و هیئت حاکمه جامعه ایجاد می کرد که البته نقش اطرافیان و مواجب بگیران حاکمان درایجاد این نگرانی ها بسیار تاثیرگذاربود؛ به همین جهت و برای خنثی سازی و یا کم فروغ نمودن اقتدار معنوی علما حیله‌ها و راهکارهای مختلفی به کار برده شد تا از نقش و قدرت معنوی حوزویان بر روی مردم کاسته شود، که البته این نیرن گها که با تطمیع و تهدید همراه بود چندان بی‌تاثیر هم نبود و تاریخ شاهد عقب نشینی و همراهی اقلیتی از این دین به دنیا فروشان بوده که تاریخ نامشان را به بدی یاد کرده است.

دام های رنگین حاکمان برای این تسلیم شدگان چیزی جز همکاری و حمایت بعنوان واعظ السلاطین‌ها و مجیزگویان درباری با مواجبی ماهیانه و جیب پر کن چیز دیگری نبود. تعدادی دیگر از این ظاهرفریبان دنیاطلب که به لطف اهدا اموال وامکانات دولتی برکرسی تدریس و شاگرد پروری و مرجعیت با پولهای پشت پرده به دادن شهریه‌های کلان دولتی هم برای خود نان ونامی دست و پا کرده بودند، تاهم هوای سلطنت را داشته باشند وهم در موقع لزوم با فتوا و حکمی ملت را به اسم شرع و دین بفریبند. اما اگر از این معدود افراد تقوا قروش چشم ببندیدم، حوزه‌های علمیه همیشه  ی تاریخ، پرچمدار حق طلبی و ظلم ستیزی با استبداد و ظلم و دیکتاتوری بوده است وجود بزرگانی از شیخ مفیدها وشیخ طوسی‌ها وعلامه مجلسی و شیخ بهائی‌ها گرفته تا علامه نائینی‌ها و شیخ فضل الله نوری و طباطبائی ها و نجفی ها در قیام مشروطه تا آیت الله اصفهانی ها وشیرازی ها و در آخر بروجردی‌ها و دیگران همه نشان از آزادی و آزادمردی این قشر اثر گذار بوده است.  این مراجع مستقل که هیچ امکاناتی جز مختصرکمک های مردمی و سهم امامی که از وجوهات مردم در دستشان امانت بود در آمد دیگری برای بسط و گسترش اهداف دینی نداشتند؛ که تازه این مختصر وجه و پول هم شاید یک ماه بود و شاید ماه آینده نبود. اما هر چه بود ملت ایران با تمام تلاش های درباریان برای جدانمودن مردم از روحانیت مستقل ، دوست و دشمن خود را خوب شناخته و عالمان حقیقی را از عالمان ظاهر فریب تشخیص می دادند و اقبالشان به مراجع دنیی بود که آخرتشان را به دنیای حاکمان نفروخته و در غمها و شادی ها در کنارشان روزگار بگذرانند و خود را وابسته حاکمیت نکرده تا در زمان لازم بتوانند با خلافکاری ها و ظلم های هیأت حاکمه مقابله کنند؛ که بزرگان گفته اند آنکه دستش دراز شد زبانش کوتاه می شود.

با پیروزی انقلاب ایران به رهبری آیت الله خمینی و ایجاد نظامی با اسم اسلامی و جوّی که در ابتدا از شور و هیجان بر کشور حکمفرما شد، عده‌ای دلسوزانه و یا مغرضانه ! زمزمه دولتی شدن حوزه‌ها را زبان به زبان آوردند، اما علمای آگاه، این بار نیز با آگاهی از این خواسته امتناع کرده واین طرح با شکست مواجه شد. اما با نزدیک شدن به روزهای پایانی عمرآیت الله خمینی و طرح برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری،  دلواپسان و حاکمان آینده که برای خود ردا و قبای مسئولیت بریده بودند، برای کسب مشروعیت پا در همان مسیری گذاشتند که چند سال قبل با شکست مواجه شده بود. یعنی در اختیارگیری و تسلط برحوزه و حوزویان و از همه مهمتر همراه نمودن دفاتر مراجع با آنها و گوش بفرمان کردن مرجعیت شیعه !

