دوشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۶ -
- 26 Jun 2017
01 شوال 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
سخنی با هم وطنان کلیمی
سکوت جامعه کلیمیان ایران در برابر این ادعای نخست وزیر اسرائیل، در کنگره آمریکا و دربرابر مردم جهان ، این نظر را به شدت در ذهن می آورد که نکند کلیمیان ایرانی هم مثل ایشان ، ایرانیان را همسنگ نازی‌ها می دانند. زیرا هرگاه که مقامی ایرانی سخنی در مورد قوم یهود گفته است ، هر چند دهها بار ملایم تر ، و با تفکیک کامل میان صهیونیست و قوم یهود ، باز بسیاری از ایرانیان، آن هم نه تنها سکولارها ، بلکه مذهبیون آن سخن را محکوم کرده اند.  

 

 


پدرم سالیانی در کار تجارت "کتیرا" بود . واین تجارت عمدتا در دست کلیمی‌ها بود. چند سالی هم تابستان‌ها در بازار شاگردی می کردم ، مغازه‌ای در کنار چهارسوق کوچک، که دهها دکان پارچه فروشی کلیمی‌ها در آن جا متمرکز بود و هر روز بارها در کنار منبع آب من ودیگر مسلمانان با کلیمی‌ها چاق سلامتی می کردیم .البته شیر آب آنها جدا بود. دانشگاه اصفهان هم که بودم با رها به دعوت دوست کلیمی‌ام به محله آن‌ها "جی " میرفتم و میهمان خانواده او و چند خانواده دیگر می شدم . در شهر واشنگتن هم با چند یهودی ایرانی دوست شدم ، که تکیه کلام یکی از آنان "به حضرت عباس" بود. واین بجز آشنایان پراکندها کلیمی ایرانی و غیر ایرانیم است


با این خاطرات همیشه بر این باور بودم که کلیمی‌ها ایران وایرانی را دوست دارند،و برای این ملت وتاریخش احترام قائلند. تا جایی که سال‌ها پیش که جماعتی سخن از یهودی ستیزی ایرانیان کردند بر علیه آنان نوشتم ،و فاش کردم که این نیرنگی است از سوی حکومت اسرائیل ، که در دیگر نقاط جهان هم اجرا کرده است ، تا به کلیمی‌ها بگویند همه از شما متنفرند و قصد سرکوب شما را دارند ،و تنها شانس بقاو اقتدار شما اسرائیل است . ّاین ترفند آنا ن را قانع می کردند کهبا همه تواناشان به تقویت آن حکومت بکوشند ، مهمتر آن که از جنایات آن حکومت وجدانشان شرمنده نشود و زبان به انتقاد آن نگشایند. امری که با توجه به سابقه نیروهای مترقی کلیمی ، و فعالیت‌های حقوق بشریشان ، به ویژه در همراهی با سیاهان ، زمینه بسیار داشت


اما دوسال بیش که برای نخستین بار آقای نتانیاهو مسئله دشمنی تاریخی ایرانیان را در دیدارش با آقای اوباما به گوش جهانیان رساند ، این تصور برایم خدشه دار شد . ولی خود را قانع می کردم که این نظر یک مجموعه تند رو جامعه کلیمیان ، مثل متحجرین کور دل مسلمانان ،است .و سخن یک بخش را نظر عموم نباید دانست. اما هرچه زمان گذشت این خوش باوریم بیشتر رنگ باخت ، به ویژه وقتی یکی از همین کلیمیان ، که خانمی است بسیار مترقی و فعال سیاسی و عارف مسلک ، هم از محکوم کردن این سخنان ناتیاناهو در سطح عمومی خود داری کرد ، وگفت اعلام این نظر در جمع یعنی طرد کامل من از سوی جامعه کلیمی‌های ایرانی .


سخن از یک واقعه تاریخی ۲۵ قرن پیش نیست ،بلکه سخن از سیاست روز است .این که گفته می شود ایرانیان هیشه به دنبال قتل عام یهودیان بوده وهستند ،لذا ما باید آز آنان بترسیم ، و با تمام قوا بکوشیم ایران قدرتمند نشود ،و در جوامع جهانی پذیرفته نشود . توجه شود صحبت از جمهوری اسلامی نیست ، بلکه به صراحت سخن از ایران است .ایرانی که مدعی هستند در طول تاریخ دشمن خطرناک یهودیان بوده است.


سکوت جامعه کلیمیان ایران در برابر این ادعای نخست وزیر اسرائیل، در کنگره آمریکا و دربرابر مردم جهان ، این نظر را به شدت در ذهن می آورد که نکند کلیمیان ایرانی هم مثل ایشان ، ایرانیان را همسنگ نازی‌ها می دانند. زیرا هرگاه که مقامی ایرانی سخنی در مورد قوم یهود گفته است ، هر چند دهها بار ملایم تر ، و با تفکیک کامل میان صهیونیست و قوم یهود ، باز بسیاری از ایرانیان، آن هم نه تنها سکولارها ، بلکه مذهبیون آن سخن را محکوم کرده اند.


