چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵ -
- 18 Jan 2017
19 ربيع الثاني 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
یمن میان ایران و عربستان تقسیم می شود؟
جرس: در حالی که سفارت خانه های عربی و غربی در صنعا تعطیل و در عدن بازگشایی می شوند برای اولین بار هواپیمایی از تهران در فرودگاه صنعا به زمین نشست و هیئتی از حوثی های یمن نیز برای سفری چند روزه وارد ایران شدند.  

در تازه ترین تحولات یمن، سفارت خانه های بریتانیا و ایالات متحده آمریکا نیز در تدارک آغاز فعالیت در عدن هستند. این تصمیم در پی ان صورت می گیرد که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به استثنای عمان، سفارت خانه های خود را در اعتراض به تسلط نیروهای نظامی حوثی بر شهر صنعا تعطیل، و سپس سفارت خانه های خود را به شهر عدن منتقل کردند. عدن یکی از مهمترین شهرهای یمن است که هم اکنون به پایگاه رئیس جمهور یمن عبده ربه منصورهادی تبدیل شده است.


رئیس جمهور یمن در اعتراض به محدودیت هایی که حضور حوثی ها در صنعا برای او ایجاد کرده بودند ابتدا از سمت خود استعفا داد و از آن پس گفته شد که توسط نیروهای حوثی تحت بازداشت خانگی قرار گرفته است. در این مدت حوثی ها نیز اعلامیه ای صادر کردند و از برپایی دولتی انتقالی خبر دادند. گرچه پیش از این نیز کنترل ادارات و سازمانهای مهم دولتی پایتخت نیز عملا به کنترل اعضای این جنبش در آمده بود. چند روز پس از این تحولات منصور هادی، صنعا را ترک و وارد شهر عدن شد. جایی که تحت کنترل حوثی ها نیست اما تحت نفوذ شدید «جنبش جنوب» است.


یمن در آستانه جدایی دوباره؟


تا سال ۱۹۹۰ در نقشه های جهان، یمن به صورت دو کشور مستقل نمایان می شد. یمن شمالی به پایتختی صنعا و یمن جنوبی به پایتختی عدن. اکثریت جمعیت یمن شمالی را زیدیان – یکی از فرقه های شیعی – تشکیل می دادند که برای بیش از هشتصد سال امامت – خلافت – خود را داشتند و در جنگی داخلی میان افسران انقلابی مورد حمایت مصر دوران جمال عبدالناصر، شکست خوردند و سلسله آنها به پایان رسید. جنوب یمن اما پس از استقلال از بریتانیا و در طی چند سال قدم به سوی «مارکسیسم» گشود و در تقسیم بندی های جهانی در کنار اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت.


نقشه یمن پیش از اتحاد در سال ۱۹۹۰

 

در سال ۱۹۹۰ هر دو یمن دوباره به اتحاد رسیدند و علی عبدالله بن صالح فرمانروای یمن متحد شد. در تمام این سالها اما یمن با دو حرکت عمده رو به رو بود.یکی شورشیان زیدی در شمال کشور بودند که برای بازگشت به قدرت در تلاش بودند و به حوثی ها موسوم شدند و دیگری «جنبش جنوب» بود که می خواست دوباره یمن جنوبی را احیا کند و عدن به پایتختی کشور مستقل یمن جنوبی تبدیل شود. حوثی ها در دوران حکومت صالح هشت بار وارد نبرد مسلحانه با دولت مرکزی شدند و حتی چند سال پیش ارتش عربستان نیز برای سرکوب نیروهای حوثی وارد عمل شد. بهار عربی و برکناری صالح از قدرت و فروپاشی دولت مرکزی اما باعث شد تا این دو جریان فعال تر از همیشه وارد عرصه فعالیت شوند. همین خلاء قدرت و نارضایتی شیعیان حوثی و نزدیکی جغرافیایی آنها به رقیب سرسخت ایران در منطقه یعنی عربستان بود که پای ایران را نیز عملا به میانه این میدان رقابت و درگیری ها کشاند.


