سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ -
- 12 Dec 2017
23 ربيع الأول 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
زادروز مِهر و مدارا
به مناسبت سالروز تولد «آيت الله سيد محمود طالقاني»  


زادروز طالقاني؛ مرد دين و داد مبارک باد. روزي که به دعوت او به گِليرد به خانه کوچک باصفايش رفتم و چشم انداز جالب و جذاب آن روستا را ديدم، دريافتم که چگونه او در اين روستا باليده. اويي که دلي به گستره آسمان آبي و ديده اي به سبزي سبزه زارانِ درهمِ طالقان داشت
به اسفند زاده شد و پيام آور بهاران شد

زندگي خوب و خوشي را براي همه مي خواست. در کنار او به تپه هاي زَروان رفتيم. چه جذبه و جاذبه اي در او بود که ماندگارش ساخت به روزگاران؟

از پس گذر سال ها قامت بلندش را مي بينم که در تپه هاي گليرد زادگاهش قدم مي زنيم. دم غروب است و خورشيدِ آسماني در افق، خورشيدِ زميني را مي نگرد. در تپه اي از ميان صخره هاي سخت نهال سبزي جوانه زده رو مي کند به من و مي گويد:
_ استبداد همچون پوسته اي است. پوسته اي ستبر و سخت ، وقتي که نسيم آزادي وزيده شود دانه آگاهي سر برمي کشد و به نور آفتاب لبخند مي زند
به انديشه فرو مي روم. جان آزاده پير ما در همه جا، در همه چيز، در پي آزادي است. گوهر يگانه آدمي، امانتي بر دوش انسان که آسمان نتوانست کشيد. تازه از زندان آزاد شده است... اما همچنان در پي رهايي است.
شب به خانه ی ساده روستايي اش مي رويم. احوال بچه ها را مي پرسد و مي گويد حتماً به مدرسه بروند... در ايام سال، خانه اش را مدرسه کرده است
آن سوتر رودي را نشان مي دهد و در دوردست روستايي را -
_ببين آنجا، اوازان است... زادگاه جلال -
و با دريغ از پرواز جلال آل احمد ياد مي کند و مي گويد پرکشيد، ور پريد. مي گويم
_ آقا؛ سر خم مي سلامت/ شکند اگر سبويي

شب که به خانه اش برمي گرديم از استبداد سخن مي گويد و نسخه اي از «طبيعت استبداد» عبدالرحمن کواکبي را از سر مهر به من مي سپارد و مي گويد چه عميق اين مرد، بيماري شرق و جهان اسلام را دريافته
کتاب را ورقي مي زنم و مي گويد: ببر و بخوان و چاپش کن... سال ها بعد به خواسته اش جامه عمل مي پوشانم و کتاب را نشر مي دهم
بر کتاب علامه نائيني - حکومت از نظر اسلام - که ديباچه اي نگاشته و توضيحاتي افزوده به مهر برايم دستخطي مي نگارد
مي گويم چاره استبداد و درمان اين بيماري مزمن مهلک چيست؟
بي درنگ و تامل پاسخ مي دهد
_شورا... شورا...

و مي افزايد: مردم بايد سرنوشت خويش را خود به دست بگيرند. شورا بايد از خانه، مدرسه، روستا و شهر شروع شود. با صداي پرصلابت مهربانش مي گويد بايد نخست انديشه را از سم استبداد زدود و هر نوع بتي را در دل نابود کرد
درانديشه بلند او شور و شورا ..در دل آسماني اش مهر و مدارا به هم آميخته بود. او به انسان مي انديشيد و حرمت انسان را پاس مي داشت
بي گمان چهره بلند او همچون مشعلي فروزان راه را بر رهروان مي نماياند... زادروز او، زادروز مِهر و مدارا، زادروز آگاهي و آزادي... به روزگاران مبارک باد
 
منبع: روزنامه ایران 


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :