شنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۶ -
- 24 Jun 2017
29 رمضان 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
حاکمیت استبدادی و پاکدستی
 امروزه « پاکدستی » کارگزاران حکومت همچون گوهر نایاب شده است!  


ما می توانیم در آئینه تاریخ روند تحولات جوامع و از جمله جامعه خود را مرور کنیم و بشناسیم. این شناسایی به ما برای فهم بهتر و دقیق تر مسائل جامعه کمک کرده و به نوع مواجهه‌ای که می خواهیم به عنوان یک شهروند، و به ویژه یک فعال سیاسی و اجتماعی با این مسائل داشته باشیم، نگاهی واقع بینانه و افقی وسیع تر می دهد. ضمن اینکه ما را با ریشه‌هایمان در سرزمین و تاریخ مان پیوند می دهد و پای ما در سنت‌هایمان برای رویارویی خردمندانه با دنیای مدرن و سازگاری بین سنت و مدرنیته محکم داشته و فرزند زمانه مان می سازد. خواندن تاریخ برای من چنین مفهوم و معنایی دارد و از اینرو از هر فرصتی برای خواندن کتاب‌های تاریخی استفاده کرده و با خواندن هر کتاب خود را در آئینه تاریخ دیده و بازنگری می کنم.


این روزها به خواندن کتاب " شرح زندگانی من " نوشته " عبدالله مستوفی "، که به گونه‌ای بازتاب دهنده تاریخ اجتماعی و ادواری دوره قاجاریه از زمان آقا محمدخان تا آخر ناصرالدین شاه است، مشغولم. تصویری که نویسنده از آن دوران می دهد در مقایسه با وضعیتی که ایران امروز دارد، حرکت و پویایی جامعه ما را به لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری در بسیاری از ابعاد و جوانب نشان می دهد ضمن اینکه برخی از مسائل اصلی جامعه و از جمله مهمترین آنها که شیوه حکمرانی مستبدانه بوده، به رغم اینهمه تحولات چشمگیر و حیرت انگیز، همچنان پابرجا مانده است! هدف این مقال پرداخت به جزئیات این موضوع نیست چراکه افراد علاقمند به این موضوع باید کتاب را بخوانند اما حیفم آمد یکی از نکات قابل توجهی را که نویسنده کتاب برپایه تجربیاتش در دوران زندگی برآن تاکید دارد دراین مقال بازتاب ندهم، و آن اینکه هرچند در آندوران شیوه حکمرانی مستبدانه و ظالمانه بوده است اما پایبندی عامه مردم به آموزه‌های دینی و اخلاقی و « پاکدستی » برخی کارگزاران حکومتی بگونه‌ای بوده است که مردم فارغ از دستگاه « حاکمیت استبدادی » با یگدیگر معامله و معاشرت و مدارا داشته و خود را اداره می کرده اند. درسایه چنین وضعیتی حتی حکام مستبد نیز ناچار از رعایت حقوق مردم بوده و کارگزاران پاکدست را پاس می داشته و وجود آنها را برای حاکمیت خود مفید و لازم می دانسته اند! دراین باره نویسنده آورده است :


" در خانواده ما معروف است که وقتی عین الملک، شوهر خانم عزت الدوله خواهر شاه، به سفارت کبری مامور استانبول و دربار عثمانی شده و از آنجا از خانم خواسته بود مواجب اورا وصول کند و برای او بفرستد. خانم با دستخط قبلی شاه به برات نویس مربوطه مراجعه کرده و اوهم به موجب دستخط شاه تمام مواجب یکساله را برات صادر نموده و به جریان انداخته بود.

می دانیم پدرم از اشخاصی بود که بدون مهر او هیچ براتی قابل پرداخت نبود، این برات را نزد او آوردند، چون نصف حقوق سالیانه عین الملک در موقع عزیمتش بموجب برات دیگر پرداخته شده بود، از امضای آن استنکاف کرد. خانم بشاه شکوه برد و طوری این استنکاف بحق را آب و تاب داد که شاه واقعاً عصبانی شد. پدرم را احضار کرد و با تشدد جهت مخالفت اورا با دستخط خود سئوال و شدیداً مواخذه کرد. پدرم با کمال متانت جواب گفت اگر دستخط مربوط به انعام یا اضافه مواجب بود، البته فوری اطاعت می شد اما چون دستخط فرموده اید ... تومان مواجب استمراری سفارت کبری استانبول برات صادر شود و نصف این مبلغ قبلاً پرداخت شده است، باین جهت از اجرای دستخط شاه معذور بودم. شاه مستبد به جبران تشدد بیمورد جبه تن پوش خود را بحاجی میرزا نصرالله خلعت داد که بعد از پدرم بمد زمان از آن جبه برای من قبای ترمه‌ای دوختند و من این جمله را در موقع پوشیدن این قبا از بزرگترهای خانواده شنیده ام. " ( ص ٤٣٣ )