اتفاقی که امروز در یمن رخ داده است، در عمل چیزی شبیه احیای مرزهای قدیمی دو یمن است. نیروهای جنبش حوثی که مورد حمایت ایران هستند موفق شده اند تا تقریبا تمام مرزهای یمن شمالی را در اختیار بگیرند. حوثی ها تا این لحظه همواره بر وحدت سرزمینی یمن پافشاری کرده اند و سخنی از جدایی یمن نگفته اند. در این خصوص عبد ربه منصور هادی نیز با آنها موافق است. منصورهادی که خود یک جنوبی است نمی خواهد که یمن به دو کشور مستقل تبدیل شود. در سوی دیگر اما مهمترین نیروهای جنوبی قرار دارند. آنها فی نفسه به خاطر دستیابی به استقلال و جدایی از یمن شکل گرفته اند و خالی از این دغدغه هستند که چه کسی در صنعا حکومت کند. این موضع جنبش جنوب موجب تضعیف پایه های تلاش های منصور هادی خواهد شد.


واقعیت آن است که وضعیت اقتصادی و فرهنگی مردم جنوب تفاوت بزرگی با مردم شمال دارد. علاوه بر اینکه در شمال شیعیان زیدی هستند و در جنوب سنی های شافعی، مردم جنوب اما از لحاظ فرهنگی، تحصیلات ، طبقه متوسط اجتماعی، روشنفکران محلی، قابل مقایس با شمال کشور نیست. بافت اجتماعی شمال یمن به مراتب سنتی تر، قبیله ای تر، مردمان آن تهی دست تر و از لحاظ تحصیلات نیز در مراتب پائین تری قرار دارند.


بهرصورت دست سرنوشت اکنون عبدربه منصورهادی را در عدن قرار داده است، جایی که اکنون تحت نفوذ شدید جریان های استقلال طلب است. در شمال و صنعا نیز نیروهای نظامی حوثی در عمل حکومت مستقلی را برپا کرده اند و با ارسال هیئت های خود به تهران و مسکو، عزم خود را برای تثبیت حکومت خود نشان داده اند.


نقشه آخرین وضعین یمن. رنگ سبز تحت کنترل حوثی ها. رنگ قرمز تحت کنترل منصورهادی و جدایی طلبان جنوب. رنگ خاکستری مناطق تحت کنترل القاعده شبه جزیره و رنگ سفید مناطق بیابانی یمن هستند.


ایران و عربستان جدی‌تر میشوند

جان کری وزیر امور خارجه آمریکا چند روز پیش گفته بود که رهبران ایران از سرعت رویدادها در یمن غافلگیر شده اند. تقریبا شکی نیست که ایران یکی از معدود کشورهایی است که علاقمند به حمایت از شیعیان حوثی است. استقرار حکومت حوثی ها که از مخالفان سرسخت عربستان و آمریکا هستند و به دنبال روابط گسترده ای با ایران هستند مسلما برای ایران برگ برنده ای محسوب می شود. موقعیت استراتژیک یمن که در جنوب عربستان و مسلط به تنگه باب المدنب یکی از مهمترین گذرگاههای آبی جهان است، به ایران توان تاثیرگذاری بیشتر در معادلات خاورمیانه را می دهد. اما احتمالا همانگونه که وزیر امورخارجه آمریکا گفت ایران تصور یک پیروزی برق آسا و سقوط پایتخت یمن را نداشت. ایران احتمالا موافق نوعی از خودمختاری برای شیعیان در شمال یمن بود (نظیر آنچه در کردستان عراق شاهد هستیم.)


سقوط صنعا به دست حوثی ها اما همزمان شد با درگذشت ملک عبدالله ، شاه عربستان ، موضوعی که باعث شد عربستان نیز تا حدودی از حوادث یمن غفلت کند. اکنون اما گویا ایران و عربستان هر دو از «غافلگیری» بیرون آمده اند و دست به کار شده اند تا اقدامات جدی تری را انجام دهند. عربستان سعودی به سرعت دست به چند اقدام زد، از یکسو کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را با خود همراه ساخت و در بیانیه ای از شورای امنیت سازمان ملل خواستار مداخله نظامی در یمن شدند. عربستان دست به تحرکات دیپلماسی گسترده زد و با توجه به مواضع به شدت منفی حوثی ها نسبت به آمریکا موفق شد نظر منفی غربی ها را نیز نسبت به حوثی ها جلب کند و اینگونه شد که سفارت خانه‌های عربی و غربی در صنعا تعطیل شدند و مشروعیت حکومت حوثی ها زیر سوال رفت.


عربستان همزمان شروع به تسلیح برخی قبایل به ویژه در استان مارب کرد. استانی سنی نشین که دارای منابع نفتی است. هر (میزان نفت اکتشاف شده در یمن بسیار اندک است و همین میزان نیز در حال پایان یافتن است ) مقامات ریاض در تلاش هستند تا ائتلافی جهانی تشکیل دهند و به سرکوب و عقب راندن نیروهای حوثی بپردازند. حمایت از رئیس جمهور منصورهادی، عدم به رسمیت شناختن حوثی ها، اجماع عربی – غربی و نهادهای بین المللی چون سازمان ملل برای فشار بر حوثی ها و حمایت از مبارزین مسلح علیه این جنبش برای سرکوب انها خلاصه اهداف عربستان است.


ایران نیز به نظر می رسد که توجه بیشتری به سمت یمن کرده است و قصد دارد اینک که زمینه مناسب است و به نوعی تنور داغ شده است نان خود را بچسابند و بر حضور خودر در این کشور سرعت بخشد. از اینجاست که یک روز پس از انعقاد قرارداد میان مقامات تازه صنعا و ایران برای ایجاد خط پرواز مستقیم میان تهران – صنعا، به سرعت هواپیمای ایرانی وارد فرودگاه یمن می شود و مورد استقبال قرار می گیرد. هواپیمایی که گفته می شود حامل کمک های بشر دوستانه هلال احمر ایران بوده است. در فرودگاه صنعا نیز – شاید به عمد – خبرنگاران زیادی دعوت شدند تا از تخلیه هواپیما و کمک‌های اهدایی ایران و شاید ورود رسمی و آشکار ایران به یمن، گزارش تهیه کنند.


سفر همزمان یک هیئت بلندپایه یمنی به تهران آن هم برای چند روز نشان از این موضوع دارد که ایران تلاش دارد تا به یمنی های حوثی برای راه اندازی حکومت تازه برپا شده خود کمک کند. ایران همانگونه که از طریق هواپیماهای مسافربری خود برای حکومت سوریه سلاح ارسال می کند می تواند در تامین برخی سلاح های مورد حمایت حوثی ها نیز به آنها کمک کند. هر چند با سقوط پایگاههای ارتش یمن، اکنون بخش عمده تسلیحات و زرادخانه ی این کشور در اختیار حوثی هاست و شاید اگر جنگی داخلی میان شمال و جنوب شکل نگیرد، احتمالا به جز سلاح های خاص، نیازی به واردات سلاح از ایران نداشته باشند.


یمن اما از انجا که فقیرترین کشور عرب و پرجمعیت ترین کشور شبه جزیره عربستان است و نیمی از جمعیتش زیر ۱۸ سال سن دارد به شدت به کمک های خارجی نیازمند است. زمانی که یمن یکپارچه بود بخش عمده ای از این کمک ها از عربستان سعودی وارد این کشور می شد. اخیرا گزارش هایی منتشر شده است که حکایت می کند علی عبدالله صالح دیکتاتور سابق این کشور «دهها میلیارد دلار» از ثروت کشور و کمکهای خارجی را ربوده و در حساب های خارج از کشور برای خود ذخیره کرده است. مبلغی که به نظر می رسد تا حدودی اغراق آمیز باشد اما با توجه به فقر بیش از اندازه یمن و کمکهای هنگفت خارجی که سرازیر این کشور می شد و فساد علی عبدالله صالح اصل این موضوع می تواند درست باشد.


حوثی ها برای اداره سرزمینی که در اختیار گرفته اند و پرداخت حقوق کارمندان و کارگزاران خود بی شک نیاز به کمکهای مالی و اقتصادی دارند. گزینه اصلی برای دریافت این کمکها نیز ایران خواهد بود. ایران اما اکنون خود با بزرگترین مشکلات اقتصادی دست به گریبان است و به نظر نمی رسد با توجه به تحریم های کمرشکن، وضعیت رکود اقتصادی داخلی، هزینه هایی که در سوریه و برای تثبیت حکومت بشار اسد متحمل می شود، چیز زیادی برای کمک به یمن در اختیار داشته باشد.


اکنون یکی از مهمترین فاکتورهایی که می تواند آینده یمن را شکل دهد. جنبش جدایی خواهان جنوب است. جنبشی که یکی دوباری علیه منصورهادی نیز دست به راهپیمایی زدند. اگر این جنبش موفق شود حضور خود را قدرتمندتر کند آنگاه خواه ناخواه منصورهادی در برابر یمنی قرار خواهد گرفت که دو باره تقسیم شده است. اگر یک روز یک بخش یمن تحت نفوذ امریکا بود و بخشی تحت نفوذ اتحاد شوروی، این بار یمن احتمالا میان ایران و عربستان (آمریکا) تقسیم خواهد شد.

 

ارسال به :