شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ -
- 21 Oct 2017
30 محرم 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
دكتر مصدق، الگوي پايداري
 تجربه  حصر مصدق برای آن ها كه گوش شنوا و چشم بينا و دل بيداري داشته باشند، درس هاي آموختني و عبرت هاي بزرگي دارد. 


اسفند ماه به دليل دو مناسبت مهمش با نام رهبر ملي ايرانيان وطن دوست،آزاديخواه و استقلال طلب دكتر محمد مصدق پيوندي وثيق و تاريخي و جاودان دارد.اول آنكه در چهاردهم اسفند۱۳۴۵ پس از سه سال حبس انفرادي و تحمل ده سال حصر خانگي با سرفرازي در گذشت.چهل و هشتمين سالگشت اين رهبرملي و آزاديخواه ايران و مردي را كه به قول زنده ياد دكتر علي شريعتي"هفتاد سال براي آزادي ناليد" به همه ايرانيان وهوا خواهان سرفرازي و توسعه و پيشرفت وطن تسليت مي گويم.دومين مناسبت مهم اسفند ،ملي شدن صنعت نفت ايران در ۲۹ اسفند سال ۱۳۲۹ با اقدامات مستمر و تلاشهاي پيگير او و بويژه نطق حقوقي- تاريخي‌اش در دادگاه لاهه است كه غارتگران جهاني(آمريكا و انگليس)به خاطر اين اقدام مهم ملي، انتقام سختي از او گرفتند زيرا از نگاه آنها مصدق به خاطر خلع يد آنها از سرمايه ملي نفت ايران،. جرمي نابخشودني مرتكب شده بود.هنوز صداي مصدق در محكمه نظامي و در آخرين دفاعياتش پس از نيم قرن بگوش جان ايرانيان شنيده مي شود .آنجا كه آنها را به اميد ، ادامه نهضت و پيروزي بر استبداد داخلي و استعمار خارجي فرا مي خواند و به دليل اينكه فرصت ديگري در اختيار او نيست ،مردم ايران را مخاطب قرار داده و به روشنگري مي پردازد و مي گويد: "...آری تنها گناه من و گناه بسیاربزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کرده‌ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم‌ترین امپراتوری‌های جهان را از این مملکت برچیده‌ام و پنجه‌ درپنجه مخوف‌ترین سازمان‌های استعماری و جاسوسی و بین‌المللی درافکنده‌ام و به قیمت ازبین‌رفتن خود و خانواده‌ام و به قیمت جان و عرض و مالم، خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا به همت و اراده این مملکت بساط این دستگاه وحشت‌انگیز را درنوردم. سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتیه در سراسر خاورمیانه درصدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند...

مصطفی را وعده داد الطاف حق
گر بمیری تو نمیرد این ورق

حیات، عرض، مال و موجودی من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیون‌ها ایرانی و نسل‌های متوالی این ملت کوچک‌ترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده‌اند هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سرحد امکان انجام داده‌ام. من به حس و عیان می‌بینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقت‌هایی که امروز گریبان همه را گرفته است به‌ثمر رسیده است و خواهد رسید. عمر من و شما و هرکس چند صباحی دیر یا زود به پایان می‌رسد. ولی آنچه می‌ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است... چون از مقدمات کار و طرز تعقیب و جریان دادرسی معلوم است که در گوشه زندان خواهم مرد و این صدا و حرارت را که همیشه در کار خیر به‌کار برده‌ام خاموش خواهند کرد و دیگر جز این لحظه نمی‌توانم با هم‌وطنان عزیز صحبت کنم، از مردم رشید و عزیز ایران، مرد و زن تودیع می‌کنم و تاکید می‌نمایم که در راه پرافتخاری که قدم برداشته‌اند از هیچ حادثه‌ای نهراسند و یقین بدانند که خدا یار و مددکار آن‌ها خواهد بود"مصدق تنها از سوي استعمار خارجي مورد هجوم و دشمني واقع نشد بلكه شاه خود كامه ايران و ژنرالهاي نظامي‌اش او را خائن به نظام سلطنتي،برانداز و آشوبگر دانسته و حتي او را تكفير نمودند.
 

در مهرماه سال۳۲ و در هنگام محاكمه دكتر مصدق در دادگاه نظامي، آزموده دادستان ارتش او را "تکفیر" کرد و گفت ايشان "با این اعمالی که کرده مرد مسلمانی نیست" و "ایمان ندارد".اما دكتر مصدق اين محاكمه سياسي تاريخ معاصر ايران را به فرصتي براي روشنگري و بيان ديدگاههايش تبديل نمود و با شهامت و اعتماد به نفس مثال زدني و ستودني‌اش ،رژيم سلطنتي را به چالش كشيده و با فرمايشي دانستن دادگاه نظامي كه حكمش پيشاپيش توسط آمريكائيها و غلام حلقه بگوششان شاه ديكته شده بود،آنرا غير قانوني و فاقد صلاحيت دانست..
 

