شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ -
- 21 Oct 2017
30 محرم 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
صدیقه وسمقی؛ رویکرد قوانین نسبت به زنان واپس‌گراست
صدیقه وسمقی؛ رویکرد قوانین نسبت به زنان واپس‌گراست
جرس: در یک‌سال گذشته طرح‌ها و بخش‌نامه‌هایی به مجلس ارایه یا به اداره‌ها ابلاغ شد که مواد آن به محدودیت بیشتر علیه زنان در ایران دلالت دارد. 

برخی از این طرح‌ها به قانون‌هایی تبدیل شد که به رواج بیشتر خشونت علیه نیمی از جامعه‌ی ایران منجر می‌شود. طرح‌ها توسط نمایندگان مردم به مجلس ارایه و تصویب می‌شود. در این میان بحث‌های بسیاری در طبقات‌ مختلف اجتماعی به راه افتاده که آیا دولت در تصویب این قوانین نقشی دارد یا صرفا به دلیل تفاوت قوه‌٬ مسسولیتی بر دوش ندارد. در حالی‌که اجرای قانون اساسی از جمله وظایفی‌ست که همین قانون برعهده‌ی رییس‌جمهوری‌ گذاشته است.

به گفته‌ی صدیقه وسمقی٬ سخن‌گوی اولین شورای شهر که در راستای حقوق زنان فعالیت می‌کند٬ عمل‌کرد این دولت در یک‌سال گذشته٬ «دنبال‌کننده‌»ی طرز تفکر ۳۶ ساله‌ی جمهوری‌ اسلامی‌ است: «حکومت در این سال‌ها متاسفانه در مقابل زنان نقش مخالفی لج‌باز٬ بی‌منطق و در مواردی دسیسه‌گر را بازی کرده. خود حاکمیت هم می‌داند که اکثریت زنانی که نقش موثری در ساختن این قوانین ندارند هم با روح آن مخالف‌اند».

در دومین سالی که حسن روحانی ریاست جمهوری ایران را برعهده‌ داشت٬ ۴ طرح «جامع جمعیت و تعالی»٬ «افزایش باروری»٬ «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» و «صیانت از حریم عفاف و حجاب» به مجلس ارایه شد. منتقدان این طرح‌ها معتقدند که مواد آن بر محدودیت بیشتر زنان در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی می‌انجامد. در عین حال اما در این مدت بخش‌نامه‌های «افزایش مرخصی زایمان فرهنگیان» و «تفکیک جنسیتی شهرداری تهران» نیز به اداره‌های مرتبط ابلاغ شد اما آیا دولت می‌تواند به عنوان مجری قانون اساسی توسط ابزارهایی که در اختیار دارد٬ مقابل قانونی شدن بیشتر تبعیض‌ علیه زنان بایستد؟ عملکرد روحانی در نسبت با حوزه‌ی زنان چگونه ارزیابی می‌شود؟

در ادامه متن گفت‌وگوی جرس را با صدیقه وسمقی می‌خوانید:

 

با توجه به طرح‌های بحث‌برانگیزی که در یکسال اخیر پیرامون مساله‌ی زنان به مجلس شورای اسلامی ارایه شد٬ به گفته‌ی شما ادامه‌ی روند ۳۶ ساله‌ی قبل است. آیا این قوانین توانسته تاثیری در جهت اهداف قانون‌گذار داشته باشد؟ جهت‌گیری دولت به کدام سمت است؟


مشکل ما در پروسه‌ی قانون‌گذاری مبنایی و جدی است. مبنای این قانون شریعت یا همان فقهی‌ است که قابل نقد است. نگاه کلی و رویکری که نسبت به زن در دستگاه حاکم و سیستم قانون‌گذاری وجود دارد٬ واپس‌گراست. بر همین اساس قوانینی که طی ۳۶ سال گذشته از قوه‌ی قانون‌گذاری بیرون می‌آید٬ قوانینی نبوده که مورد نظر زنان ایران باشد. قوانین موجود برای زنان٬ مشکل‌آفرین است و با شرایط٬ خواسته‌ها و مطالبات آن‌ها سازگار نیست. این مشکلی‌ست که در تمام حوزه‌ها و نه تنها زنان و خانواده وجود دارد.


