دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ -
- 16 Jan 2017
17 ربيع الثاني 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
پادزهر نقش پول در انتخابات
مردم باید نقش انتخاب‌های پیشین خود در رقم خوردن و پدید آمدن روزگاری که دارند و از آن خرسند نیستند را بپذیرند

 
چندی است نقش پول در انتخابات به میان آمده است و هر از گاهی از گوشه‌ای به آن پرداخته می شود تا نسبت به آن هشدار داده باشند یا از بکارگیری و پرداخت و دریافت آن کناره گرفته باشند و خود را پاک نشان دهند و سرپوشی هم بر ناکامی برخی از ادعاهای سی ساله بگذارند.

در اینکه این نقش در همه جای جهان بوده و هست نمی تواند تردید کرد، اما می توان از دریچه‌ای دیگر به آن نگریست و سنگینی این بارگناه را بر شانه هایی نشان داد که نخستین آسیب دیدگان از این نقش هستند: مردم.

نامزدهای هر انتخاباتی اگر از داشته‌های خود برای انتخابات هزینه کنند، شایسته سرزنش نیستند چرا که جستجوی جاه و جایگاه و انگیزه اثرگذاری بر روند قانونگذاری یا هر خواست دیگری مگر آنکه قانونی نباشد، ناپسند نیست، آنچه در این میان نگرانی می آفریند، درزهای قانون برای جبران آن هزینه، درآمدهایی که از چنان جایگاههایی می تواند به دست آید، و همچنین امکان دست درازی و اثرگذاری در زمینه‌های دیگر است.
در مردم سالاری چندان پسندیده نیست که برای هزینه تبلیغات انتخابات سقفی گذاشت، از سوی دیگر، دست و بال سیستم برای پیشگیری از ورود پولهای ناشناخته که اهداف نامناسب و ناشایستی را دنبال می کنند بسته نیست و تنها به اراده‌ای بستگی دارد که این هزینه‌ها را شفاف کند تا هم نهادهای قانونی و هم مردم از آن آگاهی یابند تا بتوانند آن را پیگیری کنند و یا با آگاهی از چند و چون و اندازه چنین پولهایی دست به گزینش بزنند.

برخی از نامزدهای انتخابات، به بدست آوردن پول پس از انتخاب شدن نمی اندیشند و چنان پولی هم ندارند که بخشی از آن را در چنین قماری به میدان بیاورند، این دست از کاندیداها، انتخاب شدن را پذیرش مسئولیت و نهادن بار سنگین آن بر شانه‌های خود برای خدمت به کشور و مردم می دانند و بیش از آنکه به پیروزی زیر سایه هزینه بیندیشند، به بلوغ و آگاهی مردمی چشم امید دارند که سرنوشت خود را برای چهار سال به دست نمایندگان یا رییس دولت یا برای چند سالی بیشتر به دیگرانی در نهادهای دیگری می دهند.

نگرانی از نقش پول‌های کثیف در انتخابات، اگر همه چیز شفاف باشد یا اگر نیست بتوان آن را شفاف کرد، نگرانی بجایی نیست چرا که این مردم هستند که برگه‌های سرنوشت ساز را در دست دارند و می توانند آن را به بهایی ناچیز و نقد با پیامدهای نسیه اما سنگین بفروشند، یا فریب زرق و برقی را بخورند که هزینه کننده‌اش در سبک و شیوه و چند و چون زندگی و نوع دغدغه‌ها و خوشایندها و سلیقه و باور نه تنها به آنها نزدیک نیست بلکه فرسنگ‌ها از آنها دور است و نمی تواند به قانونی که به سود آن باشد بیندیشد، یا آنکه آن را برای اکنون و آینده خود و فرزندانشان به صندوق بیندازند.

اگر میانگین شمار نمایندگان در هر نشست مجلس برای بررسی یک دستور کار پیشنهادی، ۲۳۰ نفر باشد که می تواند شمار کمتری هم باشد، آنگاه نقش انتخاب مردم در هر حوزه انتخابی آشکارتر می شود و این بر دوش همگان است که در این فرصت باقیمانده، کمی ازکوتاهی‌های دستکم ۱۵ ساله رسانه‌ها و سیستم آموزشی و گروههای سیاسی و اجتماعی و برخورداران از تریبون‌ها را جبران کنند و به مردم بگویند که برگه هایی که با هزینه‌های سنگینِ گاه جانی و در گذر سالهای دراز در دست آنها گذاشته شده است، به اندازه یک درصد یا نزدیک به این در تصویب یا رد یک پیشنهاد برای قانون شدن، در سرنوشت آنها اثر دارد و شایسته ی پاسداشت و نگاهبانی بیشتر و نیکوتر است.

نامزدی که دل در گرو خدمت به مردم دارد و به کاسبی در فردای پس از انتخاب شدن نمی اندیشد، چرا باید پای در راهی بگذراد و پولش را در راهی هزینه کند که در آن راه دست بالای دست بسیار است و پیدا است در رقابت هزینه‌ها شکست خواهد خورد؟ مگر کسانی که گفته شد شاید پول مازاد داشته باشند و با انگیزه‌های شخصی پای در انتخابات بگذارند در حالیکه نمی توانند غمخوار مردم باشند.

بر این باور هستم که تا رسیدن به شکل گیری و نقش آفرینی گروههای بزرگ و یکپارچه سیاسی که هزینه‌های انتخاباتی به دوش آنها باشد و شفافیت هزینه‌ها هم بخشی از کارکرد آنها (کاری که تا کنون از آن پیشگیری شده است تا روند ناخشنود کننده‌ای که از آن سخن در میان است پا بگیرد)، مردم ناچار هستند و می باید برای رسیدن به آرزوها و خواسته‌های خود، روند جاری که نشان دهنده ی اثرگذاری تبلیغات در انتخاب آنها است را دگرگون کنند و به دنبال کسی بگردند که از میان خودشان باشد و برای آنها و بخواهد و بتواند برای آنها کار کند و به قمار رقابت هزینه‌ها وارد نمی شود.

تا هنگامی که مردم از ارزش برگه‌ای که به دست دارند آگاه نشوند، تا هنگامی که چنین دارایی ارزشمندی را هزینه ی همایش و نمایش و باند سازی و مهره گماری دیگران در ادارات و پیشرفت و پولسازی کسانی دور از خود و باورها و چشمداشت‌های خود می کنند، نمی توانند از پیامدهای ویرانگر آن دور بمانند و زندگی بهتری داشته باشند و ناله‌ها و اعتراض‌هایشان هم به جایی نخواهد رسید، چرا که از دستاورد مردم سالاری به درستی بهره نگرفته اند و چوب چنان خام شدنی را می خورند. 

مردم باید نقش انتخاب‌های پیشین خود در رقم خوردن و پدید آمدن روزگاری که دارند و از آن خرسند نیستند را بپذیرند و با پند گرفتن از آنچه از سر گذرانده اند و با پوست و گوشت و استخوان لمس می کنند، برای پیدا کردن انتخابی شایسته بکوشند و تا جایی که می توانند برایش هزینه کنند، که اگر چنین نکنند، چشمداشت روزگاری بهتر، چشمداشت بی‌سرانجامی خواهد بود.

همچنین، نگرانی از بازگشت کسانی که در دو دوره سکانداری دولت چنین کارنامه‌ای از خود به جا گذاشتند و همه نمودارهای رشد و پیشرفت را به پایین کشیدند و تا توانستند داریی‌های همگانی را هدر دادند یا چپاول کردند و دو سوم از ارزش دارایی مردم را یک شبه از دستشان بیرون آوردند، از سویی نشان می دهد که در چنان کارنامه‌ای دست تنها نبوده اند و ساختارهای قانونی کشور کارکرد مناسب و شایسته‌ای ندارند چرا که نتوانسته اند آنها را برای پاسخگویی به دادگاه‌ها بکشانند و فرصت اندیشیدن به بازگشت برای پیگیری چنان روندی را به آنها داده اند، از سوی دیگر، ضرورت آگاهی و هشیاری همیشگی و بیشتری از سوی مردم را گوشزد می کند تا فراموش نکنند و از یاد نبرند که چرا گرفتار و پریشان شده اند و چیزهایی که از آن به ناله و فریاد آمده اند، از کدام سرچشمه برخاسته است.

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.