چگونه است که بالاترین مقام حکومتی اسرائیل ، آن هم حکومتی که درانتخاباتی کاملا آزاد بارها و بارها به رهبری برگزیده شد ه ، و نمی توان گفت به زور اسلحه بر جامعه تحمیل شده ، در برابر چهانیان ،دررسمی‌ترین تریبون ،ایرانیان را بدتر از نازی‌ها اعلام می کند . چون نازی مربوط به زمانی کوتاه بوده اند ، در حالی که به ادعای ایشان ، این ویژگی ایرانیان در طول تاریخ بوده است . وقتی در مقابل چنان ادعای توهین آمیزی ، کلیمیان ایرانی کوچکترین اعتراضی نمی کنند ، این شائبه در ذهن قوت می گیرد که ، اینان در جمع ایرانیان و در تریبون‌های رسمی سخنی می گویند ، و در حمع خودشان ، ودرخلوت با هم کیشانشان ، کاملا خلاف آن را می گویند . در جمع ما ایرانیان از کوروش یاد می کنند ، و این که اونجات بخش کلیمی‌ها بوده ، ولی در خلوت خود ودر مرا سمشان ایرانیان را دشمن خونین یهودیان می خوانند.


برخورد آنان با این دو واقعه برخورد به دو اتفاق کهنه تاریخی نیست که اهمیتی نداشته باشد ، بلکه بیان دو نوع سیاست ، برای دو منظور سیاسی روز است . از کار کوروش نتیجه می گیرند ایرانیان دوست کلیمی‌ها هستند ، ودشمن مشترک آن‌ها اعراب اند. بنا براین ایران باید با دولت اسرائیل در سرکوب اعراب همراه شود. ایرانیان هم مثل یهودیان در طول تاریخ به دست اعراب سرکوب شده اند .از ضحاک تا آمدن اسلام وجمهوری اسلامی. ازآن سوی از واقعه استر نتیجه می گیرند که دولت اسرائیل هر چه در توان دارد باید به کار ببرد تا مذاکرات با آمریکا موفق نشود ، و ایران در حامعه جهانی پذیرفته نشود .هر تضمین و بازرسی از تاسیسات اتمی ایران بی‌حاصل است . ایران به این وسیله می خواهد جهان را فریب دهد تا بتواند بمب اتمی خود را بسازد ، و به آرزوی خود ، که محو دولت یهود از روی زمین است ، برسد.


ممکن است برخی بگوینداین یک نگاه بدبینانه است . من هم مثل اکثر ایرانیان آرزو می کنم چنین باشد ، اما شواهد ومنطق مرا به این نتیجه میرساند. اگر خلاف می گویم ، و این باور واقعی کلیمیان ایرانی نیست ، آیا اینان نباید شاهدی که نشان خلاف آن باشد ارائه دهند. آنان که مرتبا در رادیو وتلویزیون‌ها به کار کوروش اشاره می کنند تا نشان دهند اسرائیل تنها دوست طبیعی ایران است ، حال که آقای نتانیاهو پرده خلوت خانه یهودیان را کنار زده ، و سخن پنهان را به جمع آورده ، سخنی که کمتر ایرانی حتی تصورش را می کرد ، آیا نباید موضع بگیرند. گفتنی است اگر این نقد اگر در ایران صورت بگیرد قانع کننده نیست ، چون می توان گفت آنان ملاحظه زندگی در آن جا را می کنند . بلکه باید از سوی کلیمیان خارج از ایران صورت بگیرد ، تا قانع کننده باشد.


بدتر از آن که آقای نتانیاهوبرای اپبات این اتهام ننگ آورشان تاریخ را تحریف کرده، و از تورات برای اثبات استفاده ابزاری کرده . ایشان نیمی از آن چه را که در کتاب استر، که بخشی از تورات است ، آمده می گوید نتانیاهو گفته است که کلیمیان در زمان خشایار شاه جمعیت با نفوذ ووسیعی شده بودند .هامان وزیراخشورش یا خشایار شاه ،که به نفوذ آنان حسادت می ورزید ، حکم قتل یهودیان را از پادشاه در عالم مستی گرفت .ولی استر زیبا ، که یهودی بودن خود را پنهان کرده و ملکه شده بود ، با یاری پسرعمو وسرپرستش مردخای ،نه تنها توطئه را خنثی کرد، بلکه حکم قتل هامان را هم از پادشاه ایران گرفت. اما آنچه آقای نتانیاهو نمی گوید ، وحتی کلیمیان مسئول و متعهد هم در موردش افشاگری نمی کنند ، قتل عامی است که یهودیان ، بر طبق گفته تورات در کتاب استر، از ایرانیان می کنند. .برطبق متن این کتاب مقدس ، که یهودیان همه ساله در مراسم عید "پوریم" می خوانند ، آنان نه تنها هامان و فرزندان ووابستگانش را گردن زده یا به دار آویختند ،بلکه ۷۷هزار ایرانی دیگر را در سراسر کشور قتل عام کردند . بعنی چیزی نزدیک به یک دهم جمعیت آن روز ایران . "استر( به خشایار شاه)گفت اگر پادشاه بپسندد به یهودیانی که در شوش می باشند اجازت داده شود که فردا نیز مثل امروز عمل کنند و ده پسر هامان را به دار آویزند وپادشاه فرمود که چنین کنند. وحکم در شوش نافذ گردید.و ده پسرشان را به دار آویختند و یهودیانی که در شوش بودندروز چهارم ماه نیز جمع شده و۳۰۰ نفررادر شوش کشتند.ولیکن دست خود را به تاراج نگشودند.وسایریهودیان که در ولایت پادشاه بودند جمع شدندبرای خانه‌های خودمقاومت کرده و چون ۷۷ هزار از دشمنان خویش را کشتند از دشمنان خود آرامی یافتند* ( تورات دفتر استرباب نهم آیات ۱۳ تا ۱۷)