نویسنده در ادامه آورده است :" خواننده عزیز توجه دارد که نوشتم « مردمان صحیح العمل » این لغت را بجمع استعمال کردم که تصور نکنند معتقدم که تنها پدرم بوده است که این شجاعت و شهامت و صحت عمل را داشته است. خیر! این رویه تمام کارمندان مهم آن روزهای دولت بوده است. اگر اشخاصی هم پیدا می شدند که از راه حیلت صحت عمل نداشته باشند، از اظهار صلاحیت ناگزیر بوده و هیچوقت جرات نمی کردند عملی مخالف صحت و درستی مرتکب شوند و اگر اینقدر بیهوش بودند که بر ضرر خود کار برخلاف رویه کنند، جامعه آنها را رد می کرد و داغ باطله می خوردند و از ذروه اقتدار و اختیار می افتادند و دیگر نه همقطارها و نه جامعه بقول و فعل آنها اهمیت می دادند. میرزا قهرمان امین لشگر شاهد این مدعاست که با وجود رسیدن به مقام وزارت گمرگ همینکه گشادبازی و ولنگ و وازی او مشهود گشت، آنچه داشت از دست داد و وقتی مرد کفن نداشت. "

در ادامه نویسنده با توجه به تحولاتی فکری و روحی که در دوران پس از مشروطه و حاکمیت پهلوی در جامعه و شیوه حکمرانی اتفاق افتاده بود، آورده است :" امروز اگر از این قبیل شهامت وشجاعت و گذشت‌ها و فداکاریها اثری باقی نمانده و همه در گفتن حق خودداری دارند و همه گونه کار خلافی را بخود اجازه می دهند، برای انحطاط پایه اخلاقی عامه مردم است. نه این باشد که مادرهای ایرانی دیگر نمی توانند بچه‌های باشهامت و امین بدنیا بیاورند، خیر! ایران همان ایران و گنام پلنگان و شیران است که بود ولی چون زمام کارهای کشور بدست مردمان طماع جبون افتاده و عامه هم علاقه‌ای به صاحبان شهامت و مردمان صحیح العمل نشان نمی دهند، دسته اخیر که مثل همیشه در اقلیت هستند، کناره جوئی اختیار کرده اند. اگر اشخاص درست شجاع هم گاهی بکار برسند، چون اکثریت با مردمان پست نادرست است، کاری از پیش نمی برند و رفقا هم که مومن را مخل می دانند، لکه هائی به او می چسبانند و در دهنها می اندازند و دلسردش می کنند.

من خیلی‌ها را سراغ دارم که خون پدرانشان در رگهای آنها هست بلکه به واسطه دانش و معرفت امروزی این خون در عروق آنها صافتر و پاکیزه تر هم شده است، ولی چکار کنند؟ و بگدائی شغل و کار بدر کدام ارباب بیمروت دنیا بروند؟ و اگر هم بروند و بکار هم برسند، تازه اول مرافعه است زیرا زیربار دستورات خلاف مافوق‌ها نخواهند رفت. این است که صحیح العملها در عقر دار فرو رفته اند و خون دل می خورند و مردم بیوجود بیمصرف یا دزدان پاچه ورمالیده، مثل کنه، خود را بکار چسبانده مردم را عذاب می دهند. " ( ص ٤٣٤ )


حالا این توصیف را با اوضاع و احوال سالهای اخیر کشورمان، به ویژه دوره هشت ساله یکدست حاکمیت اقتدارگرایان و دولت احمدی نژاد، مقایسه و داوری کنید که به رغم اشتراک حاکمیت استبدادی و تحولات حادث، جامعه و شیوه حکمرانی چه سیری را طی کرده است؟ اسف انگیز است که موضوع « حاکمیت استبدادی و پاکدستی » همچنان مسئله جامعه ماست با این تفاوت که در گذشته به رغم « حاکمیت استبدادی » جا برای « پاکدستی » بازتر بوده، و امروزه « پاکدستی » کارگزاران حکومت همچون گوهر نایاب شده است! 
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.