چهارشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۶ -
- 23 Aug 2017
30 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
کژنگری چیست؟
مواجه مستقیم و روبرو با یک پدیده مستلزم معرفت است، اما در کژنگری، از بیراهه به واقعیت موجود نفوذ می‌کنیم.

 

روزی را در نظر بگیرید که به دنبال پیدا کردن آدرسی و با مقصودی مشخص برای انجام کاری، در محله‌ای پرسه می‌زنید تا آدرس را بیابید، سپس از مقابل مکانی عبور می‌کنید که کوچکترین ربطی به هدف و مقصود شما ندارد اما از گوشه چشم جلب توجه می‌کند. کژ نگریستن به چیزی که مقصد شما نیست، تاثیر عمیقی می‌گذارد چنانکه شما را متوقف یا به تجدید نظر در مسیر حرکت و مقصود خود وامی‌دارد؛ این روند انکشاف حقیقت است. و قدرت شورمندی آن چنان است که مقصود و انجام کاری مشخص را به حالت تعلیق درمی‌آورد تا آنچه گوشه چشم شما را ربوده، خود را نمایان سازد.

فرض خود را می‌توانیم با هنر نقاشی پیش ببریم. آدرس شما در دست است و شما در کوچه‌های دور از خیابان اصلی در حال پرسه زدن هستید، از مقابل ویترین مغازه‌ای عبور می‌کنید که کوچکترین ربطی به مقصود شما ندارد‌. اما چیزی گوشه چشم شما را می‌رباید، تابلوهای نقاشی مربوط به نمایشگاه نقاشی که در مسیر حرکت واقع شده است. این نمایشگاه فرضی را در ذهن داشته باشید.

عموما نقاشهای‌ آبستره (انتزاعی) مقارن با حادثه است. حادثه‌ایست که نقاشی را گام به گام پیش می‌برد. اما آنچه نظر را نه از روبرو بلکه از کژراهه ربوده صرفا نقاشی‌های انتزاعی نیستند. در واقع، انتزاعی به معنای معمول نیستند، چرا که خصلت دوگانه‌ای دارند که نقیضین را با هم جمع کرده‌اند. خصلت دوگانه‌ متناقضِ یک پدیده است که زمینه کژ نگری را فراهم می‌کند.

در لغتنامه دهخدا، کژنگری، "نگریستن با گوشه چشم و رخساره کژکردن در آن حال" است. کژنگری، یک شیوه معرفت‌شناختی برای دریافت حقیقت نیست، بنیاد آن بر مبنای تصادف و نامقصودی است.

در کژنگریستن-فرضا در یک نقاشی- صحنه‌های زد و خورد میدان رزم، چنانکه در نقاشی‌های دیواری دوره صفویه متعلق به یک قرن و به یک مکان را می‌توان دید اما همزمان یادآورد نقاشی‌های هرمینوس بوش از قرنی دیگر و مکانی دیگر است که دورنمایی از موجودات خیالی یا مردمان عبوس و از ریخت افتاده در میدان شهرست.

مواجه مستقیم و روبرو با یک پدیده مستلزم معرفت است. به نمایشگاه فرضی برگردیم: کسی که با قصد قبلی به نمایشگاه می‌آید، تابلوها را از روبرو نگاه می‌کند حتی ممکن است به چپ و راست برود و از اطراف آنرا برانداز کند، این شیوه‌ایست که عموما به کسب معرفت منجر می‌شود، امری که در دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی، مخاطب را انبانی از معرفت می‌کند. هر فرد به جهت کسب معلومات به موسسات آموزشی می‌رود. معلومات یکدست و بدون خلل و فرج تحویل "دانش جو" داده می‌شود. این شیوه مواجهه مستقیم است که عموم شهروندان بدان مشغولند.

اما در کژنگری، از بیراهه به واقعیت موجود نفوذ می‌کنیم. در کژنگری، صرفا مسئله معرفت درگیر نیست، بلکه خاطره و فانتزی (خیال‌پردازی) هم دخیل هستند. اگر در منطق بگوییم که خورشید در شب تابید، گفته می‌شود که جمع نقیضین محال است. اما در فانتزی این عمل رخ می‌دهد.