این کشتار چنان وحشتناک بود که گفته می شود مردم شهر وخانه خود را ترک کردند و به بیابان‌ها گریختند. سیزده به در خاطره آن کشتار است ، که حدود یک ماه پس از عید پوریم ، به مناسبت نجات یهودیان و انتقام گیری آنان ، برگزار می شود


برخی ممکن است از دوزاویه بر من خرده بگیرند یکی آن که این یک افسانه مربوط به دوهزار وپانصد سال پیش است ، نبش قبری که طرحش در این زمان اتلاف وقت است . من هم با آنان موافق بودم ، حتی با وجود آن که این واقعه برای یهودیان جهان زنده است ، و هر سال نجات خود از توطته ایرانیان را جشن می گیرند ،ولی با خود می گفتم هر چه بوده و هست مربوط به خودشان ودر جمع خودشان است .اما حالا که بالاترین مقام حکومتی یهودیان ،در حساس‌ترین شرایط این واقعه را برای جهانیان تعریف می کند ،و از آن برداشت سیاسی برای مسائل روز می کند دیگر یک مسئله تاریخی و یک سنت قومی نیست ، بلکه مسئله لجن مال کردن یک ملت ، وکارشکنی در کار یک مملکت ،و مهمتربا هدف به آتش کشیدن خاورمیانه و جهان است . توطئه‌ای نه برعلیه ایران ، و توهین بی‌شرمانه‌ای به ملت ایران، بلکه اقدامی خطرناک برای صلح در جهان.


خرده گیری دوم آن است که این کتاب بیشتر به افسانه وقصه می ماند تا یک متن تاریخی. باید گفت اگر به باور یهودیان چنین است چرا پس به آن استناد می کنند ؟ . چرابخش کشتار ایرانیان را افسانه می خوانند ، و از آن به آسانی میگذرند،اما بخش توطئه هامان را این چنین بزرگ می کنند. و نه تنها هرساله آن راجشن می گیرند، و برای خود زنده نگه میدارند ، بلکه برای اثبات جنایتکار و خطرناک بودن ایرانیان به رئیس جمهور آمریکا ،آقای نتانیاهو نسخه‌ای از کتاب استررا دو سال پیش به ایشان هدیه می دهد . ودر تمام این موارد یک کلیمی ایرانی‌ای ، به این عمل بسیار شرم آور و توطئه گرانه ایشان ، واین توهین بزرگ به ملت ایران اعتراض نمی کند. شگفت است که زمانی که گوگول در نقشه‌اش اسم خلیج فارس را نوشته بود "خلیج " صدها هزار ایرانی از سر عشق به ایران به آن اعتراض کردند ، اما وقتی رئیس یک دولتی از پشت مهمترین تریبون ، در برابر جهانیان ایرانیان را ملت جنایت کاری می خواند که بدتر از نازی‌ها به دنبال کشتار یهودیان بوده وهستند ، سکوت می کنند


کلام آخر

اگر جامعه کلیمیان ایران ، همان گونه که به من نشان داده بودند ، ایران را دوست دارند، و برای ایرانیان احترام قائلند ،وظیفه دارند در برابر این تحریف در تاریخ و بزرگترین و بی‌شرمانه‌ترین توهین به ملت ایران ، آن هم برای پیش برد سیاست جنگ طلبی به ایستند. و این شبهه را ایجاد نکنند که ، اینان همیشه از ایران وایرانی متنفر بوده اند ، ولی بازیرکی به ما به نوعی دیگری وانمود می کردند . اینان که در مجالس ایرانیان در مورد دوستی ایرانیان و یهودیان داد سخن می دهند ، و ما را به دشمنی با اعراب تشویق می کنند، انتظار میرود روشن کنند که چگونه در برابر این توهین بزرگ به ملت ایران ، آن هم در تمامی تاریخش، سکوت می کنند. آیا کار اینان مشمول این شعر حافظ نمی شود که

زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.