از سوی دیگر قانون باید برآمده از متن جامعه٬ خواسته‌ها٬ نیازها و شرایط روز آن باشد. در غیر این صورت٬ آن قانون محترم شمرده نمی‌شود. مشکلات را حل نمی‌کند و در اجرا با مشکل مواجه می‌شود٬ به طوری‌که باعث خدشه‌دار شدن حاکمیت قانون می‌شود. این مساله‌ای‌ است که در ۳۶ سال گذشته در حوزه‌ی قوانین مدنی و جزایی نیز شاهد بودیم. این قوانین کارآمدی ندارند چون با شرایط امروز زنان و خانواده سازگاری ندارد. بر اساس همین قوانین٬ زنان تحت فشارهای زیادی قرار گرفتند و خانواده‌های بسیاری دچار مشکل شدند. به صراحت و با اطمینان می‌گویم که خانواده‌های بسیاری برای این قوانین نادرست متضرر شده و از هم فروپاشیدند. آقایان قانون‌گذار باید به دادگاه‌های خانوادگی بروند تا متوجه شوند که این قوانینی که روی آن اصرار دارند٬ آیا به استحکام خانواده در ایران کمک کرده؟ دولت به تنهایی اما نمی‌تواند این بنیاد را تغییر دهد.

 

دولت اگر بخواهد به وعده‌های خود در رفع نابرابری جنسیتی پایبند باشد٬ چه اختیاراتی برای مقابله با تصویب این قوانین دارد؟


به نگاه دولت نسبت به زن بستگی دارد. ما در دوره‌ی اصلاحات شاهد آغاز تغییر بودیم. نهادهای مدنی زنان شروع به فعالیت کردند. اگرچه در مجلس امکان تصویب قوانین زیادی به نفع زنان نبود اما دولت به تنهایی هم قدرت فراوانی داشت؛ چراکه تمام اداره کشور بر عهده‌ی دولت است و تمام نهادهای اجرایی را نیز در اختیار دارد. اگر نگاه دولت نسبت به زن اصلاح‌طلبانه است٬ می‌تواند با انتصاب زنان در سمت‌های اجرایی مهم٬ به قدرت گرفتن زنان و رویکردی تازه با دمیدن نفسی تازه‌ به جامعه کمک کند. باید به این مساله توجه شود که زنان نیمی از جمعیت کشور هستند. نهادهای مدنی زنان باید تقویت شود و سمینارهایی گذاشته شود که رویکرد و نگاه به زنان را تغییر دهد. دولت به راحتی می‌تواند امکان انجام این کار را فراهم کند. اگرچه این نگاه می‌تواند در مواجه با حاکمیت متحجر با مشکل روبه‌رو شود اما ما به این چالش نیاز داریم. ولی به نظر می‌رسد که دولت از این چالش فرار می‌کند و این به معنای واگذار کردن صحنه به کسانی‌ست که علیه منافع زنان کار می‌کنند اما به باور خود فعالیت آن‌ها بر اساس اسلام است.


در چند سال اخیر حرکت و رفتاری که در مقابله با زنان در این ۳۶ سال وجود داشت٬ افزایش پیدا کرده. این نگاه متحجرانه اما با تلاش‌های پنهان و آشکار برای سرکوب جنبش زنان و مطالبات آن٬ در گستره‌ی اطلاعات امروز به وسیله‌ی متحجران تبلیغ و اجرا می‌شود. اما این تلاش٬ قدرت عقب راندن زنان را ندارد.


دولت ایران این توان را دارد که با نگاهی تازه و دعوت از زنان اندیشمند که در ایران کم نیستند٬ از آن‌ها برای حل مشکلات خود زنان کمک بخواهد. دولت می‌توان این امکان را فراهم کند زنانی که هیچ‌وقت سهم موثری در حل مشکلات خود نداشته‌اند٬ در این امر شریک شوند.