در نمایشگاه فرضی ما تابلوهایی را در نظر بگیرید که نه صرفا آبستره (انتزاعی- نوعی از نقاشی که پیشرفت اثر برحسب تصادف است) و نه صرفا فیگوراتیو (پیکره‌مند-نوعی از نقاشی برحسب محاسبه هندسی) هستند. هر دوی این سبک‌های نقاشی نیازمند معرفتی هستند که غالبا منتقدان و مورخان هنری در اختیار ببینده می‌گذارند. اما خصلت دوگانه نمایشگاه فرضی ما (که از اتفاق، این خصلت یگانه است) این است که هم آبستره و هم فیگوراتیو، جمع نقیضین را با هم دارد، در کژنگری است که این خصلت رویت می‌شود.

وقتی عابر با سرعت رد می‌شود، نقاشی‌ها او را وادار به مکث و توقف می‌کند. حرکت و توقف همزمان رخ می‌دهد. نقاشی‌ها در خود دو چیز متضاد را همراه دارند، هم می‌توان آنها را انتزاعی پنداشت که رنگ‌ها برحسب حادثه کنار هم چیده شدند، هم می‌توان اشکال فیگوراتیو در آنها دید. در واقع در تمام تابلوها می‌توان در یک چیز، دو چیز را دید.

پدیده‌ها عموما به این نیاز دارند که بیننده در مقابل آنها بایستد، مکث کند و غرق در آنها شود، اما خصلت دوگانه یک پدیده از خلال کژنگری، بیننده را وامی‌دارد نه از مقابل که از گوشه به آن نگاه کند، توقف او، حرکت است و حرکت او از این سمت پدیده به آن سمت پدیده، توقف در برابر آن است.

در کژنگریستن-فرضا در یک نقاشی- صحنه‌های زد و خورد میدان رزم، چنانکه در نقاشی‌های دیواری دوره صفویه متعلق به یک قرن و به یک مکان را می‌توان دید اما همزمان یادآورد نقاشی‌های هرمینوس بوش از قرنی دیگر و مکانی دیگر است که دورنمایی از موجودات خیالی یا مردمان عبوس و از ریخت افتاده در میدان شهر است. ترکیب‌بندی رنگ‌ها نیز آمیخته‌ای از رنگ‌های روشن مانند آبی آسمانی شاد همراه با رنگ‌های تیره غم‌آلود است. گاه در یک نظر می‌توان ردی از نقاشی قهوه‌خانه‌ای دید و همزمان از میدانچه یک شهر قرون وسطایی سر درآورد.

به این ترتیب، نوعی عمل دژاو (آشناپنداری) در کژنگری رخ می‌دهد. عابر در یک لحظه چیزی بیرون و بیگانه از خود می‌بیند که متعلق به خود اوست. رد پای چیزهایی را که قبلا دیده است، در یک پدیده یا نقاشی‌های فرضی می‌یابد. خاطره در عمل کژنگری بیدار می‌شود.

با راست ایستادن در مقابل دوگانیِ پدیده و با مقصود نگاه کردن تا بتوان هر جزء را شناسایی کرد، بیننده را به این نکته واقف می‌سازد که اساسا چیزی به نام صورت یا هیبت بدن‌ها وجود ندارد، هر چه هست، صورت انتزاعی است.

در نقاشی فرضی ما صورت و بدنی در میان نیست، اما هر بیننده‌ای می‌داند که آنها صورت و بدن هستند، یا زمانی بوده‌اند. در کمتر پدیده می‌توان حرکت و توقف را یکجا گردآورد، اما در عملکرد فانتزی (خیال‌پردازی) از این وجه یک پدیده پرده برداشته می‌شود.

حال ببینیم از نقطه نظر ژاک لاکان، کژنگری چگونه قابل تبیین است. دو "نظم نمادین" (یا واقعیت) و "امرواقعیِ" لاکانی را در نظر بگیریم (نظریه‌پرداز روانکاوی که امروزه فراگیر شده)؛ واقعیت یا نظم نمادین همان ساختارهاییست که زندگی ما را اشغال کرده است مانند نهاد دولت، خانواده، قانون و غیره که ما تحت سیطره آن عمل می‌کنیم؛ امرواقعی، آن چیزیست که وجود ندارد، نظم نمادین آن را حذف کرده اما ذهن ما مرتب به دنبال بازیافت آن است، یک "گمشده" که تنها فانتزی (خیال‌پردازی) می‌تواند آن را در درون نظم نمادین بازسازی کند. خاطره به او حکم می‌کند که به دنبال گمشده‌ای به نام امر واقعی باشد.

آشوب‌‌ها همانند آشوب‌های آخرالزمانی که در متون کهن توصیف شده‌اند، پدیده‌هایی هستند در زمان فاجعه یا پس از فاجعه و ویرانی محض. در آشوب است که نظم و انسجام و تشخیص مرزها، جای خود را به بی‌نظمی و درهم رفتن مرزها می‌دهد. در کنه آشوب، خصلت متناقض نهفته است. در این پدیدار آخرالزمانی، گویی همه چیز فورا و بی‌درنگ، و با هم رخ می‌دهد.

در این نوشتار، راست حرکت کردن یا راست نگریستن را می‌توان به منزله نظم نمادین دانست، زیرا عموم حرکت‌های ما معطوف به مقصد است و ما طبق قوانین این نظم در مسیرهای مشخص حرکت و نگاه می‌کنیم. اما برخلاف، کژنگری که بیدارشدن فانتزی است، حرکتی است غیرقابل پیش‌بینی و بیرون از قوانین نظم موجود نمادین. لاکان با وام از یک شکل هندسی تویوپ‌وار این نکته را توضیح داده: تویوپ یک حفره میانی دارد که از آن می‌توان به عنوان خلاء یا امرواقعی یاد کرد، حرکت در سطح تویوپ، همان حرکت در نظم نمادین است. اما اگر امرواقعی را شبیه یک حفره در نظر بگیریم که ما دائم حول آن می‌چرخیم، حفره‌ای که تویوپ (نظم نمادین) آن را حذف کرده و از ما دور نگهداشته، حرکت به سمت این حفره همانا به‌واسطه فانتزی میسر است. امر واقعی در ارتباط وثیق با کژنگری است. باید توجه داشت که مرکز ثقل تویوپ نه در خود آن بلکه در بیرونش، در فضای خالی آن وجود دارد.

مثال دیگری را در نظر بگیرید: اثر هنری که شبیه ساختن اندام‌واره‌‌ای منسجم از چیزهای بی‌ارزش و دور ریختنی زندگی است. با راست دیدن و از نزدیک در این اندام‌واره‌ها به قوطی‌های مصرف شده و شیشه خورد شده و تشتک پی می‌بریم اما در کژنگری و از دور گویی بدن یا صورتی در جلو عرض اندام می‌کند. فانتزی‌های ما (همان جمع نقیضین) آن بخش از زندگی ما هستند که دور ریخته شده‌اند که با گردآوری آنها، خیال‌پردازی ما تجسم و حیات می‌یابد. گویی خاطره‌ای کاملا فراموش شده، در اثر یک تصادف دوباره جان می‌گیرد و بازیابی می‌شود.

در اعمال روزمره، وقتی سیطره نظم نمادین برقرار است، خاطره وجود ندارد. خاطره جایی وجود می‌یابد که ترکی در نظم نمادین برداشته شود یا در مرکز ثقل آن، در بیرون؛ درست مانند حرکت هدفمند ما به آدرسی مشخص اما یکباره در اثر آشوبی خاطره بیدار می‌شود. داستان پینوکیو را به یاد آورید، آدمکی چوبی که قرار بود هر روز به مدرسه برود، اما آشوبی او را بازمی‌ایستاند، فرضا وجود "شهر بازی". گرچه آشوب روندی دردناک است اما سرانجامِ تعالی‌بخش در انتظار آدمک چوبی بود که او را به آدم بدل کرد.

آشوب‌‌ها همانند آشوب‌های آخرالزمانی که در متون کهن توصیف شده‌اند، پدیده‌هایی هستند در زمان فاجعه یا پس از فاجعه و ویرانی محض. در آشوب است که نظم و انسجام و تشخیص مرزها، جای خود را به بی‌نظمی و درهم رفتن مرزها می‌دهد. در کنه آشوب، خصلت متناقض نهفته است. در این پدیدار آخرالزمانی، گویی همه چیز فورا و بی‌درنگ، و با هم رخ می‌دهد.

هم این است هم آن؛کژنگری، تداعی‌کننده اصطلاح «AT On» در زبان انگلیسی است؛ که چند معنا را دربردارد: به یکباره رخ دادن چیزی؛ همزمان بودن، هم این و هم آن، و "از یک طرف..." "از طرف دیگر..." یادآور شعری از شاملو نیز هست‌: نه در رفتن حركت بود نه درماندن سكونی. 
 

منبع: بی بی سی


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.