شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ -
- 16 Nov 2019
17 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
فرهنگنامه سبز (8):  وزیر


وزیر( Vazir ): یکی از اشیائی که در کابینه حضور دارد و رئیس جمهور می تواند کارهایی را که دوست دارد با آن بکند. نمونه کارها: " پرت کردن بیرون. استعفائیدن. نصب کردن در جای دیگر. وصل کردن سر جای قبلی. پرت کردن از پنجره". جمع وزیر: وزرا. وزرا همچنین نام خیابانی است که کمیته منکرات در آن قرار دارد. سر وزرا: سینما شهرفرنگ سابق. وسط وزرا: کمیته منکرات. ته وزرا: ته وزرا یک سراشیبی تند است که در آن تصادف زیاد می شود. سمت چپ وزرا: اکثرا بن بست است. سمت راست وزرا: به بزرگراه ختم می شود و با هر سرعتی در آن می شود رفت و تصادف کرد. در سایر کشورهای جهان وزیر کسی است که نظراتی دارد، کارهایی می کند و حرفهایی هم می زند و ممکن است با رئیس جمهور مخالف باشد و اخراج هم نشود.

 

شرایط وزارت: همکلاسی سابق، همکار سابق، مسوول سابق تبلیغات رئیس جمهور، باجناق رئیس جمهور، باجناق باجناق رئیس جمهور، پدر عروس رئیس جمهور، آشنای تشکیلاتی رئیس جمهور، هماهنگ با رئیس جمهور، شیفته رئیس جمهور، خراب رئیس جمهور، شوهر نویسنده طرفدار رئیس جمهور و سایر چیزهای رئیس جمهور. در کارهای اجرایی مانند عملیات نظامی، بازجویی و تبلیغات انتخاباتی تجربه داشته باشد.

 

وزیر( آن کس که میثاق کند و اخراج نماید، منتهی الارب)، وزائر، یا اوازیر( جمع مکسر تعدادی وزیر که اگر عکس آنها را یکجا بیند، یک ماه خواب بر او حرام شود، الکنجد)، وزر و بال( آن کس بود که وبال گردن شهردار بود و برای وزارت بال بال زند، اللغه المعرب فی الفرس) وزیرانده شدن( بازگشتن شتر به خانه صاحبش یا بازگشتن دختر به خانه پدر بعد از طلاق یا بازگشتن وزیر به روزنامه بعد از استعفا، المصدر الکبیر)

 

وزیر در تاریخ ادبیات: " کی دوره مبارزه با استکبار بوذ و هر کس وزیر بیکار بود، پس محمود خان با اسفندیار داخل بوذ و اسفندیار همان بوذ که اول هاله دیذ. پس گفت هر کس من رئیس جمهور او شوم، این هم رئیس جمهور او شوذ. گفتند احسنت احسنت و چهار تن احسنت نگفتند و حکم نبشت و گفت ایدون پرمایم اینان زرتی بروند، وزیران گفتند: ایدون باد.... ایدون تر باد!" ( نسخه پارسی دری وری، چاپ بمبئی، ص 183) " اسفندیار وزیر از عثمانی بیامد و دو ضعیفه بر او رقص همی نمودند و یک لمحه چشم برنداشت، تا به پای تخت رسید و محمود بر او خشم نمود و گفت خوب است دختری بداری برقصد، گفت دختری دارم عروست شود، پس عروسی گرفتند و عکس ها برداشتند و هر کس آن عکس ها بدید گفت واوووو ."( سمک عیار، بازگشت اسفندیار وزیر، ج 4، 325) " امیر محمود چون بار نشست کار راست کرده بودند، خلوت کرد با سپاه سالار حاجی فیروز و حاجب بزرگ مجتبی و چند وزیر، گفت اسفندیار ما را بی دردسر می دارد، و وزیری می شاید که بی واسطه او کار راست نیاید، کدام کس جز او شناسید؟ گفتند: یک میلیون کس، پس همه را بیرون همی کرد."( تاریخ بیهقی، رای زدن در انتخاب وزیر، ج2، ص503)

 

" نقل است شیخ محمود به پنجاه سنه پیراهن پاره پوشیدی، و هیچ نخوردی، و هیچ نیاشامید، و دایم الله اکبر می گفت، و سر به صحرا نهادی، و کفش او هزار وصله داشت، تا کسان جمع شده او را به وزارت برگزیدند، چون به وزارت رسید، خلعتی پوشید و غذایی بخورد و کوکاکولا نوشید و نیویورک برفت و صد کفش گوچی همی ابتیاع کرد، اما مردمان بعد از چهار سنه، پیراهن پاره پوشیده، هیچ نمی خورده، هیچ نیاشامیده، سر به صحرا نهاده، هیچ کس کفش نداشت و دائم مردمان الله اکبر همی گفتند، و این از کرامات شیخ محمود نورالدین بود."( تذکره الاولیاء، ص 803)


وزیر در ادبیات فولکلوریک: " یکی رو توی ده راه نمی دادند، سراغ کابینه هیات دولت رو می گرفت."، " هر چیز که خوار آید یک روز بالاخره وزیر می شه."، " نزدیک وزیر نخواب، خواب آشفته نبین"، " استعفا ندادی، شب درازه!"، " میخوای وزیر شی، یا دور شو یا کور شو"، "خوشا به حال کسائی که مردن و دوران تو رو ندیدن" ( در این ضرب المثل واژه وزیر مستقیما استفاده نشده است.)، وزیری که رئیس جمهور تعریف شو بکنه، برای رهبر خوبه"، " وزیره شنا بلد نیست، هم زیرآبی می ره هم انتخابات برگزار می کنه"، " کاش ننجونش زنده می شد، این دورونم دیده می شد"، " پول که از نفت فراوان بود، کار وزارت همه آسان بود" 

 

دو بیتی

وزیری و وزیری  و وزیری

از اون وقتی وزیری سر به زیری

شنیدستم که اخراجت بکرده

دیه غصه نداری تا بمیری

 

 

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.