نگرانی این عده از آن جهت بود که رهبر جدید،  که حتی آیت الله خمینی در آخرین نامه خود او را با عنوان حجت الاسلام خطاب کرده بود، حال چگونه یک شبه و بی‌مقدمه عنوان "آیت الله"  به وی اطلاق کنند. اینجا بود که  به اجبار  دست به دامان همان واعظ السلاطین و حامیان حوزوی شدند که سالها به آنها رسیدگی شده بود، تا چنین روزی بکار بیایند.همین طور هم شد و برای تکمیل این پروژه طراحی شده اطرافیان حاکم جدید برای خود شیرینی و عرض ارادت بیشتر محفل درس خارج فقهی به راه انداخته تا آیت الله جدید دست کمی از دیگران مجتهدان زمان خودش نداشته باشد. اما این خواست به اینجا خاتمه نیافت و پس از مدتی خلا مرجعیت رهبری آن هم درکشوری که عنوان اسلامی را با خود یدک می کشد نمایان شد. دیگر بار همان مواجب بگیران درباری با براه انداختن تعدادی طلبه همان محافل هدایت شده اصرار به دادن رساله و فتوا از رهبری شدند تا این فشارها کاررا به تشکیل جلسه‌ای برساند که بناست از میان اسامی مراجع یکی بیش از دیگران پرفروغ باشد و قرعه به نام همان کسی بیفتد که مدتها بدنبالش بودند. در پایان هم همان شد که باید می شد.

در این میان انتقادات و اعتراضات مراجع منتقد و مستقل حوزه نسبت به زیر سوال رفتن استقلال حوزه‌ها و مرجعیت دینی بالا گرفت، که می توان به اعتراض شدید مرحوم آیت الله منتظری و آیت الله آذری قمی و عده دیگری از این علما اشاره کرد . آیت الله منتظری طی نامه‌ای از رهبری که جدیدا صاحب رساله و با عنوان آیت الله العظمی نامیده می شد انتقاد کرده می نویسد : مرجعیت شیعه همواره قدرت معنوی مستقلی بوده بجاست این استقلال بدست شما شکسته نشود و حوزه‌های علمیه جیره خوار حکومت نشوند که برای آینده اسلام و تشیع مضر است. نگذارید قداست و معنویت حوزه‌ها با کارهای دیپلماسی ارگان ها مخلوط شود. به مصلحت اسلام و حوزه‌های علمیه است که شما مراجعات علمی و دینی و حتی وجوه شرعیه جزئیه را کما فی السابق به حوزه‌ها ارجاع دهید....

باز تاب نوشتن این نامه و سخنرانی معروف ۱۳ رجب ایشان، آنچنان بر پرده نشینان گران تمام شد که همین امر باعث حمله به بیت مرجعیت وانزوا و حصر پنج ساله آن مرحوم شد و همین رفتار با شدت کمتری شعله‌های خشم را به بیت آیت الله آذری کشاند. پس از این برخورد خشونت بار با مرجعیت دینی که در تاریخ شیعه حتی در زمان فاسد‌ترین حاکمان مسبوق به سابقه نبوده، سران نظام تصمیم به حضور بیشتر گرفتند  و در اختیار گرفتن حوزه‌های علمیه بیشتری را در دستور کار قرار دادند؛  تا جایی که تیپ امام صادق(ع) در قم که اعضایش را همان طلاب مواجب بگیر دولتی تشکیل می دادند از نظر امکانات و تجهیزات ونیروی انسانی و حمایت مالی تقویت شده و به تیپ مستقل امام صادق نامگذاری شد. همچنین ایجاد بسیج طلاب و روحانی در حوزه‌های علمیه که به بهانه ترویج فرهنگ ایثار و شهادت شکل گرفته بود به پایگاهی برای حضور نظامیان جهت رد یابی و شناسایی وهمچنین برخورد با روحانیون منتقد حکومت تبدیل شد.با بیشتر شدن فشارحاکمیت اندک مراجع مستقلی چون آیت الله شیرازی وصانعی و بیات زنجانی و....که حاضر به همکاری با حاکمیت نبودند، از تعرض در امان نماندند.

 اما آنچه در پایان این نوشتار باید گفت این است که تهدید دیدن استقلال حوزه و مرجعیت و مداخله و نفوذ نمودن دولتمردان به این مراکز تنها نگرانی هایی متوهمانه ارباب قدرت است. به جهت از دست دادن بسط و نفوذ قدرت خودشان در همراه کردن مردم با آنها اما آنچه در این میان فراموش شده و نیاز به یادآوری آنان است. این مطلب مهم است که همراه نمودن مردم نیاز به این همه ریخت و پاش و تهدید و تطمیع ندارد بلکه با کمی ایجاد اعتماد و اعتنا به همین مردم در رفع مشکلاتشان و بسط عدالت اجتماعی و برچیدن بساط فقر و فساد و تبعیض می توان بر قلبهای مردم حکمرانی کرد. چنانکه سالهاست مراجع مستقل این کار را نموده و با همراهی با مردم در عمل این را به اثبات رسانده اند، نه اینکه با سخنرانی های تکراری و خسته کننده، پز همراهی با مردم را داده و در عمل هیچ تغییری دیده نشود. در غیر اینصورت دستیابی به اعتماد مردم خوابی است بی‌تعبیری که سالیان دراز حکام و سلاطین بدنبال آن بوده اند !.


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.