دوشنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۵ -
- 20 Feb 2017
23 جمادى الأولى 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
حق و فرصت برابر، پرداخت هزینه همگانی
این نابرابری، در گذر زمان و کم کم، شمار بیشتری از مردم را به گوشه تنهایی یا بی خیالی یا ناامیدی رانده است 

 


برای گفتن آنچه این نوشته می خواهد بگوید، می توان به گذشته های دورتر هم بازگشت و نگاهی به آن روزگاران هم انداخت، اما به گمانم نگاهی به سی و هفت سال گذشته و یادآوری یک ویژگی ناسازگار با روزگار اما همانند با پیش و پس از آن، می تواند نشان دهد که همچنان در دامی گرفتاریم و دست و پا می زنیم که تا بندهایش بریده نشود، راه رسیدن به امید و آشتی و آرامش و پیشرفت پایدار و خرسندی ماندگار با همراهی همگانی چندان هموار نخواهد شد.

باور به تافته های جدا بافته و بروز و شکل گیری این گروههای جدا و فراتر از مردم چه در قدرت و چه در بیرون از آن، آنهم نه به بهانه خدمتی ویژه و ارزشمند و اگر نه نایاب که کم یاب، یا از خود گذشتگی ملی و دانش و ابتکاری، یا برآمده از یک یا چندین انتخابات، بلکه بر پایه وابستگی ها و نزدیکی های گروهی و باندی و فامیلی که همچنان در لابلای نوشته ها و سخنان سخنگویان این گروه ها در پشتیبانی از کسی یا گروهی و نادیده گرفتن شمار بسیاری از مردم آشکارا دیده یا شنیده می شود، سدی بلند و سخت در مسیر رسیدن به آرامش و خرسندی همگانی و پایدار است.

در فضایی که اقتصاد نفتی و دولتی، سهم و اندازه و سقف نابرابری از بهره مندی و فرصت برخورداری از رفاه و آسایش به سود تافته های جدابافته و نزدیکان آنها و زیان دیگران ایجاد کرده است، کسانی بوده و هستندکه شوق و آرزوی ورود به این گروه ها را در سر داشته و دارند و به ماندگاری آن یاری رسانده اند و کسانی نیز بر آن بوده و هستند تا این تافته های جدا بافته را به زیر بکشند و گاه چنین کرده اند با این انگیزه که اگر نمی توانند به برابری دست یابند، دستکم خواب آن تافته های جدا بافته را آشفته کنند، گروهی هم به نا امیدی در افتاده اند و از همراهی با این یا آن باز ایستاده اند.

پس از انقلابی با هدف به زیر کشیدن سیستمی که کسی از آن میان آمادگی نداشت از باور به برتری شماری کم شمار بر دیگران دست بردارد و دستیابی به قدرت را به رقابت بگذارد یا دستکم فرصت برابر برای همگان ایجاد کند، این موقعیت بازسازی شد و به برآمدن تافته های جدا بافته از میان وابستگان به این و آن انجامید، اقتصاد همچنان نفتی ماند با این گمان همگانی که سودش بیش از گذشته به جیب کسانی در رده های بالای حکومت یا نزدیکان آنها می رود و باز قصه تلخ خالی کردن زیر پای این و آن برای پاک کردن این میدان از دیگران به هر بهایی و با هر ترفند و نیرنگ و نابکاری ای.

آنچه از سر گذرانده ایم نشان داده است که برای رسیدن به آرامش پایدار، باید این بند به سرپنجه تدبیر باز شود و پذیرفته شود که رانده شدن به گوشه تنهایی، نداری، بیکاری، ناتوانی در درمان بیماری، کتک خوردن، بی آبرو شدن با راست و دروغ، دشنام شنیدن و کوچک شمرده شدن، سرگردانی در هزار توی ادرات دولتی، دریافتی کم در برابر هزینه های کمر شکن، پرداخت تاوان گناه یا تاوان ایستادگی و حق گویی و حق خواهی و مردم مداری در سیاهچال هایی به نام زندان، پاسخگویی به دادگاه هایی که حقوق شهروندی و انسانی در آنها نادیده گرفته می شود و زیر پا گذاشته می شود، نادیده گرفته شدن، بی بهره ماندن از حقوق شهروندی و انسانی و بسی دیگر، اگر بد و ناپسند هستند برای همگان هستند نه تنها برای کسی یا کسانی از میان گروهی، و دانسته شود که دلخوشی، رفاه، بهره مندی، آسایش و آرامش، و امنیت و بسی دیگر حق یکایک مردمان این کشور است، و دانسته شود که دلخوشی همیشگی به چنین سازوکار و چیرگیِ برقرار که برای بسیاری به پایان رسیده است و برای هیچکس پایان ناپذیر نبوده و نیست، اندیشمندانه نیست.

شایسته است با نگاهی به پشت سر دریابیم که این نابرابری، در گذر زمان و کم کم، شمار بیشتری از مردم را به گوشه تنهایی یا بی خیالی یا ناامیدی رانده است که برای هیچ جامعه ای خوشایند و سودمند نیست و می تواند هر کشور و هر مردمی را در برابر هر بادی لرزان و شکست پذیر کند.

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.