با گذشت نزدیک به دو سال از ریاست جمهوری حسن روحانی مجوزی برای نهادسازی مخصوص به زنان صادر نشده و تلاش نمایندگان مجلس نیز در همین دولت با تصویب چنین طرح‌هایی به محدودیت بیشتر زنان می‌انجامد. یعنی معتقدید که نگاه دولت یازدهم به زنان دنباله‌ی دیدگاه جمهوری‌ اسلامی‌ است و تفاوتی با آن ندارد؟


در خصوص زنان ما با مساله‌ای فرهنگی روبه‌رو هستیم که به شکل افراطی در سطح حاکمیت وجود دارد. اگر دولت نگاه متفاوتی دارد٬ باید آن را نشان دهد. در حالی‌ که تاکنون مورد برجسته‌ای که بتوان با استناد به آن گفت که نگاه این دولت متفاوت است٬ ندیده‌ایم. ممکن است دولت از نگاه افراطی که پشتوانه‌ی قدرت را نیز دارد٬ بترسد اما این خواسته‌ی زنان٬ یعنی نیمی از جمعیت ایران است که حقوق‌شان تامین شود.

تغییر قوانین را چقدر در فرهنگ‌سازی موثر می‌دانید؟ آیا عدم تصویب چنین قوانینی به تنهایی می‌تواند تضمین‌کننده‌ی فرهنگ‌سازی باشد؟


برای فرهنگ‌سازی ابزارهای زیادی مورد نیاز است که متاسفانه امروز در اختیار زنان قرار ندارد. یکی از ابزارهای مهم نیز قوانین است. مانند رسانه‌ها٬ نهادهای مدنی٬ سیستم آموزشی و تربیتی٬ سیستم فرهنگی و هنری و … اما متاسفانه تمام این ابزارها در اختیار نگاه واپس‌گرایانه است. به طور مثال در فیلم‌ها و سریال‌هایی که از شبکه‌های سراسری داخلی ایران پخش می‌شود٬ زنان در نقش‌های سنتی معرفی می‌شوند. همین امر باعث روی‌گردانی مردم و چه‌بسا ایجاد مشکل برای کشور شود. متاسفانه حکومت با مسایل به شکل علمی برخورد نمی‌کند.

 

در چنین شرایطی که قوانین علیه زنان است و به گفته‌ی شما دولت نیز اهتمامی به امور آن‌ها ندارد٬ جنبش زنان در ایران چه فرصت‌هایی برای فعالیت دارد؟ این در حالی‌ست که علی‌رغم وعده‌های روحانی مبنی بر نهادسازی‌های مردمی٬ حوزه‌ی زنان همچنان خط قرمز دولت است.

زنان باید به صورت رسمی و غیررسمی شبکه‌های اجتماعی و خود را داشته باشند. به عقیده‌ی من در این دولت تحت شرایطی امکان فعالیت مدنی و ایجاد تشکل‌های رسمی وجود دارد. بلندتر کردن صدای زنان و بیان مطالبات آن‌ها اهمیت بسیاری دارد. درست است که زنان نتوانستند از جهت اصلاح قوانین به نتایج مطلوبی برسند٬ اما این مساله مانع پیشرفت آن‌ها در دیگر حوزه‌ها نشد. ما امروز زنان اندیشمند و هنرمند بسیاری داریم. قوی شدن بنیه زنان از لحاظ فکری٬ هنری٬ تحصیلی و … کمک می‌کند که آن‌ها بتوانند خودشان برنامه‌هایشان را پیش ببرند. زنان همواره از مردان خواسته‌اند که حقوق‌ آن‌ها را تامین کنند. چراکه مردها در قدرت بودند. علاوه بر قدرت سیاسی که همواره در اختیار و انحصار مردان بوده٬ قدرت فکری نیز به آن‌ها اختصاص داشته است. اما اگر زنان بتوانند با قدرت فکری از حقوق خود دفاع کنند٬ برای تعریف حقوق‌شان محتاج به مردان نخواهند بود. زنان از مرد‌ها برای داشتن حقوق‌شان اجازه می‌خواهند در حالی‌که آن‌ها باید خود به این توان‌مندی برسند که بگویند حق‌شان چیست. حق‌شان را خودشان تعریف کنند و به آن برسند. اگر زنان به قدرت فکری برسند٬ می‌توانند با کسب قدرت سیاسی و اجتماعی به اهداف خود برسند.  

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.