پنج‌شنبه ۰۲ شهریور ۱۳۹۶ -
- 24 Aug 2017
30 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
فشاری که روی دولت روحانی است از دولت خاتمی هم بیشتر است
 یک جریان پرفشار زیر خیمه فتنه فتنه برای دولت کارشکنی می کنند.  


ادبیات سیاسی دولت را چطور تعریف می کنید؟

هر دولتی که روی کار می آید، به یک فضای گفتمانی و گفتاری نزدیک تر است واز این زاویه هم می توان راجع به دولت‌های مختلف بحث کرد. یعنی گفتمان هر دولت را یک سنخ فرض کنیم و ویژگی‌های آن را مشخص کنیم و دولت‌ها را از این لحاظ با هم مقایسه کنیم. در این چارچوب دولت احمدی نژاد و روحانی با هم بسیار متفاوت بودند.


گفتار دولت آقای روحانی و آحمدی نژاد چه بود؟ تفاوت این دو در چه ویژگی هایی بود؟

گفتارها در برنامه‌های انتخاباتی، سخنرانی ها، برنامه‌های بودجه و سیاست‌ها و غیره دولت‌ها مشخص می شود. از این موارد است که می توان به گفتارهای حاکم بر فضای هر دولت پی برد. گفتار و جهت گیری احمدی نژاد یک گفتار "ضد توسعه " بود. خوشبختانه در شرایطی که جامعه ایران مرتب ضربات ضد توسعه می خورد و کشور به جد بحرانی شده بود با رای غافلگیر کننده مردم در سال ۹۲دولت روحانی روی کار آمد که گفتار و جهت گیری اصلی‌اش گفتار "یک دولت توسعه گرا" است.

دولت احمدی نژاد آگاهانه ضد توسعه عمل می کرد و اصول گرایان هم یا برایش کف می زدند یا سکوت می کردند و در این مسیر اقای ناطق و علی مطهری استثنا و تنها بودند و هستند. انهم در زمانی که دولت و سایر ارکان حکومت یکپارچه در دست اصول گرایان بود و منابع ارزی بی‌نظیر ۸۰۰میلیارد دلاری را در اختیار داشت، لذا دولت با دست باز ضدتوسعه عمل کرد وایران را به جای ارتقا با انواع بحرانها روبرو کرد.

اولین ویژگی یک دولت توسعه گرا این است که می خواهد که بوروکراسی ‌اش شایسته سالار، کارآ و پاسخگوی معضلات اصلی جامعه و مشکلات مردم باشد. اما شما در دوره احمدی نژاد شاهد بودید که کار کارشناسی به سخره گرفته شد و سازمان برنامه به حاشیه رفت و استخدام‌های کتره‌ای و انبوه که اخرین آن پانصد هزار نفر بود صورت گرفت. شوراهای مربوط به تصمیمات جمعی و مهم منحل و تصمیمات شخصی شد. به قول خودشان در یک ساعت صدها تصمیم می گرفتند و در سفرهای استانی مردم را عریضه به دست به دنبال خود راه می انداختند!

به عدم جذب نخبگان و دانشگاهیان ممتاز در دوران تصدی احمدی نژاد می توان اشاره کرد. برای مدیران احمدی نژاد جستجو در میان شایستگان نبود. جست و جو از میان دوروبری‌های دولت بود که مولد یک وضعیت نوچه پروری در برابر یک بوروکراسی کارآ بود.

ویژگی دوم در یک دولت توسعه گرا محیط کسب و کار مناسب برای تولید کننده با ویژگی‌های چون مولد بودن، رقابتی بودن و قانونی بودن و شفاف بودن در مالیات دادن است. در دوره احمدی نژاد سرمایه داری مالی و رانتی و مستغلاتی رشد کرد و فسادهای حکومتی زبانه کشید.

مقابله با نظرات کارشناسی اقتصاد دانان در اداره امور اقتصادی کشور باعث افزایش تورم بدون رشد اقتصادی شد. برای حل این مسئله و مبازه با گرانی هم دست به واردات گسترده از کشورهای همچون چین زدند_ واردات کالاهایی مثل فندق و شلیل و نارنگی. نتیجه آن هم یک ضربه کاری و تا مغز استخوان به بخش نحیف تولیدی کشور بود.

در زمان احمدی نژاد شما با افرادی مواجه می شدید مثلا در فلان مسجد فعال بود. از سوی دولت به بعضی از اینها امتیاز اجرای مسکن مهر داده بودند. انها هم با یک واسطه به پیمانکار می دادند و یک چیزی می گرفتند و این یک رانت خواری رسمی بود. یک دولت توسعه گرا اما اصلا به این صورت عمل نمی کند. این دولت برنامه بودجه‌اش را به صورت علنی و روشن بیان می کند و می گوید که قصد چه اقداماتی را دقیقا با چه دستگاه هایی دارد. لذا شما می بینید که در آن دوران هر یک از افراد و نهادها و شرکت هایی که وام‌های کلان دریافت می کردند، قصد خود را از دریافت این وام‌ها در سایت شفاف مشخص نمی کردند. مشخص نبود که فلان وام در کدام پروژه عمرانی مصرف شده . اما حالا دولت شرایطی فراهم کرده که اگر شما به دنبال این هستید که چه شرکتی، فلان وام را دریافت کرده، بتوانید به پاسخ برسید.

ویژگی بعدی دولت‌های توسعه گرا در راستای مورد قبل، فراهم کردن یک محیط مساعد بین المللی برای یک بازار تولیدی و عرضه و تقاضای سالم است. این دولت‌ها در پی آن نیستند که هر جنسی را به عنوان کالای داخل به خورد مردم دهند. بلکه می خواهند کالایی در کشور تولید شود که ارزش منطقه‌ای و جهانی داشته باشد. اما در دولت پیشین این مورد هم از دست رفت. اصلا روابط ما با کل دنیا بهم خورد! یک ایران ماند و یک ونزوئلا! ما حتی روابط مان با کشورهای همسایه مان بهم ریخت. یک ویژگی آقای احمدی نژاد این بود که اغلب دولتهای دنیا را علیه ما بسیج کرد. تحریم‌ها که کاغذ پاره نبود. خمپاره به اقتصاد ما بود.

ویژگی بعدی دولت توسعه گرا این است که توسعه را بدون جامعه مدنی پویا ممکن نمی داند. ویژگی دیگر کوشش در جهت تربیت شهروند آگاه، ماهر و اخلاقی است. اگر این دو ویژگی اخیر تقویت نشود اصلا امکان جذب مشارکت مردم در فرایند یک توسعه درون زا و مردمی بلندمدت فراهم نمی شود. دولت احمدی نژاد اصلا اعتقادی به جامعه مدنی نداشت. وزیرش صریح می گفت ما مسجد و حسنیه و بسیج داریم و دیگر جامعه مدنی چه صیغه‌ای است. مردم را شهروند صاحب حق و حقوق نمی خواستند هرچه بیشتر مردم دنبال ماشینهای آنها بدوند و عریضه بنویسند بهتر است. خوبی دولت روحانی این است که ضرورت تقویت جامعه مدنی و حقوق شهروندی را مسخره نمی کند.


این ماحصل ادبیات آن دولت بود یا نگاه ضدتوسعه آنها؟

آنها معتقد بودند که توسعه ریشه ایرانی و اسلامی ندارد و نظم دنیا باید بهم بخورد تا ما مدیریت جهانی بکنیم. گویا اگر نظم دنیا بهم بخورد، منافع ایران به قول ایشان بهتر حفظ خواهد شد! از همین ادبیات بود که اصطلاح تبلیغاتی و شانتاژی و زیانبار"محو می‌کنیم" بیرون آمد. ما از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با اسرائیل مشکل داشتیم و آن را یک دولت غاصب می دانستیم. اما هیچگاه کاتولیک تر از پاپ نشده بودیم! ما از فلسطینی‌ها که فلسطینی تر نبوده ایم و نمی توانیم باشیم! آقای احمدی نژاد اما به گونه‌ای کار کرد که بحران آفرید و کار را بر فلسطینی‌ها هم سخت‌تر کرد. محبوبیت بوش پس از واقعه یازده سپتامبر در امریکا تنزل پیدا کرده بود، اما نوع موضع گیری‌های احمدی نژاد باعث شد که دوباره بوش محبوبیت پیدا کند. بوش می گفت که سخنان احمدی نژاد را بیینید! اینها می خواهند دنیا را به هم بریزند! اصلا نتانیاهو بعدش دم در آورد و گستاخ‌تر شد. اما بجای اینکه نظم دنیا بهم بریزد اقتصاد ایران ضربه خورد و پایه‌های اخلاقی جامعه زیر فساد رانتی ضربه خورد. من معتقدم در دوره احمدی نژاد استقلال ایران به خطر افتاد. خطری که در هیچ دوره‌ای پس از انقلاب گریبان گیر ما نبود. غربی‌ها در حال حاضر بحران اقتصادی را ابزار آزار ما قرار داده اند.