اوكه آشناي به حقوق بود اعلام كرد تنها دادگاهي كه مي تواند او را محاكمه كند ديوان كشور و با اجازه مجلس شوراي ملي است و از آنجا كه اتهام او براندازي سلطنت و دعوت مردم به مخالفت با نظام شاه است بايد دادگاه با حضور هيات منصفه تشكيل شود. او كه رهبري دموكرات بود و به نقش مردم در تمام تحولات باور داشت و حتي تصريح مي كرد"مجلس آنجاست كه مردم حضور داشته باشند"ضمن انتقاد از خود كامگي شاه و مطلق العنان بودن او در دادگاه اعلام كرد:

"اگر شاه بتواند هر وقت می‌خواهد اعلان جنگ دهد هر وقت هم خواست صلح کند پس مردم چه کاره‌اند؟ پس مجلس چه کاره است؟"


مصدق در دادگاه نظامي ضمن اعتراض به كودتاي آمريكايي، خود را همچنان نخست وزير قانوني ملت ايران دانست و در پاسخ به اتهام دادستان ارتش كه او را نامسلمان و بي ايمان دانسته بود به وكيلش گفته بود"آزموده با نسبته ايي كه به من مي دهد مي خواهد به نام بي ديني، متعصبي را تحريك كند تا در دادگاه مرا تير بزند و بكشد و بعد بگويند قاتل شخص متعصبي بود بعد هم قضيه لوث شود".به همين جهت در آغاز دفاعيه‌اش در روز بعد در دادگاه نظامي خطاب به دادستان ارتش گفت : قبل از اينكه به جواب تيمسار محترم مبادرت كنم بايد عرض كنم اشهد ان لا اله الا الله ،اشهد ان محمدا رسول الله من در اين دادگاه اقرار مي كنم كه مسلمان و شيعه اثني عشري هستم مسلك من مسلك حضرت سيد الشهداء است. يعني آنجايي كه حق در كار باشد، با هر قوه اي مخالفت مي كنم از همه چيز مي گذرم، نه زن دارم ، نه پسر دارم ، نه دختر دارم، هيچ چيز ندارم مگر وطنم را در جلو چشمم دارم"(گوشه اي از دادگاه دكتر مصدق).

حال بگذار دادستان ارتش او را نامسلمان بخواند و ديگران بگويند او مسلم نبود و لي آيا شهادتين او و اقرار او در دادگاه نظامي بهترين سند افتخار و مسلماني او نيست؟داوري را بعهده خردمندان مي گذارم. دانايي، شجاعت، مردم سالاري، ايران دوستي، استقلال طلبي، آزاديخواهي، استبداد ستيزي و مخالفت با ديكتاتوري مطلقه شاه و نفت خواران جهاني همه و همه از جرائم نابخشودني رهبر نهضت ملي شدن نفت ايران از نظر صاحبان قدرت سياسي نامشروع و سرمايه داران جهاني و دنباله هاي وطني‌شان بودو بهمين دليل از او سخت انتقام گرفتند و با فرمان ملوكانه او را به سه سال حبس انفرادي و پس از آن به حصر خانگي محكوم نمودند. و اين تاواني بود كه زنده ياد دكتر مصدق خود در باره آن در سال۱۳۴۴ يك سال پيش از درگذشتش در نامه اي چنين توضيح مي دهد ""اکنون حدود ده سال است که از این قلعه نتوانسته‌ام خارج شوم و از روی حقیقت از این زندگی سیر شده‌ام... گاه می‌شود که در روز چند کلمه هم صحبت نمی‌کنم... این است وضع زندگی اشخاصی که یک عقیده‌‌ای دارند و تسلیم هوا و هوس دیگران نمی‌شوند."

امروز كه حدود نيم قرن (۴۸سال) از آن زندان و حصر خانگي و در گذشت رهبر نهضت ملي ايران در حصر خانگي‌اش در قلعه احمد آباد مي گذرد، وجدان هاي بيدار به داوري در مورد او و مسئول اصلی حصرش، شاه و ماموران و قضات نظامي و دادگاه فرمايشي شاه ساخته و خواسته مي پردازند. تجربه مصدق به آنها كه گوش شنوا و چشم بينا و دل بيداري داشته باشند و قدرت دو روزه دنيا مانع درك آنها از حقايق و ديدن واقعيت ها نشده باشد درس هاي آموختني و عبرت هاي بزرگي دارد. اميد و آرزوي ما اين است كه همه زندانيان سياسي آزاد و همه حصرها در آستانه سال ۹۴ به عنوان نشانه اي از آشتي ملي و احترام به خواست ملي اكثريت ايرانيان بر چيده شود و با نگاهي به آينده راهي به سوي تفاهم ملي گشوده شود.چنين باد. 
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.