 


این ناشی از چه تعارضی بود؟

گفتار و جهت گیری ضد توسعه احمدی نژاد ریشه در یک تحلیل تو خالی داشت. این تحلیل که: اقدامات توسعه‌ای دوره هاشمی و خاتمی یک توسعه غربی و غیر اسلامی و غیر ایرانی بوده و ما می خوهیم به جای ایده وارداتی توسعه و مدرنیته الگوی "ناب تحول وتعالی" را اجرا کنیم. حرف‌های به ظاهر عوام پسند و در باطن ضد توسعه و ایران‌ویران‌کن. توسعه مثل هر موضوع سیاسی و اجتماعی دیگر دارای مولفه‌ها و شاخص‌های معین است. چند ویژگی آنرا گفتم. ما توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره داریم که هرکدام از اینها شاخص‌های معینی دارد. بر همین اساس دولت ضد توسعه و توسعه گرا داریم. احمدی نژاد اما اصلا به توسعه اقتصادی هم اهمیت نمی داد. چراکه توسعه اقتصادی مستلزم ارتباط داشتن با همسایه‌ها و تولید کننده هاست. در صورتیکه ایشان این روابط را برهم زد. شما نگاه کنید! از ابتدای انقلاب ما با عربستان مشکل داشتیم، اما نه به این شیوه‌ای که ایشان عمل کرد.

با آمدن دولت روحانی حرکت ضدتوسعه یک مقدار برگشته است. کاری به این ندارم که روحانی در این زمینه چقدر می تواند موفق باشد. اما همین تلاش ایشان هم خوب است. شما می دانید که احمدی نژاد به تنهایی وارد این کار نشده بود. پشتش یک درآمد ارزی و سازمانی و غیره خوابیده بود. شرایط روحانی مثل دور خاتمی هم نیست. در دوران اصلاحات تندروها یک اقلیتی بودند که مقداری از اوضاع روز ناراحت بودند! اما این جریان ضد توسعه و ضد تعامل با جهان در حال حاضر پول و سازمان و برای مقابله با دولت روحانی امنیت دارد. ممکن است روحانی در این راه با چالش‌های زیادی روبه رو شود. اما اتفاق مهمی که در سا ل۹۲ افتاده همین تغییر گفتار و جهت گیری است. احمدی نژاد ضد توسعه بود و ضدتوسعه عمل می کرد. اما روحانی می خواهد در مسیر توسعه عمل کند که کار سختی هم هست.


این شیوه مدیریت احمدی نژاد را تا چه حد ناشی از عدم اعتقاد تیم ایشان به مفهوم توسعه می دانید؟

بچه‌های انقلاب به دو دسته تقسیم میشوند؛ عده‌ای می گویند که اداره کارآمد کشور یک سازوکارهایی دارد. ما همان طور که کشور و بهداشت و درمان، صنعت، کشاورزی و غیره را اداره می کنیم، باید در امور دیگر و سیاست هم الزامات را در نظر بگیریم. کشور به هر حال نیاز به حزب و دادگاه مستقل و رسانه مدنی و اموزش و پرورش مدنی وغیره دارد. همینطور مملکت به توسعه و دولت پاسخگو و جامعه مدنی قوی وشهروند آگاه، ماهر و اخلاقی نیاز دارد. بجای تقابل باید با جهان تعامل کنیم. روزبه روز جمعیت در حال افزایش است و این جمعیت نیاز به توسعه، رفاه، بهداشت، امنیت، عدالت و منزلت و غیره دارد. باید با توسعه آسیب‌های اجتمعی را مهار کرد. بخش میانی و وسط جامعه باید بزرگ تر شود و باید از بخش رانتی و فقیر جامعه کاسته شود.

از ابتدای انقلاب این ایده به تدریج در بین بخش قابل توجهی از بچه‌های انقلاب شکل گرفت . شما می بینید که از سال ۱۳۶۴ کشور می خواسته به سمت توسعه حرکت کند. ما در آن دوران تولید کننده شرافتمند و مردمی داریم که پس از راه انداختن کسب و کار و رسیدن به درآمد، درآمدش را خارج نکرده و مالیات داده. اما در دوره احمدی نژاد، درآمدها از کشور خارج شد. آقای نیلی در همین باره گزارشی داده که در فاصله سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۱، حدود ۱۰۹میلیارد دلار سرمایه کشور به خارج منتقل شده است. این بورژوازی ملی و مردمی نیست! این بورژوازی بخور بخور بوده است! با این سرمایه می شد کشور را به راه رشد و توسعه اقتصادی درون زا هدایت کرد.

صحبت من این است که بعد از انقلاب در میان عده‌ای "توسعه" پذیرفته شد. البته عده‌ای هم از همان موقع در حاشیه بودند و توسعه را قبول نداشتند و دنبال تقابل بودند تا تعامل . احمدی نژاد نماینده این جریان حاشیه‌ای بود ولی جریان توسعه گرا قوی بود. شما دیدید که آقای هاشمی روی توسعه اقتصادی کار کرد، خاتمی روی توسعه سیاسی همت کرد و حتی در اواخر دوره او به توسعه همه جانبه و پایدار و حفظ محیط زیست رسیدیم. در این فضا بود که احمدی نژاد امد و زد زیر هر چه مربوط به توسعه است وهمه میراث سازندگی انقلاب را با جسارت و پوشش تبلیغاتی ضرغامی زیر سوال برد. و اصول گرایان هم خوشحال بودند و فکر می کردند احمدی نژاد هم دارد "یک الگوی جدید وطنی رشد" درست می کند و هم دارد اصلاح طلبان و کارگزاران و نسل بچه‌های موسوی و کروبی را می زند. نمی دانستند دارد ریشه هرچه سرمایه اقتصادی و اجتماعی است که می زند.

گفتم قبل از به قدرت رسیدن احمدی نژاد هم نگاه‌های مخالف به توسعه وجود داشت، اما اینگونه چکشی نبود. مثلا اگر ولایتی رئیس جمهور می شد، اصلا کارهایی مشابه احمدی نژاد را انجام نمی داد. حتی به نظر من اگر قالیباف هم رئیس جمهور شده بود، این اقدامات را انجام نمی داد. عملیات عمرانی وی در شهرداری تهران نشان می دهد که این مباحث را تا حدودی پذیرفته است ( البته من فروش تراکم شهری را که قالیباف دارد دو اسبه پیگیری می کند اصلا قبول ندارم و خیلی زیانبار است که موضوع بحث ما نیست). شاید هم به این دلیل که هواپیما را پرواز می دهد، متوجه می شود که با هرچیزی نباید شوخی کرد! من درست به همین دلیل معتقدم که در دوره احمدی نژاد چیزی به نام اصولگرایی نداریم! اصولگرایی یعنی بچه هایی که در انقلاب بودند و یک سری از ارزش‌ها برایشان مهم بود. سکوت این اقایان در برابر اقدامات احمدی نژاد نشان از آن دارد که در این دوره اصولگرایی نداریم! یک جناحی داریم که فقط و فقط به قدرت چسبیده و کاری به هیچ اصول و ارزشی ندارد! در صورتیکه اولین ویژگی اصولگرایی، ارزش گرایی است. یک ارزش گرا با بخور بخور با بی‌حرمتی علیه شهروندان و سرمایه‌های انقلاب در نطفه مقابله میکند نه هشت سال هنرنمایی احمدی نژاد را تماشا کند!


آقای دکتر! «اون ممه رو لولو برد» حرف بدیست! «مخالفان به جهنم بروند» چطور؟

من اصلا روی موارد خطای لفظی صحبتی ندارم. اگر جهت گیری‌های اصلی روحانی مشخص نبود، من هم ایشان را نقد می کردم و اصول گرایان هم برای من کف می زدند! من برنامه‌های ایشان، جهت گیری‌های ایشان و موارد این چنینی را می بینم که تلاش وی در جهت تغییر اوضاع را نشان می دهد. البته روحانی هم وقتی این عبارت را به کار برد، آن را تعدیل کرد. الآن شما ببینید روحانی در هر مجمع داخلی و خارجی ظاهر می شود با سخنانش باعث آبروی ایران می شود. جالب اینکه روحانی و ظریف بدون اینکه شعار" محو" بدهند جیغ و فغان نتانیاهو را درآورده اند.

یک نکته دیگر هم که اشاره کردم این است؛ حجم فشاری که روی روحانی وارد می شود، اصلا قابل مقایسه با دوره احمدی نژاد و حتی خاتمی نیست. دلیلش هم را گفتم . یک جریان پرفشار زیر خیمه فتنه فتنه برای دولت کارشکنی می کنند. چون می دانند اگر بحران هسته‌ای ایران مهار شود و تعامل ایران با همسایه‌ها و کشورها قوی شود، اقتصاد کشور بحران را پشت سر بگذارد و در مسیر توسعه پایدار و درون زا بیفتد دیگر جایی برای تبلیغات تقابل گرایانه باقی نمی ماند. سرمایه داری انگلی و مالی و غیر تولیدی و رانتی مهار می شود و بخور بخور و حیف و میل کم می شود. و تبلیغات دهن پر کن و بدون ارتباط با واقعیت در بین فقرا خریدار پیدا نمی کند.

 

 
منبع: پنجره 
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :